سلام.
اول بگم بخش مهمی از حرفام مونده انشاالله پاسخ ها تموم بشه میگم ... من اصلا همه خانم ها رو جمع نبستم خانم مصباح الهدی و سو تفاهم نشه و گفتم در اطراف من عده کمی با این تفکرات هستند.حالا اون قسمت های دیگه رو بگم بیشتر متوجه منظورم میشید.(پست های بعدیتون رو سریع نگاه کردم گفته بودید نباید این قدر سطحی فکر کنید که چون چیزی را نمی بینید پس وجود نداره و در جای دیگه هم گفتید جمع نبندید)
پست اول خانم مصباح الهدی:
دانشجوی کارشناسی هستم در اوایل جوانی و شاغل هم نیستم.اقدام به خواستگاری هم خیر البته خانوادم مشکلی ندارند ولی خودم میدونم آماده نیستم.تهران خیر ولی در شهری بزرگ.
خب این سه مورد رو راهنمایی بفرمایید.البته کمی مطالعه قبلا داشتم و قراره بقیه مقالات سایت رو هم مطالعه کنم.
از نظر دین در اعتداله انگار (به جز موارد اندکی که فکر کنم اشاره کنم) اما با جامعه خیلی فاصله داره.انگار دهک آخر جامعه ام
تو همین انجمن که دیدم خانم های مذهبی و معتقد زیادن هنوز هیچکس جز شما چیزی نگفته.در واقع حس میکنم همون طور که گفتم نماز خون و با اخلاق زیاد داریم اما از نظر پوشش و ... عده زیادی لزومی نمیبینن انگار به خصوص در حدی که شما گفتید (فقط وجه و کفین بیرون باشه) دوست دارم بدونم چه تعداد از خانم ها هم نظر هستند با شما و بقیه خانم ها به نظرشون غیرت قابل قبول تا چه حد هست؟یا خودشون رو تا چه حد ملزم به رعایت چه مسایلی میبینن؟(لازم نیست همه پست ها رو بخونید که فقط نظرتونو بگید) ضمنا همچنان منتظر کتاب یا سخنرانی یا ... نیز هستم
استدلالتونو متوجه نشدم.چون هر دو طرف کم هستند حتما همو پیدا میکنیم چون یک به یکه؟به نظرم احتمال این که دو طرف همو پیدا نکنن بیشتره.یا با موردی که بهشون نمیخوره ازدواج میکنن یا مجرد میمونن.
خب پس این سوال بی جواب شما هم هست و سردرگمی من نیز ...
اونا برای چی حسودیشون شه؟فعلا به نظر میاد در اکثریت هستند و زندگی هاشون رو به اوج.دستشون باز برای انتخاب و فکرشون راحت و بی دغدغه ی پوشش و ... همسر.کاری به دسته ی بدکار و فاسد ندارما.مواردی که من مثال میزنم افرادی هستند که به همسرشون هم حداقل در عمل که ما میبینیم وفادارند و فقط به پوشش الزامی ندارند نه اینکه اهل خطا باشند.(مثلا همون آشنامون)
این دسته هم برای خودشون غیرت قائلند ولی در حد همون رابطه ج ، برای همین به امثال من حسودی نمیکنند چون افراط میدونند.مثلا بگن خوش به حالت که سخت میگیری؟خوش به حالت که انتخاب کردن برات سخته؟ خوش به حالت که تو هر جمع اطرافت فقط خودت با خودت هم عقیده ای و کلا ترجیح میدی سکوت کنی؟ 
منطق منم میگه مرد هم مقصره اما حدیثش رو یا نشنیدم یا فراموش کردم این به ازای هر قدم رو میشه بگید؟
دلایلتون:
1-بله البته به استثنا زنانی که به عمد و برای اذیت کردن،جلب توجه،دیدن واکنش پسرای اطراف و ... این مدلی حضور پیدا می کنند.(بلانسبت خانم های محترم تالار)
2-بله کاملا واقفم.با وجود اندک مطالعه ای که داشتم و گشتن در این تالار نیاز به توجه،نیاز به تعریف زبانی و یا حتی نیاز به قدردانی ، عذرخواهی و ... رو میشناسم و فکر میکنم خوب از پسش بر میام چون روحیه خودم هم سازگار با این موارده.(تعریف و قدردانی و ...) اما بازم دو احتمال وجود داره (نمیگم همه این طورن ولی تشخیصش چطوره؟) :
- نیاز به دیده شدن بیشتر و محک زدن جذابیتش برای بقیه
- درک نکردن علت حجاب.مثلا این جمله معروف "مگه مو چه تاثیری داره؟"
این دو مورد رو راهنمایی کنید چطور میشه تشخیص داد جزو این دو دسته نباشه و با چه سوالات یا رفتارهایی؟
3-چطور باید مطلع کرد؟بگیم که مثلا نپوشوندن مو رو آقایون اثر داره؟اگه آره اولا راستش منم فکر میکنم رو خیلی آقایون واقعا مو به تنهایی اثر نداره شاید اشتباه کنم.مگه این که همراه با آرایش غلیظ ، عشوه یا ... باشه.
دوما چطور بگیم که خودمون محکوم به انحراف نشیم؟(نشیم کافر که همه را به کیش خود پندارد ! )
نکات:
رابطه خوب با پدر فکر کنم اکثر دخترا دارند.سه موردی که فرمودید (رابطه با پدر ، مدیر بودن پدر و علاقمند بودن به مادر ، تواضع مادر نسبت به پدر) رو چطور میشه مطمئن شد و با چه سوالاتی؟ چون بالاخره نمیشه بگیم پدرتون به مادرتون علاقه داره؟
در ضمن این که فرمودین فارغ از عقیده مذهبی ، یعنی حتی بدون اعتقاد مذهبی با این سه مورد دختر با حیا میشه.خب این ها فکر کنم همونایی هستن که من مثال میزدم! یعنی اخلاقا پاکن اما اعتقاد و الزام به پوشش مو یا لباس غیر جیغ یا ... ندارن.این بده؟
البته در این حد از مثالی که زدین من بدی نمی بینم!!!
مگه بیشتر از این هم میشه؟
خب پس این نکته مثبتی تلقی میشه!
بله اگه همسرم چنین دیدی داشته باشه.اما وقتی صمیمیت بین دخترا رو میبینم فکر میکنم خیلی دوست دارن با دوستاشون دائم جلسات زنونه و بازار و ... برن.نمیدونم همسر هم همونقدر براشون لذت داره؟ من دوست دارم بیشتر از اون مقدار زمان که با دوستان هستیم با هم باشیم.
در کل زن و شوهر به نظر من باید بهترین و صمیمی ترین دوست هم باشند.
کاملا موافقم.
ببینه از اینکه به علاقه مندیهاش برسه خوشحال می شید و برای رسیدن به آنهاحمایتش می کنید .درواقع رفیقش هستین نه رقیبش.)
موافقم ولی این علاقه ها مثلا کار و تحصیل همچنان اولویت های بعدی باشه.یعنی مثل این فیلما خانم دکترا صبح تا شب سمینار و همایش و ... نباشن.خلاصه همسرداری و خانه داری فراموش نشه.
نترسه که اگر حرفش را به شما بزنه شما غیرت بی جا نشون بدین و یا واکنش بد نشون بدین.
قبول دارم ولی مثلا شامل صحبت در مورد خواستگارای قبلیش و ... نمیشه به نظرم.فکر کنم قبول دارید که این مورد باید رعایت بشه اما در مورد مزاحمت و ... درسته.البته با آب و تاب تعریف کردن از یه مرد دیگه یه مقدار حسادتمو برمی انگیزونه متاسفانه و دست خودم نیس نمیدونم چطور کنترلش کنم؟
وگرنه همه بلدند داد بزنند. همه بلدند واکنش بد و تند نشون بدن.عصبانی شدن را همه بلدن!ولی این ها هیچ کدوم مدیریت نیست.
نه من داد زدن بلد نیستم ولی فکر میکنم باید کمی تحکم مردونه رو یاد بگیرم؟! چون دیدم خانم هایی که بدشون نمیاد گاهی خشونت لفظی یا داد کمی ملایم یا اخم یا چشم غره شوهرشونو ببینن و حس کنن مرده؟! برداشتم از بعضی پست ها و تاپیک ها این بوده؟! چطور یاد بگیرم در حدی که زیاد نباشه؟
1-به نظر منم مهمه ولی چطور تشخیص داده بشه؟عاطفی بودن من چطور متمایز بشه از لوس بودن؟دیدین برخی خانم ها کلمه عاطفی اونارو به تهوع میندازه؟مثلا فکر میکنن شاید یعنی یجور "اوا خواهر بودن" ؟! یا مثلا بعضی آقایون ممکنه زود به زود جلو همسرشون گریشون بگیره.میخوام تمایز بدم بین این مورد ها.یعنی میگم عاطفی با اینا اشتباه نشه؟
2-بله این راهکار هم مدنظرم هست ولی گاهی جوابی که مرد میشنوه مثلا این که بگیم به خاطر خودته جواب میشنویم تو حساسی یا سخت میگیری یا شاید بدتر بشنویم که تو خودت فلانی و فکر میکنی بقیه هم این طورن.یعنی گفتن این که همجنسامو میشناسم مترادف بدینی و شکاکی و بد دلی و ... (اگه خانم اعتقاد زیادی نداشته باشه به حجاب احتمالا این طور میشه و اگر هم داشته باشه که خب خودش رعایت میکنه دیگه غیر اینه؟ )
3-آره این که "دخترهای عاطفی کلا روابط عاطفی خوبی با سایرین دارند" اگر روابط دیگش نرمال نشه دردسره.چطور میشه مطمئن شد که این تعادله برقرار میشه حتما؟ بالاتر گفتم وقتی صمیمیت زیاد چند دختر که با هم خیلی رفیقن رو میبینم میگم شاید حتما همسرشون هم نتونه جای اینارو بگیره.نه که رفاقت تعطیل اما اولویت همسر.نه این که منو به خاطر قرار دوستانش ول کنه یا مثلا وسط حرف زدن من تلفن زنگ بخوره بره یک ساعت با دوستانش حرف بزنه منو یادش بره (حسودیم میشه) یا ...
در ضمن مثلا با چه سوالاتی (چند مورد لطفا) حد رابطه با دوستان بعد ازدواج رو میشه فهمید غیرمستقیم؟
تو لینک #27 نوشته بودید:
حجاب را تکلیف عاشقانه ای می بینم که باعث میشه تمام عشق و زیبایی هام فقط و فقط برای یکی باشد و بس!
به خصوص قسمت سبز رنگش رو دوست داشتم و میخوام که همسر آیندم همچین تفکری داشته باشه.شاید اولویت اولم همین باشه.این رو با چه سوالاتی (چند مورد لطفا) میشه مطمئن شد؟
این نامه نوشتنتون برای آینده هم جالب بود برام.
نکته آخر:تو یکی از پست هاتون که لینک دادید خوندم از خواستگاری خسته شدید و میخواید این خواستگار بعد ماه رمضان همون همسرتون باشه درسته؟ در واقع از پیدا نکردن کسی با معیارهاتون خسته شدید انگار؟
به نظرم حس منم همینه البته شما خواستگار براتون اومده و من هنوز نرفتم خواستگاری.
ولی منظورم اینه شاید بتونید منظورم رو درک کنید.
در اطراف شما کسی سازگار با همه معیارهای اصلیتون کمه.
فقط با این فرق که شما مقاومت کردید ولی من از تنهایی (منظورم تنهایی عقیده در بین اطرافیان و در جمع دوستان همجنس) خسته شدم و داشتم راه رو کمی تغییر میدادم که البته مثل اینکه منصرف شدم فعلا با این صحبت ها و ممنون.
این پستم خیلی طولانی شد جواب بقیه پست ها و حرف های موندم در پست های بعد.فقط لطفا دوستان دیگه هم نظر بدن که هم نظرشونو بدونیم و هم بعد پست من پستی بخوره که دو تا پست طولانیم ادغام نشه و بد شکل بشه.
علاقه مندی ها (Bookmarks)