به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 25

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 06 فروردین 97 [ 23:21]
    تاریخ عضویت
    1392-5-26
    نوشته ها
    85
    امتیاز
    4,283
    سطح
    41
    Points: 4,283, Level: 41
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکرها
    3

    تشکرشده 17 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوست عزیزم ممنون از توجهتون.هنوز فرصت نکردم فایلو گوش بدم در اولین فرصت چشم.ولی میخواستم بدونم شما از نوشته هام چی دیدین که متوجه شدیم من اقتدار همسرمو شکوندم.حرف زدنش نیشداره.مثلا تو موضوع جهیززه هیچوقت دلم نمیخواست حرفش پیش بیاد.اما وقتی سر یه هدفون کم ارزش زحمات و حاصل یه عمر زحمت پدر و مادر منو نادیده میگیره چطور ناراحت نشم.تا حالا هزار بار بحث سر وسایل مجردی خواهرم که برده خونه شوهر شده و براش توضیح دادم دوباره تکرار کردنش ایا هدف ازار من نیست؟یا حالش خیلی خوبه یا بد.و ااخموست و بیشتر اوقات بحثی که پیش میاد حرفاش ازاردهندست نمیتونه بدون ناراحتی بحثیو پیش ببره.هر کی هر چی بگه به خودش میگیره و بهش برمیخوره درحالی که خودش با دیگران اینطور نیست و گاهی حرفاش دیگرانو میرنجونه.لطفا راهنماییم کنید حس تحقیر شدنم خیلی ازارم میده با اینکه دوست دارم زندگیم درست بشه ولی همش تو ذهنم اینه که فایده نداره وقتی یه چیزایی خراب شده

  2. کاربر روبرو از پست مفید مایکا تشکرکرده است .

    نارجیس (دوشنبه 29 تیر 94)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 شهریور 96 [ 00:37]
    تاریخ عضویت
    1394-4-23
    نوشته ها
    641
    امتیاز
    12,858
    سطح
    74
    Points: 12,858, Level: 74
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 392
    Overall activity: 26.0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,477

    تشکرشده 767 در 424 پست

    Rep Power
    113
    Array
    سلام من دو سال ازدواج کردم من وهمسرم عااشق هم بودیم ولی کم کم تو زندگی این داره کم میشه اونم تقیبا خیلی حساسه سریع حرفها بهش برمیخوره ولی خدارو شکر الان کمتر شدهتو دعوا هم گاهی حرفای بدی میگه من معمولا سکوت میکنم ولی گاهی جواب میدم اما وقتی جواب میدم خیلی اوضاع بد میشه ولی وقتی سکوت میکنم بعد مثلا یه ساعت خودش پشیمون میشه به رو نمیاره ولی از حرکاتش معلومه بنابراین بهتره بهتره تو دعواها سکوت کنی اینقدر بگه تاخالی شه ولی شما سکوت کن یا اگه ناراحت نمیشه مثلا برو اشپزخونه خودت سرگرم کن یا دسشویی بعد که اروم شه چون توچیزی نگفتی هرچند به روت نیاره خودش رو مقصر میدونه بنابراین خودش کم کم حرف رو باز میکنه مثلا شاید بگه غذا بیار یا چیزای نامربوط بگه واین نشون میده پشیمونه ولی چون مغروره برو نماره تو هم انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده بروش نیار اون شروع کرد بهحرف تو هم با احترام حرف بزن ولی توخوشیا بهش بگو مابایدبا احترام با هم حرف بزنیم یاد دوران نامزدی بندازش از چیزایی که ناراحتت کرده با سیاست وشیطنت بگو بگو همونطور که دوست داری من خونوادت احترام بذارم تو هم شاید از خونوادم خوشت نیاد ولی چون میدونم دوسم داری احترام بذار کم کم درست میشه به خونوادت یهجورایی بگوبیشتر بهش احترام بذارن گاهی از خودت بگو مادرم امروز خیلی حالت پرسید یا خیلی. دوست داره میگه خیلی بهت برسم یکم خالی ببند بینشون خوب بشه همینطور پیش خونوادت بگو شوهرم شما رو خیلی دوست داره کلا باید هوای دوطرف داشته باشی کم کم به امید خدا درست مشه سخنرانیهای دکتر حبش رو حتما حتماحتما گوش کن همش رو
    ویرایش توسط ستاره زیبا : شنبه 27 تیر 94 در ساعت 18:20

  4. کاربر روبرو از پست مفید ستاره زیبا تشکرکرده است .

    نارجیس (دوشنبه 29 تیر 94)

  5. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 06 فروردین 97 [ 23:21]
    تاریخ عضویت
    1392-5-26
    نوشته ها
    85
    امتیاز
    4,283
    سطح
    41
    Points: 4,283, Level: 41
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکرها
    3

    تشکرشده 17 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوست عزیز فایلارو گوش دادم
    میدونم منم یه جاهایی خیلی حساسیت به خرج دادمو زودرنج بودم بیخودی یه حرفو و بحثو کش میدادم.گریه میکردم وقتی ناراحت میشدم و اخم و گاهی قهر
    الان یه مدته خدارو شکر خیلی شوهرم ارومتر شده و رفتارش بهتره
    اما واقعا فکر گذشته عذابم میده.همش حس میکنم همه چیز خراب شده و دیگه ارزش نداره
    زمانی ارزش داشت که اون مسائل و دلخوریا نبود حالا که هست دیگه هیچ چیز به چشمم نمیاد
    مثل یه کاغذ سفید که چندتا نقطه سیاه کثیفش کردن دیگه پاک و بینقص نیست
    با این حسم چه کنم
    دگاهی خیلی احساس رضایت دارم از رابطمون ولی یهو یاد بی احترامیاش میافتم و میگم اگه واقعا دوستم داشت اون حرفارو نزده بود.حتی اگه خیلی عصبانی هم بود باید مراعات میکرد و خوددار بود و منو نمیرنجوند
    خیلی از گذشته ناراحتم و مدام تو گذشته سیر میکنم با اینکه میدونم اشتباهه.

  6. #4
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود بانو

    بشخصه الان بطور دقیق متوجه مشکل بین شما و شوهرتان نشدم؟!!میشه بر اساس اولویت بندی مشکلات بین خودتان را مطرح کنید
    مسائلی که عنوان کردید خوب در بین اکثر زوجین این مشکلات وجود داره یکی کمتر و یکی بیشتر که برای حل اینگونه مسائل نیازمند کسب مهارت های لازم هستید و صبور بودن
    بهتره شناخت خودتان را نسبت به آقایان بالا ببرید اینجوری خیلی راحت تر میتوانید فضا را مدیریت کنید
    از انجام هرگونه بحث خودداری کنید با منطق جلو رفتن با آقایون در اکثر مواقع جواب نمیده
    مقالات سایت را مطالعه کنید و در زندگیتان بکار ببندید
    گذشته هرچی بوده متعلق به زمان خودشه اسمش روشه گذشته لطفا اتفاقات افتاده را شخم نزنید
    در زمان عصبانیت نقل و نبات پخش نمی کنن امکان داره طرفین حرفهایی بینشان رد و بدل بشه که واقعا بهش اعتقادی نداشته باشند و بعدها از زدن آن حرف ناراحت بشوند
    سهم خودتان ار از اتفاقات پیش امده بپذیرید
    از زدن برچسب به شوهرتان خودداری کنید

    مقاله خطاهای شناختی را مطالعه فرمایید:
    http://www.hamdardi.net/thread-154.html


    اینو اول بخوان

    کارگاه خانواده موفق - مرد مقتدر / زن لطیف

    کارگاه آموزشی - آداب گفتگو را با هم یاد بگیریم


    این مقاله را حتما بخوان نکات کاربردی در زندگی متاهلی

    (:) نکته های کاربردی عمومی >>>

    لینک های مهارت های ارتباطی و رفتار جراتمندانه

    چگونه منفعل نباشیم؟

    اینا هم تاپیک های she هستش.

    مشاوره تخصصی با جناب sci

    کارگاه آموزشی - رفتار جرات مندانه

    برای اولین بار جراتمندانه حرف زدم و کارم به طلاق کشیده

    و از همه مهمتر این لینک

    تفاوت بین زن و مرد از نظر دیدشان نسبت به مسائل مردهای منطقی و بانوان احساسی

    استقبال از شوهر، چرا؟

    نیاز دارید از ظرافت های زنانه خودتان بیشتر استفاده کنید بانو این خیلی کمک میکنه به شما برای اینکه رابطه بهتری با شوهرتنان برقرار کنید و حرفتان را همب زنید و نتیجه هم بگیرید.
    خیلی کارایی داره.
    لطفا بجای ادامه دادن تایپیک مقالات را با دقت فراوان مطالعه کنید اینجوری بسیار زودتر به نتیجه میرسید
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  7. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 06 فروردین 97 [ 23:21]
    تاریخ عضویت
    1392-5-26
    نوشته ها
    85
    امتیاز
    4,283
    سطح
    41
    Points: 4,283, Level: 41
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکرها
    3

    تشکرشده 17 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام جناب خاله قزی
    ممنون از توجهتون
    مشکلات من با همسرم
    1-زود عصبانی شدن و پرخاشگری و داد زدن همسرم
    2-بی احترامی در حال بحث(عبارات توهین امیز که نمونش توی تاپیک اول بود)
    3-شوخی های آزار دهنده که نه تنها دلنشین نیست برخورنده است(مثلا خیره سر-تو بزمجه منی -اون دنیا رفتی جهنم باید فضولات حیوونارو جمع کنی -یه لباس دارم خالخالی سیاه و سفید میگه لباس گاوی و....)من نباید ناراحت بشم چون همسرم گفته هر چی میگه باید بپذیرم و اگه ناراحت بشم قهر میکنه و میگه بچه یا لوسو...بارها گفتم این نوع شوخیا باعث کدورت و سردی میشه اما میگه هر چی میگم حق ناراحتی نداری و بعد دست پیشو میگیره
    4-حساسیت های بیمورد روی حرف دیگران. و برخوردن بهش و ایراد گرفتن ازشونو طعنه راجع خانوادم یا فامیلو با بدجنسی حرف زدن(بابات زن ذلیله.مامانت دیکتاتور فامیله و از فلانی خوشم نمیاد تازه بیدلیل و...حتی به روابط شخصی مادر پدر من گیر میده فقط واسه اینکه مامانمو بکوبه)کارت عروسی خاله کوچیکمو دیده واسه مسخره میگه مال عمته(عمم 60 سالشه)و بدجنسی هایی از این دست
    اما خانواده خودش همیشه منظوری ندارن و ساده ان و....
    اینا مشکلات من به صورت کلیه
    اموزش هایی هم که گفتین دارم مطالعه میکنم
    باز هم سپاس از لطفتون

  8. #6
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مشکل حادی در زندگی شما وجود نداره فکر میکنم مشکل اصلی عصبانی بودن و پرخاشگری موقع عصبانیته که هم شما و هم ایشون میتوانید با کسب مهارت این مشکل را حل کنید یا حداقل تعدیل کنید.فعلا که فقط ما به شما دسترسی داریم پس روی رفتار شما باید تمرکز بکنیم چون نصف این معادله شما هستید بانو.
    عصبانيت شوهر




    روي چند مورد به صورت ويژه بايد کار کنيد.

    1. شناسايي زمينه سازهاي عصبانيت همسرتون

    2. شيوه صحبت کردنتون با همسرتون در زماني که احساس مي کنيد داره وارد چرخه خشم ميشه

    3. تشخيص علائم چهره اي و هيجاني و رفتاري همسرتون پيش از پرخاشگري

    4. فراگيري مهارت ترک موقعيت و توافق با همسرتون درباره اون در زماني که در شرايط عادي هست

    لطفا براي موارد يک تا سه، توضيحات کافي و چند مثال بياريد تا درک بهتري از موقعيت پيدا کنيم.


    يا مثلا شيوه جمله بندي تون چگونه هست؟

    مثلا بهش ميگيد«تو اصلا به من توجه نداري!» يا نحوه بيانتون به گونه ديگري هست؟

    و اينکه در شرايط عادي رفتارتون با هم چگونه هست؟

    ميتونيد از ويژگي هاي مثبت همسرتون هم چند مورد نام ببريد؟

    اين اطلاعات رو لطفا به صورت دقيق و کامل در اختيارمون بگذارين تا بهتر بتونيم کمک کنيم.





    من يه بار داشتم سخنراني دکتر کيهان نيا ( روان شناس ) رو تماشا ميکردم - ايشون داشتن در مورد
    همين موضوع صحبت ميکردن چکيده اي از اين مطالب و براتون ميگم .
    مردها در هنگام عصبانيت خيلي از لحاظ فکري ضعيف ميشن و قدرت تجزيه و تحليل مطالب رو ندارن
    - در چنين مواقعي هميچ کدوم از دلايل و برهان هاي خانم از ديدگاه مرد قابل قبول نيست .
    راهکار دکتر اين بود که بهترين شيوه براي ايجاد آرامش و خاموش کردن
    فضاي جنجالي بحث و مشاجره اين هست
    که خانم حتي اگه درصدي هم مقصر نيست اشتباه رو گردن بگيره - و عذر خواهي از آقا کنه .
    از نظر خيلي از خانمها اين يعني تحقير و گردن گرفتن اشتباه نکرده .
    که کاملا درسته و دکتر براي اين موضوع راه کاري هم ارائه دادن .
    بعد از چند روز که فضا آروم تر شد و مرد ذهنش آزادتر بود و آرامش براي تحليل و فکر کردن رو موضوع رو داشت .
    خانم بايد با کمال آرامش از مرد درخواست کنه که در مورد موضوع صحبت کنن...
    وقتي ذهن مرد ازاد باشه راحت تر ميتونه فکر کنه ..در چنين مواقعي درسته که اول خانم
    بابت اشتباه نکرده عذرخواهي کرده و تحقير شده - ولي اين طوري مرد
    آرامش فکر کردن رو موضوع و تحليل کردن اون رو داره و تو اين موقع اين مرده که بابت اشتباهش عذرخواهي ميکنه .


    درست است که شوهرت شخصيت عصباني داره. ولي اين به معناي آن نيست که نتوني حرفاتو بهش بزني....
    ولي هر حرف را مي توان به طرق مختلف با فرد در ميان گذاشت. اگر مهارت داشته باشي. قربونت هم ميره....




    هم احساسي کردن : فراموش نکنيد تا آتشي خاموش نشده است
    ، منطقي نيست که در ميان آتش شروع به بازسازي کنيم و براي اينکه آتشي ( مانند احساسات) را خاموش کنيم
    ، ابتدا بايد «هم احساسي» کنيم، گوش دادن را بلد باشيم( نه فقط منفعلانه بشنويم)
    ، شروع به قضاوت نکنيم، کلام او را قطع نکنيم و شروع به راهنمايي و توصيه نکنيم
    . بايد مسائل را از ديد او بشنويم.


    چندتا مقاله در این مورد هست لطفا مطالعه کنید و در صورت امکان به سوالات پاسخ بدهید با خواندن مقالات و بکار بردنش و صبور بودن میتوانید این موقعیت ها را مدیریت کنید.
    مهمترین مسئله اینکه از جلوگیری کنیم از عصبانی شدن و پرخاشگری ایشون.

    در مورد شوخی کردن شوربختانه آقایون(خودمم جزوشون هستم) از این شوخی ها با همسرانشان میکنند که کار بسیار زشت و ناپسندیه ولی عادت شده برای آقایون البته بعنوان یک مرد متاهل باید بگم یکم کیف میده

    اینم مقاله مربوط به این مشکل

    http://www.hamdardi.net/thread-33173.html

    البته اینم بگم خدارا شکری کمتر شده و این رفتار هم خودم بعنوان یه مرد متاهل این رفتار را بسیار زشت و ناپسند و باعث آسیب رساندن شدید به خانواده زندگی مشترک میدانم.بهترین کار اینه حساسیت خودت را کم کنی اگر توجه کنی بیشتر میشه و اگر اهمیت ندی بعد مدتی اینگونه شوخی هم کم میشه
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  9. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 06 فروردین 97 [ 23:21]
    تاریخ عضویت
    1392-5-26
    نوشته ها
    85
    امتیاز
    4,283
    سطح
    41
    Points: 4,283, Level: 41
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکرها
    3

    تشکرشده 17 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شاید به نظر مشکلات ما حاد نباشه.اما واقعا باعث آزار و رنجش تو رابطمون شده.واقعیت اینه که ما با هم خوشحال نیستیم.ازاین 5 ساله به جرات میتونم بگم 4 سالش به مشاجره گذشته.همسرم حساسیتهای خودشو داره که واسه من اونقدرا مهم نیست و من هم مال خودمو دارم.
    پرخاشگری و بی احترامی همسرم فقط مربوط به زمان عصبانیت ایشون نیست.گاهی شده داریم راجع به یه موضوع یادلخوری بحث میکنیم بعد ایشون توهین میکنه و کل قضیه منحرف میشه و یه دلخوری جدید ایجاد میشه.و بدتر از همه اینکه هر وقت بحثمون میشه به جای ارایه راه حل یا تغییر و حل مشکل میگه جدا بشیم.مثل این مورد آخر که مثلا فردا سالگرد ازدواجمونه میگه باید ببینیم میخایم با هم بمونیم یا نه


    عصبانیت ایشون سر هر چیز کوچیک میتونه باشه
    از مسایل رانندگی بگیر تا ریختن چند تا قطره نوشابه روی صندلی ماشین تا از من
    2 مورد مثال میزنم
    میخواست بره باشگاه دنبال بطری آبش میگشت گفتم من ندیدمش بعد مثلا به شوخی میگه خیره سر برو پیداش کن.قبلا هم گفته بود گفته بودم لطفا اینو نگو.هیچی نگفتم رفتم تو اتاق.اومده خدافظی کنه میگه من هر چی دلم بخاد میگم تونباید ناراحت بشی.مشکل تئه حساسیتاتو بنداز دور.من ازش دلخور بودم چند ساعت بعد که برگشت با لبخند رفتم استقبالش اما دست پیشو گرفته میگه من باهات قهرم
    بهش گفتم هر کس ممکنه حساسیتا و عواطف خاص خودشو داشته باشه به نظرم باید بهشون احترام بذاریم وقتی میدونی از موضوع خوشم نمیاد تکرار مجددش ایا هدفی غیر از آزاره؟میگه به نظرم مزخرفن .میگم خوب شمام حساسیتایی داری که واسه من پذیرفته نبست خوبه بهشون کلید کنم واسه ازارت.بعد گفتم مثلا اگه من بهت به شوخی خدای نکرده بگم خیکی خوشت میاد (میدونم شاید مثالم بیربط و بد بود)میگه اگه شعور داشته باشی میفهمی اینا فرق دارن.به جای نتیجه گیری و تبادل نظر از مثال نگفته من عصبانی میشه و به من میگه ببشعور و من بازم بسیار میرنجم و حاضرم بمیرم اما توهین نشنوم ازش.مسئله من فقط. خیره سر نیست کلا هر چی به نظرش خوبه باید بگه مشکل منه و بعدم گفت تو احترام زوری میخای. من به گنده تر از تو هم جواب نمیدم تو که سوسکی.اخه این چه طرز حرف زدن با همسره.
    یه مورد دیگه اینکه میخواستیم واسه پیک نیک از مامانم کتری سفری بگیر یم شب که رفتیم پیداش نکرد.هنوز از در نیومده بیرون تو کوچه شروع کرده دادزدن مگه من مسخره شمام و....
    گفتم بذار برسیم خونه
    بعد توخونه صداشو انداخته آسمون تو به درد نمیخوری میخای منو اذیت کنی خوشت میاد و تو چقدر نحسی واسه زندگی من و....من فقط سکوت کردم و بغضمو قورت دادم
    بعد یه ساعت میگه ببخشید.در صورتی که بازم کتری داشتیم و قضیه اینقدر حاد نبود
    به من میگه من زن شیطون و قوی میخاستم با تو حال نمیکنم از انتخابم پشیمونم.میگه من خودم ادم افسرده ای هستم تو مزید بر مشکلات منی
    وقتی داره وارد چرخه عصبانیت میشه پلکاشو به هم میزنه.نفس بلند میکشه و چشماشو میبنده.بعد اخماش تو هم میره حالت دفاعی به خودش میگیره و قلدر میشه. لحنش و صداش یهو بالا میره
    وقتی داره عصبانی میشه من تشویق به ارامشش میکنم گاهی سکوت میکنم و گاهی فقط نگاش میکنم.مواقعی هم هست که جواب دادم و خواستم مثلا از خودم دفاع کنم.گاهی اوقات مکانو ترک میکنم.گاهی به خلوت خودم میرم و گریه میکنم تا سبک بشم.بعد میام و با روش xyzناراحتیمو بیان میکنم.بیشتر مواقع خودم باید بگم از چیزی ناراحت شدم.
    همسرم از من راضی نیست ما خصوصیات اخلاقی زیادیداریم شبیه به هم.هر دو زودرنج و حساسیم.افسردگی داریم واسه همسرم دکتر تشخیص داد اما داروهاشو مصرف نکرد.
    قبول داره رفتارش خوب نیست و بد دهانه اما میگه تو شیوه رفتار بلد نیستی.مگه اونا که همسر بددهان ندارن چطور رفتار میکنن.دیدم افرادی که خانومه خیلی بد حرف میزنه اما آقا بسیار متین و ارومه.
    خیلی افسرده ام فردا سالگرد ازدواجمونه و همسرم میگه من احساس بدبختی و باختن دارم.هیچی به دست نیاوردم تو 5 سال و در عوض خیلی زیاد از دست دادم.خوشحتل نیستیم از ته دل انگار داریم خودمون گول میزنیم و یه رابطه بیمارو کش میدیم.
    میدونم یه جاهایی حق داره من توی ذهنم یه چهارچوب درست کردم که اگه همسرم کمی ازش فراتر بره به نظرم خیلی بده.من گذشتم خیلی کمه.به راحتی نمیتونم از هر حرفی بگذرم .چون ازش توقع ندارم مدام یه چیز که میگه ذهنمو میخوره تا مطرحش نکنم اروم نمیشم و متاسفانه گاهی که خواستم نمیرسم دنبال مقابله به مثلم.نمیتونم بپذیرم بهم توهین کنه به خاطر اشتباهاتم یا ضعف هام و یا عدم مهارت هام.ا خیلی نوشتم ببخشید .میخام یه زندگی شاد و اروم و با امید داشته باشم.همسرم ازم فراریه حتی سفر دوتایی رو هم میگه به چه عشقی با تو که ضدحالی.میخوام خودمو اصلاح کنم.

  10. کاربر روبرو از پست مفید مایکا تشکرکرده است .

    khaleghezey (چهارشنبه 14 مرداد 94)

  11. #8
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اینم مقاله مربوط به این مشکل

    7 شوخی زشت آقایان با خانم ها !

    بخوانید اینجوری خیلی بهتر متوجه صحبت های من میشید.این مشکل فقط برای شوهر شما نیست شوربختانه آقایون متاهل از این گونه کلمات نامناسب بکار میبرند در مواجهه با همسرشان از نظر آقایون اینجوری صحبت کردن چندان مشکلی نیست چون محیطی که یک مرد درش قرار داره خشن و زمخت هستش برعکس شما بانوان محترم.یکجورایی عادته مثلا ما مردها برای نشان دادن رفاقت بیشتر بین خودمان شوخی های نامناسب میکنیم یا از فحش استفاده میکنیم اینجور صحبت کردن به مرور عادت میشه برای یک مرد و باعث میشه در منزل هم از اینگونه کلمات و جملات استفاده کنه.اینکه حرف شما درسته درش شکی نیست منظور بنده از توضیح دادن این موضوع اینه که متوجه باشید فقط شوهر شما نیست که چنین رفتار نادرستی داره.
    اتفاقا اگر عنوان میشه مشکل خاصی ندارید بخاطر اینه که در وجود شما این توانایی و پتانسیل دیده میشه که بتوانید زندگی شاد و موفقی بسازید نیاز به زمان و کسب مهارت و صبوری داره.با لجبازی کردن و تلافی کردن به جایی نمیرسید نتیجه ای در بر نداره بجز نابودی زندگی مشترک بجای اینکه بخواهیم توی گلدان زندگی مشترکمان نفت بریزیم بهش رسیدگی کنید آب بدید کود بدید حرسش بکنید جایش را تغییر بدهید وگرنه نابود کردن یک گیاه که از دست یک کودک هم بر میاد این ساختنه که سخته وگرنه خراب کردن آسونه.

    شوهر شما نیاز داره اعتماد بنفسش تقویت بشه و بهتره این نیازش از طرف شما باشه کنارش باشید و همراهیش کنید در مقابلش قرار نگیرید.وقتی شوهرتان پیش شما این اعتراف را میکنه که افسردگی داره فریاد میزنه نیاز داره که بهش توجه کنید نیازهای عاطفیش از جانب شما پاسخ داده بشه تشویقش کنید و ازش تعریف کنید ایشون داره فریاد میزنه فقط تفاوتش اینه که طرز بیان آقایون با خانوم ها فرق میکنه و متاسفانه ضعف در برقرار ارتباط صحیح و مناسب در وجود هردوی شما دیده میشه.
    1.دوری از هرگونه بحث(حواستان به علائمی که از خودش بروز میده قبل از طوفان باشه)
    2.ترک محل و یا سکوت کردن فقط سعی کنید گوش بدید
    3.خودداری کنید از هرگونه بحث های طولانی
    4.این خوبه از روش xyz استفاده میکنید ولی باید در زمان مناسب باشه اجازه بدید اندکی تنش ها فروکش کنه در روزهای آینده هم میشه اینکار را انجام داد
    5.اگر دیدید که گفتگوی بینتان داره به جاهای باریک کشیده میشه و امکان بوجود آمدن تنش در ان وجو داره یک استپ بدید چند دقیقه استراحت کنید و بعد دوباره ادامه بدهید
    6.استفاده از احساسات قوی زنانه وجودتان بجای انجام بحث های طولانی و خسته کننده
    7.اگر در مورد مشکلی قراره گفتگو کنید روی همان مشکل زوم کنید و مسائل و اتفاقات پیش آماده در گذشته را قاطی گفتگویتان نکنید با یک دست نمیشه چندتا هندوانه همزمان برداشت

    گذشت کردن در زندگی و مدیریت اوضاع نشان از ضعف شما نیست بانو بلکه نشان از تیزهوشی و درایت و آینده نگری شماست که جلوگیر یمیکنید از بوجود آمدن یک موقعیت پرتنش و این قابل تحسینه لطفا در اینگونه موارد نسبت بخودتان حس ضعیف بودن و ناتوان بودن نداشته باشید در زمان و موقعیت مناسب میتوانید حرفتان را با خونسردی بیان کنید.

    مطالعه کنید مهارت های خودتان را افزایش بدهید در زندگیتان بکار ببرید صبور باشید و تلاش کنید از شوهرتان انتظار و توقع نداشته باشید همراستا با شما حرکت کنید روی خودتان تمرکز کنید رمز موفقیت در همین جمله خلاصه میشه.

    http://www.hamdardi.net/thread34206-2.html#post340222

    مقالات لینک بالا را با دقت مطالعه کنید

    این مقاله هم از استاد سنگتراشان خواندنش به شما توصیه میشه

    http://www.hamdardi.net/thread-34385.html

    ایشالله خبرهای خوبی از طرف شما بزودی بشنویمهرچند سخته و مشکل ولی حساسیت خودت را کم کن نسبت به کلمات بکار برده شده توسط شوهرتان سعی کن موضوع را عوض کنید و بوق معروف خودت را بزن به نشنیدن و کوچه علی چپ اینجوری خیلی زودتر به نتیجه میرسید.کارهای خوب شوهرت را بهش یادآوری کن و تشویقش کن مواقعی که باعث شده بهش افتخار کنی بیان کنید حتی شده تکرار کنید این به شوهرتان حس خوب یمیده و باعث میشه اعتماد بنفسش افزایش پیدا کنه و رابطه قویتر بشه جلوی دیگران مخصوصا از ایشون و خوبی هایی که داره و اینکه وجودش برای شما ارزشمند هستش بگید.درکنارش قرار بگیرید و دوشادوش همدیگه گام بردارید
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  12. #9
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 06 فروردین 97 [ 23:21]
    تاریخ عضویت
    1392-5-26
    نوشته ها
    85
    امتیاز
    4,283
    سطح
    41
    Points: 4,283, Level: 41
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکرها
    3

    تشکرشده 17 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دارم دیوانه میشم همسرم میگه جدا بشیم .هر چی پیش میاد به جای قبول نقش خودش در مشکلات میگه ما به درد هم نمیخوریم.تو خوبی من بدم نمیخام با توی خوب باشم تو برو با یکی خوب مثل خودت.3 روز دیگه میخایم بریم مسافرت استانبول خیر سرمون بعد میگه جدا بشیم.
    هفته پیش سر یه مساله با هم مشکل پیدا کردیم.فرداش راجع بهش بحث کردیم.خوب پیش رفت.با ارامش و بدون غرضورزی حرفامونو زدیم همدیگرو تایید کردیم همسرم گفت که من خیلی خوب به حرفاش گوش نمیدم و من متوجه شدم شنونده خوبی نیستم.تقریبا با هم اتفاق نظر داشیم.
    اما وقتی دوباره بحث پیش میاد انگار همه چی یادش می ه دوباره همون رفتارا.به من میگه تو نقش تخریب کننده داری و نه تنها باری از دوش من برنمیداری باعث میشی خصوصیات منفی من بیشتر نمود پیدا کنه.میگه رضایت ندارم از با تو بودن و الکی داریم کش میدیم.
    همیشه ذهنش پراز افکار منفی قضاوت و پیش داوری و ذهن خوانیه.روحیاتش صفر یا صده.رفته بودیم عروسی خالم اولش خوب بود اخراش همه داشتن عکس میگرفتن با خشونت اومده میگه پاشو بریم منم حاضر نبدم وایسایده نصف شب تو کوچه بوق زدن.هنوز تو ماشین ننشسته راه افتاد در باز بود.همه ازین روانی بازی و بیثباتیش شاخ دراوردن.راجع به خانوادم گاهی با لحن بدی حرف میزنه که خیلی ناراحت میشم.مامانم یاوش رفته بود سالگرد ازدواج مارو تبریک بگه بعد که گفت با یه لحن زشتی تشکر کرد که دلم واسه مامانم سوخت و از بینزاکتی شوهرم شرمنده شدم.از همه انتظار احترام و کرنش داره درصورتی که خودش متقابلا اینطور نیست.خواهرم توی تلگ... واسه مامانم قربون صدقه رفته بود بعد میگه اه چقدر شیرین عسله.واسه همینه که تورو حساب نمیکنن.من به کسی باج نمیدم سواری ندادم بهشون.مامانت میخواد به همه بزرگی کنه اما من غدم .میگم کی خواستن سوار بشن میگه من نمیذارم.میگم اخه مامانم چکار به زندگی ماداره.میگه میخاسته بارها دخالت کنه.میگه 2 سال پیش که رفتیم شمال.دو گروه بودیم ما و خانواده پدریم و خانواده بابابزرگمینا.قرار بود بریم انزلی گروه دوم گفتن ما مرخصی نداریم.مامانمو داییم رفتن تو اتاق با هم حرف زدن که اگه میشه اونام بیان.که البته من اونجا نبودم اما همسرم اینارو گفت.اتفاقی خواهرمم تو اتاق بوده.بعد میگه مامانتو خ.اهرت دوتایی رفتن تصمیم گرفتن واسه ما.حالا فکر کنید که داییم که یه پای قضیه بوده نبوده باشه.البته خواهرم گفت دایی هم تواتاق بوده.بعد گیر داده به من برو به مامانت بگو چرا از فلانی نظر نخواستی من ناراحت شدم باید عذربخواد.گفتم میفهمم ناراحتی اما وقتی ما همه تو یه جبهه بودیم چرا باید دوباره سوال بشه دیگران مشکل داشتنو باید خودشونو هماهنگ میکردن.میگه مامانت دیکتاتور فامیل و خواهرت یه الفبچه واسه من تصمیم گگرفتنبعد به مامان گفتم با تمسخر گفت نمیدونستم باید اجازه بگیرم وقتی نظرمون یکی بوده.به نظرم بیشتر شوهرم ضایع شد.همیشه با مامان من سر جنگ داره و منتظر فرصته تیکه بندازه.با این منفی بافیش چه کنم چقدر میتونم هیچی نگم و بگذرم و نادیده بگیرم و به قول همسرم یه جور قضیرو رد کنم.امروز بهم گفت صداتو ببر .خیلی ناراحتم
    همش میگه جدا بشیم تو همسری که من میخواستم نیستی و منو درک نمیکنی باید با اخلاقای بد درست برخورد کنی.کاردان نیستی و خامی و رضایت ندارم ازت شاید با هر کس دیگه خوشبخت میشدم.
    من چه خاکی تو سرم بر یزم با این همه دم از جدایی زدنش.الانم که خیر سرمون میخایم بریم سفر.حالمو خراب کرده انگار خودش همه کاری کرده واسه بهبود رابطه.انگار جدایی راحته که مثل نقل و نبات هی میگه طلاق قبهش ریخته دیگه.هرگز فکر نمیکردم ت. زندگیم حرف طلاق بیاد .خیلی داغونم.وقتی منو نمیخوادو اینقدر زندگی واسش پوچه چرا بایدادامه داد.وقتی میگه میخوام راحت بشم و بقیه عمرموزندگی کنم احساس حقارت میکنم.

  13. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 28 اردیبهشت 98 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1392-7-08
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    6,982
    سطح
    55
    Points: 6,982, Level: 55
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 168
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    116

    تشکرشده 84 در 51 پست

    Rep Power
    32
    Array
    سلام مایکای عزیز...شوهرمن هم خیلی شبیه همسر شماست با این تفاوت که اون نسبت به تک تک اعضای خانواده من منفیه اینم پستمه (با بد دهنی و فحاشی همسرم چه کنم؟)!!! یعنی واقعا منفی بافه حتی نسبت به برخی اعضای خانواده خودش.ولی به نظر من هم همسرت منفی باف نیس رفتارهای مادرت براش ازاردهنده است و به خاطر همین گارد میگیره در مقابل رفتاراش که یه موقع شما نخوای از مادرت یاد بگیری اون رفتارها رو انجام بدی...بعد عزیزم برخی اقایون هارت و پورت زیاد دارن جسارتا ..خیلی حرف طلاق رو جدی نگیر بهش بگو التماسش کن نه من زندگیم رو دوست دارم میشم همونیکه میخای اگخ نشدم جدا بشیم این حرف تاثیر زیادی تو قلب و روحش داره بعد تو این فرصت تو با راهنماییهای بچه ها و نمیدونم مشاوره رفتن یا مطالعات در این زمینه تا جاییکه میتونی در پی اصلاح روابط و زندگیتون باش.خیلیییییییییی بهتت خوش بگذره و از این فرصت استفاده می کنی و تا میتونی براش عشوه گری کن و کارایی رو انجام بده و حرفایی رو بزن که اون دوست داره بزار از گفته خودش پشیمون بشه


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 بهمن 94, 19:57
  2. (توهم همه چیز دانی ) استفاده نادرست از شبکه های اجتماعی و توهم دانش
    توسط مدیرهمدردی در انجمن مهارتهای ارتباطی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 10 بهمن 94, 17:26
  3. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: چهارشنبه 09 مرداد 92, 19:59
  4. +تاریخچهٔ جنسی‌ همسر آیندتون چقدر براتون مهمه
    توسط kamran2007 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 88
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 مهر 88, 11:08

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:33 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.