به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 21 تا 22 , از مجموع 22

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 دی 94 [ 10:45]
    تاریخ عضویت
    1394-5-17
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    451
    سطح
    9
    Points: 451, Level: 9
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 8 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array

    New علامت سوال بزرگ در خصوص زندگي من ....همه چي به اسم پدر و برادر شوهر

    سلام و خسته نباشيد ببخشيد ممكنه كه حرفاي من خيلي طولاني بشن سعي ميكنم خلاصه گويي كنم
    من كارمند هستم و از لحاظ قيافه و خانواده هم در حد خوب و معمولي و همسرم از اولش شغل آزاد داشتن و وقتي اومدن خواستگاري به من گفت كه با برادرش شريك هستن و من و تويي بينشون نيست و همه چي واسه همه هست منم اصلا متوجه نبودم كه اين چي ميگه چون به عواقب بعديش فكر نكرده بودم و مثلا به نظر خودم مهم نبود حدود سه ماه نامزد بوديم و همسرم يه روز به عقدمون مونده اومد خونه مون و گفتش كه مهريه ت رو عندلااستطاعه كن و ما هم مسائل مالي برامون مهم نبود البته من خودم زياد مايل نبودم به اين قضيه ولي خانواده م گفتن كه موردي نداره تو قصدت زندگيه من هر چي گفتم كه نصفش رو عندالمطالبه كن و اون نصفش عندالاستطاعه زير بار نرفت و گفت كه اون زن برادرم هم همينطوره اگه براي تو تبعيض قائل بشيم ناراحت ميشه
    بعدشم باز به همين رويه بهانه زن برادر اصلا براي من هيچ طلايي برنداشتن فقط يك حلقه اونم باز خانواده م گفتن مهم نيست چون تو به اندازه كافي طلا داري و من ديدم كه هر چي كه هست رو به اسم پدرش ميزنن و ازش ميپرسيدم دعوا و جنگ راه مينداخت كه چه فرقي ميكنه حالا كه ما داريم استفاده ميكنيم
    اگه يه وقت خدايي نكرده يه جورايي بشه و پدرش رو دنده لج بيفته همسر من هيچي نداره كه يه اتاق كوچيك بگيره و توش زندگي كنيم
    همينطور برام جاي سواله كه ايشون تا يكي دو سال قبل ازدواجمون شغل دولتي نسبتا خوب داشتن توي يه شهر ديگه ولي كارش رو ول كرده اومده اينجا و ميگه خوشم از جو اداره نمي اومده مادرش اينا ميگن كه بخاطر برادركوچيكش اومده اينجا كه جمع و جورش كنه و بازم يه علامت سوال ديگه؟؟؟؟؟
    چهار ماه از عروسيمون نگذشته بود كه برادر كوچيكه(البته همه با هم مشورت كرده بودن و حتي جاري كوچيكه م هم در جريان بود بجز من!!!!!! )تمام سرمايه رو تبديل به ريال كردن و زدن به كار ساخت و ساز و حدود يكسال پدرش مقداري كمك ميكرد و خودم هم كل حقوقم رو مياوردم تو خونه و توي كرايه خونه و اقساط و ...اين مسائل چون هميشه اعتقاد داشتم زن و مرد بايد پشت هم باشن و توي سختيا همو تنها نزارن و همه ش اميد داشتم كه اينا تموم ميشه و ساخت و ساز به پايان برسه يه شغل خوب و عالي رو دست و پا ميكنن .
    وقتي كه آپارتمانا ساخته شد به هر كدام از ما يك طبقه دادن كه البته اينم بگم به ما نميخواستن بدن و همسرم هي ميخواست فداكاري كنه برادر كوچيكه و پدرش اينا هر كدوم يك طبقه بردارن و ما همچنان مستاجر بمونيم كه من ديدم حقم داره ضايع ميشه و يك طبقه رو گرفتم و بعد يكسال همسرم رفت توي آژانس كه بيكار نباشه و يه پولي در بياره تا وقتي آپارتمانا فروش برن و با برادرش دوباره شغل جديد دست و پا كنن
    وقتي آپارتمانا فروش رفت (سه واحد) من خوشحال از اينكه خدا رو شكر كه دوران سختي به سر اومد و همسرم يه شغل مناسب ميزنن و منم ديگه نفس راحت ميكشم و مسافرت و اينا با كمال تعجب ديدم كه كل سرمايه رو دادن به برادر كوچيكه و همسرم همچنان توي آژانس موند و وقتي ازش پرسيدم گفتش كه اون شغلي كه برادرم دست و پا كرده درآمد نداره و بهتره كه اون مغازه داشته باشه و من آژانس رو ادامه بدم .
    من اصلا موندم كه چرا اين آقا اينطور رفتار ميكنن؟؟؟چرا خانواده ش اصلا فكر نمي كنن كه منم آدمم و حق دارم حداقل يه مدت در آسايش باشم و مسافرت و تفريح داشته باشم؟؟؟و اينكه اصلا چرا همه چي باااااايد به اسم پدر خانواده باشه؟؟؟و يا حتي برادر كوچيك خانواده اما همسر من كه از همه بزرگتره هيچي نداشته باشه؟؟؟
    چند وقت پيشم كه بحث سند زدن بود همسرم گفت كه واحد ما و مادرم اينا كه به اسم پدر ميشه(اما اسمي از واحد برادرش نياورد)
    من سوالي نپرسيدم اصلا اعتراضم نكردم چون اگه ميپرسيدم بازم دعوا و بحث ميشد چون همسرم رفتارش تند و مقداري خشن هست و اينكه يه مقداري هم بدبينه و هر صحبتي كه ميكني به يه ديد ديگه برداشت ميكنه و يه عالمه بايد توضيح بدي كه قصدم يه چي ديگه بوده نه اينكه تو برداشت كردي .
    اما چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ميتونين كمكم كنيد؟؟؟؟؟؟؟؟من بايد چيكار كنم؟؟؟

  2. 2 کاربر از پست مفید گلرخ معصومي تشکرکرده اند .

    آفتابگردون (دوشنبه 19 مرداد 94), رنگین (یکشنبه 18 مرداد 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 53
    آخرين نوشته: سه شنبه 25 اردیبهشت 97, 16:32
  2. 4 مؤلفه ضروری در خصوص بازاریابی
    توسط rahekhoob در انجمن علمی و آموزشی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 21 اردیبهشت 95, 12:39
  3. پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: یکشنبه 27 دی 94, 09:34
  4. چکار کنیم که برادرم اینهمه حساس نباشد)درخصوص همه چیز بخصوص همسرش)؟؟
    توسط elaheh68 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 15 اسفند 92, 17:52

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:25 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.