بازم ممنون بابت راهنماييهاي شما
از صميم قلب خوشحال شدم كه باعث تغيير در ديدگاه يك آقا شدم و بيشترش اينكه حس خوبي در خصوص اين تغيير بهشون دست داده
بله حتما مقالات رو با دقت تمام مطالعه ميكنم و نهايت سعيم رو بكار ميبرم تا بتونم اين مشكل رو حل كنم و بسيار دوست دارم يكروز اينجا بيام و با شادماني تمام موفقيتمون رو جار بزنم و يه اتفاقاتي بيفته كه همسرم متوجه بشه در قبال پيگيريهايي كه ميكنه واسه امور مالي و ... خانواده ش باااااااايد يه طورايي اونام قدر بدونن و چيزي به نام همسرم كنن كه اونم دلخوش بشه حداقل نه اينكه همسر من زحمت بكشه و برادر ديگه صاحب همه چي بشه و ما هيچي به هيچي .
ميدونين ؟؟؟دلم ميخواد بشينم به اين صورت كه اينجا صحبت ميكنم با پدر و مادر همسرم حرف بزنم و ازشون بخوام كه اينكار رو انجام بدن و تبعيض قائل نشن و همسر منو فقط بخاطر عرضه و پيگيري كاراشون دوست نداشته باشن و الكي هندونه زير بغلش ندن با تعريفهاي زبوني. خب ثابت كنن كه واقعا ازش ممنون هستن . اگر همسر من نبود نه برادر و نه پدرش هيچكدوم نميتونستن به اين آسونيا كارا رو رو غلتك بندازن اما متاسفانه همچين چيزي امكان نداره چون همونطور كه گفتم هزار تا برچسب بهم زده ميشه. همسرم بايد متوجه عمق فاجعه بشه كه چرا بايد بيخودي زحمت بكشه و بقيه سودشو ببرن؟؟؟ولي چطور بايد همسرم رو متوجه كنم ؟؟؟با اين عشقي كه نسبت به اونا داره (كه البته خيليم خوبه ) ولي اين عشق وافر باعث شده كه منو نبينه و حتي حق خودشم طلب نكنه
اون اصلا آينده نگر نيست
فكر نميكنه اگر همه چي به اسم پدر بشه بعدها يه اتفاقي واسه پدرشون بيفته يا مثلا خدايي نكرده بحثي پيش بياد و ما رو بندازه بيرون آيا همسر من يه يك ريالي داره كه يك اتاق اجاره كنه ؟؟؟
همينطور زحماتش همه به هدر ميره
فكر نميكنه كه خودشم باااااااايد از لحاظ مالي آينده اي داشته باشه ؟؟؟؟؟؟
اصلا فكر نميكنه كه اگر بچه اي قدم به اين زندگي بزاره چطور و از چه راهي بايد بهش رسيدگي بشه؟؟؟
چطور ميتونم اينا رو بهش بگم بدون اينكه راجع به من پيشداوري نشه؟؟؟؟؟؟
چطور بايد خانواده ش رو متوجه كنم كه بفهمن دارن اشتباه بزرگي رو مرتكب ميشن و واقعا به ما ظلم ميشه؟؟اينا سوالاتيه كه مدام ذهن منو مشغول كرده









علاقه مندی ها (Bookmarks)