به شکل ها دقت کنین.
آقایی مثل شما میخواد بدونه نظر دختر خانمی دربارش چی هست، دو راه داره یا از طریق خانوادش اقدام کنه یا خودش پیشقدم بشه.
اگر طبق شکل دوم خودش جلو بره و دختر هم تمایل نشون بده و هیچکدام به خانوادهاشون نگن در نتیجه دایره ای دورشون کشیده میشه و با ورود احساسات دچار خطا در شناخت هم میشن و اگر این احساسات همراهش کم آگاهی یا ناآگاهی در زمینه ازدواج هم باشه اوضاع بمراتب بدتر خواهد شد. جای بد این نوع آشنایی اونجاست که یکی از دو نفر نیت بدی داشته باشن و باعث ضرر های عاطفی ، مالی، حیثیتی، جسمی و ... برای طرف مقابل بشن.
اگر طبق شکل سوم شخص جلو بره و علاوه بر دختر خانم ، خانواده ایشون رو هم در جریان قرار بده در نتیجه بدلیل خلاء حضور خانواده خودش به دختر فرصت بیشتری رو میده که خدایی ناکرده از احساسش سوء استفاده کنن. در چنین شرایطی دختر اگر تحت سلطه یا تأثیر پذیری باشه براحتی با بهره گیری از شرایط درخواست های خانوادش و ... رو مطرح میکنه یا اینکه یا خودش از شرایط بهره میبره و برخی مسائل فوق العاده مهم که پذیرشش برای خیلی از افراد نیاز به مشورت و همفکری داره رو به اجبار احساس به پسر مورد نظر تحمیل میکنه و اون رو در موقعیت سختی قرار میده، اغلب آقایان هم در چنین زمانی بدلیل درگیری های احساسی تسلیم میشن و زیر بار خیلی از مسائل میرن. از طرفی در این مورد اقدام ها شأن خانواده طرف و اون جایگاه و ارزششون پیش دختر و خانوادش افت پیدا میکنه.
اما در شکل چهارم با ورود خانواده ها در واقع خیلی از مسائل مدیریت میشه و جایگاه و احترامشون حفظ میشه که من مختصر اشاره میکنم؛
* مدیریت مباحث مالی
( مثل توان پسر در زمینه مخارج، مقدار منصفانه مهریه، عدم خرج های غیر ضرور در دوران آشنایی، بیان شرایط پسر برای تشکیل زندگی مثل خانه و ماشین و پسنداز )
* مدیریت احساسات
( رفت و آمدها در دوران آشنایی، جلوگیری از روابط غلط، مشورت دادن بزرگترها در زمینه های مختلف بدون دخالت احساسات و ... )
* مدیریت زمان
* فراهم کردن شرایط برای ازدواج فرزندان
* فرصت آشنایی موازی و تبادل نظر خانواده ها با هم
و ...













علاقه مندی ها (Bookmarks)