آقای باغبان عزیز، آمنه جان و شیدا جان ممنون از تک تکتون که وقت گذاشتید. من دارم سعی میکنم اون عکسارو فراموش کنم و دیگه به چیزای منفی فک نکنم میخوام بیشتر به چیزای مسبت فک کنم. به گفت آقای باغبان هر کسی یه اشتباهی میکنه بالاخره انسان جایزلخطاست ولی چیزی که منو اذیت میکنه اینه که قبل اینکه من اون عکسارو ببینم موقع دعوا شوهرم همیشه کارای گذشته من رو به روم میورد یعنی یجوری وانمود میکرد که این همه سال( تقریبا ۸ سال) اون خیلی وفادار من بوده و هیچ کاری بدی نکرده. ولی من میگفتم اشکال نداره اینکه تعنه میده یا منت میذاره ارزش داره حداقل شوهرم آدم بدکاری نبوده و نیست تا اینکه اون عکساره دیدم تقریبا ۲ هفته پیش. شیدا جان اون عکسارو که من دیدم یک عکسی بود که از یاهو عکس گرفته باهاش چت کرده بود ازون چتهای بد مال ۲۰۱۱ بود و اون عکسای که با هم بودن مال ۲۰۱۲ بود اون موقع ما از هم دور بودیم و شوهرم بعد از ۳ ماهی برای چند روز میومد انگلیس دیدنم. شوهرم تا قبل از عروسی کار میکرد ۲ شیفته. از سن خیلی کم باباش رفته به رحمت خدا و همه مسعولیت خانوادشو به دوش گرفته یک داداش دیگه هم داره که اون اصلا هیج سهمی نمیگیره. منظورم ازین حرف این بود که خیلی پسره زحمت کشی بوده از نظر من. از وقتی هم عروسی کردیم من چند باری متوجه شدم یعنی گوشیشو چک کردم که با چند دختری از طریق اس ام اس صحبت کردن چت معمولی بود به یکی ازونا به اسم (صبا) شوهرم به صورت شوخی گفته بود عزیز دل حاج آغا و عزیزم اون دختره خیلی معمولی برعکس اصلا ازون چیزا نگفته بود شوهرم خودشو هم مجرد معرفی کرده بود اینو قبل اینکه دخترم بدنیا بیاد فهمیده بودم اسم همون دخترو به اسم خواهرزادش صفا سف کرده بود تو گوشیش که یه شب مهمون داشتیم اون زنگ زد گوشیشو جواب نداد من فهمیدم همون صباس چند روز بعد تقریبا یه ماه بعد دخترم که بدنیا اومده بود یه روز بحث داشتیم منم تو بحث پرسیدم صفا کیه تو گوشیت گفت صفا خواهرزادمه گفتم نیست چون من به صفا پیام دادم که ببخشید زنگ زدی داییت نتونست برداره چون مهمون داشتیم صفا گفت من به کسی زنگ نزدم همونروز بدجوری دعوا شد منو کتک هم زد که تو میری تو گوشیمو ازین حرفا وقتی تو خونه ناراحتییه من خوب میکنم که وقتمو با کسای دیگه خوش میکنم! چند روز قهر بودیم بعد دوباره آشتی کردیم با دوستای که نزدیکم با سایت سرچ کردم گفتن زیاد جدی نگیر بزار پای بیکاریش یا اقتصاد بد گفتن به روش نیار من نه اینکه بیخیالش شدم نه فقط خودمه بیخبر گرفتم که نمیفهمم اون چیزارو ولی همین ۱ ماه پیش بهش گفتم تو منو خر فرض کردی اسم صبارو صفا میزاری فک میکنی من نمیفهمم یا خودتو مجرد معرفی میکنی همه اون حرفا که تو دلم بود بهش گفتم گفت این که تو دنبال کارای منی که من با کی حرف میزنم با کی چت میکنم اصلا کاری خوبی نیست گفت من اصلا به گوشیت کاری ندارم اصلا بهت شک نمیکنم چون خودم خودمو نمیخوام ناراحت کنم اینجوری من خودم خیالم راحته من اگه مثل تو کنم خودم بیشتر رنج میکشم. چند روز پیش وقتی در مورد اون عکسا دعوامون شد من دوباره اون چیزارو گفتم که تو با دخترای دیگه از طریق اسکایپ یا کیک چت میکنی که من اصلا id تو ندارم گفت بیخیال اون چیزا بیا اصلا اونا مال تو الان دخترم شده همه چیز من حرفای زد که من آشتی کنم. شیدا جان شک و بدبینی من قبل این اتفاق بود اون موقع که انگلیس بودیم البته با چیزای که دیدم وگرنه هیچ کی دوست نداره راجع به شوهرش فکرای بد کنه. دیگه اینکه گفتم شوهرم گاهی وقتا کلاس رانندگی اتوبوس میره بخاطر اینه که اینجا اونا هرروز کلاس ندارن وقتی ببینن به اندازه کافی نفر زیاده پیام میدن که بیان این فقط یگوشه از مشکلات منه لطفا بازم راهنماییم کنین. مرسی از همتون بابت همدردیتون
آمنه جان ممنون حتما اونجا زنگ میزنم فردا ببینم چه میشه. شمام نروژ هستین عزیزم?








علاقه مندی ها (Bookmarks)