آقای علی رضا ممنون بابت وقتی که گذاشتید و نظرتونو گفتین کاش به این راحتی بود خودمم خیلی اذیت میشم وقتی به اون موضوع فک میکنم یا وقتی اون عکسا جلوی چشام میاد انگار از ارتفاعی خیلی بلند پرت میشم میگم کاش اصلا اونارو ندیده بودم. کاش تصور خوبی از شوهرم که داشتم هیچوقت خراب نمیشد و هزار تا کاش های دیگه:( خیلی میترسم خیلی نگران دخترمم نگران زندگیم. من واقعا شوهرمو خیلی دوست دارم تنها کسیه که میتونم بهش تکیه کنم. از طرف خوانواده بابام هیچ پشتیبانی ندارم چون بابام قهره با من تو پست قبلیم توضیح دادم. با خودم میگم به جهنم به درک اون چیزا گذشته مهم الانه که کنارمه و یه دختر خوشکل دارم خدارو شکر ولی باز که فکر بد سراغم میاد میترسم میگم نکنه خدای نکرده این باز اون کارو انجام بده با اینکه قول داده گفته تو اخلاقتو خوب کنی منفی بافی نکنی من عاشق زندگیمم وقتی تو بد باشی توقع نداشته باش من خوب باشم. ولی به نظر من که یک زنم حتا اگه شوهر آدم بد باشه بد اخلاق باشه آدم نباید هیچ وقتی سمت اون کارا بره. اگه مثلا شوهر من اول بهم خیانت میکردو من عقل الانمو داشتم هیچوقت جواب خیانتشو اونجوری پس نمیدادم که هم با شوهرم تو رابطه باشم و هم برای انتقام برم خدای نکرده اون کارارو کنم تا دلم خنک شه.
لطفا باز هم راهنماییم کنین دوستان بخدا خیلی افسرده شدم دقیقا هفته قبل همین شب بود که همچین اتفاق افتاد بدترین روز ثبت شد تو دفتر زندگیم. دلم خیلی پره از شوهرم میگم یروز با عصاب راحت همه حرفای دلمو بهش بزنم راجع به اون اتفاق.









علاقه مندی ها (Bookmarks)