
نوشته اصلی توسط
آنیتا123
سلام
فکر نمیکردم بتونم پستی اینجا بزارم . نمیدونم چرا یه دفعه احساس کردم باید یه چیزی برات بنویسم. تا چند روز پیش من هم درگیر مشکلات ریز و درشت خودم بودم.
ولی همه چیز عوض شدم . فهمیدم عزیزترین کسم مریض شده . کسی که جونم به جونش بسته هست . کسی که برای دیدن لبخندش حاضرم جونم رو هم بدم.
الان همه مشکلات قبلیم بی ارزش شده .همه چیز. همه شک هام همه دردهام از مشکلات قبلیم که هر کدومش میتونست هر کسی رو داغون کنه.
الان فقط میخوام اون خوب بشه. فقط همین . و حاضرم به خاطرش جونم رو هم بدم.
نمیدونم چرا این چیزها رو تو تاپیک تو نوشتم .نمیخواستم چیزی بنویسم . ولی نوشتم که حسم رو بگم .که چقدر دنیا و مشکلاتش بی ارزشه.چقدر دغدغه های
قبلیم الان به نظرم مسخره میان.
کاش هیچ چیز نداشته باشم هیچ آینده ای هیچ شغلی هیچ پولی . فقط مادر عزیزم خوب بشه
علاقه مندی ها (Bookmarks)