سلام
من سعی کردم مشکلات اصلیم رو مشخص کنم. هدف برطرف کردن این مشکلاته. اینهایی که نوشتم با همدیگه همپوشانی هایی دارن:
(1) خلوت نبودن ذهن (طبق تعریف فرشته مهربان در تاپیک پلیس ذهن).
(2) واکنشی بودن: به محرک های محیطی سریع واکنش می دم.
(3) هیجانی بودن: فوران هیجانات و انرژی ها.
(4) سرزنش کردن خودم و دیگران.
(5) افسردگی. حتی در کودکی.
(6) عدم تمرکز و تداوم در انجام کارها. و اینکه برام سخته کارها رو طبق اولویت انجام بدم.
(7) یه حباب یا خلاء درونی: این اسم شاید درست انتخاب نشده باشه. در هر حال یه باوری ته ته ته دلم هست مبنی بر اینکه: من "بد" و "اشتباه" هستم. این حباب معمولا در اندازه ی یک نقطه هست، و به نظر می رسه در حال حاضر کسی در محیط اطرافم قادر به حس کردنش نیست. البته قبلا این خیلی بزرگ بود، من اونقدر روش کار کردم که کوچیک شد. اما هنوز از بین نرفته. این حباب حاصل القاء محیطی هست که درش به دنیا اومدم و رشد کردم. که در قسمت بعدی این پست در موردش توضیح میدم.
(8) عدم استقلال احساسی: مشکلی که در پست شماره 10 توضیح دادم.
(9) بی طاقتی در تحمل احساساتی مثل غم و خشم. من دقیقا مشکلی که در این کلیپ توضیح داده شده رو دارم، غیر از حسادت که تقریبا می شه گفت دچارش نشدم.
====
فکر می کنم اینها مشکلات اساسیم هستند. مثال نزدم که پستم طولانی نشه. همونطور که می بینید اکثرشون یه ریشه دارن (خطاهای شناختی). ارتباط اکثرشون برام واضح هستند، بعضیاشونم برام مبهمه (مثل مورد 8). در هرحال فکر می کنم راه برطرف کردن همشون یه چیز باشه.
من قصد دارم روی شرایط حال حاضرم تمرکز کنم و نمی خوام گذشته رو زیاد کنکاش کنم، چون ریشه مشکلاتم تقریبا برام واضحه. اما برای اینکه شما هم در جریان باشید، به ریشه ها هم اشاره می کنم. زیرساخت های احتمالی مشکلات من به قرار زیرند:
(1) کتک خوردن های زیاد قبل از سن سیزده سالگی. و حتی گاهی در خواب. خصوصا در حضور دیگران.
(2) پدر پرخاشگر و عصبی.
(3) خود زنی کردن پدرم در حضور کل فامیل.
(4) مادر خجالتی.
(5) عدم مهارت های ارتباطی پدر و مادرم و مشکلاتی که با بقیه فامیل داشتن.
(6) فوق العاده سرزنش شدن توسط مادرم که به تاروپود روانم نفوذ می کرد.
(7) همکاری نکردن و راه نیومدن با پدر و مادرم. مقاومت کردن در مقابل خواسته هاشون. رام نشدن و ضربه خوردن.
(8) پدر و مادرم خدای من بودند. من حتی موقع کتک خوردن فکر نمی کردم که پدرم کار بدی انجام میده، فکر می کردم که من "بد" هستم.
(9) اجبار به راست دست کردنم. الان نیمه راست دست و نیمه چپ دست هستم. فکر می کنم این روی عملکرد مغزم اثر گذاشته.
(10) تفریح نداشتن و فقدان شدید شادی و بازی.
===========================================
اینها اثرات خیلی گسترده ای داشتند که در چندین مرحله از زندگیم کاهششون دادم. حالا فکر می کنم اونقدر قوی شدم که کاملا اثراتش رو ریشه کن کنم. که یه آدم سالم باشم. اما به یه برنامه ریزی درست نیاز دارم.
===========================================
راه حلی که به نظر خودم می رسه، چیزیه که در پست 2 از این تاپیک توضیح دادم. بصورت خلاصه: تلاش برای ریشه یابی احساسات، و تشخیص افکار اشتباه در موقعیت های مختلف. فکر می کنم به این وسیله عقلم کم کم قوی بشه و مدیریت ذهنم رو بدست بگیره.
اما هنوز برنامه ریزی نکردم که چطور انجامش بدم. برام سخته، نمی دونم دقیقا به چه شکل اینکارو انجام بدم. چطور پیش ببرم.
خوشحال می شم نظرتون رو در مورد همه ی اینهاییکه گفتم بدونم. خصوصا در مورد راهکارها.
فرشته مهربان در پست 3 از این تاپیک یه نقل قول از شما آورده شده، گفتید:
"راهش این هست بیشتر خودت را درک کنی و بیشتر خودت را دوست داشته باشی و این فاصله ای که با خودت داری را از بین ببری که این هم تکنیکهای خاص خود را دارد و اولین گام آن افزایش آگاهی در خصوص خود آگاهی و بینش هست تا می رسد به تکنیکهای عملیاتی"این دقیقا چیزیه که من بهش نیاز دارم. منظورتون از تکنیک های عملیاتی چیه؟ میشه این گام ها رو برام توضیح بدید؟
من در یه دوره کوتاه از زندگیم "عزت نفس" عمیق و کامل رو تجربه کردم. پاییز امسال بود. برای اولین بار فهمیدم یعنی چی که عزیز خودم باشم. اما متاسفانه از دستش دادم. اون احساس چیزیه که می خوام داشته باشمش. چطور بهش برسم؟ طوریکه درم تثبیت بشه و دیگه از دستم نره...
==============
مینوش من پستت رو درست نفهمیدم. میشه دوباره توضیح بدی؟
- - - Updated - - -
یکی از اصلی ترین مشکلاتم "عصبانیت و پرخاشگری" هست. این در قالب همون مواردیه که قبلا گفتم (واکنشی بودن)، اما بهتره واضح تر بیانش کنم. من در عرض کمتر از یک ثانیه عصبانی می شم. طوریکه اصلا خودم هم نمی فهمم چی شد و چطور عصبانی شدم. یعنی مراحل عصبانی شدنم اونقدر سریعه که نمی تونم حسش کنم...
در این مورد خیلی احساس ضعف می کنم. و برطرف کردنش (مدیریت هیجایانات و احساساتم، خصوصا در موقعیت خشم) جزء اولین اولویت هام هست.









علاقه مندی ها (Bookmarks)