
نوشته اصلی توسط
میشل
من این تایید طلبی رو در مورد مسائل احساسی دارم. در مورد مسائل فکری و اعتقادی و شخصیتی و اینا تقریبا ندارم. یا اگرم پیش اومده باشه، نادر و خفیف و گذرا بوده.
اما در مورد مسائل احساسی، نه تنها قویه، بلکه حتی با مذاکره کردن با خودم هم معمولا خیلی کم به نتیجه می رسم. و نمی تونم این احساسم رو از بین ببرم.
این مشکل رو چطور باید حل کرد؟ اینکه وقتی کاری رو درست می دونم، رفتار دیگران روی "احساسم" اثر نگذاره؟ چیکار کنم که تایید یا عدم تایید دیگران روی حس مثبتم از کاری که درست می دونم، اثر نگذاره؟
مصداق این مسائل احساسی چی هست ؟
گفتی اهداف اخلاقیت رو داشتی مطرح میکردی که با عدم تایید دیگران روبرو شدی، درسته؟
اصلا چطور ممکنه بین مسائل احساسی و عقلانی خیلی دقیق مرزبندی کرد و اون ها رو از هم جدا کرد؟
میخوام بگم وقتی برای کاری که انجام میدی یا حرفی که میزنی یا حتی احساسی که داری، یه دلیل منطقی داشته باشی،
دیگران به راحتی نمیتونن کارت رو یا حرفت رو یا احساست رو زیر سوال ببرن.
ضمن اینکه درسته که تایید طلبی تاحدی نشونه ضعف آدمه، اما از طرف دیگه میتونه باعث انعطاف پذیری یا درک احساسی متقابل باشه.(چـــی گفتم!)
وقتی تو نیستی
نه هست های ما
چونانکه بایدند
نه بایدها . . .
هر روز بی تو
روز مباداست!
علاقه مندی ها (Bookmarks)