
نوشته اصلی توسط
khalvat
بله من واقعا از جدایی میترسم وحشت دارم دلیلشم اینه که یکی از بستگان خیلی نزدیکم جدا شد و از اون روز از زمین و اسمون واسش بارید اینقدر که با اینکه همسر سابقش یه حیوون بود و همه فامیل اینو میدونستن اما بلایی به سرش اوردن با حرفاشون که مثله دیوونه ها فریاد میزد کاش جدا نمیشدم حتی رف به مرده التماس کرد بیا باز عقد کنیم اما پدرش نذاشت ووبعد از اون پدرش فوت کرد و مادرش کته کرد تصویر اون دختر وقتی که مجبور شد از درد حرفای فامیل از ایران بره هیچوقت تو این 10سال از جلوی چشم نرفته دقیقا درسته من از جدا شدن میترسم...من میترسم پدرمو از دست بدم من وحشت دارم مامانم طوریش بشه ..دست خودم نی یه ماه پیش جسته گریخته از وضعیتم بهشون گفتم 1 میلیاردم واقعیتو گفتم یعنی تقریبا چیز نگفتم اما کار بابا به بیمارستان رسید و مامانم مثل دختر بچه ها گریه میکرد که واقعا هولت داده؟ اینقدر رفتار عجیب کردن که مجبور شدم قسم دروغ بخورم که الکی گفتمو شلوغ کردم ناز کنم
خدایا هیچ کس حالمو نمیفهمه درست وسط برزخم اون همه شادیم خوشیم درسم اینه ام خانواده ام همه باهم دارن از دست میرن
والا به پیر به پیغمبر به هرچی میپرستی این راهی که داری میری اشتباهه به خدا قسم اشتباهه والا توی فامیلای ما مخصوصا از طرف پدری دقیقا مثل فامیلای شما هستند شایدم بدتر چون برای یکی این اتفاق افتاده امکان داره برای شما هم بیوفته پی اینجوی حتی اگه با سیخ داغ کنه شوهری یا صبح تا شب بزنتش و توی خونه زندانیش کنه طلاق نگیره چون دیگران بد میدونن و دهنشان را باز میکنن و حرف میزنن.یعنی شما بعنوان یه تحصیلکرده نظرت اینه؟!!
والا من یکی فکر کنم شما خیلی بیشتر از شوهرت نیاز داری بری مشاوره بگیری اگه طرز فکرت اینه زندگیت را خراب کنی بخاطر حرف مردم حالا بزار یکچیز در مورد خودم بهت بگم که بدانی نمیتوانی دهن یه عده از افرد بی فرهنگ و بیشخصیت را ببندی.
فکر کنم لازم باشه شما مقالات زیر را کامل مطالعه کنی.نیاز داری اعتماد بنفس خودتر ا بالا ببری رفتار جراتمندانه را آموزش ببینی
www.hamdardi.net/thread-14963.html
http://www.hamdardi.net/thread-3160.html
و مقالات زیر برای تقویت اعتماد بنفس در شما
چگونه منفعل نباشیم؟
اینا هم تاپیک های she هستش.
مشاوره تخصصی با جناب sci
کارگاه آموزشی - رفتار جرات مندانه
اين را بدانيد تا خودتان نخواهيد ديگران نمي توانند شما را آزار دهند؛همه رفتارهاي آزارگونه
يا از روي رشک(حسد) ديگران تنها و تنها از سوي آنها انجام مي پذيرد و اين خود خود شماييد
که اجازه تأثيرگذاري آنها را بر خويش مي دهيد،پس بدانيد
که پس از چندي بي تفاوتي در برابر کردار ديگران و واکنشي بسيار عادي
و به دور از رفتاري که به آنان نشان دهيد آزرده شده ايد و انديشيدن
درباره اينکه گفته ها و کنش و رفتار ديگران هيچ اثري بر شما ندارن،مي توانيد
از اين اندوه رهايي يابيد؛؛به اين موضوع مهم توجه نماييد که هويت و شخصيت شما،تنها توسط خودتان تعريف گشته
اصولا ميزان تاثير پذيري ما از تعريف ها يا به عکس بي احترامي هاي ديگران بستگي به اعتماد به نفس ما دارد
اگر شما با ارزش هستيد ( که هستيد)، بايد خودتان باور داشته باشيد و منتظر نباشيد ديگران به آن اشاره کنند.
يا به عکس با بي احترامي آنها فکر نکنيد که بي ارزش شده ايد و شخصيت شما ضعيف تر از قبل شده است.
ما خودمان خودمان را تعريف مي کنيم.
دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
علاقه مندی ها (Bookmarks)