به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 95

Threaded View

  1. #26
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 25 مهر 94 [ 20:51]
    تاریخ عضویت
    1394-1-26
    نوشته ها
    249
    امتیاز
    2,867
    سطح
    32
    Points: 2,867, Level: 32
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 327 در 165 پست

    Rep Power
    52
    Array
    اول مرسی از حرفای انیسا و ستاره عزیز ببخشید من نمیتونم لایک بزنم

    بچه ها ساناز تاحالا چندتا تاپیک داشته این هارو گفتین نتیجه نداد جوابی بدین که مناسب سوالش باشه داره میگه چجوری به دلش بشینم ؟
    میخوای به دلش بشینی میخوای برگرده؟دوتا راه هست یا هی بگی دوسش داری اس بدی پی ام بدی یا کلا بهش بیتفاوت بشی یعنی در ضاهر بهش بی محلی کنی غیر این دو راه که راهی نیست هست؟اگه پسر بودی راهای دیگه ای هم بود حالا که نیستی خب راه اول که رفتی جواب داد؟فعلا که قشنگ خورد تو دهنت ببخشیدا

    خب پس راه دوم میمونه نمیگم فراموشش هم بکن نه چرا زندگیته زندگی خودت فقطم نزدیک ۷۵ساله یک سومش رفته تو حق داری با هرکسی ازدواج کنی شکست بخوری ویا خوشبخت بشی هیچکس حق نداره بگه با اون ازدواج نکن تو میخوایش okقبول ولی لازمه ازدواج عشق اونم هست پس باید عاشقش کنی دیگه خب پس میمونه راه دوم حتی اگه هرشب جون میدی از گریه فراداش انگار نه انگار مگه با دوستات در ارتباط نیست پس خبرای توهم بهش میرسه دیگه همین اقای دکتر ادارت یا هرکس دیگه خودتو بکشون سمتش منظورم این نیست بیحیایی کنی الان نیای بگی من همچین دختری نیستم و... منظورم اینه اگه کسی یه قدم اومد جلو مخصوصا توی اون اداره تو نزن تو گوشش توهم نیمچه قدمی برو بشناس همه رو هرکسی میتونه خوب باشه حتی اگه سامان نباشه

    مخصوصا حرفشو بین دوستات بنداز بحثشو گنده کن که اره ساناز خواستگار داره ممکنه نامزدکنه عاشق شده عوض شده و...یجوری که بهش برسه دوحالت داره یا برمیگرده یا وضعیت همینطوریه که تورو ادم حساب نمیکنه البته بازم ببخشیدا کارای اونه!

    تو نمیتونی فراموشش کنی دوسش داری باشه پس دلیلی برای فراموشی نیست اما غیر این راهیم واسه وصال نیست

    اما چیزایی هم میمونه فکر نمیکنی زیادی واسه خودت عشقش بزرگ کردی یعنی باشه عاشقشی ولی زیادی فکر کردی مجنونی اونقدراهم نیست فقط میخوای بدستش بیاری تو عادت به تفکراتت کردی که هرشب با اون بگذره یکم به خودت برگرد حس نمیکنی؟که عشق بزرگ کردی

    یکم به اینده نگاه کن فقط اونو نبین زندگیرو ببین که مدام داری خرید میکنی توی خونه اجاره ای جهاز میچینی داری غذا میپزی خونه مرتب میکنی شوهرت داره تو گوشیشه گهگاهی یه لبخندیم میزنه دارین میرین بیرون تو یه حجاب کامل گزاشتی واون .... باهم میرین توی خیابون چشمش عین دوربین مداربسته میچرخه همه رو ضبط میکنه یجا چشمت دور میبینه در گوش یدختری میگه عشقم وباهم میخندن شماره میدن ماشینی که تو میخری رو برمیداره میره دور دور دختر بازی

    هربار که نگات میکنه بهت سرکوفت میزنه که نگاه این چقدر چشماش نازه نگا چه تیکه ای توهم میگی باشه باشه عزیزم میرم پوستمو میکشم دماغمو عمل میکنمو....
    میرین خونه خانوادش خواهراش با دید تحقیر میبینتت خودت جلوی دوستات میتونی بگی این شوهرمه؟
    حالا به هرحال برای من برخلاف اعجاز عشق وای تک اصلا مهم نیست تو کدوم یک از راهای بالا رو انتخاب میکنی ایا واقعا ازش برمیگردی یا نه اما یچیز بدون من همیشه فکر میکردم ادم باید یهو توی یلحظه از رابطه عشقی بیاد بیرون کاری که خودم کردم نکه بعدش فکری نیاد سراغم نه اما بلند بلند حرف زدم هندزفری گذاشتم اهنگ خاصی که خیلی به من کمک کرد صداشم زیاد کردم نزاشتم مغزم حرف بزنه
    اما حالا میبینم این راه برای تو جواب نمیده تو اگه یهو قطع کنی سریع کم میاری و بدتر میشی

    چه میخوای بدستش بیاری چه فراموشش کنی یه راه هست اونم بی محلی مطلق اینکه حرفش باشه که ساناز عوض شده یواش یواش یا اون میاد به سمتت وعروسی و....
    یا کم کم فراموشش میکنی باید روزی یکم از فکر کردنت کم کنی نیم ساعت کمتر عکسش ببینی کمتر گریه کنی روزی یکم فقط
    برای خودت برنامه بچین یکساله بگو فقط ققط من تا یکسال دیگه بهش فکر میکنم هرتلاشی میکنم تا بدستش بیارم اما توی این یسال روزی یدقیقه کمتر بهش فکر میکنم دو دقیقه بیشتر میخندم پنج دقیقه شدیدتر گریه میکنم و ده دقیقه کمتر توی حالت ناله وغر میمونم

    ببین ساناز تو باید ببینی که خودتو چطور تعریف کردی از همین همدردی میبینیم مثلا شیدا خودشو یه دختر رک وقاطع ومغرور وبا منطق وقوی تعریف کرده یا اعجاز عشق یه دختر مهربون حمایتگر با خدا صبور یا
    اقای خاله قزی یه مرد میانه رو وتعادلی صلح طلب منطقی وبا تجربه بعضی ها هم مثل خودم هنوز خودشونو نتونستن تعریف کنند وبعضیاهم مثل تو خودشونو بد تعریف کردند نمیگم بدی یا کسی دوست نداره اما بیشتر دلسوزی تا علاقه خودتو یه دختر از درون تهی معرفی کردی دختری که تحصیلات بالایی داره وحقوق خوبی داره ظاهر متناسب ایمان قوی اما یه گوی براق وزیبا اما تو خالی کسی که از درون متزلزله وپر از عیب هیجانی واحساسی مدافع وتقریبا غیر منطقی بدون اراده و.... دختری که اعتقادات بالایی داره اما تو عشق یه پسر اسمون جل مونده کسی که میگه حیا داره اما از عشق خرابش پرهیز نمیکنه کسی که انتقاد پذیر نیست وهمه رو توی تاپیک قبلیش فراری داد وحالا دیده میشه که چقدر دختر مهربون وارومیه وفقط میخواد پشت نقاب کمالگرایی وعزت نفس مخفی بشه اینا چیزایی نیست که فهمیدنش سخت باشه ساناز اون پسر هم وجود تهی وویران تورو دیده فهمیده

    اینارو نمیگم که فراموشش کنی نه میگم زندگی خودت اما مجبوری اینارو انجام بدی تا اگه برگشت حداقل در موضع بالا باشی وبتونی جذبش کنی و بهش برسی وگرنه نتنها برنمیگرده و عمرت تباه ننمیشه و فراموشش نمیکنی و...بلکه توی دلش میگی اخی از شرش راحت شدم پس مجبوری ساناز چون راه دیگه ای نیست

  2. 2 کاربر از پست مفید دختر جوان تشکرکرده اند .

    fahimeh.a (سه شنبه 22 تیر 95), zzzz (یکشنبه 29 شهریور 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نمیتونم از حق خودم دفاع کنم.
    توسط Pooh در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 خرداد 94, 00:32
  2. چه طوری میتونم بخشی از حافظه مو پاک کنم
    توسط ribbon در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: چهارشنبه 03 مهر 92, 17:59
  3. نه میتونم ادامه بدم نه جدا بشم
    توسط sheidajojo در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: چهارشنبه 16 مرداد 92, 10:57
  4. با خانواده افسرده ام چه کار میتونم کنم؟
    توسط pardis 1995 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: شنبه 15 مهر 91, 05:48
  5. هرچی به شوهرم میگم میگه نمیتونم!خوب منم نمیتونم چیکار کنیم؟؟؟؟؟؟
    توسط matra در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: شنبه 29 بهمن 90, 22:27

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.