به انجمن خوش آمدید

نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: به نظر شما آیا دغدغه و نگرانی یافتن یک خواستگار و شوهر م

رأی دهندگان
111. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • خیلی زیاد

    93 83.78%
  • نه خیلی

    17 15.32%
  • اصلاچنین نگرانی وجود ندارد

    1 0.90%
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 22
Like Tree2Likes

موضوع: من خواستگار ندارم

  1. #1
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ ۱۰:۵۱]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۶-۲۵
    نوشته ها
    8,183
    امتیاز
    195,650
    سطح
    100
    Points: 195,650, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    تشکرها
    22,387

    تشکرشده 34,527 در 6,042 پست

    نوشته های وبلاگ
    7
    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    من خواستگار ندارم

    تا کنون مراجعان زیادی در مورد نبودن خواستگار و شوهر خوب از سایت همدردی سئوال کرده اند. و بنده در بخش پرسش مراجعان ،پاسخ مشاوران پاسخهایی به آنها داده ام در ذیل یکی از این پاسخها را می آورم. بازدید کنندگان می توانند سایر جنبه هایی که در این یادداشت اشاره ای نشده است را جهت تکمیل موضوع اضافه کنند.

    مراجع محترم ضمن تشکر از حسن اعتمادی که به سایت همدردی داشته و مسائل خود را مطرح نمودید نظر شما را به چند نکته جلب می کنم.

    1 - باید مسئله ازدواج را به صورت عینی و عملیاتی برای خود بازتعریف کنیم. شاید به تعداد آدمهایی که وجود دارند در مورد ازدواج تعریف وجود داشته باشد و جالب اینکه هر تعریفی متفاوت است . یک سر این تعریف ، «ازدواج را یک مانع، یک دردسر و یک الافی می داند» و در سر دیگر «ازدواج را مانند اکسیژن برای زنده بودن روانی نیاز می داند». اما در این میان صدها هزار تعریف دیگر نیز از ازدواج وجود دارد که میزان ضرورت آن از نظر افراد فرق می کند.
    در زیر به عنوان مثال به بعضی نظرات رایج افراد ( که کاملا هم متفاوت هستند) در مورد خواستگار نداشتن جلب می کنم :
    من آدم بی ارزشی هستم که کسی مایل به ازدواج با من نیست
    - من آدم زشتی هستم که کسی مرا دوست ندارد.
    - توانایی ها و صفات مرا کسی نمی شناسد، تا مرا انتخاب کند
    - اگرچه ازدواج برای من مهم است ، اما اگر خواستگاری متناسب و دلخواه خود پیدا نکنم، به هیچ وجه تن به یک ازدواج ناموفق نمی دهم.
    - من قصد دارم با ازدواج به نیازهای خود پاسخ صحیح بدهم، اما بدون ازدواج نیز می توانم با مدیریت صحیح بر اساس اعتقاداتم و با برنامه ریزی دقیق، برنامه خود را تکمیل کنم.
    - در صورت ضرورت اگر فرد مناسبی را یافتم خودم می توانم برای انتخابش اقدام کنم.
    - من اگر چه قصد ازدواج دارم اما به این معنی نیست که اکنون ناقص هستم و حتما باید مردی بیاید و مرا کامل کند. همین الان هم کامل و دوست داشتنی هستم، حتی اگر با هیچ مردی ازدواج نکنم.
    - به خاطر بعضی ضرورتها که در ازدواج خود حس می کنم، حاضرم بدون در نظر گرفتن دیگران، خودم را با بعضی شرایط سخت و منحصر به فرد وفق بدهم.
    - می توانم با هوشمندی که در خود سراغ دارم از بی نهایت متغیری که در جهان هستی هست، سود ببرم و چاله بی شوهری را با آنها پر کنم. به نحوی که رشد من نسبت به همسانانم بیشتر باشد.
    - اگر مردی مرا انتخاب نکند، برای درد دلها و نجواهایم تنها می مانم و کارم به جنون کشیده می شود.
    - اصلا برای من عدم وجود خواستگار مهم نیست. و این مسئله برایم یک مسئله جنبی است.
    - خوشحال هستم که مستقل خواهم ماند و می توانم برای زندگیم هر طور که دوست دارم برنامه بریزم.
    - این همه درد و رنجهای متاهلینی که در انتخاب همسر اشتباه کرده اند را دیده ام. پس صبورم و فقط در صورتی تن به ازدواج می دهم که فرد مناسب را بیابم
    - من برای ازدواج و خواستگار وقتی ندارم. مسائل مهمتری در زندگی من وجود دارد.
    - من برای آینده خود نگران هستم، بدون همسر ، آینده من نامعلوم است.
    - من برای اینکه احساس کوچکی نکنم به هر قیمتی باید با فردی رابطه داشته باشم.
    - بی نهایت مجرا و کانال برای خوشبختی می شناسم به نحوی که بدون در نظر گرفتن خواستگار و ازدواج، می توانم به آنها برسم.
    - امیدم برای یک ازدواج مناسب باقی خواهد ماند. اما آنقدر وظایف مهم در دست اقدام دارم که چشم به راه نمانم..


    2 - با توجه به بعضی نقطه نظرات بالا، شما ابتدا باید خودآگاهی خود را نسبت به خودتون و ازدواج افزایش دهید. وضعیت خانواده، وضعیت اقتصادی، وضعیت شغلی، مشکلات دیگر، نیازهای روانی، نیازهای جنسی، میزان مسئولیت ها و وظایفی که به عهده دارید، برنامه های رشدی ، برنامه های تحصیلی، اوقات فراغت، دوستان و مسائل خاص شما همه و همه روی نحوه برخورد شما با مشکلتون تاثیر دارد و باید روی آنها تمرکز شود.
    3- برای همسریابی به جای اینکه منفعل باشیم تا کسی بیاید و ما را بیابد، سعی کنیم بر تلاشهای فعالانه خود در جهت انتخاب بیفزائیم. ( البته این بخش خود نیاز به توضیحات و یادداشتهای مکمل بیشتری دارد که چگونه می توانیم در این زمینه فعال باشیم).

  2. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۱۷ فروردین ۹۶ [ ۲۱:۴۴]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۶-۲۲
    نوشته ها
    761
    امتیاز
    16,115
    سطح
    81
    Points: 16,115, Level: 81
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 235
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    VeteranRecommendation Second Class10000 Experience PointsSocial
    تشکرها
    2,005

    تشکرشده 2,104 در 539 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من خواستگار ندارم

    سلام ،
    طرح این موضوع ، اون هم به این شیوه برای من خیلی عجیبه ، چون راستش تا قبل از دیدن نظر 100% مدیر محترم سایت اصلا فکر نمی کردم که ازدواج تا این حد برای دخترها مهم باشه . اما باتوجه به اینکه معمولا ایشون با درصد و آمار مواجه اند و وظیفه اشون ایجاب میکنه از روی واقعیتها اظهار نظر کنند ، دارم سعی می کنم جور دیگه ای به این مساله نگاه کنم.

    نه اینکه ازدواج چیز بدیه . اما مثل همه چیزهای دیگه زمان و شرایط خاص خودش رو می طلبه . حداقلش اینه که تو باید به بلوغ شخصیتی لازم برای درک معنای این پیوند برسی که قطعا سن و سال هم در این میان ، عامل تعیین کننده صرف نمی تونه باشه .و من فکر می کردم اکثر دختر ها اینطوری فکر می کنند.

    *************************************
    همونطوری که گفته شده «ازدواج» به تعداد آدمهایی که وجود دارند تعریف داره . از طرف دیگه یک ازدواج خوب هم در افراد مختلف معناهای مختلف داره . مثلا :
    - بعضیا ازدواج خوب رو در پذیرش تابعیت زن از مرد می دونند .
    - بعضی ها فکر می کنند ازدواج خوب با آزادی افکار و رفتار طرفین معنا پیدا میکنه
    - برای بعضی دیگه حفظ احترام رکن اصلی یک ازدواج خوبه
    و.....

    وپیرو این تعریف ها ، هر فرد یک انتظار خاصی از ازدواج خوب داره . و متناسب با این انتظار ، بدنبال یک شریک مناسب برای زندگیش می گرده .
    شاید برای اینکه بتونیم این انتظارات رو کمی به واقعیت نزدیک کنیم ، بهتره در زندگی دیگران دقیق بشیم و ببینیم انتظارات و توقعات افراد از یک زندگی خوب و و به تبع اون ، رفتارهای اونها چه زندگی رو براشون بوجود آورده .

    نکته مهمتر اینه که قبل از هر چیز خودمون رو خوب بشناسیم . بفهمیم از چی خوشمون میاد ؟ چی رو دوست نداریم؟
    چه رفتارهایی برامون آزار دهنده است ؟ چه چیزهایی برامون قابل قبوله ؟ چه حرفهایی اعصابمون رو خورد میکنه ؟ معنا و مرز کلمه خوب و بد در زندگی ما چی می تونه باشه ؟ و ...

    وقتی این اتفاق افتاد و تونستیم یک شناخت نسبی نسبت به خودمون پیدا کنیم و علایق ، نیازها و اولویتهای زندگیمون رو بهتر بشناسیم ، می تونیم به ازدواج فکر کنیم . و تازه اون موقع هم تمام کارهایی که در مورد شناخت خودمون انجام دادیم باید درمورد یه نفر دیگه انجام بدیم و.... تا بتونیم به یک ازدواج موفق دست پیدا کنیم.

    (اونوقت دیگه انتظار کشیدن برای پیدا شدن یک شاهزاده خیالی سوار براسب سفید شاید خنده دار هم به نظر برسه )

    ****************************************
    چیزی که الان به شدت توجه منو به خودش جلب کرده اینه که چه عواملی باعث شدن که در حال حاضر دختران ما به ازدواج به عنوان غایت خوشبختی نگاه کنند بدون اینکه بدونند الزامات یک زندگی خوب چیه ؟

    قطعا اونا از اهمیت خودشون و اهمیت انتخاب خودشون بی خبرند .

  3. کاربر روبرو از پست مفید طاهره تشکرکرده است .

    طاهره (یکشنبه ۲۲ مرداد ۹۱)

  4. #3
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ ۱۰:۵۱]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۶-۲۵
    نوشته ها
    8,183
    امتیاز
    195,650
    سطح
    100
    Points: 195,650, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    تشکرها
    22,387

    تشکرشده 34,527 در 6,042 پست

    نوشته های وبلاگ
    7
    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: من خواستگار ندارم

    سلام خدمت دوستان
    ضمن تشکر از اینکه کمک می کنید بحث ها پخته شود، با دیدن این پاسخها به راحتی متوجه می شویم که نگاههای مختلفی به رویدادهایی مثل ازدواج است که کاملا هم از زاویه خود صحیح است و هدف ما در این تالار به تعدیل رساندن این جنبه های مختلف است و نه حذف یا تحمیل نظراتمون.
    در ضمن در مورد 100% که طاهره ذکر کردند. اینطور نیست فقط یک نظر سنجی قرار داده شده تا نظر افراد مختلف در مورد این اهمیت روشن شود.
    یک نظر هم دارم اگر دوستان سعی کنند بحث ها را خودمونی تر و با ذکر مثال و توضیحاتی عام روشن کنند، تا بحث خیلی کلی نشود و شکل مقاله و کتاب به خود نگیرد. فرض ما بر این است فردی در هنگام ازدواج این موضوع را می خواند بتواند اهمیت ازدواج و چگونگی انتخاب و ....، را از زوایای مختلف بررسی کند.
    امیدورارم با کمک شما دوستان و سایر عزیزان مباحث پخته تر و جذاب تر و کاربردی تر شود

  5. کاربر روبرو از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده است .

    Eram (سه شنبه ۲۴ تیر ۹۳)

  6. #4
    a_b
    a_b آنلاین نیست.
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه ۲۷ فروردین ۹۱ [ ۱۸:۴۹]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-۱-۰۹
    نوشته ها
    187
    امتیاز
    4,552
    سطح
    43
    Points: 4,552, Level: 43
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 198
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    174

    تشکرشده 194 در 81 پست

    Rep Power
    28
    Array

    RE: من خواستگار ندارم

    سلام .خيلي دوست دارم نظر مدير سايت رو هم بدونم (جناب اقاي سنگ تراشان من قبلا مشكلم رو براي شما مطرح كرده بودم و گفته بودين توي تالار همدردي بيام .اومدم فكر كنم به خاطر بيارين منو)

    بيتا جان تواگه خو استگار كم داري ؛من اصلا ندارم .درعوض خواهرم كه از من 4 سال كوچيكتره تادلت بخواد خواستگار داره. چون از من زيبا تره .
    من از اين مسئله كه خواستگار ندارم ناراحت نيستم .من از ديدگاه جوونا ناراحتم . كه فقط به مسائلي نگاه ميكنن و طرف مقابل رو با اون معيار ها انتخاب ميكنن.
    اصلا براشون مهم نيست (يعني اونقدر كه به زيبايي اهميت ميدن به اين مسائل اهميت نميدن )كه طرف مقابلشون چه برنامه هايي واسه خوشبخت كردن شوهرش داره .البته وقتي حرف از ازدواج ميشه ميگن :من بايد همسر م ال باشه و بل باشه و. .....اما زماني كه ميرن خواستكاري فقط كافيه خانم خوشگل باشه .ديگه فكر ميكنن نيمه وجودشون رو پيدا ميكنن . اگه پول هم كه داشته باشه كه چه بهتر.
    من خود م خواهرم از من خيلي زيبا تره خواستگاري كه براي من اومده بود(از فاميلا بود ) اونو پسنديد.

    هميشه به مادرم اينا ميگم وقتي دم يه مغازه دوتا سيب هستش يكي خوشرنگ وتازه و يه سيب ديگه هستش معمولي و هردو يه قميت دارن ؛وقتي مشتري مياد معلومه دست روي سيب بهتره ميذاره .اما اگه مغازه دار اون سيب خوبه رو نفروشه و بگه اول اين بده رو بخرين بعد اون ؛خوب مردم ميرن از يه جاي ديگه خريد مي كنن و اون سيب خوشرنگه همون بلايي سر ش مياد كه سر سيب معموليه يا بده اومده .
    اما اصلا حرف من خريدار نداره. مي دونم اگه خواهرم بره واسه من خواستگاراي بهتر هم مياد .هموني كه به درد من ميخوره
    هموني كه من دوست دارم خوشبختش كنم .هموني كه دوست دارم بهش محبت كنم .
    شايد بپرسين چرا دوست داري ازدواج كني.!!!
    من الان 28 سال دارم . دختر هستم كه دوست دارم ادما رو دوست داشته باشم . مثل بقيه ادما دوست دارم يكي رو دوست داشته باشم ؛ دوست دارم يكي منو دوست داشته باشه . توي خونواده ما هيچكس به اون يكي نميگه دوستت دارم .اگه بهت بگم من تا اين سن تا به حال از مادم نشنيدم كه به من بگه دوستت دارم باورت ميشه ؟؟!!
    اره چون يه جورايي ميگن بچه پرورو مشه .اما تادلت بخواد از نظر مالي ما رو تامين كردن . تا حدي كه از بي نيازي به پوچي و افسردگي رسيدم.شايد يك دليل كه دوست دارم ازدواج كنم اينكه ميخوام خودم واسه سلول به سلول زندگيم زحمت بكشم تا لذت به دست اوردن رو بفهمم . شايد اينكه احساس ميكنم ديگه زيادي دارم ادم بي خودي ميشم كه فقط بلده بخوره و بخوابه .شايد اين دلايل يكي از اون دلايلي باشه كه نهفته منو سوق ميده به سمت ازدواج.
    اما اين ملاكها و معيارهايي كه بين جوون ها مد شده (زيبايي) وقتي يكي مياد و ميره خشوحال مي شم از يه لحاظ(با اينكه دلم خيلي درد ميگيره )مي دوني چرا؟چون او ني كه منو انتخاب خواهد كرد منو به خاطر يه صورت زيبا انتخاب نخواهد كرد . بلكه به خاطر سيرت من انتخاب خواهد كر د. و اينو ميدونم كه اوني كه اومد و رفت لياقت احساس و عواطف منو نداشت .
    اوني كه بياد منو انتخاب كنه هم من ميتونم خوشبختش كنم و هم اون مي تونه منو خوشبخت كنه .
    و يه مشكلي اينجاست كه من و تو و خيلي هاي ديگه خيلي با اضطراب و نگراني دنبال بهترين انتخاب هستيم و هميشه منتظر اينكه يكي در خونه رو بزنه .اما اين اضطراب نه تنها اوني كه ميخواي رو نمياره ؛بلكه باعث ميشه كسي ادم مضطرب و مستعصل(نميدونم درست نوشتم يا نه )رو دوست نداشته باشه .چون در اين وضعيت روحي رفتارهايي از اون سر ميزنه كه باعث ميشه ديگران به نوعي از اون دوري كنن .
    با اينكه اينو ميدونم اما در اين مورد نميتونم كاري بكنم.
    از ته قلب از تنهايي خسته شدم . دوست دارم يكي باشه وقتي غصه دارم باهاش حرف بزنم ؛واسش گريه كنم . دوست دارم واسه يكي ناز كنم و يكي نازم رو بكشه . دوست دارم غروبا با يكي برم بيرون و از قشنگي دنيا حرف بزنم و دوست دارم شبا كه دلم ميگره سرم رو بذارم روي شونه يكي واسش حرف بزنم . دوست دارم روزاي 13 بدر كه ميرم بيرون دل خوشي داشته باشم . دوست دارم وقتي دارم درس ميخونم و قتي دارم سختي رو توي يك كار تحمل ميكنم وقتي كه به اوج نااميدي ميرسم ؛ حضور يه نفر به زندگيم رنگ بده و اونا رو واسم محو كنه .
    اگه كسي بگه برو بابا كسي رو واسه غصه و شاديت ميخواي همون بهتر كه ازدواج نكني!!!
    به نظر شما اگه ادم يكي رو براي غصه و شاديش نميخواد واسه چي ميخواد ؟؟؟واسه پول واسه خونه و يا ......
    اينا رو همه مي توني تنهايي بدست بياري. حتي غرايض جنيسي رو هم مي توني كنترل كني اما تا حدودي.
    ادم اگه تمام نياز هاي روحيش براورده بشه فكر ميكنم مي تونه به اوج موفقيت برسه .به اوج خوشختي.البته اينم هست كه خوشبختير و چطوري معني كني!!!!
    من خوشبخي برام معنيش اينه ارامش روح و خوشبخت كردن طرف مقابلم و زماني كه بتونم تمام نياز هاي روحي و ... طرف مقابلم رو براورده كنم فكر مي كنم بتونم اونو خوشبخت كنم و در قبال اين هديه من به اون ؛مسلما اون هم منو خوشبخت خواهد كرد .
    من ادمي هستم يك كم راحت به ادما وابسته ميشم و بهشون محبت ميكنم . وميدوني يك دليل ديگه اينكه الان تمايل به ازدواج دارم اينه كه :
    تمام وجودم و قلبم سرشار از محبت شده ؛سرشار ازعشق . بايد اين محبت و عشق رو عرضه كنم ؟؟؟درسته ؟؟اما چون در حال حاظر توي محيط خونواده كسي خريدار اين عاطفه نيست و اونطوري بار نيومدم كه بتونم به راحتي اين كار رو بكنم ؛ و با توضيحات بالا احساس مي كنم بايد ازدواج كنم . و با اين همه احساسي كه توي وجودم ريختم فكر مي كنم خيلي خوب مي تونم از عهده خوشبخت كردن همسر اينده ام بر بيام .
    اما بازهم ميگم با همه اين بايدها تن به هر ازدواجي نخواهم داد.
    ديگه حرفي ندارم.
    اميدوارم تو و هر كدوم از د وستاني كه وضعيت منو دارن (حتي خودم )درست فكر كنيم و درست تصميم بگيريم.چون خوشبختي در دوردستها نيست همين نزديك ماست
    sobhan13 likes this.

  7. #5
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۲۱ فروردین ۹۱ [ ۱۷:۳۴]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۱۱-۲۷
    نوشته ها
    732
    امتیاز
    8,030
    سطح
    60
    Points: 8,030, Level: 60
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 120
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    730

    تشکرشده 753 در 380 پست

    Rep Power
    83
    Array

    RE: من خواستگار ندارم

    بسیاری از دوستان را میشناسم که چنان از نفی و عدم تمایل به ازدواج صحبت میکنند که انگاراین اعتقاد امتیازی برای آنان است . همه انسانها، حتی گیاهان و حیوانات به جفت نیاز دارند این جزء طبیعت و ذات ماست و اعتراض به آن اعتراض به نوع انسانیت است .

    بعضی تنها میل جنسی را عامل پیوند زوجها میدانند اما مهم جلوه دادن این علت بیشتر بدرد حیوانات می خورد تا انسان ، یقین دارم خداوند مارافقط به این دلیل به ازدواج تشویق نمیکند زیرا این نیاز حیوانی تنها یکی از پله های تکامل و ترقی انسان است و حتی مهمترین آنها هم نیست چراکه بسیاری بعد از سالها زندگی تصمیم به طلاق میگیرند چون حرف هم را نمیفهمند و با هم یکی نشده اند و یکدیگر را درک نمیکنند .

    اما موضوع انتخاب ، مسئله اینجاست که ما در زمان حال زندگی میکنیم اما سبک وروش انتخاب همسر هنوز به عهد قدیم بر میگیرد

    زمانی دختران پشت پرده بودند و به اصطلاح آفتاب و مهتاب چهره آنها را نمیدید و اگر برای کاری به صحرا میرفتند حق صحبت کردن با مرد غریبه ای را نداشتند و اگر هم به دلایلی مخفیانه چند جمله ای با مرد غریبه ای رد و بدل میکردند احتمالا زیر باد کتک پدر و برادران غیرتمند خود قرار میگرفتند و چه بسا تا مدتی زندانی میشدند و حق بیرون رفتن ازخانه را نداشتند.

    اما در زمان ما دختران با آزادی کامل درمحیطهای اجتماعی فرهنگی و علمی به فعالیت مشغولند و برای مشارکت در اجتماعات و انجمنها تردیدی به خود راه نمیدهند و در امنیت کامل تا نیمه شب در کنار مردان مشغول به کار و انجام خدمات اجتماعی هستند.

    عجیب نیست از چنین دختری با شرایط زمان حال ما بخواهیم که در خانه منتظر آمدن مردی به خواستگاریش بماند؟ طبیعی است دختری که در اجتماع مشغول به فعالیت است بزودی با مرد مورد علاقه اش برخورد خواهد کرد و بعد ازانتخاب تا رسیدن به یک توافق مناسب برای ازدواج و مراسم خواستگاری با هم مکررا ملاقات و گفتگو خواهند داشت.

    به همین دلیل است که شما با دیدن سوال دختری که د رباره علاقه اش نسبت به مردی تعجب نمیکنید و این سوال را زشت نمیدانید و از آنان نمیخواهید که هر چه زودتر ازاین خواسته دست بردارد یا با این روش ازدواج نکند بلکه همه ما سعی داریم اورا راهنمایی کنیم تا صحیح وعاقلانه بیاندیشد .

    به عقیده من هر نوع رفتار مشروعی که منجر به ازدواج در چارچوب درست و صحیح با تایید مذهب باشد عملی خداپسندانه است زیرا در جهت خوشبختی انسان است وخداوند انسان خوشبخت را دوست دارد زیرا هر روز محکمتر بسوی او قدم برمیدارد .
    امیدوارم منظور تاپیک شما را متو جه شده باشم

  8. #6
    a_b
    a_b آنلاین نیست.
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه ۲۷ فروردین ۹۱ [ ۱۸:۴۹]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-۱-۰۹
    نوشته ها
    187
    امتیاز
    4,552
    سطح
    43
    Points: 4,552, Level: 43
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 198
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    174

    تشکرشده 194 در 81 پست

    Rep Power
    28
    Array

    RE: من خواستگار ندارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدیه تاجداری
    با سلام و عرض تبریک سال نو به همه دوستان
    دراینجا میخواستم از a-b تشکر کنم که انقدر ساده و راحت حرفاشو زده واقعاً با حرفاش موافقم منم دقیقاً یه همچین مشکلی دارم درضمن تمام حرفاش مو به مو حرف دل منه واقعاً ما باید چه کار کنیم؟ میشه یه راه حل جلو پای ما بذارید. ممنون

    سلام
    خواهشم ميكنم دوست من . به نظر من اين مشكل نيست . چون مشكل هيچوقت حل نميشه . اين يه موقعيته كه با مرور زمان حل ميشه .
    و من هم اميد دارم به اون روزي كه با كسي زندگي خواهم كرد كه خوشبختي واقعي رو لمس كنم و اون روز توي اين سايت مي نويسم.
    من به اين اعتقاد دارم كه ازدواج يه قسمته كه تا روز و ساعت و ثانيه اش نرسه هيچوقت اتفاق نميفته . پس دليلي نيست از ادما راه حل بخواهيم . راه حل فقط اينه
    " توكل+صبر+ اميد=ازدواج موفق"
    سعي كن هيچوقت به خاطر فرار كردن از موقعيت فعليت انتخاب اشتباهي نكني.
    واسه اين جمله
    "من به اين اعتقاد دارم كه ازدواج يه قسمته كه تا روز و ساعت و ثانيه اش نرسه هيچوقت اتفاق نميفته"
    يه داستان واقعي از يكي از دوستام واست بگم
    يكي از دوستان توي سن 28 سالگي يه خواستگاري واسش ميره كه از نظر تحصيلات و موقعيت اجتماعي هيچ به هم نميخوردن. پسره كارش چوپاني بود و دختره تحصيل كرده دانشگاه توي يه شهر بزرگ . فقط اينو بگم اين دوست من نه خوشگل بود نه خوش تيپ نه پولدار.
    اين اقا كه نه خوشگل بود و نه....... از روستا ميره خواستگاري اين خانوم . اين خانوم با تمام شرايط اين اقا موافقت ميكنه (بالاحبار ) كه حتي بره سر زمين واسشون كار كنه.
    روزي كه ميرن حرم عقد كنن تا دم كفشداري ميرن كه كفشا شون رو بدن . مادر پسره ميگه ما بريم يك كم ديگه فكرا مونو بكنيم و بر ميگرديم .
    همه ميرن خونه . شش ماه ميگذره و از اين خواستگار هيچ خبري نميشه . دوستم در وضعيت روحي بدي به سر ميبره .با خودش ميگفته من كه براي ازدواج كردن با همه شرايط اين اقا موافقت كردم چرا اينطوري شد.
    حالا اون ور داستان :
    پدر اين خانم توي يه كارخونه اي كار ميكرده (خيلي كارمند ساده اي بود پدرش) . پسر مدير عامل شركت از خارج از كشور مياد ايران و مياد كارخونه باباش . پدر اين خانوم قصد خريد كامپيوتر داره و براي خريد از پسر مدير عامل كمك و راهنمايي ميخواد.
    پسر اقاي مدير عامل پولدار و با كلاس همراه پدر اين خانوم براي خريد كامپيوتر ميرن .بعد از خريد همراه پدر دختر به خونه شون ميره . كه توي اين ماجرا اين دختر خانوم رو مي بينه و ........
    اقاي دوماد به دوستش توي خارج زنگ ميزنه و ميگه من توي ايران يه فرشته پيدا كردم و ميخوام باهاش ازدواج كنم . من هميشه دوست داشتم با زن ايراني ازدواج كنم و نيمه خودم رو پيدا كردم .
    الان از اون ماجرا چند سال ميگذره و اين دو صاحب خونه و زندگي و بچه هستن و خيلي هم خوشبخت هستن .
    اين كه ميگم ازدواج قسمته و تا ساعت و دقيقه و ثانيه اش نرسه هيچ اتفاقي نميفته اينجاست .
    و مطمئنم كه اون اقاي روستايي با يه خانمي در حد خودش ازدواج كرده و در حد خودش داره احساس خوشبختي ميكنه .
    پس منو و تو هم خوشبختيم
    موفق و پيروز باشي

  9. #7
    a_b
    a_b آنلاین نیست.
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه ۲۷ فروردین ۹۱ [ ۱۸:۴۹]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-۱-۰۹
    نوشته ها
    187
    امتیاز
    4,552
    سطح
    43
    Points: 4,552, Level: 43
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 198
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    174

    تشکرشده 194 در 81 پست

    Rep Power
    28
    Array

    RE: من خواستگار ندارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط no1
    a_b حرفاشو خیلی قشنگ بیان کرد.جدا بهش تبریک می گم که می تونه اینقدر خوب و راحت افکارشو بیان کنه
    ممنونم دوست من . شما لطف دارين .
    سربلند و پيروز باشيد

  10. #8
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ ۱۰:۵۱]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۶-۲۵
    نوشته ها
    8,183
    امتیاز
    195,650
    سطح
    100
    Points: 195,650, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    تشکرها
    22,387

    تشکرشده 34,527 در 6,042 پست

    نوشته های وبلاگ
    7
    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: من خواستگار ندارم

    سلام بر همه دوستان به خصوص a_b که با قلم قشنگش مسائل و مطالب خود را به شیواترین زبان بیان کرد.
    واقعا عالیه که دختران این مرز و بوم چنین بالغانه و روشنگرانه به زندگی نگاه می کنند، و مسائل خود و محیط خود را تجزیه و تحلیل می کنند.
    نگاه قشنگ احساسی شما به مسئله اتان را که به صورت منطقی و جالب بیان شده بود را با دقت مطالعه کردم. با مسائلی که عنوان کردید موافقم... اما چندین نکته را مناسب می بینم که در اینجا اشاره کنم.

    اگر دقت کرده باشید، آرزو در پست خود به صورت ظریفی به نقش خود دختران در انتخاب همسر اشاره کرده است. و بنده هم در نخستین پستهای این تاپیک به صورت کلی روی این بخش بیشتر تاکید کردم.
    شما در پست بعدی خود ( پست شماره ) دچار یک اشتباه شناختی شده اید. و چنین نگاهی به همسرگزینی می تواند فرصت های زیادی را از شما بگیرد. در حالیکه در پست قبلی خود (آنجا که نظر داده بودید اگر خواهر من ازدواج کند، شرایط برای من بهتر خواهد شد،) دچار اشتباه نشده بودید. در آنجا یک نظر منطقی داده بودید که می تواند شما را در موقعیت بهتری از انتخاب قرار دهد. اما در پست شماره ، شما شیوه منفعلانه ای را در پیش گرفته اید و گفته اید:
    راه حل فقط اينه :
    " توكل+صبر+ اميد=ازدواج موفق"
    پس نقش شما اینجا چیست؟!!
    این فرمول قشنگ هست اما کامل نیست.
    در هر موفقیتی نیاز به توکل ، صبر و امید هست.... اما بدون تلاش، فکر ، مشورت و حرکت نمی تواند کامل باشد.

    عکس العمل آدمها در رابطه با شکست و پیروزیهایشان و نوع نگرش و تصمیم گیریهایشان بسیار متفاوت است و این ناشی از اسناد سازی آنهاست.

    ما آدمها عادت داریم که برای هر چیزی یک علتی، فرض می کنیم و بنا بر آن فرضمان ، استراتژی و تصمیمی اتخاذ می کنیم تا به اهدافمان برسیم. یعنی به یک چیزی اسناد می کنیم. مثل اسنادی که شما کرده اید. شما اسناد کرده اید به سرنوشت و قسمت.یعنی گفته اید:
    من به اين اعتقاد دارم كه ازدواج يه قسمته كه تا روز و ساعت و ثانيه اش نرسه هيچوقت اتفاق نميفته . پس دليلي نيست از ادما راه حل بخواهيم
    آیا غیر ازدواج ، مسائل دیگر در زندگی قسمت نیست، آیا در کارهای دیگر به صبر ، امید و توکل نیاز نیست.
    می خواهم اینجا روی تاکیدات شما مانور کنم. یعنی اسنادهایی که دارید.

    دو مثال در مورد اسناد سازی و علت یابی افراد


    الف ) شاید افرادی را دیده اید که در صورت شکست ( مثلا شکست در ازدواج) اینگونه علت یابی می کنند :

    " علت شکستم خودم هستم ، و من هم توانائی آن را ندارم که بخواهم از شکستم جلوگیری کنم ، و زندگی من با شکست گره خورده است و هیچ موقع من در زندگی شانس نیاورده ام ، همیشه و در همه جا من و شکست در زندگی، شریک و هم بستر بوده ایم ."

    ب ) افرادی را هم در اطراف خود می بینیم که شکست خود را اینگونه تبیین و علت یابی می کنند:

    اگرچه مقداری کوتاهی کردم و بدون تفکر ، مشورت ، همه جانبه گری و بدون برنامه ریزی عمل کردم ، ولی می توانم با رفع نقاط ضعفم و اصلاح برنامه ام موفقیت را که در چند قدمی من است در آغوش کشم . چنین افرادی می گویند: شکست لازمه پیروزی است و من باید شکست را نیز جزء تجارب زندگی ام به حساب آورم و مانند سایر قسمتهای زندگی به دنبال موفقیت باشم. من در این مورد به خصوص شکست خورده ام و باید این نقطه ضعفم را به درایت و تدبیر و مشورت به پیروزی تبدیل کنم . و در برنامه ام باید انعطاف لازم را بدهم."



    موارد بالا به سبک اسناد سازی افراد بستگی دارد. و اسناد سازی های مختلف می تواند در حرکت بسوی موفقیت و یا شکست موثر باشد.

    بطور کلی ما ؛ به 4 جنبه متفاوت در علت تراشی و اسناد سازی هایمان توجه می کنیم .
    ( این 4 جنبه را روی مثال ازدواج توضیح می دهیم؛ در سایر اعمال و رفتار آدمی هم صادق است که خودتان آن را تعمیم دهید)


    1 – درونی – بیرونی
    مثلا آیا علت نداشتن خواستگار خوتان بوده اید یا عوامل بیرونی تعیین کننده بوده است ؟ هر کدام را انتخاب کنید یا هر دو را انتخاب کنید ، نشان دهنده نوع اسناد سازی شما در این بخش است.

    2 – کنترل پذیر – کنترل ناپذیر
    آیا پیدا کردن خواستگار در اختیار شما بوده است و پیرو این نظریه هستید که ما حاکم بر سرنوشت خود هستیم ؟یا به عکس ، عقیده دارید که شما یک مهره ای هستید که تقدیر روزگار به هرسمت سویی حرکتش می دهد ؟ و تکیه بر شانس و اقبال می کنید.؟
    و منفعلانه صبر می کنید، تا از آسمان چه بر شما فرود آید و نقش فعال و حرکت را از خود می گیرید؟

    3 – پایدار – نا پایدار
    آیا موفقیت یا شکست خود را قابل تغییر می دانید و یا فکر می کنید آنها تغییر ناپذیرند ( آیا حکم اعدام یا آزادی شما تجدید نظر می شود ؟ )، آیا این وضعیت شما که خواستگار ندارید را ثابت و بدون تغییر می بینید یا احتمال تغییر را با امیدواری منتظر هستید؟

    4 – اختصاصی – کلی
    آیا با شکست خوردن ، اینگونه فکر می کنید که شما فردی هستید که همیشه و همه جا شکست می خورید یا با پیروز شدنتان آن را کلی می دانید؟ آیا اگر خواستگاری شما را انتخاب نکرد این مسئله را به همه چیز تعمیم می دهید و با خود می گوئید هیچ خواستگاری مرا نمی خواهد( کلی)، یا می گوئید معیارهای من و او متناسب نبود( اختصاصی)


    تکلیف:
    1- شما وقتی به علل موفقیت و شکستتان می اندیشید در هر کدام از جنبه های 4گانه فوق چگونه آن را اسناد سازی می کنید؟ شما ازدواج نکردنتان را با توجه به این 4 جنبه ارزیابی کنید؟

    2- ما در هر یک از موارد بالا ، کدامیک از دو گزینه آن را برای اسناد سازی انتخاب کنیم تا به آرامش برسیم و در زندگی نیز موفق و پیروز باشیم. کدامیک از انتخاب ها در 4 موضوع بالا به ما پویایی، انرژی ، حرکت، امید، تلاش می دهد و کدامیک ما را افسرده کرده و به سوی شکست سوق می دهد؟


    دوستان خوب من ، با توجه به مطالب فوق ، چه نوع اسناد سازی کنيم تا به موفقيت ما ختم شود ؟

    نکاتی که روانشناسی کاربردی در اخیتار ما می گذارد تا به نتيجه آرامش بخش و موفقيت آميز برسيم به شرح ذیل است:

    يکم :
    ذهن و مغز بايد انعطاف داشته باشد و بسته به هر مسئله ای ، نوع اسناد سازی را تغيير دهيم ( سازگاری شخصيت ). لذا پافشاری کلی در هر زمینه ای روی علت و عدم انعطاف منجر به شکست ما می شود.

    دوم :
    نوعی از اسناد سازی مطلوب است که منجر به موفقیت شده و فرد را به سوی هدفش سوق دهد . حتی ممکن است این اسناد سازی، ظاهرا درست هم نباشد ولی ما را به موفقیت روبرو سازد .

    به مثالی توجه کنید که دو نوع اسناد سازی درمورد عدم خواستگار خوب داشتن :

    الف ) اسناد سازی نامطلوب : ( ايجاد افسردگی )
    - مشکل در نحوه فکر این آقایون نسبت به ازدواج است ( اسناد بیرونی )
    - تغییر نگرش آقایون و این جامعه مرد سالار هم که دست ما نیست ( کنترل ناپذیر)
    - همه خواستگاران همیشه بدنبال قشنگی و پول و ... هستند. ( پایدار و کلی )


    نتيجه >>> اسناد سازی با عاملی بیرونی ، کنترل ناپذير ، پايدار و کلی موجب می شود :
    1 - نا اميدی
    2 - انتظار عدم موفقيت بعدی
    3 – رفتار انفعالی


    و اينها همه منجر به احساس شکست در ما می شود.


    ب ) اسناد سازی مطلوب
    - اگر چه خواستگاران دارای توقعات خاصی هستند، .ولی این موضوع برای همه دختران کم و بیش مطرح هست، و عامل اصلی جهت جذب خواستگاران مناسب هنوز هم خودم، توانایی هام ، ایده هام و ... می باشد.( عامل درونی )

    - برنامه ریزی، مطالعه کافی و استفاده از نظرات مشاوران و استفاده از تجربه سایر دختران می تواند منجر به موفقیت من شود، در واقع باید تلاش کنم به شیوه موثر در مسیر انتخاب فعال و اکتیو همسر آینده ام، شرکت کنم. ( کنترل پذیر)

    - مشکلات من دائمی نیست ( ناپایدار)
    - من در سایر زمینه ها استعداد دارم و در جوانب مختلف شایستگی های زیادی از خود نشان داده ام، اگر خواستگاری مناسب با معیارهایم نبود، به این معنا نیست که در دنیا همه اینگونه اند، بلکه به این معناست که من باید موارد بیشتری را بررسی کنم، یا جهت به دست آوردن آنها تلاش کنم. ( اسناد سازی اختصاصی )،


    نتیجه >>> اسناد سازی با عامل درونی ، کنترل پذیر ، پایدار و اختصاصی موجب می شود :
    1 - امیدواری
    2 - انتظار موفقیت بعدی
    3 - رفتار فعال در جهت هدف

    و اینها همه منجر به احساس موفقیت و انرژی جهت حرکت به سوی اهداف ميشود.



    نتیجه گیری :
    1 ) نوع تفکر و اسناد سازی شما منجر به انتظاراتی در شما می شود و بر مبنای
    آن روشهایی را اتخاذ می کنید که ممکن است به احساس شکست یا موفقیت بیانجامد .

    2 ) دقت کنید :
    - استراتژی و روش مناسب انتخاب کنید ( دقت به بحث اسناد سازی )
    - بر مبنای اسناد سازی خود تلاش کنید.
    - در تلاش خود استقامت کافی نشان دهید.


    این بحث اسناد سازی که کلی هست، ربطی فقط به مسئله خواستگاری و ازدواج ندارد. بلکه به خاطر اشاره a_b به مسئله سرنوشت، و نوع اسناد سازی او ، خواستم تاکید کنم که اگر ما در مسئله اسناد سازی مشکل داشته باشیم چگونه حتی در نحوه ازدواج ما هم تاثیر می گزارد.

    این تاپیک هم پاسخهای
    1 - اساسی، بلند مدت و ... دارد.

    در موضوع پاسخهای اساسی، مسئله فرهنگ رایج در کشور در زمینه نحوه انتخاب همسر باید به چالش کشیده شود، خلاء های همسریابی مورد توجه قرار گیرد و بحث شود، و همچنین به زمینه های مناسب و راهکاری مناسبی که در کشور ما به خاطر بافتش قابل بهره برداری هست، باید اشاره شود.
    2 - هم روشهای عملیاتی کوتاه مدت....
    اما در روشهای عملیاتی و کوتاه مدت آن ما سعی می کنیم بیشتر به آن بپردازیم.
    توضیح نظریه اسناد در بالا ، به روشهای عملیاتی که به دست خود دختران قابل انجام است، اشاره دارد.

    واقعا شما فکر می کنید، چه شرایط ، معیارها ، امتیازات و ... در دختران منجر به جذب پسران شده و آنها را مشتاق ازدواج با آنها می کند؟
    موانع اساسی قابل رفع در این میان کدامها هستند؟
    چند راه برای یک مسائل همسر گزینی، خواستگاری و ازدواج برای دختران و پسران می شناید، یا به ذهن خلاقانه شما می رسد؟

  11. #9
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ ۱۰:۵۱]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۶-۲۵
    نوشته ها
    8,183
    امتیاز
    195,650
    سطح
    100
    Points: 195,650, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    تشکرها
    22,387

    تشکرشده 34,527 در 6,042 پست

    نوشته های وبلاگ
    7
    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: من خواستگار ندارم

    سلام mohat
    معمولا اکثر این موسسات ، آفتهایی دارد که از نظر انتفاع آنها را بی بهره می سازد...
    البته من همه این موسسات را نمی شناسم...
    اما باید مجوز رسمی آنها، و افرادی که در آنها شاغلند به طور واقعی( نه مجازی) ، شناخته شده باشند. و احتمال سوء استفاده های احتمالی قویا مورد توجه قرار گیرد.
    من فرد خوشبینی هستم....
    اما به قول گرد آفرید نباید چشممون را به روی واقعیات ببندیم...
    تا کنون شاید بیش از صد بار این پیشنهاد به مدیریت تالار همدردی شده است...
    اما سازوکار چنین مسئله ای پیچیده تر از آنست که در نگاه اول به چشم می آید.

  12. #10
    a_b
    a_b آنلاین نیست.
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه ۲۷ فروردین ۹۱ [ ۱۸:۴۹]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-۱-۰۹
    نوشته ها
    187
    امتیاز
    4,552
    سطح
    43
    Points: 4,552, Level: 43
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 198
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    174

    تشکرشده 194 در 81 پست

    Rep Power
    28
    Array

    RE: من خواستگار ندارم

    سلام
    من خيلي خوشحالم كه اين موضوع اينقدر مورد توجه دوستان قرار گرفته و خيلي موشكافانه به اون پرداختن
    من تمام حرفاي اقاي سنگ تراشان رو خوندم و حالا اومدم جواب خودم رو بنويسم
    من ميخوام با توجه به صحبتهاي اقاي سنگ تراشان اسناد سازي خودم رو ارائه بدم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    1 – درونی – بیرونی .....
    من شايد دختري زيبا نباشم كه ديگارن مرا در ن گاه اول بپسندند . اماسعي در رشد و شكوفايي استعدادها و ويژگي هاي ديگر خود دارم. من دختري هستم كه در شهري كوچك با باورها و روشهاي كاملا سنتي زندگي ميكنم . فكر نميكنم در يك جلسه خواستگاري انهم از نوع چند دقيقه اي كه فقط خانواده طرف ماقبل بدون حضور خود پسر مي ايند،انها بتوانند خصوصيات مثبت و توانايي ها و استعدادهاي مرا بفهمند و با توجه به موقعيتي كه در اجتماع دارم و برخوردهايي كه دارم ملاكهاي اكثر جوانها را براي انتخاب همسر ميبينم كه اولين حرفي كه مي زنند اين است : دختره خوشگل باشه.ولي هيچوقت نميگن كسي باشه كه منو عاشق خودش كنه . كسي باشه كه وقتي باهاش حرف ميزنم دركم كنه ، كسي باشه كه منو عاشق خودش كنه . كسب باشه توي روحم رسوخ كنه . درسته شايد اينا در ذهنش باشه اما دروهله اول و زمانيكه اقدام به خواستگاري ميكنه (اونم از نوع سنتي) به زبان نميياره.
    و دري يك جا از حرفام گفته بودم كه خوشحالم از اين بابت كه وقتي ك سي مياد و ميره ، چون اون نتونسته سيرت منو ببينه و من وصله اون نبودم و اونم هم وصله من .
    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    2 – کنترل پذیر – کنترل ناپذیر.....
    باز هم بحث محدوديتهاي اجتماعي است . پيدا كردن خواستگار دراختيار من كه يك دختر هستم نيست . اما ميتوانم با بلا بردن مهارتهاي احتماعي حضور خودم را در قلب ديگران پررنگ كنم و لي همين جا خيلي راحت ميگويم كه در اين امر ضعيف عمل مي كنم.
    دليلش را به طور قطع نميدانم. شايد به خاطر اين است كه تمام افرادي كه به طور مستقيم با انها در ارتباط هستم يا از من كوچكتر هستند يا شرايط مناسبي براي انتخاب شدن (با توجه به معيار هاي من ) ندارند ؛ يا هر كدام به نوعي به كسي علافمند هستند و اين باعث ميشود كه من در اين مورد ضعف داشته باشم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    3 – پایدار – نا پایدار.......
    خيرشرايط من پايدار نيست و اين اطمينان و اميد را دارم كهروزي كسي مرا انتخاب خواهد كرد كه نيمه من باشد . با حضورش به ارامش كامل روحي خواهم رسيد . كسي كه با حضورش از انتخابم احساس غرور خواهم كرد.
    من قبل هم گفته بودم كه در حال حاضر حضور خواهر كوچكترم مانع ديده شدن من در بين خواستگاران و اشنايان ميود و تنها موضوعي كه مرا نگران ميكند اين است كه خواهرم هم به خاطر من تباه شود. اين موضوع را هم پنهان نميكنم كه حضورش مرا ازار ميدهد و اين دست خودم نيست . با اين وضع باز هم خيلي سعي ميكنم كه همه چي را ارام جلوه دهم . و اين حق را به خواهرم ميدهم كه در 24 سالگي بخواهد خواسته هاي خودش را ارضاء كند ولي متاسفانه پدر و ماردم يك فاميل با اعتبار را به دنبال خوشان يدك مي كشند و به فكر رو ح و روان اون نيستند كه الان تبديل به دختري پرخاشگر و عصبي شده است . من كاملا اونو درك ميكنم و تاحد توانم سعي مي كنم شرايط رو براي ازدواج اون فراهم كنم . اما متاسفانه با تفكر خانواده ام سخت مشكل دارم . در اينجا به موضوع صبر ميرسم كه درحرفهاي قبلي ام گفته بودم .
    منقبلا با اين فرمول بيگانه بوده ام " توكل+صبر+ اميد=نتيجه خوب"
    اما اكنون سعي ميكنم در حد توانم در جاي جاي زندگي ام از اين فرمول استفاده كنم و در مورد ازدواج هم اين كار را كرده ام . و به اينكه ازدواج قسمت است 100 درصد اعتقاد دارم .اگر نظر دوستان غير از اين است ممنون ميشم با دليلي قانع كننده منو قانع كنيد .
    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    4 – اختصاصی – کلی....
    نه من شكست رو لاطمه موفقيت ميدونم و اما هيچگاه اين اجازه رو به خودم نميدم كه دوباره تكرارش كنم (بهتره بگم حداكثر تلاشم رو ميكنم)
    ولي اين امر كه خواسگاري مرا پسند نميكند را اسمش را شكست نميگذارم . هميشه ميگويم كه همانطور كه من به دنبالي فردي هستم كه ايده الم باشه (در حد خواسته هايم) طرف مقابلم هم اين حق رو داره كه انتخاب كنه و جايي براي ناراحت شدن براي من وجود ندارد.

    يك جاي ديگه گفته بودين:
    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    واقعا شما فکر می کنید، چه شرایط ، معیارها ، امتیازات و ... در دختران منجر به جذب پسران شده و آنها را مشتاق ازدواج با آنها می کند؟
    موانع اساسی قابل رفع در این میان کدامها هستند؟
    من قبلا د ر اين موردهاي كه ميگم فقط حرف ميزدم . اما الان شايد بشه گفت به 50 درصد اين حرفا عمل ميكنم. چون بعد از سه سال با كسي كه شناخت كامل از رفتار من داشت تماس گرفتم. و اون در كمال تعجب بعد از يك مدت حرف زدن با من بهم گفت :تو نسبت به قبلا كلي عوض شدي!!!!! جالب اينجاست اون طرف مقابلم كسي بود كه با رفتار من ازم در شده بود. ولي بعد از سه سال وقتي رفتار منو ديده بود به طور عجيبي نسبت به برقراري ارتباط دوباره با من اصرار داشت. ولي من توي اون سه سال به خيلي از ارزشهام پي برده بودم و به خيلي واقعيتهاي ديگه (كه هنوز دركش براي اون فرد خيلي مشكله ) و نسبت به درخواستش جواب منفي دادم . و الان نزديك به يك ساله كه خيلي راحت اون و خاطراتشو فر اموش كردم . چون فهميدم كه اون هيچ سنخيتي با من و روح من نداره و براي هميشه رهاش كر دم.
    خوب از بحث دور نشيم ...
    غرور (البته در حدي كه طرف رو فراري نده ) خودش اولين نقطه قابل توجه است . مهرباني (در حد معقول و پسنديده) البته هركدوم از اينا رو بايد نسبت به ظرايط سنجيد و بايد تجزيه و تحليل خوبي از فرد و شرايط داشته باشي.
    زيركي :مردها ترجيح ميدن با يك دختر معمولي و زيرك باشن تا با يك دختر زيبا و احمق كه در اين مورد هم تايپيكي باز كردم كه مورد استقبال دوستان قرار گرفته
    (البته اين خاص مردهايي مي باشه كه ايده ال گرا و واقع گرا هستند و به عبارتي روشنفكر)
    اراستگي: اراستگي به اين معنا نيست كه لباسهاي رنگ و ارنگ به تن كني (به طوري كه در يك جمع جلب توجه كني) و يا اينكه واسه يك ملاقات 5 دقيقه اي دو ساعت پاي ميز توالت بشيني كه حتي زمان برگشت به منزل خودت از پا ك كردن اون همه ارايش به اما ن بياي!!!!
    نه اراستگي به معناي واقعي در لباس و رفتار توست . سعي كن متانت رو در شيوه لباس پوشيدنت و رفتارت جاي بدي.
    هنر سخن وري تو قوي كن .
    در عين حال كه ميخواي يك دختر اجتماعي باشي ؛ سعي كن عفت كلام و حرمت محيط رو رعايت كني.
    هميشه سعي در رشد روح و شخصيت خودت داشته باش.
    ادما مثه گربه مي مونن اگه دنبالشون بري فرار مي كنن؛ اگه بموني خودشون ميان.
    من نميدونم تونستم جواب اين سوال اقاي سنگ تراشان رو درست بدم يا نه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    واقعا شما فکر می کنید، چه شرایط ، معیارها ، امتیازات و ... در دختران منجر به جذب پسران شده و آنها را مشتاق ازدواج با آنها می کند؟
    موانع اساسی قابل رفع در این میان کدامها هستند؟
    خيلي دوست دارم اقاي سنگ تراشان خودتان براي اين سوال نمونه هايي رو بيان كنيد (مثل اينايي كه من گفتم) تاشناختم خودمون رو كامل تر كنيم و سعي كنيم نقاط ضعف رو به حداقل برسونيم .


    در ضمن اقاي سنگ تراشان به نظر من چگونه ميتونم مشكل رضايت خونواده مو براي ازدواج خواهرم حل كنم.تنها چيزي كه به ذهنم رسيده اينكه ؛ اولين خواستگاري كه از حالا به بعد اومد خونه ما ، من ديگه بيرون نيام و اونا رو مجبور كنم كه به خواهرم اجازه بدن بياد بيرون . ميدونم خواهرم خودش هم از روي شرم با اين كار مخالفت ميكنه ؛ ا مابايد با واقعيت كنوني كنار بيان و درك كنن كه در اينده ممكنه چه وضعيت روحي در انتظار خواهرم باشه . نظر شما چيست ؟
    در ضمن كمك گرفتن از كسايي كه مادرم ازشون حرف شنوي داره رو هم امتحان كردم. اونا خودشون هم با اين كار من مخالف هستن كه خواهر كوچيكه ازدواج كنه.
    همچنان منتظر نظر شما هستم
    سربنلد و پيروز باشيد.


 
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۶ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2017 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۱۰:۵۴ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.