عزیزم خیلی برات ناراحت شدم
من کارشناس که نیستم اما باتوجه به چیزی که امروزنوشتی ومن باخودم شمارو مقایسه کردم بنظرم خوب رفتارکردی خوب خودتو کنترل کردی وهمین باعث شد همسرت بره حمام وبیاد یه کم بخودش بیاد اماچرا یه دفعه اون کارو کرد؟این رفتارعجیبه بنظرمن
اگه موقعی که به خانوادت فحش میداده اینطورکه گفتید شماهیچی بهش نمیگفتی جزاینکه بره بیرون بازم خوب تونستی خودتو کنترل کنی من بودم متاسفانه ازکوره درمیرفتم بنظرمن شماکاربدی نکردی اینجا حالت بدشده نیم ساعت دیرتررفتی خونه اسمون که به زمین نیومده نمیشدیه روزدیگه رفت
من فکرمیکنم مقصرشوهرته اینقدراحساس گناه نکن مثل خودم هستی منم هراتفاقی که میفته میگم کجای کاراشتباه کردم اینطوری شد؟چکاربایدمیکردم تااین اتفاق نیفته؟
فقط یه چیزی بهت بگم اشتباه منو نکن اینقدردنبال اثبات کردن این نباش که به خانواده شوهرت نشون بدی تو عروس بدی نیستی ولشون کن بذار هرجورراحتن فکرکنن تو هرچی تلاش کنی اونهاکمترباورشون میشه همینطورکه تاالان سعی کردی ونفهمیدن وگفتی وقتی جریان روزعقدروبرای مادرشوهرت گفتی اولش باورش نشده
پس وقتی قبول نمیکنن چرا اینقدربخودت فشارمیاری؟ بذارفکرکنن عروس بدی هستی مهم اینه که پیش وجدان وخدای خودت میدونی توکاری نکردی که شوهرت میز ناهارخوری برای خواهرش نگیره
من این چندساله عیدو تولدوروزمادرهمیشه برای مادرشوهرم کادو میخریدم تالحظه ای که بازش نمیکردن شوهرم نمیدونست چی توش هست اماهمه رو به پای پسرشون میذاشتن اینم مهم نیست عیب نداره اما ای کاش جایی که توان مالی پسرشون اجازه نمیدادهم بازازچشم اون میدیدن نه عروسشون
وقتی توان مالیشو نداشتین چرابیشترازپدرومادرعروس وداماد سرعقدکادو دادین؟که بگن به به چه عروس خوبی؟
من تازگی فهمیدم اصلامهم نیست که دیگران چی فکرمیکنن چون هرکاری مابکنیم بازچیزی برای نارضایتی اطرافیانمون پیدامیشه بفکرخودتون باشید








علاقه مندی ها (Bookmarks)