پیرو صحبت های پست قبلی ام کلیک کن و بخونش
از شوهرت درخواست کن که با هم صحبتی داشته باشید برای مشخص کردن راه زندگی تون و تصمیم نهایی
مکان این گفتگو باید جایی باشه که کسی نباشه ، خونه همسرت و یا خونه پسرخاله همسرت جای خوبی هست (اونها بروند بیرون و شما و همسرت تنهاباشید ، پارمیدا رو هم ببرند)
هماهنگ کردن زمان و مکانش رو به عهده همسرت بگذار ، از شوهرت بخواه و صبوری کن تا او خودش هماهنگ کند ، رستوران ، پارک ، کافی شاپ و ... مناسب نیست ، حتما درون منزل باهاش روبرو شو صحبت کن
سوده جان همان طور که گفتم شاید این مرحله یکسال طول بکشه شایدهم بیشتر ، چون نهایتا یکسر این گفتگو آشتی با همسرت هست و سر دیگرش طلاق
بعید می دانم شما بخواهی تا آخر عمرت اینگونه در حال ارسال پیامک عاشقانه به همسرت و گریه های شبانه باشی
لذا می بایست مرحله های قبلی را به خوبی گذرانده باشی ، تا بتوانی گفتگوتون رو مدیریت کنی
با همسرت با مضمون جملات زیر وارد گفتگو شو :
>>> مدتی هست که از خونمون رفته ای و اعلام کرده ای که طلاق می خواهی
>>> ممنونم ازت که به من این فرصت را دادی تا قبل از طلاق خودم رو کمی سرو سامان بدهم
>>> شاید اون روز ها که در کنار تو بودم از روی ناآگاهی رفتار های نادرست زیادی نشان دادم، اما این فرصت دوری که ایجاد شد با همه تلخی هایی که برایم داشت باعث شد من با ضعف هایم آشنا شوم و به دنبال برطرف کردنشون بربیام ، خیلی مقاله خوندم ، خیلی مشاوره گرفتم و همه اونها رو تمرین کردم تا بتوانم در زندگی درست رفتار کنم
>>> من از عمق وجودم ازت می خواهم که به خاطر رفتار زشتم ، حرف های زشتم ، که واقعا الان ازشون شرمنده و پشیمان هستم ، مرا ببخشی
اشتباهاتی کرده ام که عقوبتش رو هم دارم می بینم و به تلافی اش زندگی مشترکم را در کنار تو از دست داده ام ، ولی ازت خواهش می کنم مرا حلال کنی
>>> من به سهم خودم تو را می بخشم و رها می گذارم تا آنچه را که دوست داری انجام دهی و هر آنطوری که می خواهی با هرکس که می پسندی زندگی کنی
>>> تو همسر خوبی بوده و هستی ، پدر فوق العاده ای هم برای دخترمون هستی ، بهت ایمان دارم ، در خصوص پارمیدا هم هر تصمیمی که تو بگیری من قبول می کنم ، اگرچه دلم می خواهد پارمیدا در کانون خانواده در کنار پدر و مادرش بزرگ بشه ، اما اگر خواست تو چیزی غیر از این هست ، باز من به خواسته شما احترام می گذارم ، چون می دانم تصمیم تو ، تصمیمی هست که کمترین آسیب رو به پارمیدا برسونه
>>> اول زندگی ، اگر مشاوره خوبی داشتم ، زندگی ام رو درست می ساختم و نمی گذاشتم به اینجا برسه ، ولی افسوس که نمی توانم به گذشته برگردم الان هم که اینجا هستم اومدم بگم که برای اجرای تصمیم تو آماده هستم ، خیلی مشاوره گرفته ام و خیلی روی خودم کار کرده ام تا احساساتم رو تعدیل کنم و یادگرفتم که شوهر داری یعنی چی ، احترام به همسر چه جوری هست ، حفظ غرور یک مرد چقدر توی زندکی مهم هست
>>> می دانم که جای خواهشی نمانده ، با اینحال به خاطر همون سالهایی که با هم بودیم ازت یه خواهشی دارم تا برای خودم همه راه ها رو برای حفظ زندگی رفته باشم و در آینده حسرت و افسوس نخورم که به آسونی زندگی ام رو از دست دادم
خواهشم این هست که روی من ، روی حرف هایم ، روی تغییراتی که ایجاد کرده ام و این مدت دوری به خوبی قکر کنی ،
اگر دیدی میشه به زندگیمون یه فرصت دوباره بدهیم ، پارمیدا رو ببر خونه ات و در خونه ات رو به رویم باز کن تا من هم در کنارتون باشم
اگر هم دیدی نمیشه و باید جدا بشویم ، قراری بگذار تا از هم رسما طلاق بگیریم
>>> به خدا ایمان دارم و تو رو هم دوست دارم ، اما نه از روی خودخواهی، تو رو آزادانه دوست دارم و مجبورت نمی کنم که با من باشی ، تو آزاد هستی که هر تصمیم بخواهی بگیری و من با تمام وجودم تو رو به همون خدایی که می پرستم می سپارم و ازش می خواهم که هم منو و هم تو رو هر جا که باشی خوشبخت کنه
سوده جان ، این آخرین پله مشاوره بود ، ریز و جز به جز نکات رو برایت نوشتم ، مطلب رو عمقی بخون و تک تک اونها را درک کن ، شاید این پروسه گفتگو برای شما یکسال دیگه اتفاق بیفتد ، شاید هم همین آخر هفته .
تو می توانی گلیم ات رو از آب بیرون بکشی
یا حق











علاقه مندی ها (Bookmarks)