سلام. بعد از کلی مشاوره حضوری، و همدردی کردن توی این سایت. برای این که همسر سابقمو فراموش کنم و بهش زنگ نزنم، هنوز مشکلم حل نشده. البته بهتر شدم. اما خشم همیشه همراهمه. دیگه به چیزی نمیخندم. با خودم مدام درگیرم. چیزی خوشحالم نمیکنه
دوست دارم همسر سابقمو تحقیر کنم یا اذیتش کنم. آرزومه که بمیره. چند شب پیش خواب دیدم دارم کورش میکنم و یه احساس خیلی خوبی از این خواب داشتم. مدام دارم نفرینش میکنم. دلم میخواد رابطش با دوست دخترش به هم بخوره و زجر بکشه و بدبخت و بیپول بشه و آبروش همه جا بره.
نمیتونم فراموشش کنم
نمیتونم






اینقدر که شوهر سابقم اعتماد به نفسش خوبه ماشالله من همش فکر میکنم هر بدبختی پیش اومد تقصیر من بود.
انگار من مریض بودم که حالم خوب شه یا کشته مرده دعای اونم که شوهر گیرم بیاد

علاقه مندی ها (Bookmarks)