به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 26

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 06 دی 91 [ 15:17]
    تاریخ عضویت
    1391-7-11
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    453
    سطح
    9
    Points: 453, Level: 9
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    233

    تشکرشده 234 در 64 پست

    Rep Power
    0
    Array

    احساس شدید تنهایی

    سلام دوستان

    من از مدتها پیش تاپیک های این سایت رو دنبال میکردم, هرگز فکرش رو نمیکردم یه روزی اینجا پست بدم.

    ماجرای من از اونجا شروع شد که از یک دختر خوشم اومد, اوایل میخواستم این احساس رو در خودم خفه کنم, ولی دیدم تمامی دوستانم دوست دختر دارن و شاد هستن, من هم نتونستم خودم رو کنترل کنم, با اون دختر روابط عادی رو آغاز کردم و کم کم روابط کاری, بهش وابسته شدم, اون نیز هم به ادامه رابطه تمایل نشون میداد, مثلا دو سه بار با هم شام رفتیم بیرون و ... ولی احساس کردم داره از من سو استفاده میکنه, رابطم رو کامل قطع کردم (یعنی اینکه هروز بهش اس میدادم, احوالش رو میپرسیدم ولی اون هیچی! ... ), اون هم فقط در مسائل کاری باهام تماس میگرفت, من هم دیدم ازم خوشش نمیاد روابط کاریم رو باهاش قطع کردم, سر این موضوع با هم دعوا کردیم, دو هفته از اون موضوع گذشت و من هم داشتم فراموشش میکردم که دوباره تماس گرفت, انگار که نه انگار! خوشحال هم بود من رو دیده!

    مشکلی نبود, تا این که یکی از دوستان مشترک در مورد اون دختر با من صحبت کرد, دیدم در مورد تمام مسائلش بهم دروغ گفته, اون روزایی که به من میگفته کار داره و ... با دوست پسر هاش میرفته بیرون و ... کلا دختری بوده که اخلاقیات چیز تعریف نشده ای براش بوده, در صورتی طوری با من رفتار میکرد که با هیچ پسری در ارتباط نبوده و نیست و بقول خودش دختره!

    مشکل من اینجاست که من در کمال صداقت باهاش رفتار میکردم, خودم کاملا به اخلاقیات پایبند بودم, هر جا و به هر کس که میتونم کمک میکردم ولی میبینم هیچ کس در اطرافم صداقت نداره, هیچکس منو بخاطر خودم نمیخواد, یه دوست درست و با صداقت ندارم که بتونم باهاش حرف بزنم.
    خیلی احساس بدی دارم, الآن که دارم تایپ میکنم واقعا داره گریه ام میگیره, منی که سال هاست فقط به خاطر فوت یکی از اقوام نزدیکم دیگه گریه نکردم.
    دلم پره, یعنی واقعا صداقت و دوست داشتن فقط در مسائل مالی و جنسی هست؟
    اطراف پر از کثافت و خیانت شده, جالبه با یکی که در این مورد حرف زدم, پوز خند زد و گفت: بهتر پس تو هم برو باهاش *** کن!

    یعنی همین؟
    همسر آینده من هم حداقل با یه پسر خوابیده؟
    واقعا احساس بدی دارم, کمکم کنید.

  2. 6 کاربر از پست مفید HMD تشکرکرده اند .

    HMD (پنجشنبه 23 آذر 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 04 اردیبهشت 96, 00:33
  2. درخواست راهنمایی در خصوصی شدت بالای حساسیت بین فردیی (راه حل پرسشنامه کمالگرایی هیل)
    توسط آقای ام در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 خرداد 95, 19:05
  3. برای گرفتم تصمیم نهایی برای جدایی دور شدن کوتاه مدت مفید است یا مضر؟
    توسط فرخ رو در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 خرداد 93, 22:39
  4. تنهایی - 24 سالمه، نمی خواهم با کسی دوست بشم، تنهایی اذیتم می کنه
    توسط sara19 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 01:10

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:48 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.