به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 62

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 09 آبان 99 [ 11:16]
    تاریخ عضویت
    1392-10-21
    نوشته ها
    406
    امتیاز
    13,219
    سطح
    74
    Points: 13,219, Level: 74
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 547 در 219 پست

    Rep Power
    76
    Array
    مرسي مينا جون ولي من اصلاً اونو نميبينم كه بخام باهاش صحبت كنمو ببرمش دكتر، بنظر شما وقتي ١ روز و شايد بيشتر اگه خبري ازش نگيرم اصلاً ازم يادشم نمياد وقتي بهش ميگم چرا اينكارارو ميكني ميگه حوصله غر غر زدناتو ندارن اين غر غره آخه ما هنوز دوران عقديم دارم مطمئن ميشم ديگه اصلاً از من بدش اومده و منو نميخاد داره يه كاري ميكنه من بگم نميخام كه به نفعش بشه چند وقته حتي نميپرسه كجايي زنده اي خوبي هيچي هر چي قربون صدقش ميرم انگار نه انگار ميگه ولم كن تورو قران حوصله ندارم حالا وقتي اينجاست يه ثانيه نگاهشو از موبايلش برنميداره انگار عاشق دختره شده و ميخادش كه حاضر نيست يه ديقه دير بهش ج بده من فقط دارم دست و پاي بيخودي ميزنم
    نميدونم الان بيكار اونجا چطوري خرج خودشو دخترارو ميده ١٠٠ ميليونم كه از دست داده و نميخاد باور كنه

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط mina64 نمایش پست ها
    سحر جان نامزد شما دقیقا رفتاراش مثل نامزد من هست
    درسته شما باید بری مشاوره...ولی نامزدت کاراش عادی نیست و باید بره مشاوره
    نمیخام نا امید بشی ولی چون شرایط تو را دارم
    درکت میکنم
    فکر می کنم شما اگه نامزدت رو ببر دکتر و روانشناس از سلامت روحیش اطمینان پیدا کن
    و بعد تصمیم بگیر
    تمام این پول خرج کردن و داد و بیداد و نوو نوسان اخلاق و اینا همه رو دیدم و کاملا میدونم چی میکشی
    من نتونستم راه حلی پیدا کنم ،،،فقط خودم انگاری افسرده شدم
    نقل قول نوشته اصلی توسط Sahar51 نمایش پست ها
    مرسي مينا جون ولي من اصلاً اونو نميبينم كه بخام باهاش صحبت كنمو ببرمش دكتر، بنظر شما وقتي ١ روز و شايد بيشتر اگه خبري ازش نگيرم اصلاً ازم يادشم نمياد وقتي بهش ميگم چرا اينكارارو ميكني ميگه حوصله غر غر زدناتو ندارن اين غر غره آخه ما هنوز دوران عقديم دارم مطمئن ميشم ديگه اصلاً از من بدش اومده و منو نميخاد داره يه كاري ميكنه من بگم نميخام كه به نفعش بشه چند وقته حتي نميپرسه كجايي زنده اي خوبي هيچي هر چي قربون صدقش ميرم انگار نه انگار ميگه ولم كن تورو قران حوصله ندارم حالا وقتي اينجاست يه ثانيه نگاهشو از موبايلش برنميداره انگار عاشق دختره شده و ميخادش كه حاضر نيست يه ديقه دير بهش ج بده من فقط دارم دست و پاي بيخودي ميزنم
    نميدونم الان بيكار اونجا چطوري خرج خودشو دخترارو ميده ١٠٠ ميليونم كه از دست داده و نميخاد باور كنه
    الان من از صبحه بهش اصلاً زنگ و اس نزدم انگار خوشحال تره براش مهم نيست هستن كسايي كه جامو براش پر كنن

  2. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 دی 93 [ 01:58]
    تاریخ عضویت
    1390-7-08
    نوشته ها
    352
    امتیاز
    3,876
    سطح
    39
    Points: 3,876, Level: 39
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 74
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    555

    تشکرشده 496 در 196 پست

    Rep Power
    50
    Array
    سلام سحرجان ببین این حرفا هیچ کمکی بهت نمیکنه فقط روحیه تو رو خراب میکنه پس تکرارشون نکن
    من نظرم اینه که تکلیف خودتو مشخص کن اینکه با این شرایط باهم زیر یه سقف هم برید بعید که مشکلی ازتون حل بشه بلکه چند برابرمیشه بهش زنگ بزن خیلی محکم بهش بگو میخام باهات حرف بزنم کی وقت داری سعی کن سحر همیشگی نباشی محبت و منت کشی و اینا ممنوع با احترام ولی جدی ومحکم باش بذار بفهمه که تو تغییر کردی مطمینا یه وقتی رو مشخص میکنه بهش بگو ببین من تا حالا خیلی با رفتارای شما کنار اومدم الان ما تو دوران نامزدی وعقد هستیم و من توقع دارم مثل همه دخترای دیگه این دوران بهترین و عاشقانه ترین و شیرینترین دوران زندگیم باشه شما رو هم درک میکنم که مشکل مالی داری ولی مشکل مالی جای خود زندگی شخصی مشترک هم جای خود،بگو توقع ندارم که مشکل مالیت تو زندگیمون بی تاثیر باشه ولی این قابل تحمل نیست که مثل غریبه ها باهام رفتارکنی و منو مثل یه مزاحم بدونی بگو من میخام تو غمهاتم شریک باشم میخام هرمشکلی که توداری مال منم باشه نه اینکه تو یه طرف بسوزی و منم بخاطر تو بسوزم بگو زندگی مشترک فقط بودن تو شادیها درکنارهم و شریک شادیها شدن نیست بگو میخام کنارت باشم میخام همدمت باشم.
    من نظرم اینه حالا شما بعنوان همسرمن ایا با اینا موافقی یا نظر دیگه ای داری؟ میخام نظرتو بدونم اینم خیلی اذیتم میکنه که شما به بهانه مشکلات مالیت از جواب دادن به من تفره بری و منو از سر خودت بازکنی.
    محکم وایسا و جوابتو بگیر بهش بگو اگر موافقی من این زندگی رو میخام اگر هم میخای این زندگی که هنوز شروع نشده رو همینجا تمومش کنی و داری اینطوری رفتار میکنی.
    سحرجان باخودت روراست باش زندگی و آیندتو خراب نکن مرگ یکبار شیون هم یکبار یا رومی روم یا زنگیه زنگ.
    یا اینطرفی میشی یا اونطرفی فقط تکلیفت مشخص میشه و این ناراحتا و بلاتکلیفی تموم میشه.
    نترس خدا کمکت میکنه بهانه نیار با جرات تمام اقدام کن ایشالا نتیجه میگیری فعلا هم ازتو فکر کارایی که اون میکنه بیا بیرون،کنترلتو بذار رو خودت دوربینتو از روی همسرت بردار زوم کن رو خودت که داری اینقد اذیت میشی، بذار تکلیف زندگی خوده شخصیت مشخص بشه
    ببخشد که اینقد پرحرفی میکنم فقط امیدوارم با حرفام یه گرهی از مشکلت باز بشه

  3. کاربر روبرو از پست مفید Nilofar mordab تشکرکرده است .

    شیدا. (شنبه 31 خرداد 93)

  4. #3
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 09 آبان 99 [ 11:16]
    تاریخ عضویت
    1392-10-21
    نوشته ها
    406
    امتیاز
    13,219
    سطح
    74
    Points: 13,219, Level: 74
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 547 در 219 پست

    Rep Power
    76
    Array
    واااقعاً ممنونم از كمكاي همتون
    بله ديگه فردا ميخام برم مشاوره خودم تنها فعلاً
    اونم من امروز اصلاً بهش زنگ نزدم و ديدم اصلاً عين خيالش نبود الانم كه زنگ زدم گفتم نميخام زندگيم اينطوري باشه و نميخام اينطوري باهام رفتار بشه كه گفت حوصله غر ندارمو همونطور كه داشتم حرف ميزدم قطع كرد . تو عمرم انقد تحقير نشدم
    تصميم گرفتم كه برم اونجا بدون اينكه بهش بگم چون ميدونم اگه بگم نميذاره

  5. #4
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Sahar51 نمایش پست ها
    تصميم گرفتم كه برم اونجا بدون اينكه بهش بگم چون ميدونم اگه بگم نميذاره
    صبر کن تا نظر مشاورت را هم بدونی، بعد اقدام کن.

    اما به نظر من نرو.
    شما نه پلیسی و قاضی که بخواهی بری چیزی را به ایشون ثابت کنی،
    نه مادرشی که بخواهی بری به تربیتش نظارت کنی و مواظبش باشی.

    می خوای بری چیکار کنی؟
    که دعوا بشه و توهین کنه و تحقیر بشی و ؟؟؟؟؟

    خودت هم می دونی که بی مستولیته، اونجا داره وقتش را به بطالت می گذرونه، با دخترهای دیگه رابطه داره،
    می خوای بری که مثلا چی ثابت بشه؟ به کی؟
    بعدش می خوای چیکار کنی؟
    به نظر من نرو.

    نگفتی نظر پدر مادرت و پدر مادرش چی هست. وقتی بهشون اطلاع دادی هیچی نگفتن؟
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  6. کاربر روبرو از پست مفید شیدا. تشکرکرده است .

    khaleghezey (یکشنبه 01 تیر 93)

  7. #5
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 09 آبان 99 [ 11:16]
    تاریخ عضویت
    1392-10-21
    نوشته ها
    406
    امتیاز
    13,219
    سطح
    74
    Points: 13,219, Level: 74
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 547 در 219 پست

    Rep Power
    76
    Array
    راست ميگي شيدا جون خودمم خيلي استرس دارم
    برا رفتنم ميترسم بگه چرا اومديو از همونجا بگه برو ازش برمياد اينكار
    به خانوادش گفتم قرار شد برن همشون باهم و با خانواده من اونجا و صحبت كنن
    ولي ديشب خودش گفت هركي بياد چيزي تغيير نميكنه چون پول نيست و ٥٠ ت بدن تا من خونه اجاره كنم و ...
    ببخشيد شما نميتونيد يه مشاور خوب تو تهران معرفي كنيد ؟؟

  8. #6
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    این که خانواده ها قراره برن باهاش صحبت کنند و مساله را حل کنند خیلی بهتره.
    خودت را بیشتر از این توی رابطه تون، خراب نکن.
    اگر بری و باهات دعوا کنه و برت گردونه یا حتی ممکنه راهت نده توی خونه، خیلی تحقیر می شی و اذیت می شی.
    این کار را نکن.

    این بلاهایی که وسط این دعواها داری سر خودت و شخصیت و غرورت می آری ترمیمش خیلی سخت است.
    مواظب خودت باش.

    من مشاور نمی شناسم. اما گاهی دیدم دوستان توی تالار به هم معرفی می کنند.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  9. کاربر روبرو از پست مفید شیدا. تشکرکرده است .

    khaleghezey (یکشنبه 01 تیر 93)

  10. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 اردیبهشت 94 [ 01:52]
    تاریخ عضویت
    1393-1-07
    نوشته ها
    21
    امتیاز
    911
    سطح
    16
    Points: 911, Level: 16
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 89
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    4

    تشکرشده 45 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام

    کمی تا اندکی تاپیک و حرفاتون رو خوندم ولی نشدن کلیه حرف هارو بخونم واسه همین 4 تا سوال داشتم ممنون میشم جواب بدید شاید تونستم کمکی هر چند کوچیک بهتون بکم

    1.چطور اینقد مطمئن هستید که داره بهتون خیانت میکنه ؟
    2.چقد دوس دارید ؟
    3.حاضرید به جدایی از همسرتون فکر کنید ؟
    4.کلیه مواردی که گفتید از قبیل زنگ نزدن یا بی تفاوت شدنسون کی شروع شد ؟ قبل از اینکه ورشکست بشن یا اینکه بعدش ؟

  11. #8
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 09 آبان 99 [ 11:16]
    تاریخ عضویت
    1392-10-21
    نوشته ها
    406
    امتیاز
    13,219
    سطح
    74
    Points: 13,219, Level: 74
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 547 در 219 پست

    Rep Power
    76
    Array
    سلام به دوستاي مهبونم
    شيدا جان الان اومدم تهران برا كاراي پ.ن و دكترا ديگه بهش زنگ نزدمو اصلاً تحويلش نگرفتم ( هرچند اونم حالمو نپرسيده) ديگه نميذارم تحقيرم كنه و خودمو با درسو چيزاي ديگه سرگرم ميكنم ،، و رفتم شهرستان قراره بابام بره باهاش جدي حرف بزنه
    در جواب دوست عزيزم من چند بار اس هاي دخترا رو كه به اسم خودشون مث شيوا مهسا شادي سيو بودو تو گوشيش خوندم ولي به روي خودم نياوردم البته يكيش اس بود بقيه متن اينترنتي ،،
    احساس ميكنم دوسش دارم ولي مطمئن نيستم بعدازينچيزايي كه ازش ديدم
    اصلاً حتي يك درصد به جدايي فكر نميكنم
    تمام اخلاقاي بدش بيتفاوتي و اينا بعد از دست دادن پولش شروع شد كه الان يك سال شده تقريباً
    از توجهتووون واقعاً ممنونم

  12. کاربر روبرو از پست مفید Sahar51 تشکرکرده است .

    khaleghezey (یکشنبه 01 تیر 93)

  13. #9
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود بانو

    اول نظر شخصیمو مینویسم لطفا جدی نگیرید ولی غورم گرفته ببخشید:
    بعضی وقتها واقعا فکر میکنم مدیران و مشاورین و کاربرای باتجربه سایت دارن گل لگد میکنن از نظر کاربری که تایپیک را زده و اصلا توجهی به نظرشان نمیکنن فقط تایید میکنه ولی راه خودشو میره و کار خودشو میکنه.

    به نوشته بالا توجه نکن غووور داشتم

    اول تکلیفتو با خودت روشن کن میخوای بلاخره چیکار کنی؟زنگ بزنی یا زنگ نزنی؟!!!
    اونم من امروز اصلاً بهش زنگ نزدم و ديدم اصلاً عين خيالش نبود الانم كه زنگ زدم گفتم نميخام زندگيم اينطوري باشه و نميخام اينطوري باهام رفتار بشه كه گفت حوصله غر ندارمو همونطور كه داشتم حرف ميزدم قطع كرد . تو عمرم انقد تحقير نشدم

    این سردرگمی چندین و چندبار توی نوشته های شما دیده شده.شما فکر کنم یمترسی بدجوری هم میترسی از اینکه براش مهم نباشی و دلتنگت نشه واسه همین با اینکه میدانی کار درست چیه ولی بازم کار غلط را انجام میدهی!کیو داری گول میزنی خودتو یا ماهایی که نظر میدیم.
    صبور باش باهاش تماس نگیر بزار خودش بشینه فکر کنه و به نتیجه قطعی برسه میخواد چیکار کنه با زندگیش مجرد نیست متاهله باید اینو بفهمه ازدواج کرده و متعهد باید باشه.
    نوشتید ایشون پول نداره و کم اورده و یکجاشم برام جالبه ایشون گفتن 50 تومان بهم بدین تا خونه رهن کنم و مثل بچه ها قهر کرده و میخواد باج بگیره .................
    .
    .
    .
    .

    یه تایپیک هایی هست خود مراجع میدونه باید چیکار کنه و کار درست چیه و ماهم میدونیم و به ایشون میگم یعنی داره مشکلش فریاد میزنه ولی نمیخوایم قبول کنیم امکان داره توی انتخابمون اشتباه کنیم فرقی نداره چه دختر و چه پسر.قبول کنید انتخاب درستی نداشتید بانو

    شما یکبار شکست خوردید خوب اینم روش میشه دوباره نهایت میخواد چی بشه؟پشت سر شما حرف بزنن والا این جماعت بیکار ایرانی مخصوصا زناشون(عده ای هرچند اندک) از روی بیکاری حسادت و بخل و بیسوادی و ناآگاهی و کم خردی فقط نشستن و منتظر یکی شکست بخوره هرهرکرکر بزنن زیر خنده تنها شما نیستید بانو اطراف ما از اینجور افراد حقیر و ناچیز هستند از خودت بپرس واقعا ارزش شما چقدره اینقدر که به اینا و حرفای بی ارزش و پوچی که یمزنن اهمیت بدی و زندگی خودتو نابود کنی به چه قیمتی اخه میخوای ادامه بدی به چه امیدی آخه؟!!!!

    http://www.hamdardi.net/thread-33428.html

    http://www.hamdardi.net/thread-32622.html

    تایپیکشو بخون فکر کنم خیلی زیاد شبیه تایپیک شماست.

    آینده انسانها در امتداد گذشته انهاست
    نجواهای دوران عقد بعد از عروسی تبدیل به فریاد می شوند

    اینکه فکر میکنی میتونی تغییرش بدی بریز دور این بنده خدا همینیه که میبینی دقیقا همین که توی کوچیکترین مشکلی کم میاره و کمرش خم میشه یعنی فقط باید به خودت تکیه کنی و امیدت به خودتب اشه توی مشکلات زندگیت و ایشون توی خوشی فقط کنارته.......................

    خیلی خسته ام با خوندن تایپیک شما خسته ترم شدم.
    بیخیالش شو آبجی
    جلوی ضضر رو از هرجایی بگیری منفعته
    داری روی باد سرمایه گذاری میکنی.

    خواهشا تایپیک های بالا را بخوان و تصمیم درست بگیر
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  14. کاربر روبرو از پست مفید khaleghezey تشکرکرده است .

    maryam240 (شنبه 27 تیر 94)

  15. #10
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 09 آبان 99 [ 11:16]
    تاریخ عضویت
    1392-10-21
    نوشته ها
    406
    امتیاز
    13,219
    سطح
    74
    Points: 13,219, Level: 74
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 547 در 219 پست

    Rep Power
    76
    Array
    با تشكر از نظرتون
    آخه اون وقتايي كه مياد شهرستان و منو ميبينه اخلاقاش خيلي بهتر ميشه اصلاً با اون آدم زمين تا آسمون فرق ميكنه دورو برم مياد بهم اهميت ميده ولي وقتي ميره ديگه همون مشكلات تكرار ميشه
    حق كاملاً با شماست ولي خيلي برام سخته آخه تا چند ماه پيش عشقو علاقه ي ما زبونزد همه بود الان انگار از عرش به فرش اومدم دارم دستو پا ميزنم كه به حالت قبل برگردونم زندگيمو ولي انگار به قول شما نميشه
    ديگه جدددي زنگ نزدم بهش منتظرم ببينم چيكار ميخاد بكنه هر چي خدا بخاد


 
صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 04 فروردین 94, 19:00
  2. راهي وجود داره كه حافظه قوي ام را مهار كنم؟
    توسط Sarvin در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: پنجشنبه 26 تیر 93, 15:44
  3. طرز تهيه ي منوي عاشقانه
    توسط yasa در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 70
    آخرين نوشته: جمعه 27 مرداد 91, 04:04
  4. شوهرم منو جلوي دوستاش زد
    توسط نوا در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: یکشنبه 21 شهریور 89, 16:48
  5. قضاوت از روي ظاهر (از داستانهاي مثنوي)
    توسط fnh63 در انجمن داستان و حکایت آموزنده
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: یکشنبه 11 فروردین 87, 04:07

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:23 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.