به انجمن خوش آمدید
صفحه 5 از 16 نخستنخست 123456789101112131415 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 158
  1. #41
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۲۹ اسفند ۹۶ [ ۰۸:۴۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۷-۰۱
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,558
    امتیاز
    53,498
    سطح
    100
    Points: 53,498, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,133

    تشکرشده 14,061 در 2,548 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    294
    Array

    RE: مشاوره برای همه

    ( 14/3/1386)

    اگر با خواستگارم ارتباط برقرار نکنم
    پس من چه جوری قبل از ازدواج او را بشناسم؟


    مراجع محترم؛ مشکل شما در اين است که به دنبال پاسخ به چنين سئوالي هستي! مهمتر از جواب سئوال شما اينست که چرا چنين سئوالي براي شما پيش آمده است. يعني چرا فکر مي کني بايد روابط عاطفي خود را با مردها حفظ يا گسترش دهيد. شما مرز احساس و عقل خود را گم کرده ايد!

    به عبارت ديگر
    صحيح اينست که شما دلبسته به کسي که هنوز براي شما نيست ، نشويد.
    همينطور لازم نيست قبل از اينکه خواستگار خود را کاملا بشناسيد و با او ازدواج کنيد، رابطه عميق احساسي برقرار کنيد و ارتباط عاطفي خود را گسترش دهيد، چون در صورت فراهم نشدن ازدواج ، مشکلات شما شروع مي شود، همچنين براي ازدواج هم مشکل به هم مي زنيد، فراهم کردن دام احساس در پيش روي فرايند خواستگاري و ازدواج ، منجر به تصميم گيريهاي غلط مي شود.
    لذا لازم است موضوع احساس و عاطفه خود را حفظ کنيد براي بعد از ازدواج.


    دوم:
    تمرکز بر روي مردها و روابط با آنها، خودش منجر به خدشه به چنين روابطي مي شود. اين بديهي است که در محيط های بیرون مثل دانشگاه یا کار و ....، شما بايد نقش خود را با عنوان دانشجو و یا شغلي که داريد حفظ کنيد، همچنین اگر شرايط به نوع ديگر پيش رفت، ( یعنی تقاضایی برای خواستگاری و ازدواج داشتید) لازم است که از آن فرد بخواهید به صورت رسمي مسئله را با شما و خانواده هايتان در ميان بگذارد و کم کم مراحل خواستگاري ، شناسايي و ازدواج فراهم شود.

    سوم: در مورد مرزهاي صميميت نبايد انتظار داشته باشيد مانند صفر و يک در کامپيوتر باشد و مرز آن مشخص باشد. اينها بيشتر بر اساس فرهنگ و هنجارها و عرف محيطي هست که شما در آن قرار گرفته ايد.

    ولي به طور کلي در فرهنگ ايراني، دختران محجوب، که عاطفه هاي خود را قبل از ازدواج بروز نمي دهند. و از رابطه با پسران حذر مي کنند، مورد تحسين و مقبوليت آقايان بيشتر قرار مي گيرند.

    بديهي است که بعد از ازدواج نيز تمام عاطفه و هيجان و عشق خود را نيز به همسر خود بروز مي دهند و کانون خانواده را گرم مي کنند.
    ( البته اين امر نسبي است، و شايد مردي خواهان ارتباط گرم ، صميمي و حتي جنسي قبل از ازدواج باشد، ولي اين نکته را فراموش نکنيد در کشورما آن کس که از چنين رابطه اي ضرر مي کند اکثر اوقات دخترها هستند.)

  2. 8 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (چهارشنبه ۰۸ آذر ۹۱)

  3. #42
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۲۹ اسفند ۹۶ [ ۰۸:۴۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۷-۰۱
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,558
    امتیاز
    53,498
    سطح
    100
    Points: 53,498, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,133

    تشکرشده 14,061 در 2,548 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    294
    Array

    RE: مشاوره برای همه

    (27/3/1386)

    والدینم به اصرار همسری را برای من در نظر گرفته اند ؛ نظر من براشون اهمیتی ندارد


    يكي از شروط ازدواج استقلال در زندگي و تصميم گيري در انتخاب است. لذا اگر هم اكنون نتوانيد جهت انتخاب همسر از اين حق خود استفاده كنيد، حتي اگر ازدواج كنيد سايه اين دخالتها در زندگي آتي شما ، منجر به مشكلات عديده اي خواهد شد. شما بايد با
    قاطعيت اما با احترام با خانواده خود صحبت كنيد.

    بالاخره خانواده شما
    >>يا روشنفكر هستند و براي مسائل علمي ارزش قائلند
    >>يا سنتي هستند و براي مسائل ديني ارزش قائلند
    >>و يا يك رگ خوابي دارند كه بايد شما با درايت خود و بر اساس آنچه آنها درك مي كنند،‌آنها را قانع سازيد.

    شايد مقداري انعطاف، كار را ساده كند. يعني نه حرف شما و نه حرف آنها. راه ميانه اي را انتخاب كنيد، مثلا از آنها بسته به روحياتشان بخواهيد كه با يك مشاور خانواده ،‌با يك بزرگتر فاميل يا يك روحاني يا ....، مشورت كنيد و مسئله را به نحو ديگري بررسي كنيد.
    فراموش نكنيد احترام گذاشتن هميشه حرف گوش كردن نيست.
    (‌مثلا اگر خانواده تان، همسري براي شما انتخاب كند، بعداَ تبعات آنها را نمي پذيري و مشكلاتت با خانواده بيشتر مي شود. پس احترام در اينجا به معني اينست كه مسئوليت و انتخاب همسر آينده ات را شما به دوش بگيري و اين مسئله را براي خانواده ات روشن كني)‌به هر حال اگر با توجه به راه حلهاي بالا نتواني با خانواده ات كنار بيايي بهتر است به جاي تسليم شدن با مشاور خانواده حضوري صحبت كني. و خانواده ات را نيز به اين جلسه بكشاني.

  4. 5 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (یکشنبه ۲۲ اسفند ۸۹)

  5. #43
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۲۹ اسفند ۹۶ [ ۰۸:۴۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۷-۰۱
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,558
    امتیاز
    53,498
    سطح
    100
    Points: 53,498, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,133

    تشکرشده 14,061 در 2,548 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    294
    Array

    RE: مشاوره برای همه

    (27/3/1386)

    اگر ازدواج کنم دیگه نمی تونم پیشرفت کنم



    يكم: نگرش هر كسي در زندگي و اهداف او متفاوت است. و تصميم گيري او با توجه به اهداف و معناي زندگي معني مي گيرند.
    شما لازم است كمي زندگي خود را به طور مجازي به جلو بكشيد، دو سال، پنج سال ، 30 سال و بيشتر، و از هر كدام از اين زمانها يك برش و يك تصويري بگيريد و آن را با توجه به اهداف خود بررسي كنيد.
    اشخاصی هستند كه خودشكوفايي خود را در اين مي بينند كه به همه ابعاد وجودشان توجه كنند، يك فرزند عالي باشند، يك دوست عالي باشند، يك همسر عالي باشند، يك مادر یا پدر عالي باشند ، يك معلم، دكتر يا ... عالي باشند.
    و توسعه همه جانبه و به فعل درآوردن همه ابعاد خود را هدف زندگي مي دانند.
    لذا اين افراد يكي از اين جنبه ها را به نفع جنبه ديگري حذف يا به تعويق نمي اندازند.


    اشخاصی نيز هستند كه تنها يك استعداد ويژه اي را در خود نشانه مي گيرند و رشد مي دهند. و البته معناي زندگي خود را نيز به وسيله آن احساس مي كنند. مثلا شخصی كه تمام انرژي خود در مسئله علمي خلاصه مي كند، او شايد به لحاظ علمش به همه جهان خدمت كند، اما ممكن است نتواند يك همسر ، يك مادر يا پدر ....، نيز باشد.


    دوم: با توجه به بند اول، و همچنين با توجه به نيازهاي رواني ، جسماني ، اجتماعي و ... كه داريد بايد تصميم بگيريد.

    اگر شما مانند مثال اول هستيد لازم است كه در اين مقطع ازدواج كنيد.

    اما اگر منطبق با مثال دوم هستيد، شما بايد تحصيلات خود را هدف قرار بدهيد، تا بتوانيد خدمت بيشتري به خلق بكنيد.

    اگر شما اكنون هيچ نيازي به ازدواج در خود احساس نمي كنيد(‌در صورتيكه از نظر احساسي هم اكنون مشكلي نداشته باشيد يا در مدت ادامه تحصيلي دچار خلاء احساسي و عاطفي نشويد) مي توانيد تا پس از اتمام تحصيلات انتخاب همسر را به تعويق بيندازيد.
    و به خاطر امتيازهايي كه داريد از جمله تحصيلات عالي، انتخابهای زيادي مي توانيد داشته باشيد و دستتون براي انتخاب باز است و از اين نظر گذشت زمان به ضرر شما نيست. اما در مورد فرزند پروري با محدوديت روبرو هستيد كه در صورت تمايل در آن زمان بايد برنامه ريزي صحيحي داشته باشيد.


    سوم: در مورد ازدواج مسئله احساس و كشش، در كنار مسائل منطقي قرار مي گيرد. و بايد ضريب خود را پيدا كند و نه زياد بزرگ شود و نه مورد اغماض واقع شود.
    شرط بررسي فاكتورهاي منطقي در مورد هر فردي ، ابتدا احساس و كشش عاطفي نسبت به او هست. اما كافي نيست. يعني پس از اينكه كشش مثبت به فردي داشتيم ، در پي آن بايد به دقت معيارهاي ازدواج را در مورد ارزيابي كنيم و و تناسب آنها را با خودمان بررسي كنيم.
    (‌نكته مهم: فراموش نكنيد كه سخت گيري افراطي مي تواند احساسات ما را تحريف كند، همچنين بعضي افراد از نظر عاطفي مقاوم هستند، مثل افراد وسواسي يا ريزبين يا ايده آل خواه،‌چنين افرادي ممكن است تا آخر عمر هم كشش و عشقهاي آنچناني به سراغشون نيايد. اين افراد بسيار اهل دو دوتا چهارتا و حساب و كتاب و منطق و ... هستند. و معمولا احساس آنها نحيف يا حتي رو به موت هستند. اگر شما سرنخهايي از چنين احساسي داريد نياز به بررسي بيشتر خودتون و تصميماتتون را داريد)


  6. 8 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (پنجشنبه ۰۴ اسفند ۹۰)

  7. #44
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۲۹ اسفند ۹۶ [ ۰۸:۴۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۷-۰۱
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,558
    امتیاز
    53,498
    سطح
    100
    Points: 53,498, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,133

    تشکرشده 14,061 در 2,548 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    294
    Array

    RE: مشاوره برای همه

    (27/3/1386)

    به چه کسی می گن زیبا؟!






    در مورد زيبايي بايد نكات ذيل را نيز در نظر گرفت: چون ابعاد زيبايي متفاوت است:


    1 – زيبايي گويش :
    لهجه، عشوه كلامي، تكه كلامي ، سيالي كلامي، حاضر جوابي، لطافت سخن، گفت و شنود به اندازه. شوخ طبعي

    2 – زيبايي حركات:‌
    عشوه گري ، طنازي، فيگور و ژست هاي دلربا، قد و اندازه و تناسب بدن، نحوه راه رفتن.

    3 – زيبايي بينايي:
    خوه نگاه كردن، نحوه پلك زدن، محجوب بودن، جذاب نگاه كردن و ...

    4 – مسئله تاثير آرايش بر قيافه:
    که مي توانيد با خانواده مشورت كنيد.

    5 – زيبايي در سليقه:
    نحوه انتخاب پوشش ، نحوه لباس پوشيدن ، نحوه چيدن منزل، نحوه انتخاب ادكلن

    6 – زيبايي در تعاملات:
    نحوه ارتباط با شما و دوستان و فاميل، ميزان سازگاري و ارتباط عاطفي با آنها و ...

    7 – زيبايي فكر:‌
    فراهم آوردن زيبايي با خلاقيت در زندگي، به روز بودن معلومات و دادن آگاهي به شما، همفكر بودن، استقلال در نحوه تفكر و مشورت دادن ،‌مديريت متفاوت و زيباي مسائل خانواده و ...

    8 – زيبايي هنري:‌
    آشنايي با موسيقي، نقاشي، صداي خوش، رانندگی، و ساير هنرها

    همانطور كه مي بينيد مي توان تمام اين ابعاد زيبايي را بررسي كرد.


    دوم: اگر فردي با تمام ابعاد بالا از نظر شما آنچنان زيبا باشد كه به دلتون بچسبد و خواستارش باشي كفايت مي كند و حالا نوبت به بررسي دقيق مسائل اساسي تري چون معيارها و شرايط ازدواج مي رسد.

    سوم: نكته مهم اين است كه اگر شخصی به لحاظ زيبايي از يك نمره معمولي در ازدواج برخوردار باشد ، اما در ساير معيارهاي اساسي مثبت باشد، كم كم مهر وعشق شما را چنان بر مي انگيزد كه قيافه زياد براي شما مطرح نيست. (‌به دوستان خود توجه كنيد، شما بيشتر بر اساس معرفت و ... آنها را مي شناسيد و با آنها صميمي هستيد نه قيافه – همسر هم همينطور است تنها فرقي كه در مورد همسر وجود دارد اينست كه بايد به طور كلي دلپذير باشد و يك حداقلي براي جذب شدن ، داشته باشد.)

    چهارم:زيبايي يك امر نسبي هست، شما هر همسري با هر اندازه زيبايي انتخاب كنيد به زودي متوجه مي شويد شخصی زيباتر نيز وجود داشته است. و اين نكته مهم است كه نبايد به هر چيزي بيشتر از اندازه خودش بها بدهيم. مثلا زيبايي در حد متعارف كه به دلمان بنشيند كافي هست، مگر اينكه كلا از همان اول او را نپسنديدم .

  8. 17 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه ۳۰ تیر ۹۳),بالهای صداقت (چهارشنبه ۲۵ اسفند ۸۹)

  9. #45
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۲۹ اسفند ۹۶ [ ۰۸:۴۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۷-۰۱
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,558
    امتیاز
    53,498
    سطح
    100
    Points: 53,498, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,133

    تشکرشده 14,061 در 2,548 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    294
    Array

    RE: مشاوره برای همه

    ( 27/3/1386)

    از دوست دختر/پسر خیانت دیدم
    نمی تونم فراموشش کنم
    واسه همین با یکی دیگه دوست شدم


    مراجع محترم ؛
    وقتی با جنس مخالف رابطه برقرار می کنید و باصطلاح دوست پسر/دختر می شوید و پس از آن مورد بی وفایی قرار می گیرید این حس بهتون دست میده که "خیانت دیدم" .
    و وقتی برای فراموش کردنش با دیگری دوست می شوید ، خودتون را وارد حلقه ای می کنید که مجبور می شوید به داشتن رابطه با جنس مخالف زنجیروار ادامه دهید (دوست شوید-بی وفایی ببینید-جدا شوید) و این سیکل اونقدر ادامه می یابد که
    در آخر بازنده اصلی شما می شوید و به جایی می رسید که از احساسات ناب عشق و دوست داشتن تهی شده و جای آن را شک و عدم اعتماد پر می کنه.


    در اینجا برای شما دو حالت پیش می آید
    بار اول وقتی بدون داشتن رابطه قبلی تن به ارتباط می دهید و طرف مقابل شما كه آزمايش بي وفايي را به قول شما پس داده است و تعداد زيادي را قبل از شما تجربه كرده است.
    در مورد دوم، وقتی مورد بی وفایی قرار گرفته اید و وارد رابطه دوم با شخصی می شوید که قبلا رابطه ای نداشته، تنها از اين لحاظ تفاوت مي كند كه در اينجا اين شما هستيد كه نفر اول تجربه اش هستيد او هم بعد از مدتي به نوع دوم تبديل مي شود با اين تفاوت كه شما قرباني اولش بوده ايد.


    معمولا اينگونه دوستي ها بيشتر به نفع پسر و در جهت لذت هاي خودش هست.

    اگر پسري واقعا قصد ازدواج و وفا و تعهد داشته باشد. در همان اول ، مسئله را علاوه با شما با خانواده خودش و خانواده شما مطرح مي كند تا در شناسايي يكديگر به شما كمك كند.
    البته ممكن است مدتها آشنايي شما طول بكشد تا كاملا همديگر را بشناسيد كه اين خيلي هم خوبست.
    ولي مخفي كاري ، بدون رسمي كردن ارتباط و در جريان گذاشتن خانواده ها خطاست .
    اين درست نيست به جاي شناسايي يكديگر ، دل بدهيم و قلوه بگيريم و براي هم جون بدهيم و فداي هم بشيم و با اين احساسات پاك و قوي بازي كنيم و بوسيله اين احساست منطق خود را فلج كنيم به هيچ وجه به نفع دختر و پسر نيست.

    عيبي ندارد كه دختر و پسري كاملا با هم آشنا باشند و هم ديگر را بشناسند و بعد ازدواج كنند ولي اين مسئله بايد در چارچوب هنجارهاي خانواده و جامعه و رسمي باشد. تا امكان سوء استفاده نباشد و طرفين به هم پايبند باشند.

    براي اينكه چنين اتفاقي نيفتد طرفین مجبورند كه متعهد و وفادار باشند، براي اين منظور بايد سريعا و بدون هيچ گونه بهانه اي (بهانه هايي مثل اينكه: يكي از اقوام فوت كرده، دنبال كار مي گردم، خانواده ام مخالفت مي كنند، برادر بزرگتر دارم، خواهر بزرگتر دارم ،درسم تمام شود، سربازي بروم، بيشتر همديگر را بشناسيم و هزار و يك بهانه ديگر ) خانواده هايتان را در جريان بگذاريد.
    تا مراحل شناسايي پرقوت شروع شود. واگر پسري یا دختری هزار بهانه براي به تعويق انداختن دارد، بايد رها شود، تا پس از برطرف شدن كل بهانه ها، قدم جلو بگذارد.

  10. 10 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (دوشنبه ۰۸ فروردین ۹۰)

  11. #46
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۲۹ اسفند ۹۶ [ ۰۸:۴۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۷-۰۱
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,558
    امتیاز
    53,498
    سطح
    100
    Points: 53,498, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,133

    تشکرشده 14,061 در 2,548 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    294
    Array

    RE: مشاوره برای همه

    (27/3/1386)

    پس حرف و نظر دیگران در انتخابم چی میشه؟


    مراجع محترم؛ توجه شما را به چند نكته جلب مي كنم:

    يكم:‌ محور اصلي در انتخاب همسر خود شمائيد. اگر بنا باشد كه تحت تاثير صحبت هاي ديگران مردد شويد، اين اتفاق بعد از ازدواج هم ممكن است بيفتد و منجر به از هم پاشيدگي خانواده مي شود. نقش ديگران صرفا دادن تجربه و مشورت به شماست و شما پس از بررسي بر اساس شعور ،‌منطق و احساس خود نتيجه گيري و تصميم مي گيريد. پس، از روي حرف ديگران كه هر كسي فقط از منظر خودش صحبت مي كند ، تصميم نگير.

    دوم:‌ بر اساس معيارها و نكته هاي ازدواج ، معيارهاي خود را دقيقا و با مثال و جزئيات براي خودت مكتوب كن، براي هر معيار ضريبي متناسب با ارزش آن يادداشت كن. و با شناختي كه از طرف مقابلت داري، به بررسي تناسب معيارهايت و معيارهاي او بپرداز.

    سوم: بعضي ذهنياتت كه از زمينه خانوادگي و فرهنگي و خيالاتت سرچشمه گرفته بايد اصلاح كني، بعضي از اين خطاهاي شناختي كه حتما بايد تغيير دهي ؛از اين قرار است:

    - اگر بخواهي خوشبخت باشي بايد طرف مقابلت تحصيلات بالا داشته باشد.

    - خوشبختي در گرو اينست كه از نظر رفاهي در سطح خوبي باشي.

    - بعد از ازدواج مي توانم همسرم را تغيير بدهم.

    - تفاوت در مسائل اعتقادي، اخلاقي و ...،‌در ازدواج اهميتي ندارد و مي توانيم هر كدام جداگانه اعتقادات خود را داشته باشيم.

    - ازدواج خوب ازدواجي هست كه از اول همه چيز آماده و فراهم باشد، و بعد از ازدواج در هيچ مسئله اي ؛ اختلاف نظر وجود نداشته باشد.

    - اينكه بايد فرد ايده آلي جهت همسري انتخاب كنم كه از هر لحاظ بي عيب و نقص باشد.

    - اينكه خوشبختي ام در گروه اينست كه حتما و حتما در يك فرجه زماني با يك نفر ازدواج كنم حتي اگر آن شخص مناسب من نباشد. و اگر من ازدواج نكنم ، به تنهايي يك آدم بي ارزش و بدبخت هستم. و با عجله تمام بايد با اولين كسي كه توانستم ازدواج كنم ، حتي اگر آن فرد از نظر اعتقادي با من متفاوت است، يا معتاد ، سخت گير، اختلاف فرهنگي، اختلاف طبقاتي و تحصيلي، اختلاف فكري و ... مي باشد.


    چهارم: حق انتخاب را از خود نگيريد. از افعال مجهول در مورد خود زياد استفاده نكنيد. اينكه «ميترسم عاشقش بشوم» يعني چه؟ در واقع ما خودمان فاعل كارها هستيم. مثلا شما مي توانيد خود را عاشق كنيد. (‌مثلا با خيالبافي زياد در مورد يك نفر، چشم پوشي از مشكلاتش، فرار از وضعيت بد خانواده ، و ....). پس شما يك فرد آگاه و تصميم گيرنده نسبت به انتخابهاي خودتان هستيد ، مخصوصا انتخاب همسر كه مهمترين انتخاب هر فرد در زندگيش مي باشد. پس لازم است در چنين انتخابهايي،‌اگاهانه ، عاقلانه و با مشورت با متخصص انجام شود.

    پنجم: تمام مطالب بالا به معني اين نيست كه سخت گيريهاي افراطي داشته باشيم و با بهانه گيري به دنبال ايده آل بگرديم. بلكه بايد معيارهاي اساسي را فراموش نكنيم.و با توجه به آنها تصميم بگيريم.






  12. 8 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (جمعه ۲۷ اسفند ۸۹)

  13. #47
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۲۹ اسفند ۹۶ [ ۰۸:۴۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۷-۰۱
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,558
    امتیاز
    53,498
    سطح
    100
    Points: 53,498, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,133

    تشکرشده 14,061 در 2,548 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    294
    Array

    Re: مشاوره برای همه

    (27/3/1386)

    کلیدهای اساسی انتخاب



    چند نكته كه كليدهاي اساسي شما جهت انتخاب هستند و بايد روي اين نكته هاي تامل كنيد عبارتند از:



    1 – در خصوص آقایان وضعيت مالي اش از اين لحاظ اهميت پيدا مي كند ، كه وی در پیش از ازدواج و اشتغالش چه كرده است؟


    @ آيا به علت بي مسئوليتی تن به كار نداده؟

    @ آيا كارهايش را مرتب عوض كرده است؟

    @ آيا به جهت روحيه پرخاشگري مجبور به ترك كار مي شده؟

    @ آيا كار كرده اما به خاطر بي تدبيري پولهايش را بي برنامه خرج كرده است؟

    @ آيا پولهايش را به خوشگذاراني، دوست بازي يا اعتياد و ... حيف و ميل كرده است؟

    @ آیا علت تاخير وی در ازدواج به خاطر فراهم شدن مسائل مالي بوده است؟اگر چنین است آیا وجهي جهت ازدواج در نظر گرفته؟

    ( پس همين طور كه مشاهده مي كنيد وضعيت مالي در ازدواج مهم است، اما نه به خاطر آنچه كه عوام به خاطر رفاه و آسايش در نظر مي گيرند بلكه براي بررسي وضعيت رواني و شخصيت فرد مهم است. در اين بررسي حتي اگر فردي بسيار مرفه باشد، باز هم بايد بررسي شود كه اين مبلغ را از كجا آورده است. و آيا زحمت او بوده است، يا ....،)





    2 – اختلاف فرهنگي كه بين همسران بايد كاملا با ذكر جزئيات و مثالها و نمونه هاي متفاوت روشن گردد.

    در فرهنگ هر كدام شما ،
    چه نقشي براي زن ، چه وظايفي براي مرد و چه وظايفي را براي زن در نظر مي گيرند؟
    در فرهنگ هر يك از شما چه كسي بايد در اختلافات كوتاه بيايد؟
    در فرهنگ هر كدام از شما نحوه پوشش زن و مرد، نحوه ارتباط با ديگران، شغل ، كارهاي منزل، تعيين محل زندگي ، و خريد هاي منزل و ... چگونه تقسيم مي گردد.
    نحوه برگزاري مراسمات مختلف چگونه است، رسم و رسومات و عرف هر يك از شما چيست و چقدر هر يك از طرفين پايبند هستند.
    انتظاراتي كه خانواده ها و حتي خود شما نسبت به هم داريد كدامها هستند؟
    نظر هر كدام از شما در مورد تفريحات، تعداد فرزند، نحوه خرج و پس انداز، و رابطه با خانواده ها و فاميل و دوستان به چه ترتيب است؟





    3 – اختلاف اعتقادي:

    تا چه ميزان در اعتقادات تفاوت داريد؟
    چه اعمالي در اعتقادت وجود دارد كه در صورت تفاوت اعتقادي ممكن است مشكل ساز باشد؟
    مثلا كسي كه مذهبي نبوده و به رعايت حرام و حلال مقيد نيست، پس اگر دوست داشته باشد، مي تواند مشروب بخورد، اگر دوست داشته باشد مي تواند در هر سطحي با جنس مخالف ارتباط برقرار كند، مي تواند به سادگي دروغ و فريب در كارش باشد، مي تواند معتاد باشد، مي تواند نسبت به حق و حقوق ديگران از جمله همسرش بي تفاوت باشد، و هزاران كار ديگر .
    اما اگر شما هم نسبت به اين اعتقادات پايبند نيستيد، زياد مشكلي نيست ، چون شما هم متناسب با آن آزادانه مي توانيد خيلي از اين اقدامات را انجام دهيد و اين منجر به هماهنگي شما مي شود.
    پس اعتقادات يك مسئله در ذهن هر كدام شما نيست، اعتقادات زير بناي بسياري از رفتارهاي ماست. پس وقتي در اعتقادات اختلاف هست، منجر به اختلاف در رفتار مي گردد.





    4 – فشار از نظر مالي ، جسمي و رواني:

    در اين زمينه مسئله فشارهاي رواني منجر به مسائل زيادي مي شود كه بايد كاملا بررسي شود. سخت گيريها ، اضطراب ها، پرخاشگري، لجبازي، بي مسئوليتي، زودرنجي ، بهانه جوييَ، منزوي بودن، احساسي و بي منطق بودن ،‌وسواسي و خرده گير بودن ، اينها مسائلي است كه بايد به كمك يك مشاور خانواده يا روانشناس باليني مورد ارزيابي و بررسي قرار گيرد.
    ویرایش توسط بالهای صداقت : دوشنبه ۲۵ شهریور ۹۲ در ساعت ۲۱:۱۴

  14. 12 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (پنجشنبه ۰۲ شهریور ۹۱)

  15. #48
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۲۹ اسفند ۹۶ [ ۰۸:۴۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۷-۰۱
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,558
    امتیاز
    53,498
    سطح
    100
    Points: 53,498, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,133

    تشکرشده 14,061 در 2,548 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    294
    Array

    RE: مشاوره برای همه

    22/4/1386)

    هرچی تلاش می کنم باز هم من مقصرم


    يكم:‌
    اولا در اين چند خط به دنبال مقصر نمي گرديم. در خانواده بحث مقصر نيست، بحث اينست كه دو طرف چقدر مي توانند در يك تعامل سازنده باشند.

    دوم:‌
    در رابطه زن و شوهري اين ظاهر حرف ها و رفتار و نشان دادن احساسات نيست كه اهميت دارد. بلكه معني و مفهوم آْن است. مثلا اگر شما پاي خود را روي يك پارچه بگذاري نبايد چند ميليون آدم ناراحت شوند و اگر ديدي ناراحت شدند حتما آن پارچه ، پرچم كشورشان بوده و اين نماد غرور ملي آنها بوده كه شما پا روي آن گذاشته ايد.

    لذا در رابطه تان به ظاهر رفتار و گفتار خود توجه نكنيد، از همسرتان بپرسيد كه نسبت به رفتار و گفتار شما او چه احساسي مي كند، او چه فكري مي كند. به جاي متمركز شدن روي احساسات و رفتار خودتون هنگام جر و بحث درباره احساسات و افكار همسرتان صحبت كنيد. و سعي نكنيد كه از خود دفاع كنيد.
    اين قسمت نياز به آموزش مهارتهاي ارتباطي، همدلي ، مهارتهاي زندگي ، خود آگاهي ، مهارت گوش كردن و ... ، دارد. كه بحث مفصلي است.


    سوم:
    همانطور كه لمس ساده يك قسمت از بدن نبايد فرياد كسي را در بياورد، بايد متوجه شد وقتي فردي فرياد زد و عصباني شد آن قسمت از بدنش يا شكسته يا در زير پوست درد شديدي از قبل داشته است.
    همين مسئله در مورد بخشهاي رواني همسر ما نيز صادق است. اگر او نسبت به يك مسئله جزئي بسيار عصباني يا ناراحت مي شود ، يقين بدانيد كه در درون رنج زيادي برايش پيش آمده است.

    به نظر مي رسد همسر شما نياز به تائيد دارد، دوست دارد كه دوست داشته بشود و احتمالا عزت نفس پائيني دارد و خود را كم مي بيند. لذا هر حركتي از شما كه اين مسئله را به ياد او مي آورد او را عصباني مي كند. او بهانه هايي را دنبال مي كند كه خودش را به خودش و به شما بنماياند.
    لذا پيشنهاد مي گردد شما از رويه او (‌كه رويه اشتباهي است )‌پيروي نكنيد.
    اگر او شما را لجباز ، خود سر و ... مي داند، يعني اينكه در جواب به كارهاي او شما تلافي به مثل هم داشته ايد. يعني شما تحت رفتار او اقدام به بعضي اعمال كرده ايد.
    در حاليكه شما بايد خود صاحب يك سبك رفتاري سنجيده باشيد كه وابسته به رفتار او نباشد. يعني نبايد واكنشي نسبت به او رفتار كرده و منفعل باشيد. بلكه بايد روشي مبتني بر هم حسي و همدلي را با پيش بگيريد. از بحثها منطقي هنگام مشاجره پرهيز كنيد، به او راهنمايي نكنيد، قضاوت نداشته باشيد و او را محكوم نكنيد. در هنگام مشاجره بيشتر متمركز بر احساسات وي باشيد. و نشان دهيد كه او را درك مي كنيد(‌اين به معناي آن نيست كه حق با اوست و اين فقط يعني اينكه شما او را مي فهميد) البته كار ساده اي نيست و زمانبر است ولي در نهايت سبكي از رفتار است كه به شما جواب مي دهد.

    چهارم:

    مرتب روي نقاط قوت او متمركز شويد
    و آنها را به او گوشزد كنيد
    و از او تشكر و تعريف كنيد.
    در جمع ميهماني ، خانواده ات ، خانواده اش و حتي نزد خودش به او و رفتار مثبتش ( كه البته دارد) افتخار كنيد.
    اينها به خاطر اينست كه عزت نفس او حتما بايد ترميم شود در غير اين صورت او به رفتار هاي سطح پائين اقدام خواهد كرد.
    در بحث تو حامي كساني نشو كه همسرت در حال ناراحتي از آنهاست.
    همسر تو بايد هميشه حس كند در يك تيم هستيد و تو قصد نداري با تيم حريف همكاري كنيد.( اگر چه نظر او در مورد خانواده ات به عنوان تيم حريف اشتباه هست؛ ولي به مرور بهتر مي شود).



  16. 7 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (چهارشنبه ۲۸ اردیبهشت ۹۰)

  17. #49
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۲۹ اسفند ۹۶ [ ۰۸:۴۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۷-۰۱
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,558
    امتیاز
    53,498
    سطح
    100
    Points: 53,498, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,133

    تشکرشده 14,061 در 2,548 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    294
    Array

    RE: مشاوره برای همه

    (23/4/1386)

    تمرکز زدایی


    وقتی به نظر مي رسد در يافتن معناي اصلي زندگي دچار يك تعارض شده اید:
    يكبار براي هميشه بايد اين سئوال را جواب دهيد كه «در نهايت به چه مي خواهيد برسيد؟».
    كه البته در اين بند من نمي توانم زياد اين مسئله را بسط دهم چون از فرصت من و تو خارج است. ليكن همين قدر بدون كه تا وقتي كه لذت و رفاه را هدف قرار مي دهيم، رنج و پريشاني را درو مي كنيم.
    به زبان ديگر شما بايد از تكنيكي به نام
    تمركز زدايي استفاده كنيد.
    وقتي ما خودمون ، و مشكلات و شاديها و غمهايمان را دائما و از نزديك جلوي چشمهايمان مي آوريم، ديگر توان ديد واقع بينانه دنيا با همه عظمتش را از دست مي دهيم.
    احساس تنگي و بي هويتي مي كنيم. ما نمي توانيم از زندگي لذت ببريم مگر اينكه تمام لذات جهان را براي همه موجودات آنها بفهميم.
    >> نباید بسيار ايده آل نگر باشید بلکه می بایست برنامه ريزي شما واقع بينانه باشد.
    همچنين برنامه هايتان بايد پله هاي كوتاه و قابل ارزيابي داشته باشد.



  18. 5 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (شنبه ۲۸ اسفند ۸۹)

  19. #50
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۲۹ اسفند ۹۶ [ ۰۸:۴۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۷-۰۱
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,558
    امتیاز
    53,498
    سطح
    100
    Points: 53,498, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,133

    تشکرشده 14,061 در 2,548 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    294
    Array

    RE: مشاوره برای همه

    (24/4/1386)

    درمان ترس از ترس و وسواس


    اي همه دريا چه خواهي كرد؟ نم؟! *** اي همه هستي، چه مي جويي؟ عدم؟!
    اي مه تابان چه خواهي كرد؟ گرد؟! *** اي كه مه در پيش رويت روي زرد
    تو خوشي و خوبي و كان هر خوشي *** تو چرا خود منت از باده كشي؟!
    اي غلامت عقل و تدبيرات و هوش *** چون چنيني خويش را ارزان فروش؟!


    چون ما وقت آنچناني جلسات مشاوره را نداريم، لازم است كه روي مطالب ذيل خيلي دقت كنيد، سطحي آنها را به حافظه نسپارید ، بلكه سعي كنید تا مي توانيد روي هر كدام تعمق كنيد و به كار بگيريد.

    يكم:‌

    شايد با ادبيات ميانه اي نداشته باشي، اما با اين وجود روي ابيات بالا خيلي زياد تعمق كن، ارزش من و تو و وجود من و تو گرانبهاترين چيزي هست كه آفريده شده است.
    همه چيز حتي كارشناسي ارشد من و تو نيز زير مجموعه ماست. و اين ها اعتباراتي هست كه ما براي راه انداختن كارمان تدوين كرده ايم. لذا اينها وسيله است و اگر خودشان استرس توليد كنند، به راحتي بايد مورد بازبيني قرار گيرند.
    در حقیقت افرادی که با درايت و دقتي خودشان را آناليز مي كنند، مشكل خود را درك مي كنند، و به شيوه صحيح حل مسئله به آنها توجه مي نمایند. مثل يك سوپر كاميپوتر قدرتمند می باشند که همه جزئيات را محاسبه مي كنيد ؛ اگرچه این عاليست، اما يك ويروس كوچك كارائي شما را دچار مشكل می کند و آن چيزي هست كه بايد بگويم عنوانش اينست:


    « ترس از ترس» يا «وسواس نسبت به وسواس»





    دوم:‌

    تا وقتي كه شما نقش خود را به عنوان يك انتخاب گر تضعيف مي كنيد، و جمله اينكه نمي تونم، نميشه، مي ترسم، مستاصل هستم و ....،‌را به كار مي گيريد عملا خود را خلع سلاح مي كنيد.
    سلاح ما قدرت انتخاب گري و مسئوليت پذيري ماست. تفاوت ما نسبت به ساير موجودات در اين است كه انتخابگر هستيم. اگر اين بخش را در خود تقويت كنيد، با جسارت مي گوئيد كه من وسواسم را انتخاب كرده و اكنون او را كنار مي گذارم. و اما اگر خود را فاقد انتخاب بدانيد، ديگران برايتان دارو يا ....،‌انتخاب مي كنند و شما همين آشفتگي را مي بايست يدك بكشيد.

    اگر مراجعي خود را انكار كند، توانايي خود را انكار كند، قدرت تغيير خود را تكذيب كند، روي ضعف هايش متمركز باشد، قدرت فكريش را از دست داده باشد. به طور كلي به عنوان يك انسان از همه توانايي هايش نخواهد استفاده كند، ناگزير است كه از دارو استفاده كند تا زمانيكه اوج هيجاني او فروكش كند، تا زمينه تغيير ايجاد شود و بعد با كمك مشاور و روان درماني قدرت تغيير به او واگذار شود، اما اگر يك فردي همواره نخواهد كه اين قدرت تغيير و انتخابگري را بپذيرد ، بايد همه عمرش دارو بخورد.
    وچنانچه شخصی در این خصوص مورد تحقير واقع گردد، نه به خاطر دارو، بلکه به خاطر اينكه نتوانسته به مرور قدرت تغيير را به خود منتقل كند.

    با اين توضيحات، من به عنوان مشاور به شما مي گويم حتي بدون دارو درماني، يا حتي از اين جالبتر حتي بدون كمك روانشناس يا روان درمان مي توانيد كاملا وسواس و افسردگي خود را كنار بگذاريد و تنها و تنها و تنها يك شرط اساسي دارد، شما بايد اين شرط را قبول كنيد، هضم كنيد و بپذيريد.

    و اگر اين شرط را نخواهيد بپذيريد و اگر اين شرط را آگاهانه نپذيريد. يا بخواهيد به رويه اي كه عادت كرده ايد ادامه دهيد و خودتون اجتهاد كنيد و حرف مرا به عنوان يك مشاور جدي تلقي نكنيد، ساده و صريح بگويم كه اگر تا آخر عمر هم نزد روانپزشك برويد و دارو بگيرد يا نزد روان درمان برويد و مشاوره بگيريد، باز هم وسواس شما درمان نمي شود.
    اما آن شرط اساسي را بايد با همه سلولهاي وجود درك كنيد، به كار گيريد و مصرانه پيگر باشيد. اما شرط لازم اينست:

    « خود را در انجام هركاري انتخابگر و توانا بداني، و اگر راه حل مشكلي را يافتي حتي اگر سخت بود و برايت هزينه داشت بپذيري، هيچ بهانه اي براي فرار از زير آن كار براي خود سر هم نكني، بايد مسئوليت كارهايي را كه مي كني بپذيري. »

    اين شرط كه گفتم شاه كليد حل مشكلات آدمي است. و من در مورد مشكل شما اين شرط را كاملا عملي به شما نشان مي دهم.
    آدمها معمولا خود را در انتخاب چيزهايي كه برايشان لذت دارد،‌آزاد و انتخابگر مي دانند و دو اسبه مي تازند،‌اما جايي كه هزينه و سختي و ... دارد براي فرار از زير بار مسئوليت خود را ناتوان نشان مي دهند و متاسفانه كم كم باورشان مي شود



    هر چه نفست خواست ، داری اختیار ***
    هر چه عقلت خواست ، آری اضطرار


    لذا كافيست از حق انتخاب و اين خاصيت جادوي كه انسان دارد در مسير موفقيت و آرامش استفاده كنيم. (‌اين مطلب باز هم بايد باز شود اما متاسفانه اينجا مجبورم خلاصه كنم و راهكار عملي مشكلتون را با توجه به اين شرط در ذيل مي آورم.



    سوم:
    خلاصه یک نوع درمان وسواس اينست كه:
    (شما فهرستي از آن چيزهايي كه نسبت به آنها وسواس داريد تهيه مي كنيد، در مرحله بعد از نظر شدت به آنها نمره مي دهيد. يعني آن موارديكه به هنگام روبرو شدن با آنها، بيشترين اضطراب را مي گيريد و وسواس نشان مي دهيد نمره بالاترين و به ترتيب به ساير گزينه هاي فهرستتون نمره متناسب مي دهيد. و در آخر فهرست را از نظر نمره از كم به زياد تنظيم مي كنيد. و در خارج از جلسه درماني شما وظيفه داريد خود را در معرض مواردي قرار دهيد كه در مورد آنها وسواس داريد، ( البته ابتدا مواردي كه شدت آنها كمتر است) و در برابر آن موارد از عملي كردن خواسته هاي وسواسي خود اجتناب مي كنيد .
    خلاصه اين درمان اينست كه شما بايد خودتون را صاحب اختيار ، توانا و قدرتمند بدانيد و وقتي موارد وسواس پيش مي آيد، با آنها مواجه شويدو از رفتار عملي سابق خود در مورد آن جلوگيري كنيد. به مرور وقتي مي بينيد كه هيچ اتفاق وحشتناكي نيفتاد بر رفتار خود كاملا حاكم شده و از رفتار وسواسي كاملا اجتناب مي كنيد و آسوده مي گرديد. البته ريزه كاريهاي ديگري دارد كه حتما در جلسات مشاوره آنها را به شما گفته‌اند.)
    مي بيني كه درمان وسواس چقدر ساده و سهل است،‌اما آن پيش شرط بالا را لازم دارد. يعني شما به عنوان يك انسان بايد بگويي كه من اين كار را مي كنم، يعني از رفتار وسواسي در برابر محركها اجتناب مي كنم. اما اگر بهانه هاي مختلفي مثل اينكه به دلم نمي چسبه، دلم راضي نميشه، ميكروب داره ، نجس است، خيالم راحت نمي شه، اضطراب دارم و ...، را براي خود آماده مي كني و با اين بهانه ها شرط اساسي انسان بودن كه همان انتخابگري هست را از خود نفي مي كني ، بايد بداني كه ديگر بايد با دارو و ...، به فرياد شما رسيد تا از پيشرفت مسئله جلوگيري كنند.




    چهارم:

    ترس از ترس و وسواس نسبت به بيماري


    یک نوع واسواس هست ، که اين ناشي از تمركز افراطي شما روي خودتون هست. دنيا با همه اين وسعت جايي در نگاه شما ندارد. چشمان شما پر از خودتون و مشكلاتتون هست. يك راه راهايي اينست كه به جاي اينكه مرتب دنبال حل مشكل خود، پيشرفت خود و هدف قرار دادن خود باشيد، نگاه خود را بگردانيد. وقتي همه جهان را دقيق مشاهده كردي، نقش خود را واقعي ارزيابي مي كني، و مشكلات خود را به قاعده و اندازه مي بيني. وقتي در دنيا مهم فقط شما و كارشناسي ارشد، و ازدواج موفق شما باشد، معلوم است كه اگر اين 3 تا انجام نشود ، دنياي شما فاني شده ات. اما اگر در دنياي شما بي نهايت گزينه لذت آفرين و هدفدار قرار بگيرد. و بي نهايت منفذ براي لذت از هستي براي خود ايجاد كني، ديگر ترس شما نسبت به يكي دو مسئله شخصي شما زائل مي گردد.
    تصور كنيد كه شما زير آب رفته ايد و به وسيله يك ني كه در دهان خود قرار داده ايد، هوا را از بين آب عبور داده و تنفس مي كنيد، در چنين شرايطي به لحاظ اينكه منفذ تنفسي شما صرفا يك سوراخ هست، اگر حشره اي روي آن بشيند زندگي شما به آخر مي رسد و دنيا براي شما خاتمه يافته است. اما اگر شما در هواي پاك كوهستان و از همه جهات تنفس مي كنيد، ديگر هيچ حشره اي نمي تواند مانع رسيدن اكيسژن به شما شود. با اين مثال برگرديم به وضعيت خودتون، وقتي از بي نهايت هستي ، نگراني شما به رشته تحصيلي و بيماري و ....، معطوف هست. يعني شما آگاهانه راه تنفس خود را محدود به اين چند مورد كرده ايد.
    يعني هميشه اضطراب و ترس و نگراني نسبت به تحقق نيافتن اين موارد داريد و اين خودش موجب شدت دادن به بيماري وسواس و افسردگي شما مي شود. اما اگر ياد بگيري فهرست چند هزارتايي از همه چيزهاي لذت بخش در زندگيت تهيه كني، از سلامتي تك تك ارگانهاي بدنت، فهمت، روشنفكريت، نعمت والدين و دوستان،‌ موفقيت ها و دلبستگيهايت ، دريا ، كوه و سبزه و آسمان و زمين و ....، تهيه كني. متوجه مي شوي چند موردي كه برايت اضطراب آور بود، در واقع كوچكتر از آني بود كه خود را نشان مي داد. از همه مهمتر يادت باشد همه چيز در اين هستي براي توست ، نه تو براي آنها.

    خلاصه اينكه با توجه به اين بند، لازم است كه جهان بيني خود را گسترش دهي، و افق ديد خود را باز كني. و قدرت و توانايي خود را در بهره گيري از همه هستي، استفاده كني.( اين بند نياز دارد كه براي خود برنامه هاي مفرح و جالب و هدفمند تهيه كني و بدون توجه به ناراحتي هايي كه داري ادامه دهي، اين بند خلاف بند قبلي است كه متمركز بر درمان وسواس بود، بهتر است اين 2 بند در كنار هم انجام شود)


    این عجب که جان به زندان اندرست *** *** وآنگهی مفتاحِ زندانش به دست
    پای تا سر، غرق سِرگین آن جوان *** *** می زند بر دامنش جویِ روان



    پنجم:
    و به عنوان آخرین نکته نبايد به تحصيل ، ازدواج و ...،‌به عنوان هدف نگريست. اگر هدف اينها باشند نرسيدن به آنها يعني فاجعه و تباه شدن زندگي، و واقعا من و تو ارزشي بسيار بي منتها داريم كه قابل قياس با همه مدارك دنيا نيست. لذا به آنها به عنوان وسيله نگاه كن، كه و به مقداري كه توان و ا نرژي داري ادامه بده، اگر به نتيجه نرسيدي بايد وسيله ات را عوض كني، و عوض كردن وسيله انرژي از من و تو نمي گيرد ، هدف هم بالاتر از اينهاست و آن خودمان هستيم كه تا وقتي انتخابگر و مسئوليت پذيريم رو به رشد و كمال و خوشبختي و آرامش داريم.

    [align=justify]متاسفم كه وقت به من اجازه نمي دهد از اين بيشتر مسئله را باز كنم ، اميدوارم با هوش و درايتي كه داري شاه بيت صحبت هاي مرا گرفته باشي و به كار بگيري.( انتخاب گري ‌،مسئوليت پذيري، تمركز زدايي از خودت، و هدف بيني دقيق.)[/align]

    پس همه كاره تويي نه روانپزشك و روان درمان يا من!







    چون به خوی خود خوشیّ و خرّمی *** پس چه از درخوردِ خویت می رمی؟
    مادگی خوش آمدت، چادر بگیر *** رستمی خوش آمدت، خنجر بگیر


  20. 5 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (دوشنبه ۳۰ مرداد ۹۱)


 
صفحه 5 از 16 نخستنخست 123456789101112131415 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۷ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2018 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۱۳:۴۵ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.