تشکرشده 36,137 در 7,447 پست
gholam1234 (یکشنبه 21 خرداد 02), Mvaz (یکشنبه 21 خرداد 02), مدیرهمدردی (یکشنبه 21 خرداد 02), zolal (یکشنبه 28 خرداد 02), باغبان (چهارشنبه 21 تیر 02), سحر بهاری (جمعه 26 خرداد 02)
تشکرشده 37,362 در 7,160 پست
با سلام
درد و درمان، تولد و مرگ ، رنج و لذت و همه سیاه و سفیدها در مسیر زندگی اجتناب ناپذیر هست.
در سختی و رنج ها رشد هست مانند دانش آموزی که مشقت درس خواندن را تحمل می کنه.
و در راحتی هایش ، استراحت و شادابی هست همانطور که دانش آموزی فیلم می بیند و اردو می رود.
هر دو اینها لازمه زندگی این دنیا هست.
در مسیر انسان سختی و راحتی ها با هم هست. تحمل و بهره برداری در هر موقعیتی می تواند ما را قویتر از گذشته کند.
اما از همه اینها که بگذریم.
هیچ کس جز خودتون نمی تونه این بد حالی شما را در این شرایط درک کنه.
خدا به شما صبر بده تا بتوانید آرامش خود را بازیابید.
قطعا توکل به خدا ، می تواند مرهمی بر زخمتان در این شرایط باشد.
موفق و موید باشید.
gholam1234 (یکشنبه 21 خرداد 02), فرشته مهربان (سه شنبه 30 خرداد 02), zolal (یکشنبه 28 خرداد 02), باغبان (چهارشنبه 21 تیر 02), سحر بهاری (جمعه 26 خرداد 02)
تشکرشده 1,848 در 755 پست
سلام مجدد
اتفاقا امروز داشتم سریال حضرت ایوب علیه السلام رو که قبلاً تلویزیون پخش کرده بود نگاه میکردم ،
خداوند بعد از شصت سال نعمتی که به ایشان داده بود، دفعتا همه خدمه ، ملک و زمین رو از ایشان میگیره ، ایشان صبوری میکنه و میگه یه روز بهم داده، یه روز هم ازم گرفت،
سپس ده فرزند ایشان رو به یکباره ازش میگیره، حضرت ایوب اولش کمی بی تابی میکنه ، ولی بعد پشیمون میشه، میگه خدا در اون لحظاتی که بیتابی میکردم، از یاد توغافل شدم، منو ببخش، همه چیز من از آن تو هست، هر لحظه اراده کنی می تونی ببخشی و هر لحظه باز پس بگیری, و مهمتر اینکه فرزندان من الان بهترین جا هستن، لزومی ندارد من بی تابی کنم، بلکه باید خوشحال باشم که نزد تو هستند ،
خانم wisdom معنی این دو آیه رو عمیقا بهش فکر کنید، خیلی بهتون کمک می کنه،
بقره 156» الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
آنان که چون به حادثه سخت و ناگواری دچار شوند (صبوری پیش گرفته و) گویند: ما به فرمان خدا آمدهایم و به سوی او رجوع خواهیم کرد
قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿ال عمران ۲۶﴾بگو: خدایا! ای مالک همه موجودات! به هر که خواهی حکومت می دهی و از هر که خواهی حکومت را می ستانی، و هر که را خواهی عزت می بخشی و هر که را خواهی خوار و بی مقدار می کنی، هر خیری به دست توست، یقیناً تو بر هر کاری توانایی. (۲۶)
gholam1234 (یکشنبه 14 خرداد 02), فرشته مهربان (یکشنبه 21 خرداد 02), مدیرهمدردی (یکشنبه 21 خرداد 02), zolal (یکشنبه 28 خرداد 02), باغبان (چهارشنبه 21 تیر 02)
تشکرشده 2,261 در 917 پست
همکار ما هم تقریبا میشه گفت بیشتر از یه ماهه که در بستر بیماریه. بديش آینه که مشخص نشده مشکلش چیه، یا اینکه مشخص شده ولی نمیخاد بهمون بگه. توی این یک ماه و خورده ای تغذیه درست و حسابی نداشته و حالش متاسفانه نوسانیه.
براش دعا کنین دوستان دل پاک....
خدایا حکمتت رو شکر، گردنمون کج! هوامونو داشته باش
Mvaz (پنجشنبه 25 خرداد 02), مدیرهمدردی (جمعه 26 خرداد 02), zolal (یکشنبه 28 خرداد 02), باغبان (چهارشنبه 21 تیر 02), سحر بهاری (جمعه 26 خرداد 02)
تشکرشده 2,261 در 917 پست
دوستم رفت، بشدت ناباورانه رفت، همه توی بهتیم. پسر خوش تیپ، جوون.... چی بگم. کل خاطرات هشت سال همکاریمون از جلوی چشمام رد شد
- - - Updated - - -
برای شادی روحش یه صلواتی بفرستین، ممنون میشم
https://iporse.ir/6233269
Mvaz (چهارشنبه 07 تیر 02), فرشته مهربان (دوشنبه 12 تیر 02), مدیرهمدردی (چهارشنبه 14 تیر 02), باغبان (چهارشنبه 21 تیر 02), سحر بهاری (سه شنبه 06 تیر 02)
تشکرشده 1,494 در 483 پست
سلام،فکر میکنم آقای باغبان خیلی وقته تالار نیستن، ان شالله که هر جا هست سالم و شاد باشن. نوشته هاشون حاکی از رهایی و بی خیالی خاصی هست که حال آدم رو خوب میکنه، انگار مسائل دنیا براشون اونقدر جدی نیست..
بعضی وقتا به شدت از وظایف دوران بزرگسالی میترسم و اصلا دلم نمیخواد باهاشون مواجه بشم. چقدر بده این حالت. برعکس دلم میخواد به گذشته بی دغدغه سال های دور برگردم...
دلم میخواد هیچ کس با من کاری نداشته باشه... مجبور نباشم کاری رو انجام بدم مگر به میل خودم... ولی زهی خیال باطل
دلم برای بابام و روزهایی که بود خیلی تنگ شده ولی واقعا گاهی زود دیر میشه... و فقط حسرت اون روزها میمونه. کاش بیشتر از اون روزا استفاده کرده بودم. دیگه چه فایده.
بهرحال الان به خودم میگم باید بیشتر قدر عزیزامو بدونم ولی انگار این خاصیت دنیاست تا کسی رو از دست ندیم درست نمیشناسیمش.
کاش این روزها رو میشد با دور تند زد جلو.... اصلا حوصله مواجهه با چالش ها رو ندارم.
.
gholam1234 (شنبه 03 تیر 02), Mvaz (سه شنبه 30 خرداد 02), مدیرهمدردی (دوشنبه 29 خرداد 02), باغبان (چهارشنبه 21 تیر 02), سحر بهاری (سه شنبه 30 خرداد 02)
تشکرشده 1,848 در 755 پست
سلام
من تو زندگی ام طعم دلتنگی رو هیچ وقت حس نکرده بودم، اصلا معناش رو نمی فهمیدم، اگر شخصی می گفت دلم تنگ شده، به یک سر تکان دادن اکتفا می کردم.
ولی الان مدتیه فهمیدم دلتنگی یعنی چی، دلتنگی یعنی باغبانی باشه تو زندگی ات، باغچه دلت رو آباد کنه، رشدش بده، بشه یه باغ بزرگتر، بهتون باغبونی یاد بده، ولی دیگه نباشه.
تک تک گل های باغت دلشون برای اون باغبون تنگ شده باشه. وقتی صبح غنچه هاشون شکوفا میشه، میگن خدایا شکرت که بهمون نعمت زیستن دادی، شکرت که یه باغبان خوب سر راهمون گذاشتی.
دلتنگی یعنی باغبان، مربی، معلم، برادر، رفیق، استاد، همدم، رقیب ( تو قوتبال)، الگو، یار، اینفلوئنسر زندگی ات دیگه نباشه!
شاید شما ندونین معنای عکس پروفایل باغبان یعنی چی، خوب منم نمی دونم، چون سعی کرد بهم یاد بده، ولی من قابلیت درکش رو نداشتم.
باغبان عزیزم، هر جا هستی، هر جا که نه، ان شاالله همون جایی باشی که براش برنامه داشتی. دعا کن ما هم سوار اون قطار بشیم .............
باغبان یادم رفت بگم،![]()
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
gholam1234 (شنبه 03 تیر 02), باغبان (چهارشنبه 21 تیر 02), سحر بهاری (سه شنبه 06 تیر 02)

تشکرشده 14,131 در 2,566 پست
گفته بودی بلدی حال مرا خوب کنی حالِ من خوب خراب است ، به آن دست نزن
یا عرض سلام و ارادت خدمت همه اعضا تالار همدردی و آرزوی تندرستی و توانمندی حل مشکل و همدلی برای همه
به امید روزهای پربارتر و بودن در محضر دوستان
یا حق![]()
gholam1234 (شنبه 03 تیر 02), Mvaz (سه شنبه 30 خرداد 02), فرشته مهربان (یکشنبه 04 تیر 02), مدیرهمدردی (چهارشنبه 31 خرداد 02), باغبان (چهارشنبه 21 تیر 02), سحر بهاری (سه شنبه 30 خرداد 02)
تشکرشده 2,261 در 917 پست
میگم چرا توی بیمارستانهای تخصصی، اصلا دکتر روانشناس نداریم؟؟!! ولی تا دلت بخواد مطب داریم توی سطح شهر برای دکتر روانشناس. این بزرگواران اصلا توی بیمارستانهای تخصصی کار نمیکنن؟؟؟
برای سطح پیشرفته وسواس؛ در درجه اول باید به روانشناس مراجعه کرد یا روانشناس؟
ممنونم
تشکرشده 37,362 در 7,160 پست
با سلام و احترام
gholam1234 بزرگوار و عزیز ، تسلیت عرض می کنم. امیدوارم خدا به شما و دیگر بازماندگان صبر بدهد.
در مورد سوالتون:
بهتر هست کسی که وسواس دارد به یک روانشناس بالینی مراجع کند.
در مصاحبه روانشناس بالینی اگر اختلال را بسیار شدید ببیند یک دوره ارجاع به روانپزشک می دهد و دارو درمانی می شود.
اما درمان با دوام باید با رواندرمانی و زیر نظر یک روانشناس بالینی و انجام تکالیف صورت پذیرد.
اینطور که می گویید وسواس پیشرفته هست حتما نیاز به دارو درمانی دارد. اما درمانی مکملی هم با روانشناس بالینی ضرورت دارد.
gholam1234 (چهارشنبه 14 تیر 02), Mvaz (چهارشنبه 14 تیر 02), باغبان (چهارشنبه 21 تیر 02)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)