به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 33

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 خرداد 95 [ 21:58]
    تاریخ عضویت
    1394-11-20
    نوشته ها
    19
    امتیاز
    475
    سطح
    9
    Points: 475, Level: 9
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    4

    تشکرشده 9 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بابک 1369 نمایش پست ها
    سلام. من 4 ساله عضو تالار همدردی ام و بیشتر تاپیکها و مشکلات کاربرا رو می خونم، اما تا حالا موردی مثل شما رو ندیده بودم!
    زیاد دیدیم که طرف بدون اینکه علاقه ای به همسرش داشته باشه از سر دلسوزی بله رو گفته و ازدواج کرده. ولی این مدل رو ندیدم که پسر موقع خواستگاری تهدید و فحاشی کنه و بعد تازه شما بهش جواب مثبت بدید !!!
    مشخصه که شما در سن کم و نهایت خامی و بی تجربگی ازدواج کردید. البته همین الان هم تا حدی تفکرتون منطقی و بالغانه نیست. از این حرفتون مشخصه که گفتید دعوای شما حتی بعد از عقد هم ادامه پیدا کرد. مگه توقع دیگه ای داشتید و دارید؟
    اکثریت قبل از ازدواج خودشون و اخلاقشون رو خیلی بهتر می کنن، صبورتر هستند، بیشتر تحمل می کنن و غیر، و قبل از عقد خودشون رو خوب نشون میدن که خرشون از پل بگذره، بعد خودشون رو رها می کنن. یعنی تازه قبل از عقد بیشترین زمان صلح و خوشی باید باشه.

    اما برای راه حل شرایط حاضر. زمانی هست که مثلا همسر ایرادات و نقص های اخلاقی داره، که طرف مقابلش میتونی با تلاش و از خودگذشتگی وضعیت رو مدیریت کنه عوض طلاق گرفتن. تا یه درصدی با رفتار خودش رفتار همسرش رو بهتر کنه و تا یه حدی هم باید بسازه و نادیده بگیره .
    اما در مورد شما با تعاریفی که از همسرتون گفتید کاملا مشخصه که تعادل روحی ندارند و شخصیتش این طوره. به فکر این هم نباشید که همسرتون رو تغییر بدید. چون هیچ همسری تا حالا نتونسته همسرش رو تغییربده که شما دومیش باشید.
    من خودم پیشنهادم بهتون اینه که وقت رو اصلا بیش از این از دست ندید. به فکر حرف مردم یا غصه پدر مادرتون هم نباشید. اگر تصمیمی رو که الان باید بگیرید ، 3 سال بعد بگیرید، هم عمر و موقعیت خودتون رو سوزوندید و هم غم و مشکلات پدرمادرتون رو بیشتر کردید. به این هم فکر کنید شما هنوز جوون هستید و زمان براتون خیلی مهمه. با مشاوره حضوری مشورت کنید و برای تصمیم نهایی وقت رو از دست ندید
    سلام دوست عزیزم من تقریبا همسن شما هستم
    بله مورد من خیلی متفاوته و هرچی تایپیک خوندم با مورد من کاملا متفاوته
    آره من واقعا خیلی بچه بودم و ناپخته الان که فکرشو می کنم حرصم میگیره ولی تو این چند سال اینقدر غصه گذشته رو خوردم دیگه خستم ب نظرم خوبه که آدم تو مجردی بآ جنس مخالف در حد متعارف هم کلام بشه چون حداقل بعضی چیزارو یاد میگیره من خیلی ساده بودم اون موقع ولی دیگه کاریه که شده
    من خیلی دلسوزی بیخود می کنم برای بقیه و چو بشم خوردم
    تو دوران عقد دعوای ما مثلا سر اینکه به من میگفت بآید خانوادت بزارن تنها بریم بیرون یعنی اصلا نذاشت یکی دو هفته بگذره کم کم برا خانوادم عادی بشه هرچند اصلا هم آدمای سخت گیری نیستند یا اینکه سر اینکه کجا مراسم بگیریم که اون دست من نبود و پدرم این شرط گذاشته بود که مراسم شهر ما باشه چون فامیلای مشترکمون همه اینجا هستن
    و خیلی موارد ریز و درشت دیگه که الان مخم دیگه هنگ کرده اونارو بگم
    بعد از یه هفته با مادرش اومد دنبالم ولی من گفتم برنمیگردم حداقل فعلا آمادگی ندارم که برگردم

  2. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 28 اردیبهشت 98 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1392-7-08
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    6,982
    سطح
    55
    Points: 6,982, Level: 55
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 168
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    116

    تشکرشده 84 در 51 پست

    Rep Power
    32
    Array
    ببخشید من یه سوال از nardil عزیز دارم...شما خودتون متاهلید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟
    به نظر من که متهلم و یه بچه دارم طلاق اخرین مرحله است..چه زن چه مرد باید تمام تلاششون رو بهترشدن زندگیشون انجام بدن وقتی به اخر خط رسیدن و دیدن جواب نداد برن سراغ طلاق
    زندگی پیچدس رهای عزیز...چه تلاشی برای بهترشدن زندگیت انجام دادی..چرا اینقد فقط از جدایی حرف میزنی چرا اینقد فقط اخر بد رو میبینی.......................من کاملا با حرفای nardil مخالفم که میگه مردی که فحاشی کرده بازم میکنه کسی که دست بزن داره بازم میزنه..ایشون میفرماین هر مردی تو زندگیش اینکارو کرد سریع خانمه بره طلاق بگیره؟!!! هیچ مردی قبل از ازدواج این شخصیتش رو رونمیکنه.هنر زن یا حتی مرد اینه که با جفتش زیر یه سقف بتونن به کمال برسن و همدیگرو بسازن..عزیزم همسر من هم فحاش هم دست بزن داره البته خیلی کم ولی من تونستم با زبونم با سیاستم بهترش کنم..تو هم میتونی فقط باید بخوای و بپذیری تغییر رو و اینکه بخوای ادامه بدی

  3. 2 کاربر از پست مفید abs تشکرکرده اند .

    tanha67 (چهارشنبه 26 خرداد 95), ستاره زیبا (جمعه 28 خرداد 95)

  4. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 تیر 95 [ 11:42]
    تاریخ عضویت
    1395-2-12
    نوشته ها
    23
    امتیاز
    521
    سطح
    10
    Points: 521, Level: 10
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 29
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class500 Experience Points
    تشکرها
    36

    تشکرشده 29 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    دعا میکنم خداوند متعال بهت آرامش بده
    خب من که گیج شدم بلاخره خوب یا بد،زشت یا زیبا کاریه که شده. همه ی ما اشتباه میکنیم
    دیگه خودتو سرزنش نکن

    خواهش میکنم،التماس میکنم ،مواظب باش فقط دیگه حامله نشین

    برین پیش یه مشاور خوب و باتجربه لازم باشه خودشون شما رو قانع میکنن طلاق بگیرین
    خداوند بزرگ بخشنده و مهربان است
    اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‏ اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را مى‏ آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.(زمر-ایه 53)
    اینها تنها قطره‌ای از دریای بیکران رحمت خداست

  5. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 04 تیر 95 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1395-1-01
    نوشته ها
    36
    امتیاز
    447
    سطح
    8
    Points: 447, Level: 8
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 20 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوست عزیز حرف های شما را که خواندم فهمیدم که شما تقریبا صد در صد مشکلات را متوجه همسر می کنید و خودتان را عمیقا خالی از عیب و محق می دانید.
    مهم ترین کاری که می توانید بکنید تغییر این نگرش است که همانطور که همسر شما ایراد دارد شما نیز دارای معایبی هستید.
    در مورد مشکلات نیز خواهشا در مورد چند مسئله توضیح دهید.
    شغل همسر شما و فشار های اقتصادی که بیرون از خانه روی دوشش است.
    میزان ارضای جنسی همسر شما و میزان تحریکات جنسی بیرون از خانه که متوجه همسر شما است( که البته به دلیل معضل بد حجابی و اختلاط بسیار زیاد است)
    ارضای عاطفی و حس مامن و تسکین بود خانه و زن.

    و به عنوان یک راهکار مهم فرزندان زیاد و سختی های بزرگ کردن آنها یکی از بهتری راهکارهای رهایی از مشکلات اینچنین است که امیدوارم شما بجای تصمیم مخرب طلاق تا پنج سال آینده حد اقل سه فرزند داشته باشید.

  6. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 تیر 95 [ 11:42]
    تاریخ عضویت
    1395-2-12
    نوشته ها
    23
    امتیاز
    521
    سطح
    10
    Points: 521, Level: 10
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 29
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class500 Experience Points
    تشکرها
    36

    تشکرشده 29 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مطمئن باش با بچه دار شدن چیزی بهتر نخواهد شد بلکه مشکلاتت سه برابر میشه
    متاسفانه تا یه نفر یه مشکل روحی پیدا میکنه زود میگن ازدواج کنه خوب میشه
    ازدواج میکنه بدتر میشه میگن بچه دار شه خوب میشه
    طرف بچه دار که میشه میگه بخاطر بچه تحمل کنین
    یعنی کلا بدبختش میکنن بعد اون بچه ی بیچاره تو یه محیطی که مدام مشاجره هست بزرگ میشه

    مشکل شما نیاز به یک متخصص داره
    تا کار از این بدتر نشده درستش کنین
    بعضی وقتا گذر زمان بعضی مسائل بدتر میکنه
    انشاء ا... بایه راه حل ساده که به جا هم باشه درست بشه
    ویرایش توسط اقرار : جمعه 24 اردیبهشت 95 در ساعت 21:49

  7. کاربر روبرو از پست مفید اقرار تشکرکرده است .

    بابک 1369 (جمعه 24 اردیبهشت 95)

  8. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 خرداد 95 [ 21:58]
    تاریخ عضویت
    1394-11-20
    نوشته ها
    19
    امتیاز
    475
    سطح
    9
    Points: 475, Level: 9
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    4

    تشکرشده 9 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با تشکر از همه
    دوستانی که گفتن عمرم رو هدر ندم و طلاق بگیرم راستش میخوام مطمئن شم بعد تصمیم بگیرم اینجوری که شوهرم باهام برخورد میکنه، دارم به خودم شک می کنم، میخوام بدونم اگه مشکل از منه که رفعش کنم چون اگه طلاق بگیرم و دوباره ازدواج کنم به مشکل بر میخورم اگر هم مشکل از من نیست و از اونه یه جوری بهش بفهمونم؟
    حدود 9 روز هست که قهریم یه بار اومد دنبالم با هاش نرفتم بعدش نگران حالش بودم بهش پیام دادم؛ و مشکل اصلیمو بهش گفتم اما هییچ جوابی نداد. یا میخواد بهم محل نذاره یا اینکه میخواست وضعو بدتر نکنه، نمیدونم!
    در حال حاضر حس خوبی بهش ندارم ولی زمینش رو دارم که بهش علاقه مند بشم، نمیدونم چرا هر بار که زندگیمون داره بهتر میشه یه دفعه همه چیز به هم میریزه، آخرین دعوامون سر یه چیز مسخره بود ولی اون تو عصبانیت کنترلشو از دست داد و خونوادشو در جریان گذاشت. به خاطر این کارش خیلی غرورم شکست و دیگه خجالت میکشم خانوادشو ببینم هرچند هردو مقصر بودیم.
    درمورد بچه هم من فعلا نمیتونم بچه دار شم،شرایطش رو ندارم و باید تحت نظر دکتر باشم.
    خلاصه منو سریع ناامید نکنید همینجوریشم ناامید هستم الان خونه پدرم حالم بهتره و اینارو دارم مینویسم وگرنه نمیتونستم حتی مشکلمو توضیح بدم.
    از مدیر همدردی و بقیه دوستان خواهش میکنم راهکار بدید اگه جایی ابهام داره بپرسید
    میخوام تکلیفمو با خودم روشن کنم دیگه تحمل این همه عذاب رو ندارم
    ویرایش توسط raha69 : شنبه 25 اردیبهشت 95 در ساعت 11:16

  9. کاربر روبرو از پست مفید raha69 تشکرکرده است .

    بابک 1369 (شنبه 25 اردیبهشت 95)

  10. #7
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    با سلام

    دوستانی که خیلی سریع نسخه طلاق را می پیچند توجه داشته باشند که این روند خلاف اصول مشاوره هست و جزء افت های مشاوره ای هست

    رهای عزیز
    تنها همسرت نیست که عجول هست بلکه شما هم هستید .... در هیمن تاپیک هیجان و عجله شما در پستهاتون پیداست .... لطفاً اول ارامشتان را حفظ کنید و از مرثیه سرایی بپرهیزید .... مرثیه سرایی مانع یک دید صیحیح نسبت به مسئله است و فرد را به سوی حق به جانب بودن مطلق می کشاند .... سهم شما در کشیده شدن زندگی به اینجا کم نیست و اتفاقاً سهم مهمی هم هست .... فقط زود رنجی و افسردگی کافیست تا روح و روان مرد شما را به سوی یاس و تألم بکشاند و بسته به ظرفیتش واکنش نشان دهد .... من در همسر شما پتانسیل یک رابطه رمانتیک را می بینم و اتفاقاً دوست داریه از سوی شما اینرا در یافت کند .... محبت و عشقولانگی .... اما شما هم از روی غرور و شاید گاهی هم کم رویی از این روند دوری می کنید و فرو رفته اید در حس اولیه قبل از ازدواج که علاقه ای بهش نداشتید و آنرا حفظ کرده ای ....

    در این موقعیت فقط روی خودت متمرکز شو و ضعفهایت و در صدد برطرف کردن آنها باش . برای درمان افسردگی حتماً اقدام کن .... و آموختن مهارتهای ارتباطی و مهمتر از آن حذف غرور برای اجرای این مهارتها بسیار برای شما ضروریست ..... انعطاف پذیری را یاد بگیرید و تمرین کنید همچنین با انرژی بودن در رابطه با همسر و در زندگی مشترکتان ......لطفاً لینکهای زیر را بخوانید ... با دقت و به کار بگیرید :

    http://www.hamdardi.net/thread-18264.html

    http://www.hamdardi.net/thread-12372.html

    http://www.hamdardi.net/thread-2682.html

    http://www.hamdardi.net/thread-5623.html

    http://www.hamdardi.net/thread-7531.html

    http://www.hamdardi.net/thread-16073.html

    http://www.hamdardi.net/thread-4098.html

    http://www.hamdardi.net/thread-27884.html

    http://www.hamdardi.net/thread-27384.html

    http://www.hamdardi.net/thread-25691.html

    http://www.hamdardi.net/thread-25334.html

    http://www.hamdardi.net/thread-25040.html

    http://www.hamdardi.net/thread-24575.html

    http://www.hamdardi.net/thread-13644.html

    http://www.hamdardi.net/thread-15409.html

    http://www.hamdardi.net/thread-16206.html

    http://www.hamdardi.net/thread-14061.html

    http://www.hamdardi.net/thread-12107.html

    http://www.hamdardi.net/thread-11819.html

    http://www.hamdardi.net/thread-11529.html

    http://www.hamdardi.net/thread-9312.html

    http://www.hamdardi.net/thread-9033.html

    با این لینکها و مطالعه دقیق آنها بهتر می توانید بیابید که چه کمبودهایی در رفتارتان هست و .... بیشتر از این را نیاز هست خلاقانه خودتان پی گیری کنید و نه فقط مطالعه بلکه نکات مورد نیاز را دریافته و یادداشت کنید و در عمل پیاده سازید ... یادتان باشد که دوصد گفته چون نیم کردار نیست


    موفق باشی





  11. 4 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    Ehsaan (شنبه 15 خرداد 95), بانوی آفتاب (چهارشنبه 26 خرداد 95), ستاره زیبا (چهارشنبه 29 اردیبهشت 95), شادی ظهوریان (یکشنبه 26 اردیبهشت 95)

  12. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 خرداد 95 [ 21:58]
    تاریخ عضویت
    1394-11-20
    نوشته ها
    19
    امتیاز
    475
    سطح
    9
    Points: 475, Level: 9
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    4

    تشکرشده 9 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون از پاسخ فرشته مهربان
    چندتا از لینک هایی رو که سفارش کردید خوندم. سعی میکنم بقیه رو هم بخونم و انشالله بتونم به کار ببرم.
    وقتی پست قبلی مینوشتم نوشتم هیچ حسی به همسرم ندارم. اما گاهی ازش متنفر میشم شاید تو این 10 روز یه بار احساس دلتنگی کردم اون هم در حد جزئی.
    تنفرم وقتی بیشتر میشه که میبینم پیامایی تو گروه خانوادگیشون میذاره احساس می کنم خطاب به منه یا عکس گردش و .... رو میزاره چون قبلا این کارونمیکرد و زیاد پیام نمیذاشت. کاش مشکل یکی دو تا بود، چطور میتونم وقتی علاقه ای بهش ندارم برگردم و تازه بهش محبت زیادی بکنم، واقعا سخته برام مخصوصا الان که همه دامادا و عروسشون باخبر شدن. از اینکه پشت سرم حرف بزنن بدم میاد. فامیلای مشترکمون رو واسطه کردن که برگردم ولی همون واسطه ها هم دل خوشی ازشون ندارن چون یه سری رفتارا دارن که فامیلارو رنجوندن. با شنیدن این حرفا از اونا ناامیدتر میشم.

    توی وجودم عشق زیادی میبینم ولی نمیتونم برای شوهرم استفاده کنم ب نظرم لیاقتشو نداره.
    اون خوبیای زیادی داره ولی دیگه اونارو نمیبینم
    چیکار کنم که ازین حالت خارج شم؟ کسی تا حالا همچین احساسی داشته که بعدش تغییر کرده باشه؟

  13. #9
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    سلام

    مشکل اصلی شما غرور و سرسختی هست .... خوب دقت کن .... نمی خواهی خوبیهای همسرت را ببینی یعنی فقط نگاهت فوکوس کرده روی منفی ها .... باید زوایه دیدت را بچرخانی .... اما غرور نمیگذاره و این هم ناشی از احساس محوری و توقع مداری شماست ... عشق بورز بی توقع و شرط و شروط آنوقت خدا برکت میده به اون و دلت لین و نرم میشه .... وقتی دل شما سخت و سنگ باشه از شدت غرور خودت هم اذیت می شوی و رنج می بری .... در این موقعیت تمرین ذهنی کن و از سینمای ذهنیت بهره بگیر و فانتزیهای ذهنی عاشقانه با همسرت تصور کن .... وقتی کنارش قرار گرفتی خود به خود ترغیب به انجامش می شوی .... دقت کن در این فانتزیهای شما فعال باشی و مبادا تصوراتی که ارزو داری از طرف همسرت بپیش بیاد را زوم کنی که وقتی نبینی سرخورده شوی .... بیشتر دهنده باش و در پی گیرندگی نباش

    موفق باشی





  14. 4 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    Ehsaan (شنبه 15 خرداد 95), بانوی آفتاب (چهارشنبه 26 خرداد 95), ستاره زیبا (چهارشنبه 29 اردیبهشت 95), شادی ظهوریان (یکشنبه 26 اردیبهشت 95)

  15. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 03 فروردین 96 [ 19:14]
    تاریخ عضویت
    1395-1-06
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    1,258
    سطح
    19
    Points: 1,258, Level: 19
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    42

    تشکرشده 10 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام من تاپیکهای شمارو خوندم ،مشکل منم فکر میکنم تاحدی شبیه شماست مثلا یک حالتش این هست که با عدم میل کامل عقد کردیم ،میگفتم درس میشه تو اینده ...بگذریم / البته قرار نیس همه یک اراده و یک جور به موضوعات بنگرند،ببینید من فکر میکنم شما یک امتحانی کنید بد نیست اول اینکه بیاین همه چیز ذهنتونو بریزین روی کاغذ احساستونو نکات مثبت و منفی و... بعد یک سبک سنگین کنید و منفی هارو فعلا ول کنید (یک بار امتحان کنید دلو بزنید به دریا)/ از همسرتون محبت و عشق ورزیو دریغ نفرماین (غرورتونو بزارید کنار زندگی خودتونه) تا حالا فهمیدین همسرتونچی دوس داره اونارو واسش انجام بدین خلاقیت به خرج بدین / / واسه منم دعا کنید واگه تونستید راهنمایم کنید ممنون میشم

  16. کاربر روبرو از پست مفید amirf تشکرکرده است .

    ستاره زیبا (چهارشنبه 29 اردیبهشت 95)


 
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. یک هفته از طلاقم میگذره خیلی داغون شدم
    توسط مینا 66 در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: شنبه 13 تیر 94, 22:36
  2. افکاری که از ذهنم بیرون نمیره و داره داغونم می کنه!
    توسط tonio_m2000 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: سه شنبه 23 اردیبهشت 93, 13:44
  3. چی جوری با غول بدخوابی مبارزه کنم؟
    توسط سپیده سحر در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: شنبه 07 بهمن 91, 19:19
  4. داغونم کمکم نمی کنید؟
    توسط من تنهام در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: یکشنبه 24 دی 91, 23:21

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:55 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.