به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 25

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 مهر 93 [ 12:33]
    تاریخ عضویت
    1393-5-21
    نوشته ها
    4
    امتیاز
    169
    سطح
    3
    Points: 169, Level: 3
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    19

    تشکرشده 9 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array

    میخوام دیگه اینقد از مجرد بودنم خجالت نکشم

    سلام. من 20 سالمه. دانشجوام. تو شهری که زندگی میکنیم، رسمه دخترا رو تو همون دوران دبیرستان شوهر میدن. مثلاً کلاس خود ما نصف بیشترشون متاهل بودن... بعد اگه دختری هم سنش از 24-25 گذشت، دیگه پیردختر حساب میشه و نباید انتظار خواستگار مجرد از شهر خودمون داشته باشه...
    من میدونم که با اوضاعی که الآن هست، ممکنه یه دختر تا 30 سالگی هم مجرد بمونه. ولی خیلی دلم میگیره وقتی میبینم هم سن سالام یا کسایی که سنشون از منم کمتره بچه شون بغلشونه،اون وقت از تنها چیزی که ازم می پرسن راجع به درسمه!!! همه میگن فلانی معلدت چند شد؟ دانشگاه کی میری؟ کی میای؟... دیگه حالم از این سوالا به هم میخوره. تو دلم میگم مرده شور هرچی دانشگاه و درسه رو ببره...
    شایعه ست که دوست صمیمیم داره ازدواج میکنه... من و این دختر هم سنیم،هم دانشگاهی هستیم،یه رشته میخونیم،حتی فامیل هم هستیم!!! بخاطر همین نگاه خانواده م از وقتی شنیدن بهم عوض شده. میشینن با هم پچ پچ میکنن. هی ازم می پرسن فلانی چرا ناراحتی؟ بعد یه بار یکیشون برگشت گفت: بخاطر ازدواج دوستشه! یعنی میخواستم همون موقع خودمو بکشم از احساس حقارت... مامانم هم برداشت سخنرانی کرد برام که آره، فلانی از تو باعرضه تره،فلانه و بهمانه که شوهر کرد... به خدا داشتم می مردم...
    حالا جالبش اینه که این دختره اول همه جا آویزون من بود. برا درس و ... همش زنگ میزد گریه میکرد که اگه تو بری دانشگاه و من تنها بمونم میمیرم... میخوام حتماً همه جا باهم باشیم. الآن از وقتی براش خواستگار اومده، جواب سلامم هم به زور میده. جلوی بقیه مسخره م میکنه، از ظاهر و رفتارم گرفته تا همه چی. با دوست مشترکمون که اتفاقا متاهله(!) میرن میگردن بدون اینکه به من خبر بدن. انگار که من شوهراشون رو می دزدم!!!!
    همش به خودم میگم شاید من تا 10-15 سال دیگه هم ازدواج نکردم، نمیشه که همش بشینم غصه بقیه رو بخورم... ولی نمیتونم جلوی خودم رو بگیرم. همش تو فکر اینم که من و این دختره موقعیتمون شبیه همه،اون وقت من تا حالا حتی یه خواستگارم نداشتم.

  2. 3 کاربر از پست مفید blueberry تشکرکرده اند .

    nafiseh joon (سه شنبه 21 مرداد 93), تیام (سه شنبه 21 مرداد 93), دختر بیخیال (سه شنبه 21 مرداد 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.