به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 72
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 07 خرداد 94 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1393-2-25
    نوشته ها
    70
    امتیاز
    1,305
    سطح
    20
    Points: 1,305, Level: 20
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    223

    تشکرشده 126 در 49 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام صالحه خانم چقدرخوشحال شدم که دوباره به تايپيک من سرزديد ازلينکهاي پيشنهادي ممنون بهشون سرزدم وتوفرصت همه رومطالعه ميکنم
    درپاسخ به سوالتون که چراماروازخونه بيرون کردن : شغل پدرشوهرم بنايي است وزمين کشاورزي هم داره وازبين 3تاپسرش فقط همسرم کمک دست باباش بوده وکارهاي سخت کشاورزي رودوتايي باهم انجام ميدادن بدون اينکه يک ريال ازپدر پول دريافت کنه
    ودوتابرادروشوهرام فقط ميخوردن وميخوابيدن تااينکه يه سوپرمارکت ميزنن وهمسرم از صبح تاشب سراون سوپرمارکت واي ميستاده
    تودوران دوستيمون هم خيلي کم باهم قرارميذاشتيم وهمش ميگفت کاردارم يايد سرمغازه باشم
    يه روزبهش گفتم مگه تونميخواي بعد از3سال بامن ازدواج کني گفت چرا گفتم خوب الان فرصت خوبيه توشرکتهاي مختلف ميتوني کارهاي پاره وقت انجام بدي هم برات سابقه حساب ميشه وهم تااون موقع کلي پول ميتوني پس اندازکني
    گفت من کاردارم گفتم چه کاري گفت سوپرمارکت ديگه. گفتم بببينم آيابخاطراينکه ازصبح تاشب سراون مغازه هستي وبخاطرش همش نمراتت پايينه ماهيانه بهت حقوقي ميدن گفت نه چه حقوقي من کمک خرج خونوادم هستم وهمين برام کافيه
    رابطش باپدرش عالي بود روسرپدر قسم ميخورد بدون اجاز ش آب نميخورد بگذريم
    تا اينکه باهم ازدواج کرديم ويه روز پدرشوهرومادرشوهرم اومدن به خونه ما ما تو همکف مينشستيم ومن 2تا شربت سن ايچ براشون درست کردم ولي مادروشوهرم تا شربتو ديد قيافش يه جوري دشد پدرشوهرم برگشت به همسرم گفت چشمم روشن حالا ازمaغازه دزدي ميکني شربت سن ايچ رو ازمغازه برداشتي خيلي حالم بدشد تحقير تاچه حد؟؟
    2روزه که باهم ازدواج کرديم واونها يه ذره براپسرشون احترام قائل نشدن من اون شربت رو شب عروسيمون باخودم آورده بودم
    که همسرم رفت مغازه واز روي تطبيق شماره سريال شربت من با شربت هاي مغازه تونست ثابت کنه که شربت مال مغازه اونا نبوده اون پسري که انقدربرا خونواده زحمت کشيده بود حالا شده بود دزد وديگه به هيچ وجه اجازه نميدادن همسرم سرمغازه وايسه ميترسيدن چيزي ازمغازه برداره بياره خونه
    بعدم هرروز دعوا هرروز فحش وبدوبيراه درمورد مصرف آب وبرق وگاز گاهي کنتوربرقوميزدن که نتونم جاروبرقي بکشم
    اما يه شب آبمونوقطع کردن ومن هم خيلي ببخشيد عذرشرعي داشتم وبه آب گرم احتياج داشتم شير آبوبازکردم ديدم آب نمياد اومدم به همسرم گفتم بابا اينا اينبار آبمونوقطع کردن بيا ببين چرا اينکاروانجام ميدن من مشکل دارم آب میخوام
    همسرم خيلي بچه بود ترسو اصلا به کارهاي پدرومادر اعتراض نميکرد گفت من نميتونم به اونا چيزي بگم آب ميخواي الان برات ازحياط آب ميارم سرش دادکشيدم گفتم من آب گرم ميخوام ونميخوام ازحياط برام آب بياري بعد هم به پدرش فحش دادم که همسرم هم صداشوروم بلند کرد مواظب حرف زدنت باش که باصداي بگو مگوي ما پدرش بدون اينکه دربزنه واردخونمون شد
    من که خيلي عصباني بودمو سرپدرشوهرم داد کشيدم که من روسري سرم نيست ولباسم مناسب نيست نبايد همينطوري وارد بشيکه بااین حرفم همسرم منو به باد کتک گرفت حالا نزن وکي بزن پدرمادرم وقتي فهميدن دست منو گرفتن و10روز توخونه بابام بودم که همسرم پيشنهاد برادرم که سکونت درپارکينگ منزل ما روپذيرفت وبعداز اماه همسرم به کمک برادرم تونست کارپيداکنه به بقيه سوالتون هم جواب ميدم
    ویرایش توسط مامان فربد : چهارشنبه 31 اردیبهشت 93 در ساعت 07:49

  2. 2 کاربر از پست مفید مامان فربد تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 05 خرداد 93), salehe92 (پنجشنبه 01 خرداد 93)

  3. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 آبان 03 [ 09:35]
    تاریخ عضویت
    1392-12-19
    نوشته ها
    464
    امتیاز
    15,482
    سطح
    80
    Points: 15,482, Level: 80
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 368
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,324

    تشکرشده 1,336 در 399 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    72
    Array
    سلام عزیزم

    با خوندن نوشته هات خیلی ناراحت و همینطور متعجب شدم......
    با این توضیحاتی که دادی اگه جای شما بودم سعی می کردم علی رغم ناراحتی ام بهشون فکر نکنم و به زندگی خودم و شوهرم برسم و با تمام مشکلات بسازم و در عمل بهشون نشون بدم که خودم و شوهرم چگونه ادم هایی هستیم..................
    خودت را ناراحت نکن..... با فکر کردن به این چیزا بیشتر خودت ناراحت می کنی و زجر می کشی....اینطوری نگاه کن که احتمالا زحمت زیادی برای جمع اوری سرمایه و خرید ان مغازه کشیدن و شاید این موضوع باعث شده که اینگونه صحبت کنند..........
    ببین واقعا بیا فکر کن ببین چه کارهایی انجام بدی توی روحیه ات تاثیر میزاره....
    اهنگ شاد گوش کن..... کلیپ و فیلم های ورزشی دانلود کن و باهاش تو خونه ورزش کن.... به فکر یاد گرفتن مهارتهای جدید و مرتبط با کار و رشته تحصیلیت باش.... با همسرت برو بیرون و تفریح کن.... الزاما تفریح کردن برابر با خرج کردن بسیار نیست... مثلا الان تو پارک گفتگو نمایشگاه گل و گیاه برگزار شده و فردا روز اخرشه و فردا محصولاتشون را هم می فروشن.... مثلا می تونی بری و گیاه های مختلف را ببینی.... اگه بخوای این حال و هوات را عوض کنی راهش هم پیدا می کنی..... مشکلات خانوادگی و مسائل مالی را فراموش کن و ببین الان با همین شرایط چه کاری می تونی بکنی که باعث شادی خودت و شوهرت بشه... اگه شوهرت این تغییر را ببینه کلی توی روحیه ایشون هم تاثیر میزاره و کلی زندگیتون شیرین تر میشه.... یه چندتا هدف هم برای خودت انتخاب کن و شروع کن به برنامه ریزی برای رسیدن بهش.... سمینار دکتر فرهنگ درباره هدف را هم دانلود کن و ببین.... صحبتهاشون در عین خوش بینانه بودن واقع بینانه است......
    دانلود سمینار آموزش رسیدن به هدف دکتر شاهین فرهنگ
    انسان موفق



    - - - Updated - - -

    و اگه وقت کردی این لینک هم ببین.... مدیران راهنمایی های خوبی کردن.... و تاپیکهای بسیار دیگه که اگه سرچ کنی می تونی پیدا کنی......
    http://www.hamdardi.net/thread-32604.html
    ویرایش توسط salehe92 : پنجشنبه 01 خرداد 93 در ساعت 16:03

  4. 5 کاربر از پست مفید salehe92 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 05 خرداد 93), meinoush (چهارشنبه 14 خرداد 93), toojih (دوشنبه 05 خرداد 93), مامان فربد (دوشنبه 05 خرداد 93), آویژه (دوشنبه 05 خرداد 93)

  5. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 07 خرداد 94 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1393-2-25
    نوشته ها
    70
    امتیاز
    1,305
    سطح
    20
    Points: 1,305, Level: 20
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    223

    تشکرشده 126 در 49 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام صالحه خانم
    ممنون از همدردیتون ممنون ازلینکهای پیشنهادیتون کاش این ها یی که پیشنهاد کردید کمی دیدم روبه زندگی عوض کنه البته دیگه کارازکارگذشته ودارم تحت نظرروانپزشک قرص اعصاب وضدافسردگی مصرف میکنم فامیل شوهرمو هم حواله کردم به پنج تن
    ضمنا شمادرست میگید خانواده همسرم بارنج ومشقت زیادی برای خودشون نون درآوردن کلا از زیرصفرشروع کردن
    پس این طور شماهم صلاح دونستیدکه کلا قیدشونو بزنم
    کاش میتونستم یه دوست خونوادگی پیداکنم که باهاشون رفت وآمد کنم توروخدا دعام کنید بتونیم بایه زن وشوهرخوب که باما تناسب دشته باشن رابطه برقرارکنیم ورفت وآمد خونوادگی داشته باشیم
    راستی به نظرتون مشاوره برم یا فقط پول تلف کردنه

  6. کاربر روبرو از پست مفید مامان فربد تشکرکرده است .

    salehe92 (دوشنبه 05 خرداد 93)

  7. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 آبان 03 [ 09:35]
    تاریخ عضویت
    1392-12-19
    نوشته ها
    464
    امتیاز
    15,482
    سطح
    80
    Points: 15,482, Level: 80
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 368
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,324

    تشکرشده 1,336 در 399 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    72
    Array
    سلام مامان فربد جان

    البته دیگه کارازکارگذشته ودارم تحت نظرروانپزشک قرص اعصاب وضدافسردگی مصرف میکنم
    اتفاقا کار از کار نگذشته... اتفاقا تازه شروع شده و شما باید طبق نظر پزشکتون عمل کنید تا شادی و نشاط به زندگی تون برگرده...
    راستی به نظرتون مشاوره برم یا فقط پول تلف کردنه
    به نظر من نتیجه مشاوره به 2 عامل بستگی داره:
    1) خود فرد که به گفته های مشاور عمل کنه....
    2) مشاور اگاه و مجربی باشه....
    اگه دوست داشتید اینجا عضو بشید و با مدیر سایت مشاوره کنید و اگر خواستید در صورت نیاز از مشاور سایت بخواهید تا یک فرد مجرب را بهتون معرفی کنند......

    پس این طور شماهم صلاح دونستیدکه کلا قیدشونو بزنم
    نه اصلا چنین منظوری نداشتم.....
    با این توضیحاتی که دادی اگه جای شما بودم سعی می کردم علی رغم ناراحتی ام بهشون فکر نکنم و به زندگی خودم و شوهرم برسم و با تمام مشکلات بسازم و در عمل بهشون نشون بدم که خودم و شوهرم چگونه ادم هایی هستیم..................
    منظورم این بود اگه جای شما باشم با توجه به اتفاقاتی که افتاده با تلاش و کوشش شوهر و خودم زندگیمو اداره می کردم و هیچ درخواست مالی هم ازشون نمی کردم ولی کم کم رابطه ام را باهاشون برقرار می کردم و باهاشون علی رغم همه چیز رفت و امد می کردم!!! حداقل به خاطر خشنودی همسرم و ثبات زندگیم....

    کاش میتونستم یه دوست خونوادگی پیداکنم که باهاشون رفت وآمد کنم توروخدا دعام کنید بتونیم بایه زن وشوهرخوب که باما تناسب دشته باشن رابطه برقرارکنیم ورفت وآمد خونوادگی داشته باشیم
    میدونم تنهایی خیلی سخته.... ولی شما همین حالا هم 3 تا دوست خوب داری: خدا و شوهر و پسرتون..... کم کم که شرایط زندگی و روحیه ات خوب بشه کلی هم دوست پیدا می کنی......
    ولی شخصا به این نتیجه رسیدم که بهتر ادم سعی کنه مستقل باشه و خودش را وابسته به دیگران نکنه تا هیچ وقت احساس خلا نکنه!

    در اخر باید بگم که من یک دختر مجردم و تجربه ای درباره زندگی متاهلی ندارم و تنها نظر شخصیم را گفتم ولی تجربه خود شما صدها برابر بیشتر و بهتر در درجه اول به حرف ذهن خودت گوش کنی....
    البته با افراد مجرب مشاوره بکن ولی نظر خودت را هم لحاظ کن.

    موفق باشی


    «آرامش» وقتی به سراغت می آید که «تلاش» کرده باشی.

    « من در رقابت با هیچ کس جز خودم نیستم، هدفم مغلوب نمودن اخرین کاری است که انجام داده ام. »

    « مهم انجام وظیفه است، نه نتیجه »

    http://www.hamdardi.net/imgup/5471954c9081a134ec.jpg


  8. 6 کاربر از پست مفید salehe92 تشکرکرده اند .

    del (چهارشنبه 21 خرداد 93), meinoush (چهارشنبه 14 خرداد 93), toojih (دوشنبه 05 خرداد 93), مهربونی... (دوشنبه 05 خرداد 93), مامان فربد (دوشنبه 05 خرداد 93), شیدا. (دوشنبه 05 خرداد 93)

  9. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 07 شهریور 99 [ 23:27]
    تاریخ عضویت
    1389-5-21
    نوشته ها
    679
    امتیاز
    18,628
    سطح
    86
    Points: 18,628, Level: 86
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 222
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial10000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    3,951

    تشکرشده 4,314 در 675 پست

    Rep Power
    118
    Array
    سلام
    دوست گرامی. من هم می پذیرم که گاهی شرایط برای شما بسیار سخت شده و گاهی فراتر از توان شما. اما خوشحالم که طی همین چند مکالمه کم و بیش متوجه اشتباهات خودتان شده اید. (گفتنی است که تمرکز ما روی اشتباهات شما به هیچ وجه به این معنی نیست که همسر و خانواده همسر شما عاری از اشتباه و بدور از هر خطا هستند. )
    و خوشحالم که علی رغم همه ناملایمت ها، نوشته اید میل شما بر جدایی نیست. درود بر شما

    نازنین، با کاشکی و حسرت خوردن و نشستن و تماشا کردن هم چیزی عوض نمی شه.
    آقای مدیر یک جایی گفته بود : خیلی وقت ها ما فکر می کنیم باید حالمون خوب باشه تا یه کاری کنیم، اما درست اینه که باید دست به کار بزنی، حال خوب خودش میاد.
    عزیزم،
    حال شما بد شده، نه به خاطر موقعیتی که هستی، بلکه به خاطر فکر کردن به حرف و واکنش دیگران
    حال شما بد شده، نه به خاطر اینکه امید به زندگی تان کم شده، بلکه به خاطر اینکه نمی خواهی حالت را خوب کنی
    حال شما بد شده، نه به خاطر خودت، بلکه به این خاطر که شادی ات را در شادی و خوشایند بقیه جستجو می کنی

    در بدترین حالت، گیرم همه اقوام و خویشانتان یکصدا بگویند " دختره حیف شد با این ازدواجش"، گیرم همه خانواده همسرت با شما قطع رابطه کنند و بدترین رفتار را با شما داشته باشند. اصلا گیرم همه دنیا یکصدا بایستند و بگویند تو نمی توانی شاد باشی...

    به من بگو چه چیزی و کدامیک از اینها که گفتم، می تواند مانع شود که امروز وقتی همسرت از در خانه آمد تو، در آغوشش نکشی و نبوسی اش؟ کدامیک می تواند مانع از شادی و بگو بخند های دور همی تو و همسرت و پسرت سر سفره بشود؟ کدامیک می تواند تو را از میوه عمرت، پسر دوست داشتنی ات جدا کند؟ کدامیک اینقدر قدرت دارد که احساس نزدیکی و یکی شدن تو و همسرت در لحظات خصوصیتان را دستکاری کند؟

    می بینی؟ هیچ کدام اینقدر قدرت ندارند، مگر آنکه تو بهشان بها بدی.
    پس لطفا اه و ناله را چه اینجا، چه درون خودت متوقف کن و از جایت بلند شو و برای شاد کردن خودت تلاش کن.

    پیشنهادای صالحه عالیه. منتظرم بیایی و بنویسی که چکارایی کردی و چقدر حالت بهتره
    هر چیز که در جُستن آنی، آنی

    مولانا

  10. 8 کاربر از پست مفید آویژه تشکرکرده اند .

    del (چهارشنبه 21 خرداد 93), meinoush (چهارشنبه 14 خرداد 93), salehe92 (دوشنبه 05 خرداد 93), toojih (دوشنبه 05 خرداد 93), مامان فربد (دوشنبه 05 خرداد 93), بی نهایت (دوشنبه 05 خرداد 93), بالهای صداقت (دوشنبه 05 خرداد 93), شیدا. (دوشنبه 05 خرداد 93)

  11. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 آبان 03 [ 09:35]
    تاریخ عضویت
    1392-12-19
    نوشته ها
    464
    امتیاز
    15,482
    سطح
    80
    Points: 15,482, Level: 80
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 368
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,324

    تشکرشده 1,336 در 399 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    72
    Array


    «آرامش» وقتی به سراغت می آید که «تلاش» کرده باشی.

    « من در رقابت با هیچ کس جز خودم نیستم، هدفم مغلوب نمودن اخرین کاری است که انجام داده ام. »

    « مهم انجام وظیفه است، نه نتیجه »

    http://www.hamdardi.net/imgup/5471954c9081a134ec.jpg


  12. 7 کاربر از پست مفید salehe92 تشکرکرده اند .

    del (چهارشنبه 21 خرداد 93), meinoush (چهارشنبه 14 خرداد 93), toojih (دوشنبه 05 خرداد 93), مامان فربد (دوشنبه 05 خرداد 93), آویژه (دوشنبه 05 خرداد 93), بالهای صداقت (دوشنبه 05 خرداد 93), شیدا. (دوشنبه 05 خرداد 93)

  13. #17
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array
    سلام
    دوستان راهکارهای خوبی ارائه دادند، لینک زیر رو هم بخون ، زندگی "روزن" یکی از کاربرهای تالار هست، بعد از خوندنش خیلی چیزها دستت میاد

    http://www.hamdardi.net/thread-5014.html

  14. 9 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    del (چهارشنبه 21 خرداد 93), khaleghezey (دوشنبه 05 خرداد 93), meinoush (چهارشنبه 14 خرداد 93), toojih (دوشنبه 05 خرداد 93), مامان فربد (دوشنبه 05 خرداد 93), zendegiye movafagh (دوشنبه 05 خرداد 93), آویژه (دوشنبه 05 خرداد 93), بی نهایت (دوشنبه 05 خرداد 93), شیدا. (دوشنبه 05 خرداد 93)

  15. #18
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array
    مامان فربد در عجبم چرا خودتو دوست نداری؟

    چرا داشته هاتون نمی بینی؟

    توی این تالار بگرد تاپیک ها رو بخون یکی دورانه عقده همسرش بهش خیانت کرده هنوز طعم زندگی مشترک را نچشیده داره طلاق می گیره.
    یکی مادرش داره خیانت می کنه و داره لحظه به لحظه آب می شه اما نمی تونه کاری کنه.
    یکی پدرش به خواهرش نگاه آلوده داره و خواهرش از ترس شب ها در اتاقش رو می بنده چون توی خونه پدرش امنیت نداره.
    یکی شوهرش رهاش کرده و دیگه خونه نمی یاد میخواد طلاقش بده چون دیگه زنش رو دوست نداره.
    یکی سنش رفته بالا و هنوز طعم ازدواج و مادر شدن رو نچشیده و دچار پوچی شده و هر از گاهی به خودکشی فکر میکنه.
    یکی زنش رو فقط به خاطر اینکه قیافش به دلش نبوده طلاق داده بدون اینکه بهش بگه چرا طلاقت دادم و اونو تو رنجو مهنتش رها کرده.
    یکی هم مثل من چشمم رو به روی ،خانواده ام ، خانواده همسرم ،کارم و پرستیژش، درامد بالام ، استقلالم و آزادی هام و رفاهی که توش بودم بستم والان اومدم در غربت بچه داری میکنم وحتی اون پدر مادری که تو داری باهاشون زندگی می کنی رو ازشون دورم فقط به خاطر اینکه زندگی با همسرم و بچه ها از همه چیز برام مهم تر بوده.
    .
    .
    .
    بازم برات مثال بزنم.
    تو یک همسر داری که در حقش ظلم شده با این حال الان پیش تو هست و تو رو دوست داره.
    همسری داری که سالمه و چشم پاک.
    یک بچه ناز و سالم داری.
    تو طعم مادربودن رو چشیدی.
    پدر مادر خوبی داری که بازم با اینکه به حرفشون گوش ندادی دارن حمایتت می کنن.
    تو سالمی.
    همسرت تنها تر از تو هست.
    از روی ظاهر زندگی خواهرات باطن زندگی ات رو نشونه نگیر.

    سعی کن اول از همه خودتو دوست داشته باشی. داشته هاتو ببین. ببین پسرتو در کنار پدرش. پسرایی رو هم ببین که تشنه محبت پدرشون هستند.
    ببین همسرت چه رنجی می کشه. پدر مادر داره اما از محبتشون محرومه.

    زندگی پر از لحظاتیه که می شه ازش لذت برد فارق از ادم هایی که دورو برتن واز اون لحظات غافل شدی.
    وقتی خودتو بتونی دوست داشته باشی دیگران رو هم می تونی دوست داشته باشی.

    حتی پدر مادر همسرت رو. با همه بدیهاشون . چون تو خوبی و تو لایق دادن مهرو محبتی .لیاقت تو کپک زدگی در افکار سرشار از کینه و نفرت گذشته نیست. ارزش تو بوی خوش تو به خاطر نگاه زیبات به زندگی هست .

    می شناسم آدم هایی رو که در فقر زندگی میکنند اما حسرت یک لحظه زندگی پر از شرافتو عزتمندشون برای خیلی هاس.

    خودتو از کینه خانواده شوهرت خالی کن.

    یک داستانی برات بگم. حتما شنیدی.

    یک روز معلمی به شاگرذاش می گه یک کیسه سیب زمینی با خودشون بیارن مدرسه. هر روز همون رو با خودشون بیارن و ببرن. بعد از مدتی شاگردا شاکی می شن از بوی کپک زدگی وتعفن سیب زمینی ها.
    معلم می گه این سیب زمینی ها مثال کینه است. هر چه بیشتر اونو با خودت نگه داری بوی تعفتش و کپکش بیشتر اذیتتون می کنه. پس اونا رو بندازید دور تا از بوی بدش رها بشید.

    مامان فربد کینه ای که از خانواده همسرت با خودت 4 ساله داری حمل می کنی الان نتیجش شده بوی بدی که هم خودتو اذیت می کنه هم همسرتو از چشمت انداخته.

    قبل از همه اینها سعی کن با خودت مهربون باشی. انتخابی که کردی الان پدر بچته. از کجا می دونی اگه انتخاب دیگه ای داشتی الان خوشبخت بودی.

    فرض کن در بهترین حالت همسر یک مرد خانواده دار و با اخلاق و ثروتمند می شدی و صاحب یک پسر زیبا . فکر می کنی اگه طی یک اتفاق همسرت رو از دست می دادی الان خوشبخت بودی پسری داشتی که باید تا آخر عمر حسرت نداشتن پدر رو تو چشاش هر روز ببینی.

    سرگذشت روزن رو حتما بخون حتما روت تاثیر می ذاره.

    برات آرزو می کنم دلت پاک از همه کینه ها و نفرت شه و زیبایی ها رو هم بتونی ببینی و همسرت رو در کنار پسرت عاشقانه در آغوش بگیری و یک نفس عمیق بکشی بگی خدایا به خاطر همه داده ها و نداده هات شکر.
    ویرایش توسط بی نهایت : دوشنبه 05 خرداد 93 در ساعت 18:39

  16. 8 کاربر از پست مفید بی نهایت تشکرکرده اند .

    del (چهارشنبه 21 خرداد 93), hanie_66 (چهارشنبه 07 خرداد 93), meinoush (چهارشنبه 14 خرداد 93), toojih (دوشنبه 05 خرداد 93), مامان فربد (دوشنبه 05 خرداد 93), zendegiye movafagh (چهارشنبه 07 خرداد 93), آویژه (دوشنبه 05 خرداد 93), شیدا. (دوشنبه 05 خرداد 93)

  17. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 07 خرداد 94 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1393-2-25
    نوشته ها
    70
    امتیاز
    1,305
    سطح
    20
    Points: 1,305, Level: 20
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    223

    تشکرشده 126 در 49 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بینهایت: ممنون عزیزم میخوام چندبار ازروپستت بخونم فقط بخونم وفکرکنم بعدش دوباره بیام وچندتا سوال ازشمابپرسم ممنون چقدر خوشحالم که تجربیات شخصی رو دراختیارم گذاشتی ومنو بامثالها آگاهم میکنی بی نهایت عزیزم باحرفات جون گرفتم

    - - - Updated - - -

    هربارکه میبینم کاربرجدیدی تایپیک منو خونده وبرام پیام گذاشته بی اختیار اشک توچشام جمع میشه ازاینکه یه نفر دردموخونده دردمو حس کرده منو فهمیده اینجا مجازیه ولی خیلی بهتر ازاینه که با آشناها دردودل کنی چون هرچقدرهم تورودوست داشته باشن بازهم از 3جملشون 2جملش اینه دخترم عزیزم خودت کردی دیگه به حرف ماگوش ندادی متنفرم ازاین جمله....
    دردی که تواین دلم سنگینی میکرد وداشت خفم میکرد داره کم کم ازدرونم بیرون میره به واسطه همدردی بادوستان همدردی درسایت خوب هم دردی پیداکردن این سایت یکی از اتفاقات خوب زندگیمه


    آویژه عزیز ممنون که مرا متوجه قدرت درونی خودم کردی این که شادبودن وخوشبخت بودن دردستان خودم هست وبدبودن فامیل همسرم نبایدبهانه ای برای ازبین بردن خوشیهای زندگی من وهمسر وپسرم شود


    صالحه عزیز بهت تبریک میگم ازحرفات میشه فهمید دختر پخته وکاملی هستی چون من حس کردم متاهلی وچندین سال ازمن بزرگتر بازهم ممنون عزیزم ازاین همه محبت راستی این لینکهای پیشنهادیت روخیلی دوست دارم


    وبلاخره دارم ازخوشحالی بال درمیارم که بالهای صداقت عزیز نیز به کلبه تنهایی من سری زد واقعا ممنون ...........
    ویرایش توسط مامان فربد : دوشنبه 05 خرداد 93 در ساعت 19:07

  18. 3 کاربر از پست مفید مامان فربد تشکرکرده اند .

    del (چهارشنبه 21 خرداد 93), آویژه (دوشنبه 05 خرداد 93), بی نهایت (دوشنبه 05 خرداد 93)

  19. #20
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 07 خرداد 94 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1393-2-25
    نوشته ها
    70
    امتیاز
    1,305
    سطح
    20
    Points: 1,305, Level: 20
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    223

    تشکرشده 126 در 49 پست

    Rep Power
    0
    Array
    http://www.hamdardi.net/thread-33577.html دوستان کمکم کنید


 
صفحه 2 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جدایی اززندگی دوم
    توسط Elijan در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: جمعه 24 شهریور 96, 09:32
  2. اززندگی وشوهرم دلم سرد شده عذاب میکشم
    توسط raha2 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: سه شنبه 25 آبان 95, 19:30
  3. اززندگی خسته ام امیدی ندارم
    توسط khanome tanha در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 53
    آخرين نوشته: پنجشنبه 16 تیر 90, 14:51
  4. دلسردي اززندگي
    توسط serareh59 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 فروردین 88, 14:19
  5. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: دوشنبه 29 مهر 87, 17:05

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.