سلام امیرآقا
تبریک میگم مجددا و خوشحالم که مراسم تون به خوبی پیش رفت و البته خوشحالم از شنیدن اینکه از میزان صمیمیت بین تون فعلا راضی هستین.
نوشتن قوانین کار درستی نیست مگر اینکه طرفین دیدگاه یکسانی داشته باشند، باز هم حتی به نظر من کار درستی نیست، چون به فرض شما 10 قانون وضع کردید مشترکا و زندگی و تفاوت سلیقه جوری پیش میره که فقط 4 تاش رو می تونید عملی کنید ذهن محاسبه گر یه آدم فنی سریع میره سراغ محاسبه که یعنی 40% و این شاید به این معنی هست که من 40% از خواسته هام تو این زندگی محقق شده و احساس شکست و ناامیدی میکنه.صبا خانم چی کار کنم که الان قوانینم رو بپذیره؟ چطوری بهش بفهمونم؟
این نظر کلی من در مورد نوشتن قوانین.
در مورد همسر شما هم که قانون گریز هست و یه جورایی ساختارشکن 100% قوانین نوشته شده احساس اسارت و ربات و کارمند بودن رو بهش منتقل می کنه.
خانم شما تو نوشتن جواب نامه های شما، واکنش کاملا احساسی داشتند و از منطق خاصی برای جواب دادن استفاده نمی کردن ، پس این شخصیت کلا براحتی نمی تونه خودش رو با قانون و منطق مکتوب وفق بده.
خانم شما هیجان محور هست؛ راهکارهای شما هم باید بر پایه شخصیت ایشون باشه و نه رفتارهای شما.
هرچند منی هم که بخش منطقم بر احساسم غلبه کرده اگر یکی کتابچه با 170 بند بهم بده وبگه این قانون خونه ت هست واکنشم شاید پاره کردن نباشه ولی قطعا ناراحت میشم.
یه مساله دیگه اینکه هر دختری که ازدواج میکنه خودش رو ملکه خونه و زندگی خودش می دونه، ازدواج براش معنی استقلال داره ، اینکه می تونه تو خونه خودش فرمانروایی کنه، از اون طرفم شما هم به عنوان یه مرد چنین طرز فکری رو دارید که سکان زندگی باید در دستان شما باشه. و مساله شما الان این هست که دو خدا در یک اقلیم نگنجد!!
راهکار چنین شرایطی این هست که شما خواسته هاتون رو به شکلی مطرح کنید که انگار خواسته خانمتون هست، نه در قالب کلمه خشک قانون!!
میگن برای اینکه هر عادتی رو بتونیم در خودمون ایجاد کنیم یا ترک کنیم حداقل 21 روز زمان لازمه.
یعنی شما باید برای هر خواسته تون 21 روز وقت بگذارید (حداقل) و البته نحوه بیانتون باید جوری باشه که منجر به لجبازی نشه.
اگر چند تا مثال از قانون هاتون شاید بنویسید شاید بهتر بشه راهنمایی تون کرد، که چطور بیان کنید، چطور استمرار بورزید و اصلا آیا چنین خواسته ای شدنی و معقول هست یا خیر.
برای حل این مشکل ؛ برید دوش بگیرید ، برید تو بالکن و یا مثلا یه تایم 30 دقیقه ای برای خودتون در نظر بگیرید و آهنگ گوش کنید یا مشت به کیسه بوکس بزنید و ...یه مشکل دیگه م هم اینه که تو عصبانیت شدید نمیتونم از خونه بیام بیرون. میام بیرون فوری زنگ میزنه به خانواده ش بیان پیشش
فقط ازش بخواین سکوت کنه و البته خودتون هم تو اون تایم سکوت کنید. شروع کنید به نوشتن یا هر چیزی که ذهنتون رو منحرف میکنه.
قضیه مسواک و قراردادهای اینجوری در مورد خانمتون جواب داده، پس یه سری قراردادهای مشابه دیگه هم می تونید تو کارهای دیگه داشته باشید که بتونه متوجه منظورتون بشه، کلا با شوخی و بچه بازی خیلی چیزا رو گویا میشه برای خانمتون جا انداخت. به راهکارهای اینجوری فکر کنید.درک میکنم شاید زوده بهش سخت بگیرم ولی فکر میکنم اگه بذارم یه مدت همینجوری بدون قانون بچرخه دیگه عمرا فرمانبرداری و قانون تو سرش بره همینجوری هم بد عادت شده. دیگه مثل قبل نگران از دست دادنش نیستم بعد چهار و نیم سال تقلا احساس میکنم بالاخره خانواده شو شکست دادم. خیالم راحته پیش خودمه اختیارش دست خودمه فقط میخوام رفتارهاشو درست کنم. ترجیحا با یه راه دوستانه بدون خون و خونریزی.
حس میکنم هنوز متوجه یه چیزهایی نیست شوخی و بچه بازی میگیره. راهکارهای خودمم ملایم نیستن. کلا هم اولین راه حلی که به ذهنم میاد همیشه زدنه چه برای مسائل کوچیک چه برای مسائل بزرگ چون سریعه و زود بازده. روش های دیگه هم بلدم ولی فکر میکنم بیشتر از زدن حتی اذیتش کنه.
راه حل میخوام چطوری میتونم بدون اینکه بزنمش مجابش کنم قوانین خونه مو رعایت کنه؟
و البته هر کسی یه سری پاشنه آشیل داره؛ پاشنه آشیل خانمتون در رابطه با شما چیه؟ چطور میشه غیرتش (منظورم در ارتباط با جنس مخالف نیست) رو نسبت به شما تحریک کرد؟ چه موقع هایی نسبت به شما احساس مسئولیت میکنه؟ چه زمان هایی مشتاق هست که برای شما کاری انجام بده یا به حرفتون گوش کنه؟ چه موقع هایی ترس از دست دادن شما رو داره؟
قبلا هم بهتون گفتم؛ برخورد فیزیکی رو از سرتون بیرون کنید حتی اگر لازمه خونه رو ترک کنید و خانوادش سریع بیان پیشش خیلی خیلی خیلی بهتر از این هست که خدا ناکرده دست تون روی ایشون بلند بشه، در شأن یک مرد نیست اون هم مردی که به مشاوره و بهترین راهکار اعتقاد داره و تلاش میکنه که همه کارهاش رو بهترین شکل انجام بده و تا این حد مسئولیت پذیر هست، بخواد از مغزش رو تعطیل کنه و از زور بازوش در مقابل کسی که عشقش هست و براش اینقدر جنگیده و تلاش کرده استفاده کنه؛ و البته اوج بی مسئولیتی و بی عدالتی هست که در مقابل یک انسان ظریف از نظر قدرت جسمی بخواین چنین واکنشی داشته باشید. و البته خودتون هم تجربه ش رو دارید که تو این شیوه بازنده اول و آخر و وسط و بدهکار کل شما هستید و نه تنها رفتار خانمتون تغییری نمیکنه بلکه تا مدت های طولانی باید همه نوع رفتاری رو تحمل کنید و دم نزنید تا ایشون بتونه خاطره بد برخورد شما رو از ذهنش پاک کنه.
پس برای اینکه به خواسته هاتون برسید دنبال راهکار نرم طولانی مدت باشید.









علاقه مندی ها (Bookmarks)