لطفا دست از سر همسر سابقت و بچه بی گناهت بردار اگر به فکر خودت هم نیستی.کاری که شما و اطرافیان ایشون با خودخواهی دارید انجام می دید خشونته.این زن مستقل و باهوشه.داره خودش رو جمع می کنه تا تجربه طلاق رو پشت سر بذاره بعد شما مثل بچه هایی که احساس باخت در بازی کردن می خواید به هر طریقی شده ولو با نقشه کشیدن برای اخلال در کار کردن ایشون بازی رو به نفع خودتون کنید.فکر می کنید همسر سابقتون شعور نداره و شما و خواهرها و مادرش می فهمید چی براش بهتره؟می خواید برش گردونید در حالی که خیلی جدی بهتون گفته براش مزاحمت ایجاد نکنید؟این اگه خشونت نیست اسمش چیه؟فکر می کنید چون مادر فرزندتون هست حق دارید به هر روشی برش گردونین؟
من تاپیک های قبلی شما رو خوندم.شما هنوز با خودتون دست به گریبانید.یه جا ابراز پشیمونی می کنید از رفتاراتون و وقتی نتیجه دلخواه رو نمی گیرید مجددا پرخاشگری و خط و نشون کشیدن.ایشون کتک خورده،آزادی ش محدود شده،یه مدت خرج زندگی رو کشیده و دست آخر هم مهریه شو بخشیده تا حق مسلمش(یعنی حضانت بچه) رو بگیره و بعد شما بابت آپارتمانی که به اسم ایشون بوده طلبکار هم هستید و فکر می کنید حق شما رو خورده؟! ببخشید ایشون کنیز شما و ماشین جوجه کشی بودن؟بعد با این طرز فکر انتظار دارین ایشون برگردن به زندگی؟شما تغییری نکردید، بذارید فرزندتون در آرامش باشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)