به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 31

Hybrid View

  1. #1
    Banned
    آخرین بازدید
    شنبه 07 اسفند 95 [ 02:21]
    تاریخ عضویت
    1395-1-15
    نوشته ها
    107
    امتیاز
    1,558
    سطح
    22
    Points: 1,558, Level: 22
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points3 months registeredTagger Second Class
    تشکرها
    58

    تشکرشده 151 در 74 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بزار از تاپیک قبلی و از حرف های خودت چند یادآوری داشته باشیم :

    زمانیکه app های شبکه اجتماعی تازه گل کرده بود و اکثرا بد و منفی استفاده میشد با وجود اینکه یکی دوبار توی جمع صحبت افتاده بود که نصب کردنش برای خانومها درست نیست و قانع شده بود که نصب نکنه دقیقا یک هفته بعدش بطور اتفاقی دیدم که وایبر روی گوشیش نصب شده!. . . صداش کردم و گفتم مگه قرار نبود نصب نکنی! چرا؟؟؟ متاسفانه حاضر جوابی کرد منم قاطی کردم و گوشیش و زدم روی میز عسلی و شکستمش. اونم شروع کرد به داد و بیداد! منم خیلی از این حرکت متنفرم و دوس نداشتم صدای همسرم از خونه بیرون بره ( قبلا چند بار بهش گفته بودم که صدات از در خونه نباید اونطرف بره ) دوباره کنترلم و از دست دادم و مجددا زدمش!

    خونه که خریده بودم از همون اول زدم بنام همسرم که بدونه چقد برام عزیزه! چند بار توی بحثامون وقتی بهش اگه گفتم نمیتونی تحملم کنی بسلامت! برو خونه بابات! اونم نامردی نکرد و میگفت " من چرا برم؟ تو از خونه من برو بیرون!

    اونروزم بعد از دعوا وقتی داشت گریه میکرد ایندفعه بدون اینکه من بگم یدفعه گفت از این خونه برو بیرون!



    من گفتم ایشون شاغله و دستش رفته تو جیب خودش! دیگه از من حرف شنوی نداره و استقلال طلب شده و اخلاقش عوض شده! اگر بخواد زندگی کنیم باید دیگه سر کار نره! اونم قبول نمیکرد

    فرداش دوباره یه شاخه گل گرفتم و رفتم خونه ولی بازم نیومده بود! گل و گذاشتم لای دسته گل دیشب. ساعت ۱۰ بود که اومد. . . . دو دقیقه بعد از همونجا برگشت نگام کرد و گفت لطفاً تمومش کن! گفتم چیو. . . . گفتم ببین منم به اندازه تو خسته ام ولی میخوام که باهم زندگی کنیم! با آرومی گفت "نه " من دیگه نمیتونم. من هیچ حسی نسبت به تو نداشتم و یه عشقی از طرف تو به سمت من اومد و باهم ازدواج کردیم ولی اشتباه کردیم!

    گفتم ساک بچه رو حاضر کن. گفت ساک برای چی؟ گفتم به تو ربطی ندار!! با تو نمیشه دوستانه تا کرد! حالا که میخوای اذیت کنی منم اذیتت میکنم. میبرم دیگه نمیارمش! یدفعه ترسید و گفت حضانتش با منه نمیذارم ببریش! منم چون ملاقات آزاد شرط کرده بودم شاکی شدم و پسرم و بغل کردم گفتم پس با قانون بیا بگیرش و زدم بیرون. توی راهپله جلوم و گرفت و با جیغ و دادش همسایه اومدن بیرون و جلوم و گرفتن. البته با احترام و دلسوزی! خیلی شلوغ شو و ۱۱۰ اومد . . .

    پیش زمینه ها یی از قبل وجود داشته که روی هم انباشته شده و سر اون دو نوبت، حاضرجوابی همسرم باعث شده که دیگه نتونم عصبانیتم و کنترل کنم و اون قضایا پیش اومده! (روش دست بلند کردم)

    سلیطه بازی و بی حیایی خیلی منو داغون میکنه! متأسفانه همسر من تا تقی به توقی میخورد شروع میکرد به جیغ و داد کردن . . . غرور و حاضر جوابی همسرم نسبت به خانوادم و رنجش من از همسرم بخاطر بی اخترامی به خانوادم
    من به اندازه کافی سر این جدایی امتیاز دادم و گذشت کردم !حالا که نمیخواد برگرده ، اگه بخواد سر این قضیه هم اذیتم کنه منم یجوری اذیتش میکنم که تا آخر عمرش رنگ خوشی رو نبینه . الان خیلی اعصابم داغونه ! بخاطر طرز برخورد اعظم با این قضیه و زیر پا گذاشتن تعهداتش ، بخاطر اعتماد بیجای خودم سر قضیه خونه ( چون قرار بود اندازه حساب و کتابمون بهم چک بده ولی من شل گرفتم و بیخیالش شدم و با خودم گفتم چک لازم نیست )
    یه سؤال میپرسم فقط لطفاً صریح جوابم و بده !چون توی همه تصمیماتم تأثیر میزاره . امیدی به دوباره درست شدن این زندگی داشته باشم یا نه ؟؟؟ گفت الان وقت این حرفا نیست ! گفتم چرا اتفاقا! خیی هم وقتشه . گفت من کار دارم و این یکی دوروزه هم اصلاً زنگ نزن چون سرم شلوغه ! گفتم این قضیه خیلی از کار تو مهتره ، بازم گفت نه! کار من مهمتره

    همونجوری که گفته بودم زمانی که دیگه نتونستیم با هم بسازیم مامان علیرضا از اینکه خونه بنامش بود سوءاستفاده کرد و منو از خونه بیرون کرد ( البته من کوتاه اومدم و گذشت کردم وگرنه از این خبرا نبود، ) بخاطر اینکه زودتر منو بیرون کنه خودش حساب و کتاب کرد

    وقتی بهش گفتم رودر رو باید حساب و کتاب کنیم باز هم بهونه اون کار کزایی رو آورد!! اونوقت من حق ندارم ناراحت بشم؟؟؟؟ اخلاق من توی دو سال آخر و تحت تأثیر رفتار ایشون عوض شد! توی کل فامیل و آشنا مرتضی رو به اسم یک مرد آروم و مهربون میشناسن! انقدر از دستش خسته شده بودم که دیگه نتونستم تحملش کنم!

    من همین الان هم که قصد دوباره ساختن زندگیم رو دارم، مطمئنم که بیشتر رفتار و ویژگیهای اخلاقیش رو نمیتونه کنار بزاره! میتونم به جرأت بگم که ۸۰ درصد از ویژگیهای یک زن نمونه رو داره ولی اونهایی که نداره خدایی خیلی آزار دهنده س!


    دوست عزیزم !

    من تجربه بازگشت به زندگی بعد از متارکه رو داشتم و خانم من هم رفتارهایی مثل خانم شما و البته بدتر با من کرده بود . در این پست ، برخی رفتارهای همسرم رو نوشتم . میتونی ملاحضه کنی که به شما بی شباهت نیست . . .

    وقتی به زندگی برگشتیم ، یکی دو ماه اول بد نبود ولی دوباره کم کم همون مشکلات قبلی شروع شد و کم کم اوج گرفت و تقریبا 7 برابر بدتر از دفعات قبلی شد و اینبار با تلخی بسیار بیشتری جدا شدیم . . .

    دوست من !

    اون زندگی به اعتقاد من درست نخواهد شد ، برای خودت و عمرت ، بیش از اینها ارزش قائل باش . البته شاید باید مثل من 2 بار سرت به سنگ بخوره!


    ..........................................



    سلام

    دو پدیده واتفاق کاملا شبیه به هم نیست وهر کدام باید جداگانه بررسی شود.ضمن اینکه خلقیات ٬شخصیت ،انگیزه هاوتوانایی های افراد با هم متفاوت است واین در باز سازی زندگی تاثیر دارد.توصیه قاطعانه شما به مراجع برای عدم رجوع به خاطر شباهتی که فکر میکنیدزندگی شما دارد ٬جزو آفات مشاوره میباشد.
    ویرایش توسط ammin : چهارشنبه 06 مرداد 95 در ساعت 17:17 دلیل: راهنمایی غیرمشاوره ای

  2. 2 کاربر از پست مفید بهزاد9 تشکرکرده اند .

    fahimeh.a (چهارشنبه 06 مرداد 95), morteza2487 (چهارشنبه 06 مرداد 95)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 مهر 99 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1394-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    10,371
    سطح
    67
    Points: 10,371, Level: 67
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassRecommendation Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,397

    تشکرشده 182 در 60 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بهزاد9 نمایش پست ها
    بزار از تاپیک قبلی و از حرف های خودت چند یادآوری داشته باشیم :

    زمانیکه app های شبکه اجتماعی تازه گل کرده بود و اکثرا بد و منفی استفاده میشد با وجود اینکه یکی دوبار توی جمع صحبت افتاده بود که نصب کردنش برای خانومها درست نیست و قانع شده بود که نصب نکنه دقیقا یک هفته بعدش بطور اتفاقی دیدم که وایبر روی گوشیش نصب شده!. . . صداش کردم و گفتم مگه قرار نبود نصب نکنی! چرا؟؟؟ متاسفانه حاضر جوابی کرد منم قاطی کردم و گوشیش و زدم روی میز عسلی و شکستمش. اونم شروع کرد به داد و بیداد! منم خیلی از این حرکت متنفرم و دوس نداشتم صدای همسرم از خونه بیرون بره ( قبلا چند بار بهش گفته بودم که صدات از در خونه نباید اونطرف بره ) دوباره کنترلم و از دست دادم و مجددا زدمش!

    خونه که خریده بودم از همون اول زدم بنام همسرم که بدونه چقد برام عزیزه! چند بار توی بحثامون وقتی بهش اگه گفتم نمیتونی تحملم کنی بسلامت! برو خونه بابات! اونم نامردی نکرد و میگفت " من چرا برم؟ تو از خونه من برو بیرون!

    اونروزم بعد از دعوا وقتی داشت گریه میکرد ایندفعه بدون اینکه من بگم یدفعه گفت از این خونه برو بیرون!



    من گفتم ایشون شاغله و دستش رفته تو جیب خودش! دیگه از من حرف شنوی نداره و استقلال طلب شده و اخلاقش عوض شده! اگر بخواد زندگی کنیم باید دیگه سر کار نره! اونم قبول نمیکرد

    فرداش دوباره یه شاخه گل گرفتم و رفتم خونه ولی بازم نیومده بود! گل و گذاشتم لای دسته گل دیشب. ساعت ۱۰ بود که اومد. . . . دو دقیقه بعد از همونجا برگشت نگام کرد و گفت لطفاً تمومش کن! گفتم چیو. . . . گفتم ببین منم به اندازه تو خسته ام ولی میخوام که باهم زندگی کنیم! با آرومی گفت "نه " من دیگه نمیتونم. من هیچ حسی نسبت به تو نداشتم و یه عشقی از طرف تو به سمت من اومد و باهم ازدواج کردیم ولی اشتباه کردیم!

    گفتم ساک بچه رو حاضر کن. گفت ساک برای چی؟ گفتم به تو ربطی ندار!! با تو نمیشه دوستانه تا کرد! حالا که میخوای اذیت کنی منم اذیتت میکنم. میبرم دیگه نمیارمش! یدفعه ترسید و گفت حضانتش با منه نمیذارم ببریش! منم چون ملاقات آزاد شرط کرده بودم شاکی شدم و پسرم و بغل کردم گفتم پس با قانون بیا بگیرش و زدم بیرون. توی راهپله جلوم و گرفت و با جیغ و دادش همسایه اومدن بیرون و جلوم و گرفتن. البته با احترام و دلسوزی! خیلی شلوغ شو و ۱۱۰ اومد . . .

    پیش زمینه ها یی از قبل وجود داشته که روی هم انباشته شده و سر اون دو نوبت، حاضرجوابی همسرم باعث شده که دیگه نتونم عصبانیتم و کنترل کنم و اون قضایا پیش اومده! (روش دست بلند کردم)

    سلیطه بازی و بی حیایی خیلی منو داغون میکنه! متأسفانه همسر من تا تقی به توقی میخورد شروع میکرد به جیغ و داد کردن . . . غرور و حاضر جوابی همسرم نسبت به خانوادم و رنجش من از همسرم بخاطر بی اخترامی به خانوادم
    من به اندازه کافی سر این جدایی امتیاز دادم و گذشت کردم !حالا که نمیخواد برگرده ، اگه بخواد سر این قضیه هم اذیتم کنه منم یجوری اذیتش میکنم که تا آخر عمرش رنگ خوشی رو نبینه . الان خیلی اعصابم داغونه ! بخاطر طرز برخورد اعظم با این قضیه و زیر پا گذاشتن تعهداتش ، بخاطر اعتماد بیجای خودم سر قضیه خونه ( چون قرار بود اندازه حساب و کتابمون بهم چک بده ولی من شل گرفتم و بیخیالش شدم و با خودم گفتم چک لازم نیست )
    یه سؤال میپرسم فقط لطفاً صریح جوابم و بده !چون توی همه تصمیماتم تأثیر میزاره . امیدی به دوباره درست شدن این زندگی داشته باشم یا نه ؟؟؟ گفت الان وقت این حرفا نیست ! گفتم چرا اتفاقا! خیی هم وقتشه . گفت من کار دارم و این یکی دوروزه هم اصلاً زنگ نزن چون سرم شلوغه ! گفتم این قضیه خیلی از کار تو مهتره ، بازم گفت نه! کار من مهمتره

    همونجوری که گفته بودم زمانی که دیگه نتونستیم با هم بسازیم مامان علیرضا از اینکه خونه بنامش بود سوءاستفاده کرد و منو از خونه بیرون کرد ( البته من کوتاه اومدم و گذشت کردم وگرنه از این خبرا نبود، ) بخاطر اینکه زودتر منو بیرون کنه خودش حساب و کتاب کرد

    وقتی بهش گفتم رودر رو باید حساب و کتاب کنیم باز هم بهونه اون کار کزایی رو آورد!! اونوقت من حق ندارم ناراحت بشم؟؟؟؟ اخلاق من توی دو سال آخر و تحت تأثیر رفتار ایشون عوض شد! توی کل فامیل و آشنا مرتضی رو به اسم یک مرد آروم و مهربون میشناسن! انقدر از دستش خسته شده بودم که دیگه نتونستم تحملش کنم!

    من همین الان هم که قصد دوباره ساختن زندگیم رو دارم، مطمئنم که بیشتر رفتار و ویژگیهای اخلاقیش رو نمیتونه کنار بزاره! میتونم به جرأت بگم که ۸۰ درصد از ویژگیهای یک زن نمونه رو داره ولی اونهایی که نداره خدایی خیلی آزار دهنده س!


    دوست عزیزم !

    من تجربه بازگشت به زندگی بعد از متارکه رو داشتم و خانم من هم رفتارهایی مثل خانم شما و البته بدتر با من کرده بود . در این پست ، برخی رفتارهای همسرم رو نوشتم . میتونی ملاحضه کنی که به شما بی شباهت نیست . . .

    وقتی به زندگی برگشتیم ، یکی دو ماه اول بد نبود ولی دوباره کم کم همون مشکلات قبلی شروع شد و کم کم اوج گرفت و تقریبا 7 برابر بدتر از دفعات قبلی شد و اینبار با تلخی بسیار بیشتری جدا شدیم . . .

    دوست من !

    اون زندگی به اعتقاد من درست نخواهد شد ، برای خودت و عمرت ، بیش از اینها ارزش قائل باش . البته شاید باید مثل من 2 بار سرت به سنگ بخوره!
    سلام بهزاد جان . اون پستت و خوندم .
    راستش همسر سابق من ویژگیهی بد ،زیاد نداره ! مثلاً به هیچ عنوان بددهن نیست .
    من توی این مدّت هرچی فکر کردم دیدم اگه من زیادی حسّاس نبودم و در کوتاه مدت منتظر رسیدن به خواسته و جوابم نبودم کارمون به اینجا نمیکشید .

    من متأسفم که زندگی شما به جاهای خوب برنگشت و مشکلتون تشدید شد ،ولی منم نمیتونم روی احتمال و ترس از بدتر شدن ، قید این رابطه رو بزنم و به خودم فرصت ندم .
    من تصمیم دارم ویژگیهای اخلاقی و رفتاری خودم و تعدیل کنم و برای دوباره سازی اون زندگی همه تلاشم و بکنم . امیدوارم که موفق بشم .

    راستی تا یادم نرفته بگم دیشب رفتم با اونطرف که گفتم مشاوره انجام میده ( از آشناهای خانوادگی عموم هم هستن و همسایه های قدیمی )صحبت کردم .یه مقدار که حرف زدیم شماره همسرم و گرفت و بهش زنگ زد و دعوتش کرد که حضوراً با هم حرف بزنیم.( یعنی من و همسرم و آقای مشاور با همسرش ! )ولی همسرم گفت من اگه مرتضی باشه نمیام . من اصلاً نمیتونم به برگشت فکر کنم .

    خلاصه بعد از کلی حرف زدن قرار شد تنها بره خونه اونا و یه جلسه با هم صحبت کنن .
    چقدر زود دیر میشه!!!

  4. کاربر روبرو از پست مفید morteza2487 تشکرکرده است .

    Shadi2 (چهارشنبه 06 مرداد 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:57 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.