با سلام
خانم مایکا دقت کنید. هوشیار باشید. شما هستید که باید این رابطه رو اصلاح کنید. درسته که مقصر نیستید ولی این نقش به عهده شماست چون عاقلتر هستید. من متوجه شدم که همسر شما یک خصوصیت خوبی که دارن اینه که وقتی شما ناراحت میشید خودش میاد سراغتون. این نکته خیلی مثبتیه چون نشان دهنده علاقه و محبتی هست که در درونش نسبت شما داره. یادمه نوشته بودید روزی هم که باهاش تماس گرفتید و تبریک تولد بهشون گفتید و اونطوری جواب دادن بعدش خودشون زنگ زدن جویای حالتون شدن که یک نوع عذر خواهی توأم با غرور بود. شما از همین مساله (که ایشون طاقت ناراحتی شما رو ندارن) میتونید بهترین استفاده رو بکنید. ببینید من با هیچکدومتون صحبت نکردم و فقط از مطالبی که مینویسید میتونم برداشت هایی از شخصیت شما و ایشون و رابطه بینتون داشته باشم. اما اینطوری که فهمیدم شوهر شما به خاطر مشاجره هایی که با هم داشتید یک نوع حساسیت عجیب درونش به وجود اومده. به بیان بهتر هر مردی به صورت روحی و روانی و غریزی نیاز داره تا نسبت به همسرش برتری داشته باشه و از همسرش کاملتر باشه. در مشاجره هایی که با هم داشتید شما به دنبال حق خودتون بودید و ایشون به دنبال حق خودش بوده. این شما رو در یک حالت برابر نسبت به هم قرار داده و موجب شده تا شوهر شما پیرو نیاز غریزی و روحیش به هر کاری دست بزنه تا به نقش مطلوبش یعنی برتری نسبت به شما برگرده. زنهایی که با سیاست و درایت رفتار میکنن به تمام خواسته هایی که دارن میرسن. ولی از مسیر و راهش. و راه هر مردی با مرد دیگر متفاوته و این مسئولیت شماست که راه مناسب و یا به اصطلاح عامیانه رگ خواب شوهرتون رو پیدا کنید. همسر شما داره از روش بدی برای بازگشت به نقشش استفاده میکنه و هر چقدر شما بیشتر جلوشو بگیرید بدتر میشه. برای شمایی که میخواهید زندگی کنید اینگونه مینویسم: بگذارید همسرتو در نقش مطلوبش قرار بگیره. بهش فرصت بدید. اگر هدف شما رفتن به خانه مادریتان به قصد دیدار بود و ایشون به خاطر حضور خواهرتان مخالفت کردند باید میپذیرفتید و میگفتید به خاطر شما من هم نمیرم. قدم بعدی این بود که غم و ناراحتی خودتون رو به گونه ای محسوس بدون اینکه بیان کنید و بدون رفتارهای لجبازانه به ایشون نشون بدید. این نشان دادن نباید به شکل به حوصلگی و یا پرخاش ظهور کنه. با متانت زنانه. مثل یک زن آرام و صبور. اینجاست که شوهرتون گذشت میکنه و خودش پیشنهاد میکنه که همراهیتون کنه. البته انتظار نداشته باشید از همون بار اول این اتفاق بیافته. شاید بارها طول بکشه تا به این باور برسه که به نقش خودش برگشته و در اداره زندگی بر شما برتری داره. نقش مرد در زندگی تأمین اقتصاد و امنیت و از همه مهمتر تأمین آرامش خانواده هست. وقتی مرد در این جایگاه قرار بگیره برای آرامش و تأمین روحی شما نه تنها خواهرتون رو تحمل میکنه بلکه خیلی فراتر از این ها همراهیتون میکنه. هیچوقت در این موارد تنهاش نذارید. مثلا اگر جایی دعوت شدید وقتی ایشون نمیاد شما تنها نرید و ایشون رو تنها نذارید. رفتارهایی که موجب تنش میشه رو کم کنید. شما زن عاقل و بالغی هستید و بعد از 5 سال و نیم زندگی میدونید که نقاط حساس و خط قرمزهای شوهرتون کجاست. به این نکته فوق العاده دقت کنید که همیشه با لحن خوش ازشون درخواست کنید. و قبل از اینکه درخواست کنید با خودتون مدتی فکر کنید که امکان داره جواب همسرتون به درخواست شما منفی باشه اینطوری میتونید با خودتون کنار بیایید که اگر جوابشون منفی بود رفتار کنترل شده ای داشته باشید و با سیاست مساله رو بتونید پیش ببرید. دو الی سه ماه همین روند رو پیش بگیرید و نتیجه رو مجددا بنویسید. اگر میخواهید زندگی کنید گذشت کنید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)