با تشکر از همه
دوستانی که گفتن عمرم رو هدر ندم و طلاق بگیرم راستش میخوام مطمئن شم بعد تصمیم بگیرم اینجوری که شوهرم باهام برخورد میکنه، دارم به خودم شک می کنم، میخوام بدونم اگه مشکل از منه که رفعش کنم چون اگه طلاق بگیرم و دوباره ازدواج کنم به مشکل بر میخورم اگر هم مشکل از من نیست و از اونه یه جوری بهش بفهمونم؟
حدود 9 روز هست که قهریم یه بار اومد دنبالم با هاش نرفتم بعدش نگران حالش بودم بهش پیام دادم؛ و مشکل اصلیمو بهش گفتم اما هییچ جوابی نداد. یا میخواد بهم محل نذاره یا اینکه میخواست وضعو بدتر نکنه، نمیدونم!
در حال حاضر حس خوبی بهش ندارم ولی زمینش رو دارم که بهش علاقه مند بشم، نمیدونم چرا هر بار که زندگیمون داره بهتر میشه یه دفعه همه چیز به هم میریزه، آخرین دعوامون سر یه چیز مسخره بود ولی اون تو عصبانیت کنترلشو از دست داد و خونوادشو در جریان گذاشت. به خاطر این کارش خیلی غرورم شکست و دیگه خجالت میکشم خانوادشو ببینم هرچند هردو مقصر بودیم.
درمورد بچه هم من فعلا نمیتونم بچه دار شم،شرایطش رو ندارم و باید تحت نظر دکتر باشم.
خلاصه منو سریع ناامید نکنید همینجوریشم ناامید هستم الان خونه پدرم حالم بهتره و اینارو دارم مینویسم وگرنه نمیتونستم حتی مشکلمو توضیح بدم.
از مدیر همدردی و بقیه دوستان خواهش میکنم راهکار بدید اگه جایی ابهام داره بپرسید
میخوام تکلیفمو با خودم روشن کنم دیگه تحمل این همه عذاب رو ندارم









علاقه مندی ها (Bookmarks)