سلام به اعضای همدردی
من چقد ساده ام که عنوان تاپیکمو اینطوری انتخاب کردم، شایدم ساده نیستم زیادی. مثبت نگرم
خواهر شوهرم آخر هفته اومد خونمون، رفتار من : به توصیه دوستان نه مثل گروانه دورش گشتم نه بی احترامی کردم، مثل هر مهمون دیگه ازش پذیرایی کردم،
رفتار خواهر شوهرم: بحثو گله و شکایت باز کرد، به من توهین کرد، به پدرو مادرم توهین کرد، تو خونه من پدرو مادرمو نفرین کردو من فقط و فقط به احترام همسرم سکوت کرد، لازمه بگم هموو حرفا رو در غیاب همسرم زد و وقتی همسرم خونه بود منو نازگل جان خطاب میکرد وانگار نه انگار که چه حرفایی بهم زده منم فقط حرص خوردم
به همسرم گفتم چه رفتاری باهام داشته و چیا گفته و تو خونه خودم نفرین کرده، اون در جواب گفت: تو در برابر این رفتار و این حرفا فقط لبخند بزن!
بعدشم ازم خواست تا ترمینال خواهرشو همراهی کنم، گفت خوبیتو با این کار تکمیل کنو نصفه کاره نذار، منم گفتم فقط بخاطر تو، باشه
میبینید دوستان با چه افرادی من طرفم؟؟؟
تازه قراره عید مامانش اینا و اون یکی خواهرش بیان خونمون، اونجا دیگه نمیتونم سکوت کنم
Fkh عزیز هدیه نیاورده بود که هیچ دل شکستمو بیشتر شکستو رفت، منم فقط تونستم با رازونیاز خودمو کمی آروم کنم
آقای خاله قزی حالا بیاین بگین من چه رفتاری با این بشرها داشته باشم، دیگه خسته شدم از دستشونعید هم قراره بیان تعطیلاتمونو خراب کنن با رفتارشون
اینا میخوان زندگی منو همسرمو از هم بپاشن، آقای خاله قزی من راهکار جدی میخوام. که از الان با رفتارو گفتارم اجازه ندم تو زندگیم دخالت کنن، هدف اونت از برقراری رابطه مجدد فروپاشی زندگیه منه، چون به گفتا خودشون پسرشووو ازشون گرفتم و نذاشتم بره در کنار اونا زندگی کنه
راستشو بخواین یه جورایی هم ازشون میترسم :( اونت هر کاری از دستشون برمیاد و از خدا نمیترسن :(
دوستان کمک میخوام![]()







و من فقط و فقط به احترام همسرم سکوت کرد، لازمه بگم هموو حرفا رو در غیاب همسرم زد و وقتی همسرم خونه بود منو نازگل جان خطاب میکرد وانگار نه انگار که چه حرفایی بهم زده منم فقط حرص خوردم
عید هم قراره بیان تعطیلاتمونو خراب کنن با رفتارشون

علاقه مندی ها (Bookmarks)