به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 30

Threaded View

  1. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 بهمن 94 [ 11:27]
    تاریخ عضویت
    1394-5-30
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    436
    سطح
    8
    Points: 436, Level: 8
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 6 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام به اعضای همدردی
    من چقد ساده ام که عنوان تاپیکمو اینطوری انتخاب کردم، شایدم ساده نیستم زیادی. مثبت نگرم
    خواهر شوهرم آخر هفته اومد خونمون، رفتار من : به توصیه دوستان نه مثل گروانه دورش گشتم نه بی احترامی کردم، مثل هر مهمون دیگه ازش پذیرایی کردم،

    رفتار خواهر شوهرم: بحثو گله و شکایت باز کرد، به من توهین کرد، به پدرو مادرم توهین کرد، تو خونه من پدرو مادرمو نفرین کرد و من فقط و فقط به احترام همسرم سکوت کرد، لازمه بگم هموو حرفا رو در غیاب همسرم زد و وقتی همسرم خونه بود منو نازگل جان خطاب میکرد وانگار نه انگار که چه حرفایی بهم زده منم فقط حرص خوردم

    به همسرم گفتم چه رفتاری باهام داشته و چیا گفته و تو خونه خودم نفرین کرده، اون در جواب گفت: تو در برابر این رفتار و این حرفا فقط لبخند بزن!

    بعدشم ازم خواست تا ترمینال خواهرشو همراهی کنم، گفت خوبیتو با این کار تکمیل کنو نصفه کاره نذار، منم گفتم فقط بخاطر تو، باشه

    میبینید دوستان با چه افرادی من طرفم؟؟؟

    تازه قراره عید مامانش اینا و اون یکی خواهرش بیان خونمون، اونجا دیگه نمیتونم سکوت کنم

    Fkh عزیز هدیه نیاورده بود که هیچ دل شکستمو بیشتر شکستو رفت، منم فقط تونستم با رازونیاز خودمو کمی آروم کنم
    آقای خاله قزی حالا بیاین بگین من چه رفتاری با این بشرها داشته باشم، دیگه خسته شدم از دستشون عید هم قراره بیان تعطیلاتمونو خراب کنن با رفتارشون

    اینا میخوان زندگی منو همسرمو از هم بپاشن، آقای خاله قزی من راهکار جدی میخوام. که از الان با رفتارو گفتارم اجازه ندم تو زندگیم دخالت کنن، هدف اونت از برقراری رابطه مجدد فروپاشی زندگیه منه، چون به گفتا خودشون پسرشووو ازشون گرفتم و نذاشتم بره در کنار اونا زندگی کنه

    راستشو بخواین یه جورایی هم ازشون میترسم :( اونت هر کاری از دستشون برمیاد و از خدا نمیترسن :(

    دوستان کمک میخوام
    ویرایش توسط نازگل71 : یکشنبه 04 بهمن 94 در ساعت 09:38

  2. کاربر روبرو از پست مفید نازگل71 تشکرکرده است .

    fkh4466 (یکشنبه 04 بهمن 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جشن عروسی بگیرم یا نه؟
    توسط رویاا در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: چهارشنبه 31 اردیبهشت 93, 16:29
  2. اختلاف با همسر درمورد محل زندگی بعد عروسی
    توسط بهار67 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: سه شنبه 29 بهمن 92, 10:29
  3. پاسخ ها: 26
    آخرين نوشته: دوشنبه 07 بهمن 92, 16:58
  4. عروسی یا سفر خارج از کشور؟
    توسط asal-v در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: شنبه 20 مهر 92, 21:40
  5. راه حل جالب برای یک مشکل به دو روش آمریکائی و روسی !
    توسط baran.68 در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 15 اردیبهشت 89, 23:36

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.