ببینید کسی که 30 سال چنین تفکری داشته یک شبه عوض نمی شه شاید هم اصلا عوض نشه . وقتی شما خودتون قبول دارید که بعضی ها چنین رفتارهایی دارند باید برخوردتون جوری باشه که این رفتار یا خصلت شوهرتون باعث صدمه زدن به زندگی تون نشه نه اینکه نیروی تخریبی رفتار ایشون رو بجای مهار کردن تقویت کنه.
شما چنین چیزی در فامیلتون ندارید شاید شوهرتون چنین چیزی در فامیلشون داشته باشند.
می تونستید به واسطه ی پدرتون از عموتون بخواهید که کارت دعوتی هم برای شما و شوهرتون بفرستند . فکر می کنم کم هزینه ترین کار همین بود. البته اگر عموتون مخالف حضور شوهر شما نبودند که حتما نبودند از این گفته استقبال هم می کردند هرچند که خودشون باید متوجه این مطلب می شدند.
و اما به نظر من بهتره که خودتون باهاش صحبت کنید و پدرتون رو وارد این ماجرا نکنید. سعی کنید با بیان توضیحات و منطق خودتون برای اینکه به حرف ایشون عمل نکردید یه جورایی بصورت غیر مستقیم ازشون معذرت خواهی کنید اگر اینکار جواب نداد بصورت مستقیم معذرت خواهی کنید. بهشون بگید که اشتباه کردید و نمی خواستید که بی احترامی به ایشون بکنید یا حرفش رو زمین بندازید . بگید من دوست دارم هرجا که میرم با شوهرم باشم و ...
به شما قول می دم که خودتون می تونید از پس حل این مشکل بر بیاید . فقط باید مقداری مهارت استفاده از زبان داشته باشید.
با موبایلش تماس بگیرید اگر جواب نداد اس ام اس بدید و اگر باز هم جواب نداد به منزلشون زنگ بزنید. البته امیدوارم که این موارد رو منت کشی و ... حساب نکنید . شوهر شما هم طبق گفته ی خودتون فرد مهربانی هست پس شک نکنید که اون هم دلش با شماست و روی شما رو زمین نمی اندازه
باز هم تاکید می کنم سعی کنید که پدرتون رو وارد این ماجرا نکنید.









علاقه مندی ها (Bookmarks)