سلام به همگی دوستان...راستش من توی این چند روزه خیلی فکر کردم و از طرفی خیلی هم به خوندم تاپیک های مشابه کردم و نتیجه ای که عایدم شد رو مینویسم
مثلا دیدم توی تاپیکی که یه دختر خانمی با این که یه خواستگار از فامیلشون داشت که خیلی هم ازش تعریف میکرد ولی چون شرایطش هنوز مهیا نشده بود از طرفی یه خواستگار بهتر داشت بیش تر تمایلش به اونی بود که شرایط بهتری داره و...
منم به قول اقای مدیر همدردی که میگن علاقه مندی نقطه ی صفره و نه اخر و.. و منم میبینم واقعا شرایطم الان اصلا مهیا نیست هر چند اینده ی شاید خیلی درخشانی داشته باشم.... ولی یه چیزی رو حیفم اومد نگم
.
.
.
کلا من متنفر بودم از کسانی که در سن بالا ازدواج میکردند وبعدش خیلی هم سخت گیر تر میشدند و... خب خداییش وقتی به پسری توی سن 22 هیچکسی اعتماد نمیکنه و خودم اگه بخوام الان موضوع خواستگاری رو مطرح کنم شاید به خیلی مشکلات و مخالفت های بربخورم مخصوصا شاید از خانواده ی اون دختر (اصلا گیریم اون دختر عاشق من هم باشه ) و این چیزا ولی از طرفی وقتی ادم همه ی شرایطش مهیا میشه توی سن های 26 به بعد خب اون جا طبیعتا کمتر جایی هست که ممکنه بره خواستگاری و با مخالفت رو به رو بشه واین جاست که اون ارزشی بله ای که یه دختر به پسری میده که اول راه مشخص میشه چون وقتی شرایط مهیاست که چرا بله نگند... و متاسفانه خود من هم دارم میشم یکی مثل همه ی اون پسر هایی که روزی ازشون متنفر بودم ولی این شرایطی هست که خیلی چیزها دست به دست هم داده و...
.
.
من اون دختر رو خیلی دوست داشتم کم نیست 5 ترم این علاقه رو حفظ کنی ولی به روی خودت نیاری و نذرای به یه عشق داغ هم تبدیل شه و.. من فکر میکردم شاید بتونم اتقاق خاصی بیفته و همین امسال برم خواستگاری ولی خب مساله ی ادامه ی تحصیل در مقطع ارشد اونم رشته ی مهندسی چیز الکی نیست و با تمام این تفاسیر باید فراموشش کنم هر چند سخته ولی غیر ممکن نیست و مطمئنم به احتمال زیاد ازدواج میکنه تا سال بعد و من فقط براش ارزوی خوشبختی میکنم..
از راهنمایی همه ی شما هم ممنونم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)