سلام دوست من
خوش اومدید به جمع بچه های همدردی
بنده هر چی فکر کردم نتونستم بفهمم چه تنافری داره که شما ازدواج بکنید و درستون رو هم توامان ادامه بدید.
اینکه زود میرید سر اصل موضوع خوبه اما اینکه میخواید زود خیلی سریع هم تصمیم بگیرید جای بحث داره.کاملا از عذاب بلاتکلیفی و شک و تردید اگاهم،اما دلیل نمیشه عجول باشید.دوستان راستش سریع میرم سر اصل موضوع و میخوام خیلی سریع تصمیم بگیرم و نظرات تک تک شما میتونه خیلی به تصمیمی که می خوام بگیرم کمک کنه لذا عاجزانه خواهشمندم کمکم کنید
اگه دوستانی که این دوران رو گزروندید و فکر میکنید ادامه ی تحصیلم خیلی مهم تر هستش هم برای خودم (و هم با این شرایط اون دختر رو با یه زندگی متوسط زیاد اذیت نکنم و در عوضش بعد ها شاید یه دختری دیگه رو بتونم با شرایط خوب خوشبخت کنم ) و در واقع قید این دختر و علاقه ی دو ساله رو بزنم و این راز روی برای همیشه در سینم دفنش کنم حالا سال دیگه بعد کنکور اگه مجرد بود برم خواستگاری و اگه نبود هم که دیگه هیچی شاید عمری افسوس یا نه فکر میکنید بهتره برم بهش بگم تمام موضوع رو و از این علاقه خبر دارش کنم و اگه موافق بود یه سال برام صبر کنه اخه ممکنه اونم منو دوست داشته باشه و نمی خوام عمری افسوس بخورم..
چند بار گفتید که خودتون رو می شناسید و .... .اما بنده فکر می کنم هنوز خوب خودتون رو نمیشناسید.نمونه ای رو از پست خودتون براتون گذاشتم گواهی بر نکته ای که عرض کردم.جواب سوالای بالای شما رو فقط خودتون میدونید.چون هیچکس مثل خودتون تو این سایت شما رو نمیشناسه.هیچکس نمیتونه بگه در اینده برای ما چه اتفاقاتی خواهد افتاد.شما باید ببینید که شخصیتتون طوری هست که فردا روزی هی نشینید و حسرت از دست دادن این خانم یا مدرک دکتری رو بخورید ؟
شما از شرایطتون نگفتید.اصلا شرایطتون واسه ازدواج مهیا هست ؟ حداقل ها رو دارید ؟ یا مثل اکثر ما پسر ها تازه بعد درس ، سربازی و بعدش پیدا کردن کار و ... .؟ اگه اینها رو ندارید به نظر من هدفتون رو بدست اوردن اینها قرار بدید.حالا هر جور که شده.مثلا با ادامه تحصیل به این اهداف برسید.
اونجایی هم که عرض کردم ازدواج و ادامه تحصیل تنافری با هم ندارن به شرط وجود همین حداقل ها یا لا اقل داشتن خانواده هایی هست که کاملا پشتتون باشن.تا شما بتونید بطور کامل مستقل بشید.
در ضمن غافل از این مهم هم نباشید که شما هنوز نظر ایشون رو درباره خودتون نمیدونید.و متاسفانه دو سال یکطرفه به ایشون فکر کردید.
فرمودید که احساساتی نشدید.اما شدید.تو خطوط اخر پستتون مشخصه.اما به نظرم هنوز در اون حدی نشده که شما رو از گرفتنم تصمیمات منطقی منصرف کنه.شاید یکی از دلایلش هم عدم ارتباط شما با این خانم بصورت دو طرفه بوده.که مانع از پیش روی بیش از حد احساساتتون شده.
دوست داشتید یه خرده هم از شرایطتون بگید.سربازی،شغل،سن،خونواد هاتون و ... .
موفق باشید
فقط خدا
- - - Updated - - -









علاقه مندی ها (Bookmarks)