رستگار عزیز ممنون که بازم به تاپیکم سر زدی
درموردیه سئوال
ایا همچنان این برداشت رو داری که همسرت درصدد هست تا شما مهریه ات رو ببخشی تا شما رو طلاق بدهد ؟
من از حرفهایی که به من زده این برداشتو کردم
تو دوران عقد و اوایل عروسیمون هم یه مثال هایی از دوستاش میزد که بعد عقد مرد ِ زن رو مجبور کرده که بره مهریه اشو ببخشه که من گفتم زنه اشتباه کرده از هر دری وارد شد من زیر بار نرفتم
در زمان خرید آینه شمعدان گفتم من از این آینه شمعدانها خوشم میاد یه جورایی به شوخی گفتم مهریه مه هرچی من بگم که با این حرفم ناراحت شد و همه مرا دعوا کردند و من دیگه حرفی از مهریه ام نزدم اشتباه کردم میدونم اما بعدا بهش گفتم من از مهریه فقط همین آینه شمعدون و مکه اش برام مهم بود که رفتیم
در زمان اولین دعوایم مادرشوهرم بحث مهریه رو شروع کرد و گفت مهریه اتو میدیم یه ربع یه ربع طلاقتم نمیدیم بمون خونه بابات تا موهات به رنگ دندونات سفید شه منم یه مدت اقدام نکردم رفتم پیش مشاور بهم گفت 2هفته ای صبر کن بعد بهش زنگ بزن بهش بکو بیا بریم مشاوره اونجا مشکلمونو حل کنیم من که زنگ زدم بهم گفت تو دادگاه میبینمت منم برای مهریه اقدام کردم و 2-3 ماه حقوقشو توقیف کردم که بعدا آشتی کردیم و حقوقش از توقیف آزاد شد
بعد تو زمانی که سکه از مرز 1میلیون گذشت بهم گفت خاک تو سرت که رفتی مهریه تو پس گرفتی منم بهش گفتم چون دوست داشتم پس گرفتم
تو این دعوا هم پشت تو بحثها یا بعد از دادگا ها این حرفارو میزد
اگه طلاق میخواهی باید مهریه تو ببخشی تا طلاقت بدم وگرنه مهریه تو میدم طلاقتم نمیدم
یه بارم گفت مگه چقدره ماهی 1ربع سکه که بیشتر نمیشه اونم بهت نمیدم تا کلی پول خرج کنی و بیای شمال حکم جلب بگیری و اونوقت یه سکه رو از جیبم در میارم میدم
یه بارم گفت سکه میخواهی؟ زمینمو میخواهی؟چی میخواهی هر چی دارم و ندارم میدم بهت برو
یه بارم گفت بابام 100تا سکه آماده کرده بگیر وبرو دادخواست طلاق توافقی بده که من گفتم خودت برو برای طلاق اقدام کن من نمیرم
یه بارم به بابام گفت دخترتو چند میفروشی ؟ که این حرفش خیلی برای بابام سنگین بود
من از رفتار ها و گفتارهاش این برداشتو کردم نمیدونم شاید ته دلش این نباشه
- -









علاقه مندی ها (Bookmarks)