به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 57

Threaded View

  1. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 30 آبان 92 [ 20:19]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    2,196
    سطح
    28
    Points: 2,196, Level: 28
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 44 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بهار_68 نمایش پست ها
    میترسم ته دلم یه جوریه فکر کنم بیشتر از اینکه دوستش داشته باشم بهش وابسته شده باشم این هفته که نیومده باز یکم بهم ریختم تا حالا بیشتر از صد بار دستمو بردم طرف گوشی که بهش اس ام اس بدم ولی باز خودمو نگه داشتم فکر میکنم هنوز آماده نیستم برای حرف زدن
    الآنم که محکوم شده میترسم این حرفهارو بهش بزنم و او هم از فرصت استفاده کنه و باز از احساساتم سواستفاده کنه منو ببره من رضایت بدم و و بعد دوباره یه تقی به توقی بخوره و یا سخت گیری کنه و دوباره دست از پا دراز تر برگردم
    نمیدونم باز چرا این فکرای منفی اومده سراغم
    سلام بهار68
    خیلی خوب داری تغییرات مثبت را در وجودت پایدار می کنی ، واقعا آفرین

    (خانم طناز ، تاپیک های شما را خوندم ، در مرحله اول سعی کن همانند بهار68 ، در صدد تغییر خودت باشی ، وقتی تو تغییر کنی ناچار طرف مقابلت هم می بایست تغییر کنه ، لذا تا زمانی که شما تصمیم بگیرید که شروع به اقدام مثبت در جهت تغییر رفتارهای نادرستتون بکنید == راهی که بهار68 در پیش گرفته است== توصیه هایی این تاپیک به درد شما نیز می خورد ، پس از اینکه تصمیمتان را قاطعانه گرفتید ، و به قولی مثل تاپیک قبلی بهار68 سنگهایمان را باهم واکندیم ، هر کمکی در جهت بهتر شدن روابط شما و همسرتان از دستم بربیاید، دریغ نمی کنم ،** به امید روزی که هم شما و هم بهار68 عاشقانه در کنار همسرتان باشید و به یک مراجع دیگر کمک کنید -- بنابراین قدم اول با طنازجون خواهد بود---)

    بهار68 ، این احساساتی که داری تجربه می کنی همگی طبیعی است ، احساس دوست داشتن ، احساس وابستگی ، احساس بهم ریختگی ، آشفتگی،ترس، یاس و ...
    دوست داشتن نیز مثل هر کار دیگری برای خودش راه و رسمی داره
    گاهی اوقات ما انسانها ، ازخودگذشتگی ها و ایثارهای فراوانی رو انجام می دهیم ، و بسیار خود رو به سختی می اندازیم ، به گمان اینکه داریم عشق و علاقه مون رو به طرف مقابل ابراز می کنیم ، غافل از اینکه نه تنها طرف مقابل خوشحال نمیشه ، بلکه بیشتر باعث رنج و عذابش نیز میشه

    شما الان داری با روحیات مردها آشنا می شوی
    روحیه ای مثل حفظ غرور مردانه
    بدین معنی که تحت هر شرایطی به شوهرت احترام بگذاری و بهش شخصیت بدهی ،
    روحیه ای مثل اعتبار دهی
    بدین معنی که وقتی درخواستی رو مطرح می کنی و یا اینکه می خواهی شوهرت کاری رو برایت انجام دهد ، ابتدا شروع می کنی به هم حسی و قدردانی از همسرت ...
    اعتبار سازی بدین معنی که وقتی همسرت آشفته هست ، و رفتار ناشایست داره ، شما با گفتن " عزیزم ، شخصیت شما بالاست ، چنین رفتاری اصلا برازنده شما نیست "
    ، و یا هنگامی که عصبانی هست با گفتن "می دانم که آزرده شده ای عزیزم ، می دانم ناراحت شدی ، درک می کنم که عصبانی هستی " ایجاد همدلی می کنی
    روحیه ای مثل بهانه گیری های مداوم که هدف آن تنها کسب توجه از شماست
    که شما نمی بایست به بهانه گیری هاش اهمیت بدهی و با بی تفاوتی (تجاهل) محبتت رو بهش ابراز کنی

    به همین خاطر دوست داشتن و وابستگی با هم در آمیخته می شود ، چون کم کم داره شکل دوست داشتن و ابراز علاقه شکل صحیح به خودش می گیره

    همچنان خودت رو کنترل کن تا "عزت نفس" شما دچار آسیب نشود ، مردها کلا از زن هایی که عزت نفس ندارند بیزارند ، از زنی که غرور خودش رو بی جهت می شکند ، بدشون میاد
    شما با حفظ حق و حقوقت می خواهی برگردی به خونه ات و یکی از همین حق و حقوق ها ، احترام به شما و شخصیت شماست

    =============
    میدونی چرا شوهرت هفته پیش رو کنسل کرده؟
    چون سردرگم شده ، چون با بهار جدید داره روبرو میشه ، هر از گاهی به شما یه تنش وارد میکنه (مثل همون اس ام اس ناراحت کننده و هم مثل همین اس ام اس نیامدن ) می خواهد عکس العمل های شما رو بسنجه ببینه این تغییرات شما لحظه ای هست یا پایدار
    یادت بهت گفتم شوهرت در همین حال که عاشق شما هست ، اما می ترسه بیاد با شما زیر یک سقف
    یادت بهت گفتم که ترسش از این هست که شما دو نفر روباره دعواتون بشه
    الان داره این ترسه ها ترمیم میشه ، این ترس ها جای خودش رو به دلگرمی میدهد
    به همین خاطر می گفتم زمان بده تا شوهرت به این نقطه برسه و خودش بخواهد شما رو با خودش ببره

    یه سئوال
    ایا همچنان این برداشت رو داری که همسرت درصدد هست تا شما مهریه ات رو ببخشی تا شما رو طلاق بدهد ؟ خوب فکر کن و جواب بده ، تا در راه درست بریم جلو
    به شوهرتون دسترسی نداریم ، لذا می بایست از صحبت های شما ، متوجه شویم که ایشون در چه وضعیتی هست تا گام بعدی رو درست برداریم


    راهکار فرشته بسیار عالی بود ، عمق مطلب رو بگیر ... خصوصا در خصوص دادگاهی که دارید و حکم دادگاه ... دقیقا صحبت های فرشته رو با ادبیات خودت تمرین کن و هر موقع صحبت از دادگاه و حکم و قاضی شد ، بدون ترس و در کمال احترام اون دیالوگی رو تمرین کرده ای بگو


    نقل قول نوشته اصلی توسط بهار_68 نمایش پست ها
    زستگار عزیز بازم ممنونم بخاطر وقتی که برام گذاشتی
    الان هستی سوالامو بپرسم و سر فرصت رو تاپیکایی که لینکشو گذاشتی تمرکز کنم
    1- تو فاز دوم که گفت و گو مسالمت آمیزه چه چیزایی باید مطرح بشه؟


    ** خواسته ات رو بدون غرور و بدون خجالت و بدون بها دادن به اما و اگرهایی که توی ذهنت هست رو باید بگویی ، اینکه واقعا زندگی ات رو در کنار همسرت دوست داری ، اینکه شما (بهار68) هم بدون اشتباه نبوده ای و الان که متوجه اشتباهات شده ای در صدد هستی آنچه که سهم شما هست رو رو جبران کنی ، اینکه خواهان این هستی که یک فرصت دوباره به خودتون و زندگی تون بدهی تا زندگی تون رو اصلاح کنی ، و در همین حال هم ، اصلا نمی خواهی خودت رو بر شوهرت تحمیل کنی ، نمی خواهی ایشون رو به بودن با خودت مجبور کنی ، دوستش داری و چون دوستش داری ، راضی به اذیت ایشون نیستی ، لذا این خواسته هایت رو می گویی و در آخر هم می گویی با تمام وجود که تو رو دوست دارم و می خواهم با تو زنگی کنم ، اما اصلا نمی خواهم تو رو اذیت کنم و خودم رو به تو تحمیل کنم ، تو آزادی و هرجور دلت بخواهد می تونی زندگی کنی ، به همین خاطر با اینکه برایم سخته ، اما آماده هستم که از زندگی ات برم بیرون ... این صحبت ها سخته ، در همین حل خیلی هم مهم و اثر گذار هست ، و شما باید صادقانه اینها را بگویی ، یعنی واقعا و از ته دلت بدون ریا و صادقانه بگویی که دوستش داری و باز هم بسیار صادقانه بهش بگویی که آماده ای از زندگی اش بری بیرون .... اینجا بود که گفتم باید روی طلاق هم فکر کنی


    2- کار من تو مرحله گزینشه و هر لحظه ممکنه بهم بگن بیا سرکار یا ممکنه بگن ردی برو بسلامت اینو چطوری با همسرم درمیون بذارم

    ** ببن بهار جان ، خودت چه برداشتی از این قضیه داری؟
    آیا شوهرت از سر لج بازی شما رو منع کرده یا واقعا مخالف اشتغال شماست
    اگر از سر لج بازی باشه ، شما کم کم باید ایشون رو نرم کنی
    اگر واقعا مخالف هست و به هیچ صراطی مستقیم نیست ، اینجا دیگه خودت باید ببینی کار و اشتغالت چقدر در اهمیت هست برایت ، به همه جوانب باید فکر کنی ،
    به هرحال حفظ زندگی زناشویی هم برای شما مثل کارکردنتون در الویت هست ... این مطلب رو با ویرایش از مدیرهمدردی برات پیدا کردم :



    سر کار کردن من مرتب با شوهرم دعوامون میشه
    این مشکل رو چه جوری حل کنم؟



    در مورد كاركردن زن بايد بگويم اين مسئله نيز يكي از شاخه هاي مسائل اساسي ديگر در زندگي همسران هست.

    اگر جنگ قدرت در خانواده نباشد و تقسيم وظايف درست انجام شده باشد و در مورد مسائل مالي يكپارچه و هماهنگ باشيد،‌به زودي متوجه مي شويد كه ديگر كار شما مورد نزاع و درگيري نيست.

    ايشون سعي مي كند از قدرت خود استفاده كند
    (‌چون گمان مي كند بدون استفاده از اين قدرت، شما پذيراي او نيستيد) ، لذا توصيه مي كنم با زبان احساس و گرم با او باب گفتگوي دو طرفه اي را باز كن (‌فرامش نكن زبان احساس آن هم زنانه ، نه زبان منطق و دليل و ...). و به او بگو كه چقدر او و زندگي را دوست داري و به خاطرش تحمل زيادي داري.

    اما از او بخواه كه يك فرصت جديدي براي بازسازي زندگي در اختيار هر دو شما بگذارد. تا به او نشان دهي كه چقدر و او زندگي را دوست داري و برايش تلاش مي كني( جزئيات اين بند و روش آن توضيح بيشتري مي طلبد كه اميدوارم از طريق مشاوره حضوري با يك مشاور خانواده آن را كامل كني).

    نكته مهم بعدي،
    زن و شوهر باید در مسائل و مشكلات محدود با هم سازگار شوند ، تا بتوانند زندگي خود را اصلاح كنند.
    و آخر اينكه با سعي و تلاش و احساس گرمي كه نثار خانواده ات مي كني قادر به تغيير در روش و منش همسرت خواهي شد.
    زياد از زبان راهنمايي و نصيحت و انتقاد و طعنه و كنايه و ... استفاده نكن و به جاي آن از احساسات زنانه و مهرورزي عاشقانه كمك بگير.

    همچنين رفتارت بسيار تاثير گذراند. تاثير رفتار خود را بررسي كن،‌چگونه!؟ با پرسش از همسرت، كه در مورد رفتار هاي مختلف تو چه احساساتي پيدا مي كند و چگونه احساس او بهتر مي شود.



    3- 28 آبان دادگاه تقسیط مهریه است و 29 آبان سالگرد ازدواجمون چیکار کنم؟


    در خصوص دادگاه که راهکار فرشته ، یه راهکار کارشناسانه بود ، من هم در بالا چند خطی برات نوشتم ، شما الان داری درست پیش می روی ، یعنی دادگاه رفتنت هم وقتی در راستای همان حرف های فرشته پیش برود ، بسیار اثرگذار هست .. سعی کن در دادگاه هم به شوهرت شخصیت بدهی و جوری رفتار کنی که در حالیکه حق و حقوقت هم پابرجا هست ، حامی شوهرت هم باشی

    نمیتونم دادگاه هارو نرم چون تحت فشار خانواده ام هستن حق دارن به شوهرم اعتماد ندارن میگن تو برو هروقت آشتی شد همه چیرو پس میگیریم شما هم احتمال طلاق و دادید اوناهم به همین دلیل این حرف رو میزنن
    توکلت به خدا باشه ، آرامش شما بسیار نیاز هست ، همین آرامشتون باعث میشه هم شوهرت و هم خانواده ات نیز در آرامش باشند تا این بحران به خوبی برطرف بشه

  2. 6 کاربر از پست مفید رستگار تشکرکرده اند .

    del (یکشنبه 19 آبان 92), malakeh (دوشنبه 13 آبان 92), tannaz joon (دوشنبه 13 آبان 92), یاسمینا25 (سه شنبه 14 آبان 92), الهام20 (دوشنبه 20 آبان 92), بهار_68 (دوشنبه 13 آبان 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.