نقل قول نوشته اصلی توسط بی وفا نمایش پست ها
معلومه که راهت درسته مگه شک داری به خودت
ولی شما نباید کاسه ی اخ چه کنم اخ چه کنم بگیری خودت به نظرت دوست داشتی از بچگی ازادت بزارن و هر کار دوست داشتی انجام بدی ؟؟؟؟؟؟
بعد تو این دوره زمونه که خودت می دونی دختراش چه جورین اینجوری دوست داشتی؟؟؟؟؟

ببین محدودیت خوبه انکار نمی کنم ولی کار مادرتون از یه جهاتی خوبه و از یه جهاتی ممکنه افراط محسوب شه
ولی به هر حال شما نمی تونی به زمان قبل برگردی و تموم زندگیت از الان شروع میشه سعی کن تو دانشگاهتون مسئله زندگیتو برای کسی بیان نکنی
و خودتو طوری جلوه بدی که مشکلی نداری و خوبی
اما در قبال کار مادرتون میشه گفت که سعی کنید طوری پیش مادرتون و پدرتون خوب جلوه بدی که مخصوصا پدرتون بدونه که واقعا به بلوغ فکری رسیدی و به مادرتون که گوش زدتون میکنه گوش زد کنه که کم کم شما رو ازاد بزارن که میزارن نترس

ولی بخدا این محدودیت ها خوبه ها میدونم خسته شدی ولی انشالله حل میشه شما هم تو این مدت سعی کن همون کاریو که من گفتم انجام بدی مطمئنا واکنش نشون میده ;)
یا حق
یه تصمیمی گرفتم اونم اینه که از امروز رو رفتارم رو حرفایی که میزنم رو حرکاتم.....دقیق میشم...قبل هر کاری تو ذهنم سیک سنگین میکنم ببینم درست و عاقلانه س و رو مامان بابا اثر میذاره یا نه.ببینم تاثیری داره یا نه...
رفتارمو تو خوته مثل بیرون از خونه عاقلانه و سنگین میکنم تا یکم به مامان ثابت بشه بزرگ شدم...نتیجه شو همین جا مینویسم

- - - Updated - - -

ولی یه سوال دوستان واقعا 19 سال سنیه که نمیشه درست و غلط رو تشخیص داد؟من الان یعنی تو سن بلوغم؟
داداشم بعضی وقتا به شوخی بهم میگه اشکال نداره تو سن بلوغی ....واقعا این حرفش هم اذیتم میکنه هم ناراحت