سلام بر آقا سیروس عزیز.دنیا به آخر که نرسیده مرد.قوی باش و با توکل بر خدا و انتخاب یه راه حل درست به زودی زود مشکلت حل میشه
یه نکته:
بین زنو شوهر یه احترام های خاصی هست.برای چی؟!برای تداوم زندگی شون.یعنی چی؟من شاهد بودم که گاها زن یا شوهر قبل ازدواج دوستی یا رابطه ای رو داشته اما بعد ازدواج حتی اصلا به روی خودشون نمیارن تا مبادا زندگی شون از هم جدا شه.
موضوعی که منو ناراحت کرد.اینه که دیگه همسرتون واسه این مسائل احترامی قائل نمیشه.وقتی دیده در برابر 4بار تکرار عملش(شایدم بیشتر شما خبر ندارید) شرم و حیایی نداره.نه از شما نه از خانواده ش!
ناراحت نشید ها همسر شما هنوز به بلوغ زوجیت و اجتماعی نرسیده.شاید یه علتش اینه که زود ازدواج کرده.(20سالگی)حالا میخواد اون خلا ها و جاهلیت های دختر های جوان تر رو انجام بده.مثه بعضی ار دخترا از روابط یواشکی لذت بردن.اس ام اس بازی با معشوقه و رفتن گردش باهم.رفتن به کافی شاپ و...که ایشونو باید به روانشناس درمان کنه.چرا براش عقده شده و میخواد با فرد غریبه برطرفش کنه
نصیحت اولم:شما اصلا اصلا فعلا بچه دار نشید
یه جوری این وسط اون غرور مردانگی شما داره له میشه.با خودش میگه شوهرم 4بار تالا فهمیده اما باز اومده دنبالم!تازه این خانم از کرده خودش خوشحال تر میشه.یه جورایی روش باز تر میشه.دیگه براش عادی میشه
باید به زندگی تهدیدش کنید.
یه مثال واقعی:پسر دوست مادرم.با دختری در دانشگاه آشنا شد که سن پایینی داشت.بهم علاقهمند شدنو ازدواج کردن.گذشت و گذشت بچه دار شدن.خانم آروم آروم دم از ناسازگاری زد.میخوام برم شهر خودمون و من جوونی نکردم میخوام مثه بقیه دخترای مجرد باشمو...
بچه رو برداشت رفت شهر خودشون
کار به اقدامات طلاق رسید
دادگاه حق رو به آقا داد.پسره گفت منم حالا حالا ها طلاق نمیدم.9ماه گذشته.خانم نظرش برگشته و میخواد برگرده
....
شاید شما هم یه مدت تهدید جدی ش بکنید و بذارید سنگاشو با خودش وا کنه به یه نتیجه خوب برسید(الان فرصت خوبیه برای شما و همسرتون که خوب فکر کنید و عاقلانه تصمیم بگیرید)
کاش از خلق و خوی همسرتون بیشتر ذکر کنید.از روبطتون.شاید احساس تمکین شدن رو نداره؟شاید از رواط ناراضیه.باید دوظرفه قضیه رو ببینم که نظر قطعی بدم.باید بیشتر از زندگی تون بگید.کدام شهرید؟از توقعات همسرتون بگید.توقعات خودتون








علاقه مندی ها (Bookmarks)