به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 53

Threaded View

  1. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 مهر 91 [ 13:47]
    تاریخ عضویت
    1391-1-27
    نوشته ها
    86
    امتیاز
    1,188
    سطح
    18
    Points: 1,188, Level: 18
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    71

    تشکرشده 70 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من و یه مشکل لاینحل تو زندگیم خواهش می کنم کمکم کنید2

    سلام اقليما جان.
    من براتون يه ماجرا از دوستم تعريف مي كنم (در ضمن بگم اين دوست من خيلي با سياست هستن): اين دوست من وقتي ازدواج كرد، پدرشوهر نداشت و اينا طبقه بالايي مادرشوهرش مستقر شدن.
    دوست من خودش خانه دار بود، و مي گفت هر روز ناهار درست مي كردم تا شوهرم بياد، ولي ايشون قبل از اينكه به طبقه بالا بيان اولش به مادرشون سر مي زدن و اگه مادرش غذا براش مي آورد همونجا مي خورد و بعد از نيم ساعت ميومد بالا و اغلب غذاش رو مي خورد.يا مثلا ميوه مي خريد اول مي برد طبقه پاين، مادرش توي بشقاب چند تا مي زاشت و مي داد به آقاهه كه بيارتش بالا.
    دوستم مي گه نشستم با خودم فكر كردم اگه من مستقيم به شوهرم بگم كه اين كار رو نكن آول و آخرش خودم فرد بد ماجرا مي شم، پس من يه كار مي كنم كه همسرم خودش بفهمه كه زياده روي مي كنه.
    مي دونين دوستم چي كار كرده؟ اين دوستم ميگه وقتي شوهرم برام لباس مي خريد، مي گفتم اي واي حتما مامانتم لازم داره برا ايشونم بخريم، شام مي پختم مي گفتم اي واي مامان جون شايد هوس كرده باشن، مي گفت حتي بعضي وقتا مي گفتم پاشو بريم پايين بخوابيم خدايي نكرده مامانت نترسه، خلاصه ايشون اونقدر به مادرشوهرش رسيدگي بيش از اندازه كرده بوده كه شوهرش به يك ماه نكشيده گفت خونه رو عوض مي كنم تا رنگ حضور مادرم كمرنگ تر بشه.
    اقليماي عزيزم من نمي گم اين دوستم كارش خوب بوده يا بد، ايشون با شناختشون از شوهرشون و خونواده شوهرش اين تصميم رو گرفت كه شايد از نظر خيليا بد باشه، ولي به هرحال نتيجه مطلوب گرفت.
    الان شما هم عزيزم بهتر هستش كه خودت به طريق معقولي كاري كني كه نه خودت عذاب بكشي نه همسرت و نه خونوادش.
    من خودم مي دوني كه كلا با مادرشوهرم اختلاف دارم ولي اگه كمي آينده نگري و سياست حفظ زندگي داشته باشيم مطمئنا زندگيمون بهتر مي شه.

  2. 4 کاربر از پست مفید darya.f تشکرکرده اند .

    darya.f (چهارشنبه 10 خرداد 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 29 مهر 96, 17:07
  2. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 اسفند 92, 10:36
  3. رفتار های دختر عمه ام منو اذیت میکنه!!! (جلب توجه همسرم)
    توسط بوی خاک در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: جمعه 23 تیر 91, 22:37
  4. من مرد زنی را حمایت می کنم که:(قابل توجه خانم ها)
    توسط حسین پور در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: دوشنبه 10 خرداد 89, 03:14

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:55 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.