سلام آقا مرتضی،
منظورم از رها کردن بیخیال بودنش نیست،شما با وجود پسرتون همیشه یه جورای باید با همسرتون در تماس و رابطه بمونید تا پسر گلتون وجود شما و هم مادرش رو در کنارش داشته باشه،حالا اول هر کدومتون به تنهای و انشالا در آینده سایه جفتتون بالا سرش باشه!!!
من نمیدونم که آیا شما چند وقت یک بار پسرتونو میبینید و آیا همسرتون هم با شما میاد یا تنها با پسرتون بیرون میرید؟! میتونید به طور مثال (البته در کنار گام اول و دوم که خیلی ضروری ومهمه) هر از گاهی سه نفری به پارک برید و به طور غیر مستقیم از همسرتون عذرخواهی کنید،یعنی همسرتون هم باشند رو به پسرتون بکنید و بگید مثلا:
پسرم من مامانی رو خیلی اذیت کردم، درکش نکردم و الان که دیگه ندارمش و تو در کنارم نیستی که هر روز و لحظه به لحظه بزرگ شدنتو ببینم خیلی غضه میخورم ولی چه کنم که تقصیر. ندونم کارهام بود...
یا دفعه بعدش یه جور دیگه به طور غیر مستقیم با کلماتی که بار عاطفی بالای داشته باشند ازشون ( غیر مستقیم) معذرت بخواه! به پسرت رو کن و بگو بابای قدر این زندگی رو ندوست، بگو چقدر خوبه که مامانی همیشه پیشته، خوش به حالت که تو رو گردش میبره,تو قدر مامان رو بدون و به حرفاش گوش بده...
فعلا در کنار گام اول و دوم میتونید یک جلسه به این حالت از خانومتون معذرت خواهی کنید و از کلماتی استفاده کنید که بار عاطفی بالای داشته باشه( من متاسفانه زیاد فارسیم قوی نیست چون تو آلمان بزرگ شدم تازه یک ساله که دارم رو فارسیم کار میکنم،ببخشید منو) باید بهشون بفهمونید که شما مهارت کافی تو مدیریت زندگی نداشتید و الان خیلی پشیمونید و میدونیدم که واسه جبرانش خیلی دیر شده و اون زندگی راه برگشتی نداره،خیلی متاسفید که درکش نکردید و به احساسش بی توجه بودید،البته اینها رو در مراحل بعد با هم قدم به قدم جلو میریم فعلا هنوز رو گام اول و دوم هستیم و صرفا اون ملاقات در پارک...
ازتون هم میخوام تاپیک اگر بال داشتم رو حتماً با دقت کامل بخونید و حتماً نوت برداری کنید و از مشاوره دوستان که در این تاپیک به بالهای صداقت کردن توجه کنید! این تاپیک رو بالهای صداقت تو همون موقع که از همسرشون جدا بودن نوشتند، خیلی بیقراری میکردن ولی با کمک مدیر عزیز و دوستان تونستند از اون وابستگی که به همسرشون داشتند کم کنند،تونستند اون دوران تلخ جدای رو با برنامه ریزی و کنترل روی احساساتشون و زندگیشون به بهترین شکل و در آرامش بگذرونند تا دوباره به آغوش شیرین زندگی سه نفره برگشتند
http://www.hamdardi.net/thread-8891.html
انشالا شما هم با پشتکار و رفتار درست به نتیجه مطلوب میرسید و یادتون باشه،یاد خدا و امید و توکل به خدارو هیچوقت فراموش نکنید،خودتونو تا جای که میتونید به خدا نزدیک کنید تا انشالا هر چه صلاحتونه بهتون بده
آرزو دارم،
فاصله نباشه بین تو و تمام احساس های خوبت
تو باشی و شادی باشه و یه دنیا سلامتی
و امضاء خداوند بزرگ پای
تمام آرزوهایت
ویرایش توسط سوده 82 : شنبه 12 اردیبهشت 94 در ساعت 02:36
علاقه مندی ها (Bookmarks)