به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 49

Threaded View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 15 آذر 93 [ 21:23]
    تاریخ عضویت
    1393-4-19
    نوشته ها
    311
    امتیاز
    722
    سطح
    14
    Points: 722, Level: 14
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 78
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocial3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    958

    تشکرشده 757 در 256 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    47
    Array

    بابت رفتارا ، احساسات و هدر دادن عمرم نمیتونم خودمو ببخشم

    سلام.

    نمیدونم منو چقدر میشناسید ولی یه توضیح مختصر از خودم میدم و حال و اوضاعم وقتی اومدم تالار و تغییراتی که کردم.

    من یه دختر 23 ساله هستم قبلا فوق العاده خجالتی، بی اندازه زودرنج و تقریبا از خودم متنفر بودم و همش در حال خود خوری و فکرای ناراحت کننده تو سرم.

    من تو شرایط تقریبا بدی بزرگ شدم. پر از استرس و ترس و اضطراب. مریضی مامانم، بی پولی، حاشیه نشینی شهر که خودتون میدونید یعنی چی، بی خوابی های شبانه، وضعیت تغذیه افتضاح، مدل کوزت تو خونه باهام رفتار میشد، و البته کارم همیشه حسرت خوردن بود. حسرت غذا لباسو حتی توجه!!!!

    با قدرت تخیل فوق العاده قوی اونقدر که هیچ وقت مشکلات خوانواده مو باور نمیکردم و هر مشکلی رو خیلی راحت تو ذهنم تحریف میکردم ، هوش تقریبا خوب درسی نه اجتماعی، وضعیت تحصیلی تقریبا خوب و لیسانس تو دانشگاه عالی.

    خوب من با وضعیت در حال انفجار از ناراحتی و گریه های مدام اومدم تالار . ناراحت بودم بابت چهره ام، لاغریم، اینکه همه منو مسخره میکنن، اینکه وضعیت پوششم رو دوست ندارم ، همش احساس میکردم همه منو تحقیر میکنن. از پدرم مادرم خواهرم و برادرم شاکی بودم از همه ی آدمای اطرافم دلگیر بودم و حس میکردم الانه از ناراحتی بمیرم. تقریبا یک سال بود به هر دری میزدم تا حالم خوب شه. محجبه بودم تقریبا بد حجاب شدم، به روی پسرا حتی نگا نمیکردم رفتم دنبال دوست پسر و شبا تا دیروقت بیرون میموندم و مهمونی با بچه ها ، آرایش در حد صفر بود ولی دیگه بدون آرایش پامو بیرون نمیذاشتم. فوق العاده درس خون بودم، دوترم آخر حتی حاضر نبودم اسممو رو برگه بنویسم در حدی که برا فارغ التحصیلی کارم به دعوا و آموزش کل کشید، از اتاق استادم برگه امتحان برا دوستم دزدی کردم و با اینکه بدون کنکور دانشگاه قبول میشدم از خجالت رفتارای دو ترم آخرم نرفتم و خیلی چیزای سانسور شده ی دیگه.

    بعد از این همه تلاش بیخود دست از پا درازتر خیلی شانسی با این سایت آشنا شدم. اولین تایپیکم خلاصه اش این بود که من زشتم.
    کلی اینجا به من کمک کردین و خودمم تلاش زیادی کردم.

    اما بعد انجام این همه تلاش میخوام بگم واقعا به نتیجه رسیدم و واقعا زندگیم عالی شده. گریه و تغذیه و حسرت و خجالت و بی اعتماد به نفسی و حس اینک منو مسخره میکنن تموم شد و واقعا واقعا راحت شدم.

    اما الان دوباره گرفتار شدم و یه جورایی ناراحت میشم اونم وقتی که ذهنم بیکاره. اونقدر که بی اختیار میزنم رو زانو ام یا با مشت میزنم تو پیشونیم. واقعا بی اختیاره و دلیلشم اینه که یاد رفتارای اشتباه گذشته ام می افتم و نمیدونم چرا این همه اتفاق عجیب برام می افته و تشدیدش میکنه.

    میدونید من الان واقعا درگیرم با خودم، همش با خودم سر رفتارای اشتباهم و بچه بازیام و مهمترین مورد هدر دادن عمرم، روزای بچگیم، روزای دانشگاه که میتونست بهترین باشه ناراحتم.

    همش دارم خودمو سرزنش میکنم که چرا بی عقل بودم و عمرمو هدر دادم و نمیتونم با رفتارام و بچه
    بازیام کنار بیام

    خواهش میکنم اینبارم کمک کنید تا درست بشم.

  2. 10 کاربر از پست مفید تیام تشکرکرده اند .

    alireza35 (یکشنبه 13 مهر 93), m.reza91 (جمعه 11 مهر 93), meinoush (جمعه 11 مهر 93), parsa1400 (جمعه 11 مهر 93), rayehe (جمعه 11 مهر 93), SpecialBoy (شنبه 12 مهر 93), یه تنهای خسته (پنجشنبه 17 مهر 93), میشل (جمعه 11 مهر 93), آویژه (جمعه 11 مهر 93), آرام دل (جمعه 11 مهر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نمیتونم از حق خودم دفاع کنم.
    توسط Pooh در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 خرداد 94, 00:32
  2. چه طوری میتونم بخشی از حافظه مو پاک کنم
    توسط ribbon در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: چهارشنبه 03 مهر 92, 17:59
  3. نه میتونم ادامه بدم نه جدا بشم
    توسط sheidajojo در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: چهارشنبه 16 مرداد 92, 10:57
  4. با خانواده افسرده ام چه کار میتونم کنم؟
    توسط pardis 1995 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: شنبه 15 مهر 91, 05:48
  5. هرچی به شوهرم میگم میگه نمیتونم!خوب منم نمیتونم چیکار کنیم؟؟؟؟؟؟
    توسط matra در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: شنبه 29 بهمن 90, 22:27

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.