سلام تبسم عزیز
آره مامانم قبل از من خبردار شده بود. چون خواهرم اون شب یکدفعه و با ناراحتی از خونمون رفت. خودمم موندم که چی شد اینقدر ناراحت بود. اون شب که رفته بوده خونه مامانم میگه رنگ صورتش کبود شده بوده و تا چند شب کابوس میئیئه و از خواب می پریده.طفلی خیلی ترسیده بوده. مامانم و خواهرم نمیخواستن جریانو بگن ولی یه روز چند ماه بعدشاز دهن خواهرم پرید. منم اصلا نمی خوتم بچه دار شم با اینکه خوذم عاشق بچه ام ولی می ترسم بعد از بچه دار شدنمون شوهرم دوباره رفتارش مثل قبلش بشه. ولی اون خیلی اصرار داره چند ماهه که دارم بهونه های الکی میارم دیگه واقعا نمی دونم چی بهش بگم. بخدا شبا تا 2،3 ساعت فک نکنم خوابم نمی بره. دارم دیوونه میشم تا کی تو این دودلی بمونم.