به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 40

Threaded View

  1. #25
    Banned
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 آبان 92 [ 09:48]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    597
    سطح
    11
    Points: 597, Level: 11
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 194 در 88 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خانوم سارا من تجربه خودم رو با پدر و مادرم میگم شاید تونست کمکی کنه بهتون چون فکر میکنم شرایط مشابهی بوده

    من پدرم نمیتونم بگم منو مسخره میکرد یا دوستم نداشت ولی واقعا نه هیچ محبتی در وجودش دید میشد و نه اینکه وجود ذاتی ما براش هیچ ارزشی داشته باشه
    تا حدی که واقعا ضربه های وحشناکی من از پدر و مادرم و شرایطی که برای ما ساختن خوردم که هر ثانیه باهاش هنوزم درگیرم

    من با پدرم از روزی که یادمه درگیری و کنتاکت داشتم حتی در حد دست به یقه شدن بخاطر رفتار و کارهایی که اون انجام میده منو داغون میکنه

    ولی بعد از یک اتفاق تا حدودی این وضعیت تغییر کرد و واقعا اینو دیدم که بهم بعد اون اتفاق احترام میزاره بر خلاف قبلش که انگار من یه موجودی هستم که نمیفهمم و توانایی هیچی رو ندارم و هیچی نیستم

    من بهتون یه توصیه میگم انجام بدین قول میدم شرایط عوض میشه
    باید با مادرتون روبرو بشین و با جدیت تمام چیزی که توی دلتون هست بهش بگین حتی اگر گوش نداد یا توجه نکرد با فریاد و داد بهش بفهمونین
    برای هرچیزی توی این دنیا باید جنگید و بدست اورد پس برای بدست اوردن محبت هم باید بجنگید با مادرتون و اینو ازش بخواید

    من در حدی از پدرم متنفر بودم که حتی صداش ازارم میداد حتی احساس زنده بودنش از زندگی متنفرم میکرد یا شباهی بین اون و خودم میدیدم بشدت از خودم هم متنفر میشدم
    ولی وقتی باهاش رودررو شدم و حرفمو بهش زدم شاید اون 5درصد رفتارش عوض شد ولی این خودم بودم که از درون خالی شدم و احساس راحتی کردم
    حالا دیگه برام مهم نیست چی میگه یا چیکار میکنه چون اینو فهمیدم به عنوان یه فرزند براش مهم هستم حالا محبت نمیکنه یا با کاراش ازارم میده این دیگه نمیتونم کاریش کنم چون یا بلد نیست یا نمیفهمه

    پس توصیم اینه با مادرتون رودرو صحبت کنید و هرچی توی دلتون هست بهش بگید بزارید احساستون رو بفهمه که اگر واقعا دوست داشتنی درکار باشه ینو نشون میده با تغییر رفتارش و اگر واقعا مهر و محبتی در دلش نباشه شما چیزی از دست نمیدین بلکه دلتون سبک میشه و احساس راحتی میکنین
    ویرایش توسط Estaf : شنبه 19 مرداد 92 در ساعت 22:00

  2. 4 کاربر از پست مفید Estaf تشکرکرده اند .

    gheryeh (جمعه 25 مرداد 92), meinoush (شنبه 19 مرداد 92), sara 65 (شنبه 19 مرداد 92), اشنای قدیمی (شنبه 25 آبان 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: سه شنبه 05 فروردین 93, 08:09
  2. RE: شوهرم میداند من حساسم،باز حرف خودش رامیزند...
    توسط soda در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 02 آذر 91, 20:48
  3. مردایی که می گن دختر باید ریزه میزه و کوچولو باشه ،دروغ می گن؟؟؟؟
    توسط نازنین آریایی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 55
    آخرين نوشته: پنجشنبه 01 تیر 91, 16:44
  4. از حرفهایی که همسرم جلوی خانواده ام میزند خجالت میکشم
    توسط mahsa1366 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 34
    آخرين نوشته: یکشنبه 09 مرداد 90, 15:50
  5. ایستگاه کنجکاوی ( در مورد نفر قبلیت کنجکاوی کن)
    توسط کنجکاو در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 شهریور 89, 10:23

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.