عزیزم منظور من این نبود که از طریق دادگاه شکایت کنی. من حتی اگر عاشقانه طرفم رو بخوام هیچ وقت این کارو با خانوادم نمی کنم
ولی الان که به اینجا رسیدم میبینم که چقدر اتفاقاتی که افتاده ناشی از ضعف های شخصیتیه خودم بوده، چقدر کوتاه اومدم تا دختر خوبه باشم بدون فکر به این که ادم ها لازم نیست از حقوقشون بگذرن و دیگران رو خوشحال کنن تا ادم خوبه بمونن
روی خودت کار کن، روی استقلال فکرت. از همین جا با کمی کنار کشیدن خودت از خانواده بفهمون که از این وضع ناراحتی. لازم نیست هی حرف بزنی، توضیح بدی، با رفتارت نشون بده، حرف از مستقل شدن و جدا شدن از خانواده و روی پای خودت بودن بزن، برای آینده پس انداز کن و هدفت استقلال باشه.
شما باید با رفتارت نشون بدی که از این وضعیت خسته ای و می خوای تغییر کنی و این تغییرو از چیزای کوچیک شروع کن
کاری کن که 10 سال دیگه حسرت زمان از دست رفته رو نخوری، این زندگی شماس، برای ساختنش به شکلی که می خوای خیلی تلاش کن، نشین ببین پدر چه فکری می کنه، چی میگه. با احترام به اونها، کار خودت رو بکن.
من تا حدی موفق بودم با این کارها








علاقه مندی ها (Bookmarks)