سه شنبه 14 مرداد 93, 15:03
سلام دوست عزیز.من و شما 2 وجه اشتراک داریم.وعده های دروغ قبل از ازدواج و حساسیت شوهر روی خانواده اش.من حدود چهار سال از زندگیم میگذره و به یقین میتونم بگم حساسیت مرد روی خانواده اش و خصوصا پدر و...
چهارشنبه 08 مرداد 93, 15:07
امیدوار جان سلام.از خوندن لحظات سختی که تجربه کردی به شدت متاسف شدم.اما کلمه "بی آبرو " که بکار بردی خیلی متاثرم کرد. :81:آخه چرا باید همچین فکری در مورد خودت بکنی؟
خدا نکنه بی آبرو بشی.شما توسط یک...
چهارشنبه 08 مرداد 93, 02:28
با سلام خومت دوستان عزیز.
من پارسال هم توی این سایت چند تا تاپیک در مورد مشکلاتم داشتم که اون مشکلات تا حدودی با تغییراتی که توی خودم ایجاد کردم ( سیب زمینی شدن!!) و تا حدودی هم همکاری شوهرم (البته...
چهارشنبه 27 شهریور 92, 13:51
سلام دوست عزیز
امثال من و شما که شوهرامون و خانواده هاشون استقلال ما رو به رسمیت نمیشناسند باید خیلی حساب شده تر عمل کنیم.البته در مورد شما که هنوز زندگی دونفره تون رو شروع نکردید قضاوت زوده ونباید...
یکشنبه 24 شهریور 92, 12:56
سلام دوست عزیز.
من با پدرتون موافقم.به نظر من بذار برای داشتن شما زحمت بکشه تا قدرتون رو بدونه.اگر هم حاضر نشد زحمت بکشه چه بهتر که شما عمرتو صرف مردی که زن زندیگشو به راحتی کنار میگذاره نکنید....
پنجشنبه 21 شهریور 92, 11:39
سلام عزیزم.
بیشتر مردا در برخورد با خانواده خودشون همینطورند و همیشه جلوی زنشون حق رو به خانواده خودشون میدن حتی اگه ته دلشون حق رو به شما بدن!!!چون به قول دوستمون تف سر بالا میشه.شما یه نگاهی به...
دوشنبه 04 شهریور 92, 17:08
سلام.
دوست عزیز ....
تحت هر شرایطی وظیفه مرده که امورات مادی خونه رو تامین کنه.درسته که زن هم بهتره به شوهرش کمک کنه اما وظیفه ای نداره.چه برسه به اینکه مرد بشینه تو خونه و زن درآمد خانواده رو...
یکشنبه 03 شهریور 92, 16:25
سلام.
دوست عزیز....
خیلی از مادر ها به نیت دلسوزی ناخواسته تیشه به ریشه زندگی بچه هاشون میزنن.خدا رو شکر که شما از اون دسته مردهایی نیستید که فقط اشکالات زنشونو میبینند و منصفانه قضاوت میکنن.بهتون...
چهارشنبه 30 مرداد 92, 20:53
چرا کسی به من سر نمیزنه؟؟؟؟؟؟
شاید مشکل منو جدی نمیگیرید و فکر میکنید نازنازیم؟؟؟؟البته قبول دارم توی تالار خیلیها وضعشون نسبت به من اسفبارتره.
ولی باور کنید 3 سال حس دوست داشته نشدن و بی توجهی به...
چهارشنبه 30 مرداد 92, 20:43
vareshi عزیز
هیچ وقت نگو چرا.چون هیچ جوابی براش نداری.این چرا مربوط به کاریه که در گذشته انجام شده و گذشته رو نمیشه تغییر داد.فقط با این چرا ها خودت رو عذاب میدی.چون نمیتونی برگردی و عوضش کنی.
پس...
چهارشنبه 30 مرداد 92, 15:52
سلام.
دوست عزیز فکر نمیکنی با این حرفها و کارا داری ارزش خودت رو پایین میاری؟تا خودت برای خودت ارزش قائل نباشی هیچ کسی برات ارزشی قائل نیست.
خودت رو دوست داشته باش و به خودت احترام بذار.
ارزش عشق...
چهارشنبه 30 مرداد 92, 15:26
نه عزیزم.من هستم.
البته برای خیلی از آدما سخته که بپذیرن مشکل روحی دارن.کار سختیه اما به خدا توکل کن.
امیدوارم دوستان با تجربه تر و کارشناس بیان و کمکت کنن.
منم از صمیم قلبم برای شما و همه دعا...
چهارشنبه 30 مرداد 92, 14:46
پس اولین کار اینه که افسردگی همسرتون درمان بشه.چون آدم افسرده انگیزه ایجاد هیچ تغییری رو نداره.این که خودش برای درمانش همکاری نمیکنه خیلی بده و کار شما رو سخت میکنه.
اما نا امید نباش عزیزم.رابطه ات...
چهارشنبه 30 مرداد 92, 14:24
سلام مهدیس جون.خوش آمدی.
عزیزم خیلی کلی گفتی مشکلتو.
اختلافتون سر چه مواردیه و چطور تشدید شده؟خودت و همسرت چند سالتونه؟روابطتون با خانواده های هم چطوره؟چرا سریع طلاق رو انتخاب کردید؟!
دوشنبه 28 مرداد 92, 16:02
shi عزیز
اگه میتونی شوهرتو دوست داشته باشی و از ته دلت بهش محبت کنی (با تمام خصوصیاتی که داره) باهاش زندگی کن.
ولی بین طلاق رسمی و طلاق عاطفی(زندگی به سبک همخونه بودن),طلاق رسمی بهتره.درسته اولش...
یکشنبه 27 مرداد 92, 17:58
سلام .من توی تاپیک خودم از مشکلت خبر دار شدم عزیزم. از خدا میخوام خودش تصمیم درست رو به دلت بندازه.خیلی موقعیت سختیه.اما یه چیزی رو مطمئمنم.بچه توی این شرایط فقط مشکلاتت رو بیشتر میکنه.
رابطه مامانت...