به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6
  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    امروز [ 18:31]
    تاریخ عضویت
    1404-10-15
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    331
    سطح
    6
    Points: 331, Level: 6
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 44.0%
    دستاوردها:
    31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 16 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    1 مرددم بین طلاق یا صبر

    دوستان عزیزم به کمکتون خیلی نیاز دارم.
    مشکلم رو تو تاپیک قبلی گفتم
    سر یه مشکل کوچولو مشکل ما خیلی بزرگ شد و نامزدم قهر کرد و رفت و حدود ۵ ماه ازم خبر نگرفت
    من اوایل خیلی تماس گرفتم بدون هیچ پاسخی..تصمیم گرفتم نامزدمو رها کنم و فقط رو خودم و مشکلاتم تمرکز کنم.
    و حدود دو ماه فقط رو خودم وقت گذاشتم و کم کم داشتم خودم رو پیدا میکردم که تو کتابخونه از دوستم شنیدم که جدایی من و نامزدم تو کل دانشگاه پخش شده…
    در اون لحظه حالم بد شد خیلی بد… فوری با نامزدم تماس گرفتم که طبق معمول جواب نداد
    با عموی نامزدم تماس گرفتم گفتم بلاتکلیفیم.. باید حل شه… ایشونم گفت شب بیاین خونه ما من اونارم دعوت میکنم
    رفتیم ولی همه چی بهم ریخت دوباره… دعوا شد دوباره… نامزدم که اون همه احترام به پدرم میذاشت فقط یه لحظه دیدم حمله ور شده سمت پدرم…
    خیلی حالم بده.
    کاش با عموی همسرم تماس نمیگرفتم کاش باز رو خودم وقت میذاشتم کاش سکوتمو ادامه میدادم
    ولی چیزهایی که تو جلسه فهمیدم این بود که تو این دو ماه که نبودم نامزدم پیگیر من بود به صورت نامحسوس..



    من ابان سال بعد یه امتحان خیلی سخت و مهم دارم الان طلاق گرفتن برام سخته توافقی تموم کردن سخته… چند ماهی میدونم حالم گرفته میشه نمیتونم خوب درس بخونم
    بهم بگین تا ابان سال بعد این قضیه رو مسکوت بذارم و دوباره خودمو قوی تر کنم؟ و یه فرصت دیگه به رابطم و همسرم بدم؟ یا زودتر از این رابطه بیام بیرون؟ میدونم جدایی برا اونم سخته. افتاده رو دنده لج بازی با من و خانواده ام…
    من ۲۶ سالمه..
    میترسم که زمانم بگذره و سنمم بگذره عمرم بره
    کمکم کنید لطفا

  2. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 بهمن 04 [ 23:26]
    تاریخ عضویت
    1391-8-10
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,666
    امتیاز
    48,038
    سطح
    100
    Points: 48,038, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    8,219

    تشکرشده 6,658 در 1,532 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    381
    Array

    سلام مجدد
    میتونم درک کنم که وقتی متوجه شدی اختلاف شما در بین بقیه علنی شده چه احساسی بهت دست داده و متاسفانه همین احساس دوباره کار دستت داد!!
    دختر خوب قرار بود صبور باشی،نوشته بودی دیگه تصمیم احساسی نمیگیری!وقتی دوستت اون حرف رو زد نباید اعتنا میکردی!

    اشتباه دومت دوباره درگیر کردن خانواده ها بود!اگه قرار بود با حضور پدرها و عموی همسرت مشکل حل بشه همون موقع حل میشد،معذرت میخوام اما مشخصه که حتی بزرگتر ها هم نتونستن منطقی رفتار کنن!اینطور جلسات باید به درستی مدیریت بشه وقتی دفعات قبل از عموی همسرتون کاری برنیومد چرا دوباره ایشون رو واسطه قرار دادی؟
    بهتر بود یک جلسه در حضور یک مشاور داسته باشید.
    راستش من میخواستم یک مدتی بگذره و بعد ازتون بخوام مستقیما یک جلسه دونفره با همسرتون داشته باشید و همه حرفها و دلخوری ها زده بشه تا دوباره حرمت بزرگترها شکسته نشه،بالاخره زن و شوهر میتونن همدیگه رو راحتتر ببخشند اما پای خانواده ها که وسط بیاد خیلی فرق میکنه!
    قبلش با پدرتون صحبت نکردید که توی جمع بتونن خوددارتر باشن؟چون به همسرتون که دسترسی نداشتید برای همین میگم از پدرتون میخواستید جلسه رو آروم جلو ببرن
    احتمالا با عجله تصمیم گرفتید
    الان هم آروم باش و فعلا کاری نکن،من فکر میکنم اگه میشد تنهایی با همسرت حرف بزنی این اختلاف زودتر حل بشه البته فعلا چند روزی صبر کن

    و اینکه نمیتونی که تا یکسال دیگه عقد بمونی و هیچ اقدامی نکنی،روال قانونیش هم اینطور نیست تا یک مدتی میشه صبر کرد نه بیشتر این رو دیگه از متخصصش بپرسید

  3. 2 کاربر از پست مفید paiize تشکرکرده اند .

    taraneh89 (شنبه 11 بهمن 04), گل شقایق (شنبه 18 بهمن 04)

  4. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 بهمن 04 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1391-6-06
    محل سکونت
    تهــــران
    نوشته ها
    438
    امتیاز
    13,948
    سطح
    76
    Points: 13,948, Level: 76
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 102
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,019

    تشکرشده 2,388 در 433 پست

    Rep Power
    64
    Array
    عزیزم من تایپیک قبلیت هم دیدم .خیلی احساسی عمل میکنی و عجولی و همین هم کار دستت داده ب نظرم
    اون موضوع قوی کردن خودت و ... فکر کنم الان مناسب شرایط شما نیست!مشکل شما انفعاله ک همچنان هم ادامه داره گویا
    قطعا نباید تا یک سال ب انتظار بشینید .حتی تو تایپیک هایی ک پاییزه براتون گذاشته بود ب هیچ وجه توصیه ب انتظار تو سکوت نشده!
    تایپیک چگونه منفعل نباشیم سبکتکین رو بخونی بد نیست ولی بهتره خودتون تکی مشاوره برید
    بعید میدونم با چند تا پست تو این تالار و چند تا مقاله تو این شرایط سوت و کور تالار بتونید از پس این مسئله بربیاید!میتونید حداقل اشتراک انجمن آزاد بگیرید

  5. 2 کاربر از پست مفید taraneh89 تشکرکرده اند .

    paiize (یکشنبه 12 بهمن 04), گل شقایق (شنبه 18 بهمن 04)

  6. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    امروز [ 18:31]
    تاریخ عضویت
    1404-10-15
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    331
    سطح
    6
    Points: 331, Level: 6
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 44.0%
    دستاوردها:
    31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 16 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    پاییز عزیزم پدر من خوددار بود ولی پدر ایشون چون جلسه قبل که دو ماه پیش بود کلی حرف تو دلش مونده بود زهرشو ریخت… حتی بزرگتراشم نمیخوان قدمی برای اصلاح زندگی پسرشون بردارن… تا من و خانوادم نریم سمتشون اونا نمیان..
    شما میگین دو نفری جلسه بذاریم من دو هفته پیش بعذ دو ماه بهش زنگ زدم جواب نداد پیام دادم یه کار واجب دارم لطفا زنگ بزن یدونه علامت سوال فرستاد!!! در حالیکه تو این ۵ ماه حتی یدونه جواب پیامامم نداده بود!!!
    تو اون جلسه اخری یعنی دو هفته پیش من گفتم شرطم اینه که تا عید بریم پیش مشاور
    برگشت گفت مشاور نمیتونه مشکلمون رو حل کنه من نمیام گفت من اذر درسمو تموم میکنم بعدش خونه میبرمت طبقه اول پدر مادرش!! اونا طبقه دوم زندگی میکنن
    من بارها بهش گفته بودم اونجا نمیام و قرار بود خونه رو پدر من و پدر همسرم باهم بخرن چون همسرم وضع مالی خوبی ندارن و برعکس ما وضع مالیمون خیلی خوبه حتی بابام میگه خودم به تنهایی واستون خونه میخرم ولی همسرم تو اون جلسه گفت من همه چیو منت میذارم سرش و من نمیخوام خونه رو پدرش بخره!!
    خونه ‌و اپارتمان اونا هم اصلااااا تعریفی نداره من اصلا نمیتونم خونه اونا زندگی کنم…
    نمیدونم همسرم یا واقعا زخم خورده بود و فقط میخواست غرورشو بازسازی کنه که اون حرفو گفت یا نه میخواست خودم فرار کنم از دستش…

    - - - Updated - - -

    ترانه بخدا من منفعل نیستم اوایل هر چقد تلاش کردم جواب عکس داد اصلا اون تلاش هام باعث شد صد قدم عقب بره.. با خودم میگم کاش نه تلاشی میکردم نه پدرمو واسطه میفرستادم تا این ماه که ۵ ماه میشه فقط سکوت میکردم قطعا خودش میومد سمتم…

  7. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    امروز [ 18:31]
    تاریخ عضویت
    1404-10-15
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    331
    سطح
    6
    Points: 331, Level: 6
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 44.0%
    دستاوردها:
    31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 16 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    فقط بهم بگین امید داشته باشم که بتونم زندگیمو دوباره بسازم یا همه چی تموم شده؟؟؟
    حرمت های دو خانواده هم از بین رفته…
    نامزدمم سراغی ازم نمیگیره انگار من براش مردم.. نمیدونم حتی دوسم داره یا نه…
    ولی من خیلی دوسش دارم واقعا دوسش دارم نمیخوام جدا شم
    اون حتی حاضر نیست دو نفری باهم حرف بزنیم اون موقع من مطمئنم مشکلاتمون حل میشه
    حاضر نیست منو ببینه
    حتی جواب پیام ها و زنگامم نمیده
    امکان داره حرمت های از بین رفته درست شه؟؟؟ امکان داره زندگیمو دوباره بسازم؟؟؟

    - - - Updated - - -

    برای بازسازی حرمت ها من راهی جز فاصله طولانی نمیدونم جوری که یادمون بره چه اتفافی افتاد اشتباه میکنم؟؟

  8. #6
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 بهمن 04 [ 23:26]
    تاریخ عضویت
    1391-8-10
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,666
    امتیاز
    48,038
    سطح
    100
    Points: 48,038, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    8,219

    تشکرشده 6,658 در 1,532 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    381
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط گل شقایق نمایش پست ها
    فقط بهم بگین امید داشته باشم که بتونم زندگیمو دوباره بسازم یا همه چی تموم شده؟؟؟
    ؟؟

    قطعا امیدی هست،همین که شما اینجا داری در مورد مشکلت مشاوره میگیری یعنی هنوز به این رابطه امیدواری و همچنین همسرت،وگرنه فکر ازدواج و خونه و...نبود

    الان که اشتراک آزاد گرفتی در انجمن خصوصی از مدیر همدردی مشورت بگیر،مطمئنا بهتر از ما میتونه به شما کمک کنه
    دلخوری ها هم به مرور از بین میره،نگران نباش،این مسائل برای همه هست فقط باید درست مدیریت بشه و اشتباهات گذشته تکرار نشه
    انشالله که زودتر به نتیجه مطلوب برسید
    عمر که بی عشق رفت

    هیچ حسابش مگیر...

  9. کاربر روبرو از پست مفید paiize تشکرکرده است .

    گل شقایق (دوشنبه 20 بهمن 04)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1404 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.