سلام
خسته نباشید
من 35 سالم هست و 8 سال هست که ازدواج کردم و دو دختر 3 ساله و 6 ساله دارم .
.........................................
من شهریور سال 1402 ( یعنی حدود 2 سال پیش ) یک مطلب اینجا نوشتم در مورد اینکه تازه فهمیده بودم همسرم 6 سال به من دروغ گفته...
https://www.hamdardi.net/i/domains/h...ead-47591.html
واقعا ازش متنفر بودم. اما انقدر التماس کرد و اشک و زاری کرد که قبول کردم فعلا جدا نشیم .
....................................
بعدش دربهمن سال 1403 ( یعنی حدود 1 سال پیش ) یک مطلب دیگه اینجا نوشتم . اون موقع دیگه واقعا تصمیم صد در صدی گرفته بودم که ازش جدا بشم ...
https://www.hamdardi.net/i/domains/h...ead-47697.html
اون موقع می گفت فقط بچه هامون ، بچه طلاق نشن و به من می گفت که جدا نشیم و من با هر کی می خوام برم توی رابطه .
........................................
من از اواسط سال قبل ، یعنی توی یک سال گذشته تصمیم گرفتم خودم رو آماده کنم برای روابط جدید ..
چون آدم کمال گرایی هم هستم ، وقتی یک کاری رو بخوام بکنم باید درست بکنم ...
توی این یک سال دندونام رو کامپوزیت کردم ، مو کاشتم ، روتین پوستی برای خودم دارم ، دماغم رو عمل کردم ، صورتم رو بوتاکس می زنم ، وزنم رو کم کردم و فیت شدم ، بدن سازی می رم ، کلاس زبان می رم ، مطالب روان شناسی در مورد ارتباط با دخترها رو می خونم ، دنبال پیدا کردن شیک ترین مدل های لباس و کفش و اکسسوری و مناسب ترین و ترند ترین مدل های ریش و مو برای خودم هستم ...
بعد حدود یک سال واقعا به نتیجه رسیدم ...
توی چند ماه گذشته با دخترای زیادی آشنا شدم و دیت رفتم ... فقط هم دنبال عشق بودم و اینکه یکی دوستم داشته باشه واقعا ، نه چیز دیگه ای ...
عموما بعد دو سه بار که باشون بیرون می رفتم ، می دیدم اون کسی که می خواستم نیستند ، یا توقعات بیجا ازم دارند .
بعدش یه جوری تعامل باشون می کردم که خودشون بخوان کات کنند و ضربه نخورند ...
اما بالاخره الان یکی رو دارم که واقعا ازش خوشم اومده و اونم فکر می کنم واقعا دوسم داره ....
.....................................
به زنم هم گفته بودم وقتی با دخترا قرار می ذارم . حالا که بش گفتم من یکی رو دوست دارم و دیگه با هیچ دختری قرار هم نمی خوام بذارم و دیده ارتباط مون پایدار هست ، می گه می خواد جدا بشه ...
با اینکه مهریه اش رو بخشیده بوده ، می گه نصف خونه رو به نامش بزنم و جدا بشیم ...
می گه نفقه بچه ها رو بش بدم و بچه ها رو هم خودش نگه می داره....
.....................................
واقعا مشکلی ندارم که نصف خونه رو به نامش بزنم و حتی خونه رو نفروشیم و بذارم اون با بچه ها توی خونه مون زندگی کنه و من برم خونه پدری ام زندگی کنم .
تا الان مخالف طلاق بود ، الان که خودش طلاق می خواد ( البته با گرفتن نصف خونه ) ، نمی دونم چکار کنم ؟





پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)