به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10
  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 بهمن 04 [ 11:02]
    تاریخ عضویت
    1399-12-20
    نوشته ها
    606
    امتیاز
    16,987
    سطح
    83
    Points: 16,987, Level: 83
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 363
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,107

    تشکرشده 1,128 در 455 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    121
    Array

    ✿ تو منحصر به فردی ✿

    «بسم الله الرحمن الرحیم»

    راهنمای ساده و کاربردی برای افزایش اعتماد بنفس

    اعتماد به نفس یعنی چه؟

    ✾ اعتماد به نفس یعنی من عاشق بدون قید و شرط خودم هستم حتی اگر مرتکب اشتباهی شوم.

    ✾ اعتماد به نفس یعنی من اشتباهاتم را می‌ پذیرم و از آن‌ ها درس می‌ گیرم و به تلاشم ادامه می‌ دهم.

    ✾ اعتماد به نفس یعنی من اگر شکست بخورم دوباره بر می‌ خیزم و یک بار دیگر تلاش می‌ کنم تا به پیروزی برسم.

    ✾ اعتماد به نفس یعنی من هر کاری را که بخواهم می‌ توانم خیلی خوب انجام دهم.

    ✾ اعتماد به نفس یعنی من توانمندی‌ هایم را می‌ شناسم و می‌ پذیرم ولی مغرور نمی‌ شوم و بخاطر عملکردهای ضعیفم خود را تحقیر و توهین و سرزنش نمی‌ کنم و حس بدی نسبت به خود ندارم. با همه‌ شان راحتم و پذیرای آن‌ ها هستم ولی تلاش می‌ کنم آن‌ ها را بهبود ببخشم. اگر این نقاط ضعف را دارم در عوض نقاط قوّت فوق‌ العاده‌ ای دارم. از وجودشان لذت می‌ برم و تلاش می‌ کنم تا بهبودشان ببخشم. من نگران نقاط ضعفم نیستم.

    ✾ اعتماد به نفس یعنی من عادتهای بدم را کنار می‌ گذارم و در خودم عادات خوب ایجاد می‌ کنم.

    ✾ اعتماد به نفس یعنی من برای انجام کارهایم در خودم انگیزه‌ ایجاد کنم.

    ✾ اعتماد به نفس یعنی من نمی‌ گذارم گفتمان درونی بد، حالم را خراب کند.

    ✾ اعتماد به نفس یعنی من اسیر افکار منفی نیستم و به چیزهای خوب می‌ اندیشم و خوش‌ بین و مثبت‌ اندیشم.

    ✾ اعتماد به نفس یعنی من نیازی به ترحم و دلسوزی دیگران ندارم.

    ✾ اعتماد به نفس یعنی منتظر نمی‌ شوم همه شرایط مهیا شود تا شروع کنم.

    ✾ اعتماد به نفس یعنی با تمام مشکلات و کاستی‌ ها قدم اول را بر می‌ دارم.

    ✾ اعتماد به نفس یعنی من مسئولیت 100% زندگی‌ ام را می‌ پذیرم.

    ✾ اعتماد به نفس یعنی من بزرگ می‌ اندیشم.

    ✾ اعتماد به نفس یعنی من آینده‌ نگرم.

    ✾ اعتماد به نفس یعنی من تفکر خلاق دارم.

    ✾ اعتماد به نفس یعنی من خودم را دوست دارم و عاشق خودم هستم.

    ✾ اعتماد به نفس یعنی هیچ نمی‌ توانمی‌ در زندگی من وجود ندارد.

    ✾ اعتماد به نفس یعنی به چیزهای خوب فکر می‌کنم تا شبیه آن‌ ها شوم و یا به همان‌ ها تبدیل شوم.

    ✾ اعتماد به نفس یعنی شکست در زندگی من، سرآغاز پیروزی است.

    ✾ اعتماد به نفس یعنی من با خودم خوب برخورد می‌ کنم. با خودم خوب صحبت می‌ کنم. خودم را تحقیر نمی‌ کنم، به خودم توهین نمی‌ کنم و خودم را سرزنش نمی‌ کنم.

    ✾ اعتماد به نفس یعنی گفتمان درونی من با خودم عالیست.

    ✾ اعتماد به نفس یعنی خودم را با هیچ کسی مقایسه نمی‌ کنم چون من منحصر به فردم.

    ✾ اعتماد به نفس یعنی قضاوت نمی‌ کنم نه خودم را و نه دیگران را.

    ✾ اعتماد به نفس یعنی غُر نمی‌ زنم، نِق نمی‌ زنم و مظلوم‌ نمایی نمی‌ کنم و نیازی به ترحم دیگران ندارم تا به حال من دلسوزی کنند. چون حالم خوب است و اگر نباشد برای بهبودی حالم راهکارهای فوری دارم.

    ✾ اعتماد به نفس یعنی می‌ دانم که هر چیزی که می‌ خواهم به دست بیاورم، باید بهایش را بپردازم.

    ✾ اعتماد به نفس یعنی من تنبل و اهمال‌ کار نیستم، حرکت می‌ کنم حتی اگر شرایط فراهم نباشد.

    ✾ اعتماد به نفس یعنی خدا را شکر می‌کنم که منحصر به فردم.

    ✾ اعتماد به نفس یعنی منحصر به فردم و تو نیز منحصر به فردی.


    ادامه دارد...

    نویسنده : خانم پروانه خیاط فراهانی
    کتابخانه کتابراه

  2. 2 کاربر از پست مفید طنین باران تشکرکرده اند .

    باغبان (یکشنبه 19 اردیبهشت 00), زونیام (یکشنبه 02 خرداد 00)

  3. #2
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 بهمن 04 [ 11:02]
    تاریخ عضویت
    1399-12-20
    نوشته ها
    606
    امتیاز
    16,987
    سطح
    83
    Points: 16,987, Level: 83
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 363
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,107

    تشکرشده 1,128 در 455 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    121
    Array
    گفتمان درونی

    آیا تاکنون صدای درونی خود را شنیده‌ اید؟ صدایش چگونه است؟ بلند یا آرام؟ چه می‌ گوید؟ من نمی‌ توانم این کار را انجام دهم؟ من به درد هیچ کاری نمی‌ خورم؟ من هیچ‌ وقت به‌ جایی نمی‌ رسم!

    این‌ ها گفتمان‌ های درونی منفی یا خودگویی‌ های منفی هستند که در بیشتر مواقع برایمان پیش می‌ آید. شدت و حدّت آن وابسته به میزان اعتماد به نفس ماست. ما با گفتمان درونی منفی خود باعث می‌ شویم که ذهنمان علیه خودمان کار کند سپس نسبت به خودمان احساس بد پیدا کرده، درنتیجه دچار ترس، تردید و دودلی می‌ شویم و اعتماد به‌ نفس‌ مان کم می‌ شود و در جا می‌ زنیم، سپس می‌ گوییم اصلاً من از اول خلقت‌ شانس نداشتم.

    من از اول بدبخت دنیا آمدم. من هیچ‌ وقت به زیبایی، اندام، ثروت، تحصیلات، خوشبختی، موفقیت دیگران نمی‌ رسم، من هیچ وقت پولدار نمی‌ شوم، من همیشه می‌ بازم، من نمی‌ توانم به موفقیت برسم، من لیاقت موفقیت را ندارم.



    کسی که گفتمان درونی‌ اش منفی است نسبت به خودش و اطرافیانش حس بدی دارد و خودش هم حالش بد است. به هر طریق این حس بد را به دیگران انتقال خواهد داد و رفته‌ رفته حال خودش و دیگران نیز بد خواهد شد. با تکرار این کار، چون به فرد بدبین تبدیل می‌ شود، یا آن جمع کم‌ کم از او دوری می‌ کنند؛ و یا نقشی قربانی خواهد داشت که فوق‌ العاده در کاهش اعتماد به نفس مؤثر است.

    ولی گفتمان درونی مثبت بر شما و اطرافیان تأثیر زیادی خواهد داشت. به‌ این صورت که وقتی با خودتان مثبت صحبت می‌ کنید بر ذهن و جسم شما تأثیر گذاشته و نقاط قوّت و توانمندی‌ هایتان را دقیق‌ تر می‌ بینید و نسبت به خود اعتقاد و باور بیشتری پیدا می‌ کنید و سپس در رفتارتان تأثیر گذاشته و انعکاسش در گفتمان‌ های بعدی هویدا خواهد شد؛ و از اینجاست که اتفاقات خوب شروع می‌ کند به رخ دادن و اعتماد به نفس شما روز به روز بیشتر خواهد شد.



    خنثی کردن گفتمان درونی منفی


    فقط تمرین کنید و با خود مثبت صحبت کنید تا جایی که نقطه نظرات مثبت بر منفی غلبه کند سپس اعتماد به نفس‌ تان افزایش پیدا خواهد کرد. چرا؟ چون شما تبدیل به همان می‌ شوید که آن را تمرین می‌کنید.

    راهکارهای خودمانی برای پیشگیری از گفتمان درونی منفی و افزایش اعتماد به نفس:

    - رُک‌گو نباشید: با این کار ممکن است حرفی بزنید که باعث ناراحتی دیگران شود و گفتمان منفی‌ تان شروع شود.

    - خودتان را جای مخاطب بگذارید: با این کار احساس طرف مقابل را درک می‌ کنید و قضاوت نمی‌ کنید.

    -انتقاد نکنید: من هر وقت از کسی انتقاد می‌کنم پس از زمان کوتاهی شرایطی پیش می‌آید که خودم در مورد همان موضوع مورد انتقاد قرار می‌ گیرم. دیگر کمتر کسی را قضاوت می‌کنم.

    - به‌جای دیدن خصوصیات منفی فرد مقابل، خصوصیات مثبت او را ببینیم. وقتی به خصوصیات منفی کسی توجه می‌ کنیم ذهن ما به دنبال خصوصیات منفی دیگری می‌ گردد؛ و دیگر نکات مثبتش را نمی‌ بینیم.

    - حتماً قبل از صحبت، به شرایط مکانی و زمانی‌ تان فکر کنید. نکته دوم این است که هر حرفی را نزنید و اگر لازم است صحبت کنید فقط حرف‌ های خوب بزنید. چون همه‌ کس در همه‌ جا به‌ قدر کافی صحبت‌ های منفی دارند که بگویند و بنالند. دیگر ما هم اضافه‌ بار نباشیم


    - تا حد امکان تشویق کنید. با این کار به طرف مقابل حس خوب می‌ دهید و همین حس خوب به شما هم منتقل می‌ شود.

    - طرف مقابل را تحسین کنید. یعنی ویژگی‌ های تحسین برانگیز و نقاط قوّتش را ببینیم و صادقانه آن‌ ها را بیان کنیم. این یعنی شکار رفتارهای خوب.

    - الگوی حرف‌های مثبت و شارژ کننده باشیم. طوری که دیگران دلشان بخواهد در مجالس آن‌ ها حضور داشته باشیم و همیشه در کنارشان باشیم، چون حس خوب به آن‌ها می‌ دهیم.

    - انتقام: اگر در جمعی قرار گرفته‌ اید و می‌ خواهید از یکی از حضار با کلام انتقام بگیرید و چیزی به او بگویید که دلتان آرام بگیرد، از شما خواهش می‌ کنم که‌این کار را نکنید. شاید در آن لحظه به آرامش نسبی برسید ولی پس‌ از آن دچار گفتمان درونی منفی شده و دیگر نمی‌ توانید غوغای درونی خود را آرام کنید؛ و واقعاً زندگی خودتان تلخ خواهد شد.

    - به هیچ عنوان دست روی نقطه ضعف دیگران نگذارید. چون به احتماًل زیاد از دستمان ناراحت می‌ شوند و حرفی می‌ زنند که به ما بر می‌ خورد و جدال در می‌ گیرد و صفت‌ هایی مثل حسادت و تنگ‌ نظری به مانسبت می‌ دهند؛ و مجدداً گفتمان درونی منفی ما شروع به کار خواهد کرد؛ و یا دنبال فرصتی می‌ گردند درجایی که برایمان بسیار حساس است دست روی نقاط ضعف‌ مان بگذارند.

    - مسخره نکنید. یا باعث ناراحتی طرف مقابل می‌ شوید و یا خودتان مورد تمسخر قرار می‌ گیرید.

    - یا شوخی نکنید و یا با ملاحظه طوری شوخی کنید که اهانت تلقی نشود. البته شوخ طبعی خوب است به‌این شرط که اولاً باعث ناراحتی کسی نشوید. ثانیاً خودتان هم پذیرای شوخی‌ های دیگران باشید و ظرفیت آن را داشته باشید.

    - اطرافیان را همان‌ گونه که هستند بپذیرید و درصدد تغییر آن‌ ها نباشید. شما نمی‌ توانید کسی را تغییر دهید چون باید خودشان بخواهند که تغییر کنند. فقط یک راه وجود دارد و آن هم این است که خودمان را تغییر کنیم. وقتی شما تغییر کردید، دیگران و حتی محیط نیز تغییر خواهد کرد. در حقیقت، دید ما به خودمان و اطرافیان عوض می‌ شود و همه چیز عوض می‌ شود. پس ماییم که دنیای‌ مان را می‌ سازیم.

    - اگر از هر نظر با کسی مشکل دارید و مشکل‌تان باز حل نشد یا با او کمتر صحبت کنید یا سکوت کنید.

    - حسادت نکنید. حتی غبطه هم نخورید. وقتی حسادت می‌ کنید و یا غبطه می‌ خورید به هر حال داشته‌ های طرف مقابل و نداشته‌ های خود را می‌ بینید؛ و همچنان دچار گفتمان درونی منفی خواهید شد و حس بدی خواهید داشت.

  4. 2 کاربر از پست مفید طنین باران تشکرکرده اند .

    باغبان (یکشنبه 19 اردیبهشت 00), زونیام (یکشنبه 02 خرداد 00)

  5. #3
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 بهمن 04 [ 11:02]
    تاریخ عضویت
    1399-12-20
    نوشته ها
    606
    امتیاز
    16,987
    سطح
    83
    Points: 16,987, Level: 83
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 363
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,107

    تشکرشده 1,128 در 455 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    121
    Array
    رهایی از افکار منفی خود

    از آنجایی که درگیری با افکار منفی در ما حس منفی ایجاد می‌ کند و عملکرد و اعتماد به نفس ما را نیز کاهش می‌ دهد. لازم است که بدانیم چگونه از دام افکار منفی خلاص شویم.


    آیا تاکنون برایتان پیش آمده که در شرایط بسیار بدی قرار گرفته باشید علامت ولی به خاطر امید و ایمانی که دارید، افکار منفی را تحمّل کرده‌ اید و به هدفتان رسیده‌ اید و تسلیم افکار منفی نشده باشید. اگر در ذهنتان مدام مرور کنید که من نمی‌ توانم قطعاً نخواهید توانست ولی اگر به خودتان بگویید: با اینکه‌ این کار مشکل است ولی من با امید به خدا و تکیه بر توانایی‌ هایم آن‌ را انجام می‌ دهم، اینجاست که به موفقیت می‌ رسید چون توانمندی‌ هایتان را پذیرفته‌ اید.

    مثلاً آزمون یا کار بسیار مهمی‌ داشته‌ اید ولی خودتان برای خودتان دلیل و برهان برای انجام ندادن مبنی بر نتوانستن آن بیاورید.

    نکته: خود افکار منفی برای ما مشکل ایجاد نمی‌ کنند. بلکه تمرکز و توجّه و تکرارشان در
    ذهن و صحبت دربارۀ آن‌ ها، باعث می‌ شود ذهن ما این افکار منفی را باور کند و وقتی باور کردیم، بدنمان هم می‌ پذیرد و همان کار را انجام می‌ دهد. به‌ این صورت که وقتی من به خودم مدام بگویم که من نمی‌ توانم شنا یاد بگیرم. زمانی هم که بخواهم آموزش ببینم ذهنم آن را نمی‌ پذیرد و می‌ گوید تو واقعاً نمی‌ توانی، نمی‌ توانی و قطعاً نخواهم توانست.


    چرا وقتی با افکار منفی درگیر می‌ شویم باید خودمان را مشغول کار دیگری بکنیم؟


    فواید سرگرم کردن خود زمانی که اسیر افکار منفی هستیم:

    1- سرگرم شدن از شدیدتر شدن درگیری با افکار منفی و افسردگی جلوگیری می‌ کند


    2- ما معمولاً منتظر می‌ شویم حالمان خوب شود و سپس کارهایمان را انجام می‌ دهیم در صورتی که اگر خود را مشغول کار دیگری کنیم، بطور ناخود آگاه درگیری و احساس بد فراموش می‌ شود و حالمان بهتر می‌ شود.

    3- به نقاط قوّت خود پی می‌ بریم.

    4- نقطه نظرات خوب دیگران را نسبت به خودمان در می‌ یابیم.

    تمرین‌ های مربوط به سرگرم کردن خود زمانی که افکار منفی به سراغتان می‌ آید:

    تمرین 1:

    یکی از خاطرات شیرین و لذّت بخش خود را به‌ یاد بیاورید.

    تمرین 2:

    به مسیر فکر منفی خود انحراف دهید: اگر از افکار منفی واقعاً ناراحت هستید به هر چیزی بجز آن فکرکنید قطعاً فراموش خواهید کرد.

    تمرین 3:

    عبارت‌ های مثبت تأکیدی را تکرار کنید: ما با درگیر شدن با افکار منفی، روحیه غمگین و حس بد را در خودمان ادامه می‌ دهیم و آن‌ ها را در وجودمان نهادینه می‌ کنیم.

    تمرین 4: وقتی افکار منفی شما را داغون می‌ کند.

    1-4-به افکار منفی بگویید: کجا با این عجله؟! بایست. اگر تنها هستید، بلند بگویید و اگر در جمع هستید، در دلتان بگویید.

    2-4-یا اینکه دور دست‌ تان کش ببندید و وقتی افکار منفی به سراغتان آمد، کش را بکشید تا به دست‌ تان بخورد. وقتی درد گرفت متوجه می‌ شوید که‌ یعنی افکار منفی کاری باشما ندارند پس رهایشان کنید.


    افکار استدلالی یا افکار بهانه تراش

    افکار استدلالی آن دسته از افکاری هستند که باعث می‌ شوند ما نتوانیم کارهای مهم خود را انجام دهیم.

    روس هَریس در کتاب اعتماد به نفس گمشده می‌ گوید: رایج‌ ترین افکار افکار استدلالی به 4 دسته تقسیم می‌ شوند. که به نظر من بهتر است دسته پنجم را به آن بیفزاییم.

    1- موانع: ذهن ما همه موانع و سختی‌ ها را در نظر می‌ گیرد و می‌ گوید من نمی‌ توانم. البته بلافاصله راه حل نیز نشان می‌ دهد.

    مثلاً برای ایجاد فرصت برای کتاب‌ خوانی ذهن ابتدا می‌ گوید : تو فرصت نداری مطالعه کنی. و سپس راه حل می‌ دهد : ببین، تلاش کن از زمان حضور در شبکه‌ های اجتماعی کم کنی و تلفن همراهت را کنار بگذاری (سه متر دور از خودت) و مطالعه این کتاب را شروع کنید.

    تمرین: لطفاً تلفن همراهتان را با دست راست‌ تان بردارید.

    همراه گرامی ما همین الان گفتیم که تلفن همراه خود را سه متر دورتر از خود قرار دهید پس چطور همین الان آن را برداشتید!

    2- خود داوری‌ ها:

    ذهن ما با دلیل آوردن، ناتوانی‌ مان را به ما ثابت می‌ کند (ناتوانی از قبل آموخته شده) و می‌ گوید: نمی‌ توانم. او می‌ گوید: «ببین چه مشکلات بزرگی سر راهت است.»، «از خیر انجام آن بگذر.»، «اصلاً نمی‌ توانی حلشان کنی»، «همان بهتر که جلوتر نروی.»، «اصلاً در همین حالت بمانی بهتر است.»، «ممکنه ضایع شوی»، در همین جا ذهن راه حل دهنده راه حلی نشان می‌دهد.

    «مثلاً اگر می‌ خواهیم به کلاس افزایش اعتماد به نفس برویم می‌ گوید: «ببین تو از اول اعتماد به نفست پایین بود، اصلاً هر کاری هم بکنی نمی‌ توانی اعتماد به نفست را بالا ببری.»؛ولی ذهن راه حل دهنده می‌ گوید : خیلی از افرادی بودند که اعتماد به نفس پایین داشتند ولی با آموزش و تمرین اعتماد به نفسشان افزایش پیدا کرد.

    3- مقایسه‌ ها:

    ذهن ما ناعادلانه مهارت ما را با دیگران مقایسه می‌ کند و می‌ گوید: او بهتر است تو که نمی‌ توانی «مثلاً در زمینه سخنرانی ذهن من می‌ گوید :"ببین بهرام پور چقدر عالی سخنرانی می‌ کنه.او واقعاً اسطوره سخن است. تو نمی‌ توانی مثل او باشی".ولی از طرف دیگر ذهنم راه حل هم ارائه می‌ دهد و می‌ گوید:"ببین بهرام‌ پور 4 سال زحمت کشیده تا به‌ اینجا رسیده تو هم تلاشت رو بکن . با آموزش و تمرین نه تنها می‌ توانی شبیه او شوی بلکه می‌ توانی از او هم بهتر باشی و اگر او توانسته تو هم می‌ توانی"، فقط کافی است بجای گفتن چرا اینطوری شده، بگویی : چگونه آن طور که می‌ خواهم، بشوم؟


    4- پیش‌ بینی‌ ها:

    ذهن ما شکست را پیش‌ بینی می‌ کند. همین الان که‌ این کتاب را می‌ نویسم پیش‌ بینی‌ های منفی ذهن من می‌ گوید: اگر محتوای کتاب به درد نخورد چی؟ اگر خواننده کتاب خوشش نیامد چی؟ اگر ... و اگرهای دیگر.

    پیش‌بینی‌های مثبت ذهن من می‌ گوید:

    این کتاب اعتماد به نفس را که می‌ نویسی، چون به زبان ساده و کاربردی مطرح شده همه می‌ توانند از آن استفاده کرده و با انجام تمرین‌ هایش اعتماد به نفسشان را افزایش دهند تا زندگی‌ شان همراه با آرامش باشد. همچنین به علت مشاوره‌ ای که در این ده سال ارائه کردی با مشکلات مردم و دلایل اعتماد به نفس پایینشان آشنا هستی. این‌ ها بزرگترین منفعت زندگی توست. پس به نوشتن عاشقانه این کتاب ادامه بده چون خیلی‌ ها به این کتاب نیاز دارند.


    5- بزرگ نمایی:

    گاهی مشکل یا مسئلۀ پیش آمده عادّی است. در این حالت افکار مثبت می گویند: راه حلی پیدا می‌ کنیم ناراحت نباش. ولی افکار منفی می‌ گویند: ای وای، ای داد، ای هوار اگر این مشکل طور دیگری شود چه می‌ شود! اگر نتوانی مسئله را حل کنی بدبخت می‌ شوی. آبرویت می‌ رود. عزت و احترام خودت را پیش مردم از دست می‌ دهی و آنقدر می‌ گوید که صورت مسئله را زیر سؤال می‌ برد.

    اگر با مسئله بصورت عادی برخورد کنیم، می‌ توانیم جواب را در صورت مسئله پیدا کنیم؛ مثلاً ماندن در ترافیک در شهر تهران معضلی است که اگر هر روز بگوییم ای وای! چرا مشکل‌ ترافیک تهران حل نمی‌ شود. هر روز چقدر وقتم به هدر می‌ رود و .... این صحبت‌ ها مشکلی را حل نمی‌ کند. ولی اگر فکر کنیم می‌ توانیم از همان وقت مرده استفاده کنیم.


    توجه:

    افکار منفی را نمی‌ توانیم دور بیندازیم. چون داشتن افکار منفی طبیعی است. افکار منفی می‌ آیند و می‌ روند مهم این است که ما روی آن تمرکز نکنیم و به آن توجه نکنیم. با این کار از اسارت افکار منفی درآمده و مانند این است که کلید خاموش آن را زده باشیم.

    «کیفیت افکار شما تعیین کننده کیفیت زندگی شماست.» وِرا پیفِر



    تمرین: جایگزینی افکار مثبت به جای افکار مضر

    هر زمان افکار منفی به سراغتان آمد:

    1- یک قلم در دست داشته باشید و افکار منفی خود را بنویسید. الان می‌توانید همین جا بنویسید


    .................................................. .................................................. ............................

    .................................................. .................................................. ............................

    2-حالا تصور کنید دانه دانه افکار منفی‌ تان را می‌ گذارید روی ابرها و آن‌ ها محو می‌ شوند


    3-آیا الان احساس آرامش ندارید؟.................................... ...........


    تمرین: خنثی کردن افکار یا ذهن خالی

    تصور کنید زیر درخت گیلاس پر شکوفه و در کنار آب روان نشسته‌ اید. و گلبرگ‌ های شکوفه گیلاس در آن آب روان می‌ افتند و می‌ روند. حالا تک تک افکار منفی که به ذهن تان می‌ آید را روی یک گلبرگ بگذارید و اجازه بدهید که برود اگر ذهنتان گفت چه تمرین مسخره ای ! آن را هم به آب بسپارید. اگر ذهنتان گفت مگر بیکاری ؟ آن را هم بسپارید به آب. و هر چه و هر چه به ذهنتان آمد همه را به آب روان بسپارید.با این تمرین تمامی‌ افکار شما جاری خواهد شد و شما می‌ توانید افکار خود را تحت کنترل در آورید.

    زمانی که افکار منفی کنترل شدند پس بزرگترین‌ مانع برداشته شده و نمی‌ توانم ها کمرنگ شده و می‌ توانم ها اجازه بروز خواهند داشت.

  6. 2 کاربر از پست مفید طنین باران تشکرکرده اند .

    باغبان (دوشنبه 20 اردیبهشت 00), زونیام (یکشنبه 02 خرداد 00)

  7. #4
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 بهمن 04 [ 11:02]
    تاریخ عضویت
    1399-12-20
    نوشته ها
    606
    امتیاز
    16,987
    سطح
    83
    Points: 16,987, Level: 83
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 363
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,107

    تشکرشده 1,128 در 455 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    121
    Array
    هر کاری را که بخواهی می‌توانی انجام دهی

    «شما می‌ توانید هر کسی که می‌ خواهید بشوید، هر کاری که می‌ خواهید بکنید، فقط باید به اندازه کافی ایمان داشته باشید و بر اساس آن عمل کنید. »ناپلئون هیل

    تا کنون چند بار پیش آمده که تصمیم گرفته‌ اید کاری را انجام دهید و انگیزه‌ اش را هم داشته‌ اید ولی فکر کرده‌ اید که نمی‌ توانید؟ پس راحت‌ ترین و در دسترس‌ ترین بهانه برای انجام ندادن کارها، همین من نمی‌ توانم‌ هاست.

    ناتوانی اکتسابی بهترین بهانه ما برای انجام ندادن کارهاست.

    باور ناتوانی اکتسابی:

    وقتی ما چیزی را باور می‌ کنیم مغز هم به خودش ثابت می‌ کند که همین درست است.

    مثلاً اگر ثروت را دوست داریم ولی ثروتمند نیستیم و نسبت به انسان‌ های ثروتمند احساس منفی داریم. این یک تناقض است و مغز نمی‌ تواند هر دوی این‌ ها را یک جا بپذیرد؛ و ناچار است یکی از این‌ ها را بپذیرد و دیگری را نفی کند؛ که‌ این کار را هم می‌ کند. ذهن می‌ گوید پس ثروت چیز خوبی نیست و در ادامه آن نمی‌ تواند ثروت را به سوی خود جذب کند.

    تمرین:

    اگر چیزی که دوست دارید آن را داشته باشید را دیدید، آن چیز و یا دارنده آن را تحسین کنید.

    مثال مربوط به ثروت:

    از این به بعد هر جا ثروت و یا ثروتمند و یا هر مورد فوق‌ العاده را دیدید فقط آن را تحسین کنید و بگویید چقدر ثروت خوب و زیباست. با بیان این عبارت باورهای منفی شما در رابطه با ثروت به تدریج از بین رفته و حس بهتری نسبت به آن مورد خواهید داشت.


    پیش گویی‌های منفی و لذت بخش:

    بعضی‌ ها تلاش خود را برای انجام کاری انجام می‌ دهند حتی به نتیجه هم نزدیک می‌ شوند ولی می‌ گویند «من می‌ دانم این کار انجام نمی‌ شود» و واقعاً نمی‌ شود، «من می‌ دانم من نمی‌ توانم این کار را انجام دهم» که واقعاً نمی‌ توانم، «من می‌ دانم این کار خراب می‌ شود» که خراب می‌ شود؛ و مدام در حال ارسال پیام‌ های منفی و غیر واقعی هستند و بدن ما برای اثبات این پیش گویی از پس انجام کار بر نمی‌ آید و کار واقعاً خراب می‌ شود. جالب‌ تر این که برای اثبات خودشان با افتخار در همه جا مطرح می‌ کنند که دیدید به شما گفتم نمی‌ شود چون من می‌ دانستم که نمی‌ شود حالا حرف‌ های من رو قبول دارید.


    راهکارهای افزایش اعتماد به نفس برای اثبات ناتوانی من نمی‌ توانم

    اصلاًح گفتمان درونی: که در مبحث گفتمان درونی در همین کتاب ارائه شده‌ است.

    تصورات ذهنی: و قتی ما نسبت به خودمان تصویر ذهنی منفی داشته باشیم، همان طور هم عمل خواهیم کرد.

    آموزش و تمرین: درباره فعالیت مورد نظرمان با آموزش و تلاش و تمرین و پشتکار می‌ توانیم ناتوانی را ناتوان کنیم و اعتماد به نفس را افزایش داده و به تمامی خواسته‌ هایمان برسیم.

    خداحافظی با من نمی‌توانم

    پس برای کسب موفقیت باید تیشه به ریشه من نمی‌ توانم بزنیم. با گفتن من می‌ توانم آن را به طور بسیار مؤثر و به صورت یک دستور مهم روی ذهن می‌ نشانیم و به اعتماد به نفس درونی و عمیق دست می‌یابیم و باور می‌کنیم که می‌ توانیم.


    داستانک

    من یک مادربزرگ داشتم که به درس و قرآن خواندن بسیار علاقمند بودند ولی شرایط زندگی در سال‌های 1300 به‌ایشان فرصت تحصیل نداد. علاقه‌ ایشان به حدی بود که در سن 67 سالگی به دلیل علاقه شدیدی که به قرآن داشتند به کلاس نهضت سوادآموزی رفته و تا کلاس پنجم به تحصیلات خود ادامه دادند و در روخوانی قرآن تبحر فوق‌ العاده‌ ای یافتند. ایشان باور کرده بودند که می‌ توانند پس همت کردند، خواستند و توانستند.

    برای این که اعتقاد پیدا کنید هر کاری را که بخواهید می‌ توانید انجام دهید از همین الان نه دو روز دیگر، نه از شنبه، برای رسیدن به خواسته خود با دوست خوبتان یعنی«من می‌ توانم »تلاش کنید.

    دیگر گذشته‌ ها گذشته، این که خودتان را تحقیر کرده یا توهین کنید و بگویید که چقدر اعتماد به نفس من پایین است و چه کارهایی که می‌ توانستم ولی انجام ندادم فایده‌ ای ندارد.
    آن‌ ها را رها کنید. بلند شوید و قدم اول را بردارید.

    تمرین:

    همین الان من نمی‌ توانم هایی را که به فکرتان می‌ رسد را روی کاغذی بنویسید. تا ده مورد
    مثل من نمی‌ توانم موفق شوم، من نمی‌ توانم پولدار شوم و غیره. سپس همه‌این‌ ها را بسوزانید.

    پس هر بار هر نمی‌ توانمی‌ به ذهنتان آمد همه را یادداشت کنید و به ده تا که رسید آن‌ ها را بسوزانید.


    راهکار تبدیل من نمی‌ توانم به من می‌ توانم

    •اگر مهارت ما نیاز به‌ آموزش ، تمرین و تلاش دارد آن را انجام دهیم.

    •من می‌ توانم. فقط باید راهش را پیدا کنیم که چگونه و از کدام مسیر؟

    •یادآوری توانمندی‌ هایی در آن زمینه و زمینه‌ های دیگر که قبلاً داشته‌ ایم.

    • یادمان باشد؛ اگر قبلاً توانسته‌ ایم الان هم می‌توانیم.

    • از افراد موفق الگو بگیریم.

    •خودمان را به جای فردی بگذاریم که در آن زمینه موفق بوده.


    تمرین: امکان پذیر کردن من نمی‌ توانم ها با الگو برداری از انسان‌های موفق

    1- اگر آرزو دارید که همانند فرد خاصی شوید. به او فکر کنید.

    2- ببینید به کدام ویژگی‌ اش بسیار علاقمندید و دلتان می‌ خواهد شما هم آن گونه می‌ بودید. آن ویژگی را مد نظر قرار دهید.

    3- تلاش و تمرین کنید تا آن مهارت را مانند آن فرد داشته باشید. اگر نیاز باشد آموزش ببینید و تمرین کنید.

    4- حال تجسم کنید که وارد بدن آن فرد شده‌ اید و به شکل او درآمده‌ اید. از چشم‌ های او ببینید و از گوش های او بشنوید. اعتماد به نفس او را حس کنید.

    5- در این مرحله آن مهارت یا فعالیت را انجام دهید ولی حس مرحله چهارم را داشته باشید.

    6- این کار را روزانه انجام دهید تا جایی که احساس کنید شبیه آن فرد شده‌ اید.

    در این تمرین با الگو برداری از تمامی حرکات شخصیت مورد نظرتان مثل ایستادن، صحبت کردن، راه رفتن و سایر موارد، به مرور شما صاحب همان ویژگی‌ ها و افکار و حالات درونی خواهید شد.

    نکته: یادمان باشد تلاش‌ های انسان‌ های موفق ارزش تقلید کردن را دارد. این تمرین‌ ها را حتماً انجام دهید چون هر چیزی را که تمرین کنید همان می‌ شوید.

  8. کاربر روبرو از پست مفید طنین باران تشکرکرده است .

    زونیام (یکشنبه 02 خرداد 00)

  9. #5
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 بهمن 04 [ 11:02]
    تاریخ عضویت
    1399-12-20
    نوشته ها
    606
    امتیاز
    16,987
    سطح
    83
    Points: 16,987, Level: 83
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 363
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,107

    تشکرشده 1,128 در 455 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    121
    Array
    جهان را هرگونه توصیف کنید همان طور تجربه می‌ کنید؛ و نسبت به خودتان هر طور فکر کنید همان می‌ شوید.

    تا کنون چند بار از خودتان پرسیده‌ اید که آیا من آدم مهمی هستم یا نه؟ کارم مهم است یا نه؟ چرا گاهی مردم احترام بیشتری به من قائلند و بعضی اوقات توجه کمتری دارند؟

    همه‌ این‌ها بر می‌ گردد به طرز فکر و احساس ما نسبت به خودمان. اگر نسبت به خودمان احساس خوب داریم و خود را لایق و برازنده خوبی‌ ها می‌ دانیم، پس با ما به عنوان انسان لایق و برازنده برخورد خواهد شد. اگر نسبت به خود احساس بد و ناتوانی داشته باشیم، دیگران نیز با ما به عنوان انسانی ناتوان برخورد خواهند کرد.

    پس اگر خود را انسان خوبی می‌ بینید، انسان خوبی هستید و اگر خود را انسان مفید و موفقی می‌ بینید پس مفید و موفق هستید. اگر خود را سخنران ماهری می‌ بینید پس سخنران ماهری هستید و اگر خود را انسان به درد نخوری می‌ بینید پس به درد نخورید. پس هر طور که خود را می‌ بینید و نسبت به خود می‌ اندیشید همان هستید و همان می‌ شوید.

    نکته:

    اغلب انسان‌ ها دچار خود کم‌ بینی هستند. یعنی بدون این که به توانمندی‌ های خود فکر کنند، خود را کمتر از دیگران می‌ بینند. کسی که فکر می‌ کند کمتر از دیگران است خود را همانگونه می‌ بیند و همانطور عمل می‌ کند و دیگر نمی‌ تواند خود را بالاتر ببیند. ذهنش همان سطح را می‌ پذیرد و این حس درون آن فرد نهادینه می‌ شود و آن را باور می‌ کند و دیگر نه قابلیت‌ هایش را می‌ بیند و نه می‌ تواند به آن‌ ها اعتماد کند.

    اشتباه متداول: منظوراز دیدن توانمندی‌ ها، مغرور شدن نیست. بلکه هدف، احترام به خود و اعتقاد به توانمندی‌ های خودتان است.

    بنابراین اگر بخواهیم مهم جلوه کنیم، باید عمیقاً فکر کنیم که مهم هستیم و لیاقت مهم بودن را داریم یعنی خودمان برای خودمان ارزش قائل شویم. در این حالت است که دیگران نیز با ما به عنوان یک شخصیت مهم برخورد خواهند داشت.

    به طور مثال:

    اگر در خیابان فردی را ببینید که معتاد به مواد مخدر است آیا برای او احترام و ارزشی قائل هستید؟ قطعاً نه. چون این فرد برای خودش هم ارزش و احترام قائل نیست.

    تمرکز بر روش‌های احترام به خود

    1- در حد امکان با حفظ ظاهرتان خود را مهم نشان دهید. در اکثر موارد ظاهر افراد می‌ تواند جنبه‌ های زیادی از شخصیت آن فرد را بازگو کند. نکته جالب‌ تر این است که با پوشش بهتر، جلوه بهتر و احساس بهتری نسبت به خود خواهید داشت. با این کار در جامعه مورد پذیرش قرار گرفته و مقبولیت اجتماعی بیشتری بین مردم خواهید داشت. پس:

    - لباس برازنده خود و برازنده محیطی که قرار است آنجا باشید بپوشید.

    - تلاش کنید تا ظاهرتان تمیز و مرتب باشد.

    - لباس همسر و فرزندان تان نیز مثل شما مرتب باشد.

    - کفش‌ هایتان واکس زده باشد.

    2- شما همانی هستید که بدان می‌ اندیشید. چون جلوه اندیشه‌ هایتان هستید.

    3- شغل و کارتان را مهم جلوه دهید. کسی که به شغلش علاقه دارد و با شور و اشتیاق وظایفش را انجام می‌ دهد، کارایی بهتری دارد و کارش و خودش را مهم می‌ داند و همین احساس را به زیر دستان و اطرافیانش انتقال خواهد داد.

    4- به خودتان حس خوب بدهید. به خاطر کارهای خوبی که انجام داده‌ اید به خودتان دلگرمی بدهید. خود را به خاطر خوبی‌ هایتان تحسین کنید و به خاطر کارهای خوبی که انجام می‌ دهید تشویق کنید. اگر اشتباهی از شما سر می‌ زند خود را ببخشید و به خود تسلی دهید. ولی از اشتباه‌ تان درس بگیرید و آن را تکرار نکنید.

    تمرین:

    وقتی می‌ خواهید کاری انجام دهید یا فکری به ذهنتان می‌ رسد که باعث می‌ شود با خودتان درگیر شوید، ابتدا چند ثانیه‌ ای مکث کنید و سپس از خودتان این سؤال کارساز را بپرسید که:

    آیا یک شخصیت مهم و برجسته‌ این کار یا این فکر را می‌ کند؟

    مسلم است که اگر جوابتان نه بود آن کار یا فکر را حذف خواهید کرد.

    تمرین:

    یک آگهی بازرگانی 68 ثانیه‌ای از خود و تمام توانمندی‌ هایتان بنویسید و در زمان‌ هایی که احساس بد و یا ناتوانی می‌ کنید آن را برای خود باز خوانی کنید. بعد ببینید چه حس خوبی به شما دست خواهد داد.


    داستانک

    چند سال پیش زمانی که در اولین کلاس‌ های انگیزشی شرکت داشتم. استاد آن درس گفتند: خب بچه‌ ها از شما خواهش می‌ کنم هر توانمندی که دارید روی کاغذ بنویسید . بچه‌ ها یکدیگر را نگاه کردند و خندیدند. بعضی‌ ها می‌ گفتند ما که هیچ توانمندی نداریم. و بعضی‌ ها چند مورد نوشتند. جالب اینجاست که اولاً بچه‌ ها حاضر نبودند حتی به خودشان فکر کنند. دوماً توانمندی‌ های خود را یا نمی‌ دیدند و یا آن را نا چیز و بی ارزش و مایه آبروریزی می‌ پنداشتند. مسئله بعدی این بود که هیچ کس حاضر نبود که لیست توانمندی‌ هایش را در جلوی جمع و با صدای بلند بخواند. البته من هم مثل بقیه به خودم گفتم مگر من توانمندی هم دارم؟ خیلی فکر کردم و در همان حال دیدم برگه‌ ای که در دستم بود دیگر جای نوشتن ندارد.

    شما هم مثل ممکن است الان چیزی برای نوشتن پیدا نکنید ولی چه بسا که توانمندی‌ هایتان بسیار زیاد خواهد بود. ولی من در اینجا می‌ خواهم که شما دقیق شوید و به کوچک‌ ترین توانمندی خود نیز فکر کنید وآن را بنویسید.

    این تمرین باعث می‌ شود که خودتان را بیشتر باور کنید و توانمندی‌ های قبلی خود را قوی‌ تر کرده و روی توانمندی‌ های جدید فکر و کار کنید و قابلیت‌ های خود را افزایش دهید.

    یک اصل مهم:

    درباره هر چیز، هر کس و یا هر موقعیت که فکرکنید، تمرکز کنید، توجه کنید، صحبت کنید و یا مطالعه و تمرین کنید، قطعاً همان خواهید شد.

    یادتان باشد طرز فکرو نگرش، بسیار بسیار مهمتر از هوش است.

    انواع نگرش‌های خوب

    -زندگی مال توست پس لذت ببر.

    -از عمق وجود سپاسگزار توانمندی‌ ها و داشته‌ هایت باش.

    -هوش و توانمندی خود را دست پایین نگیر.

    -هوش و توانمندی دیگران را دست بالا نگیر.

    - تو منحصر به فردی.


    شایع‌ ترین بهانه گیری‌ های ناشی آر طرز فکر منفی شامل
    : من بدبختم، من بدشانسم، برای این کار سنّم بالاست و یا خیلی پیرم، برای این کار سنّم کم است و یا خیلی جوانم، سرمایه ندارم، پول ندارم، پارتی ندارم، حال ندارم، من از اول بدبخت به دنیا آمدم، ما بدبخت‌ ها را کسی آدم حساب نمی‌ کند، بدبختی برای ما ارثی است. این همه آدم، چرا من انجام بدهم.

    توجه: فکر کردن به‌این گونه مسائل منفی برای ذهن ما راحت‌ تر است و پیشگیری از این کار غیر ممکن است؛ و اگر با آن مبارزه کنیم وضع بدتر خواهد شد، باید کنترلش کنیم.

    تمرین:

    همین الان یک فکر منفی را تداعی کنید و سپس چشمان خود را ببندید و تلاش کنید تا آن را از ذهنتان پاک کنید. واقعاً سخت است. نه؟

    پس هر زمان افکار منفی برای تحقیرتان و یا گفتمان درونی منفی در ذهن‌تان شروع شد. شروع کنید به خواندن آن پیام بازرگانی 68 ثانیه‌ای که درباره خودتان نوشته‌ اید و در قسمت قبل گفته شد. این کار باعث می‌ شود تا توانمندی‌ ها و نقاط قوّت‌ تان در ذهن‌ تان مرور شود و به مرور افکار منفی کم رنگ‌ تر خواهد شد.

    پس هر لحظه که خود گویی‌ های تحقیر آمیز به سراغ‌ تان آمد، تلاش کنید تا در خود احساس برتری، مهم و فوق‌ العاده بودن ایجاد کنید؛ و هر بار که با این تمرین به نتیجه رسیدید که به نوعی پیروزی است خودتان را تشویق کنید. یادآوری پیروزی‌ ها باعث می‌ شود باور به توانمندی‌ ها بیشتر شود. با این کار، بار دیگر که این افکار به سراغتان آمدند بسیار آسان‌ تر می‌ توانید آن‌ ها را به افکار مثبت تبدیل کنید.

    یادآوری: در تمام لحظات و موقعیت‌ ها از خودتان بپرسید که: «آیا یک فرد مهم این کار می کند و یا این گونه می اندیشد »

  10. 2 کاربر از پست مفید طنین باران تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (پنجشنبه 23 مرداد 04), زونیام (یکشنبه 02 خرداد 00)

  11. #6
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 بهمن 04 [ 11:02]
    تاریخ عضویت
    1399-12-20
    نوشته ها
    606
    امتیاز
    16,987
    سطح
    83
    Points: 16,987, Level: 83
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 363
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,107

    تشکرشده 1,128 در 455 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    121
    Array
    مثبت اندیشی نسبت به خود

    انسان‌ ها در هر لحظه فقط می‌ توانند به‌ یک موضوع فکر و تمرکز کنند. ما نمی‌ توانیم هم مطالعه کنیم و هم فایل صوتی‌ آموزشی گوش دهیم. هرکدام را انجام دهیم مغز اجازه نمی‌ دهد دیگری کارش را صد درصد دقیق انجام دهد. می‌ خواهم بگویم که مغز ما در یک زمان فقط یک کار را می‌ تواند انجام دهد. پس وقتی ما به چیزهای خوب فکر می‌کنیم مغزمان دیگر نمی‌ تواند به مسائل منفی فکر کند و مجبور است فقط به مسائل مثبت فکر کند.

    هر قدر تفکر مثبت بیشتری داشته باشیم مغزمان به آن‌ ها عادت می‌ کند و دیگر جایی برای افکار منفی نخواهد داشت. اگر این مثبت‌ اندیشی را نسبت به مردم تقویت کنیم باعث می‌ شود که اقدامات لازم برای حمایت از آن‌ ها را انجام دهیم و درنتیجه روابط‌ مان با دیگران بهبود یافته و اعتماد به نفس خودمان و اطرافیان مان افزایش خواهد یافت.

    پس مغز ما در یک زمان خاص به یک چیز می‌ تواند فکر کند و هر چقدر آن فکر تکرار شود به آن عادت می‌ کند.
    زمانی پیش می‌ آید که مثبت‌ اندیش می‌ شویم و خود را تحسین می‌کنیم ولی چون هنوز اعتماد به نفس ما پایین است، نمی‌ توانیم آن را باور کنیم. مثلاً به خودمان می‌ گوئیم من روابط عمومی فوق‌ العاده‌ ای دارم، من جذاب هستم، من نویسنده قابلی هستم؛ ولی در درون‌ مان نمی‌ توانیم آن را بپذیریم و با خودمان درگیر می‌ شویم و می‌ ترسیم که نکند کسی از راه برسد و بگوید:« نه تو اینجوری نیستی. دیگه خیلی خودتو تحویل گرفتی. واسه خودت چه تره‌ ای خورد می‌کنی؟ واقعاً فکر می‌کنی اینجوری هستی؟تو اصلاً هیچی نیستی.» البته‌این عبارت‌ ها را خودمان به خودمان هم می‌ گوییم.

    حال اگر این جملات را از دیگران بشنویم یعنی کسی بگوید: من جذاب هستم و من نویسنده قابلی هستم و از خودش تعریف کند می‌گوییم: فکر کرده کیه؟ چه فکرا ؟ چه از خود راضی؟

    بنابراین غالباً هم نسبت به خودمان بدبین
    هستیم و هم نسبت به دیگران.

    چگونه نسبت به خودمان مثبت‌ اندیش باشیم؟

    دیگر دست از سر انتقاد بردارید و فقط به توانمندی‌ ها و خوبی‌ هایتان فکر کنید، نسبت به خودتان مثبت فکر کنید.

    تمرین مثبت‌ اندیشی:

    اگر نمی‌ توانید مثبت‌ اندیش باشید و یا افکار منفی به سراغ‌ تان می‌ آید به روش‌ های زیر مثبت‌ اندیشی را تمرین کنید:

    روش اول: یک فرد موفق و دارای با اعتماد به نفس که دوستش دارید و دلتان می‌ خواهد مثل او باشید را الگو قرار دهید و تلاش کنید که رفتار و گفتارتان مثل او باشد.

    روش دوم: در لحظاتی که نمی‌ توانید خوش‌ بین باشید. تصاویر مثبت و بزرگ را تجسم کنید.

    روش سوم: در طی روز یک ریسک بکنید حتی کوچک. مثلاً اگر همیشه از یک مسیر خاص به محل کارتان می‌ روید، امروز از مسیر دیگری بروید. آیا اتفاق خاصی می‌ افتد؟ مسلماً نه.

    تمرین: یک جای آرام برای خودتان انتخاب کنید که بتوانید تمرکز کنید. لیستی از توانمندی‌ ها و نکات مثبت خود را بنویسید.

    * از انجام چه کارهایی لذت می‌برید. (با پاسخ به‌این سؤال می‌ توانید مهارت‌ هایتان را کشف کنید) مثلاً کارتان حسابداری است ولی از نقاشی کشیدن لذت می‌ برید.

    * کدام مهارت‌ ها را دارید ولی دوستش ندارید ؟

    * دیگران به کدام صفت اخلاقی شما ارزش قائلند؟

    * به کدام صفت معروفید؟

    * کدام ویژگی را دارید که اگر دیگران ببینند آن را تحسین می‌ کنند؟

    *کدام ویژگی‌ های بد را ندارید؟

    *چه موفقیت هایی داشته‌ اید؟

    *زمان رؤیایی با مشکلات از کدام ویژگی مثبت‌ تان استفاده می‌کنید؟

    *چه مهارت‌ هایی دارید؟ (توانایی استفاده از کامپیوتر، حمام کردن، مسواک زدن)، مهارت‌ های خانگی ( پخت غذا، جارو کردن منزل و ...)، مهارت‌ های شغلی – تحصیلی – ورزشی (مثل؛ راه رفتن، دویدن و ....)

    هر روز به مدت یک هفته این سؤالات را مرور کنید و پاسخ‌ های جدید به آن را اضافه کنید

    این لیست همیشه همراه‌ تان باشد و به طوری که هر روز بتوانید به آن مورد جدید اضافه کنید. هر روز آن را مرور کنید، تک تک آن را با صدای بلند و با تمام وجود بخوانید. هر روز پاسخ‌ هایتان را بررسی کنید.

    این نوشته‌ ها برای شما بمب انرژی و منبعی فوق‌ العاده برای افزایش اعتماد به نفس و ایجاد حس خوب خواهد بود. هر زمان که احساس ناراحتی و استرس داشتید می‌ توانید به آن مراجعه کنید و روحیه خودتان را شارژ کنید.

    با این کار به مرور افکارتان نسبت به خودتان به سوی مثبت‌ اندیشی حرکت می‌کند و ذهن‌ تان کم کم توانمندی‌ هایتان را می‌ پذیرید و وقتی آن‌ ها را پذیرفتید،درون شما نهادینه می‌ شوند و اعتماد به نفس‌ تان زیاد شده و موفقیت‌ هایتان روز به روز افزایش خواهد یافت.

  12. کاربر روبرو از پست مفید طنین باران تشکرکرده است .

    مدیرهمدردی (پنجشنبه 23 مرداد 04)

  13. #7
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 بهمن 04 [ 11:02]
    تاریخ عضویت
    1399-12-20
    نوشته ها
    606
    امتیاز
    16,987
    سطح
    83
    Points: 16,987, Level: 83
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 363
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,107

    تشکرشده 1,128 در 455 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    121
    Array
    مثبت‌ اندیشی نسبت به مردم و زیردستان


    «اطمینان به آن که دوستان‌ مان یاری‌ مان می‌ کنند، بیشتر به ما کمک می‌کنند تا خود کمک‌ شان.» اِپیکو

    رهبری مستلزم حمایت زیر دستان و داشتن حمایت دیگران است که نیاز به تمهیداتی دارد. اگر پیروان تابع رهبر نباشد و کارمندان از مدیرشان پیروی نکنند و یا فرزندان تابع پدر خود نباشند، آیا آن رهبر یا مدیر یا پدر می‌ تواند به کار خود ادامه دهد؟ توجه کنید که‌ این زیر دستان و اطرافیان شما می‌ توانند همسر، فرزند، کارمندان، پیروان، اقوام، دانشجویان و حتی دوستان شما باشند. حال چگونه حمایت آن‌ ها را جلب کنیم؟

    دستور العمل های جلب حمایت دیگران از دید کلان
    افزایش اعتماد به نفس در جایگاه رهبر، مدیر، سرپرست و بالا دست مستلزم انجام کارهای زیر است:

    1- دوست داشتن مردم:

    - برای برقراری رابطه دوستی پیش قدم باشید. حتی اگر به زحمت بیفتید.

    - محدودیت‌ های دیگران را بپذیرید.

    - به حرف های مثبت گوش دهید؛ و تلاش کنید منفی‌ ها را نشنوید.

    - همیشه مؤدب و متواضع باشید.

    -دوستی را معامله نکنید.

    2- علاقه نشان دادن به مردم:

    -به دیگران اهمیت بدهید؛ اگر به دیگران کمک کنید احساس مهم بودن به آن‌ ها می‌ دهید و خودتان هم این حس را پیدا می‌ کنید. چون نیاز به مهم بودن مهمترین نیاز معنوی ماست.

    -به آدم‌ های کوچک احساس برجسته بودن و مهم بودن بدهید.

    -برای دیگران ارزش قائل شوید.

    - از آن‌ ها تشکر و قدردانی کنید حتی اگر وظیف ه‌شان را انجام می‌ دهند.

    - داشتن فکر مثبت نسبت به دیگران باعث می‌شود درباره آن‌ ها فکر منفی نکنیم.

    تمرین

    هر روز از دو نفر تشکر کنید. تا احساس ارزشمندی پیدا کند و اعتماد به نفسش افزایش یابد.

    مثلاً اگر دوست‌ تان زیبایی ظاهری زیادی ندارد ولی مهربان است به او بگویید تو فوق‌ العاده مهربانی. یا اگر در محل کارتان، آبدارچی برایتان چای آورده، بگوئید از این که هر روز سر وقت برایم چایی می‌آوری ممنونم.

    داستانک

    من یک منشی داشتم که هر بار از لباس یا ظاهرش تعریف می‌ کردم خیلی ذوق می‌ کرد و آنقدر خوشحال می‌ شد و اعتماد به نفسش افزایش می‌ یافت که کارهایش را به بهترین نحو انجام می‌ داد.

    3-طوری با دیگران رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند، با این کار هم حس خوب به دیگران می‌ دهید و هم این که دوستان خوب پیدا می‌ کنید. از خودتان بپرسید: اگر همان کار را با شما بکنند ناراحت می‌ شوید یا نه؟

    حضرت علی (ع) می فرمآیند: آنچه برای خود می‌ پسندی برای دیگران هم بپسند و آنچه را برای خود نمی‌ پسندی برای دیگران هم نپسند.

    4- تعریف و تمجید و تشویق‌ تان به جا باشد.

    5- صادق و مهربان باشید.

    6- به فرد مورد نظر اگر پیشنهاد می‌ دهید، پیشنهاد کوچکی باشد تا بتوانند موفق بشود.

    داستانک


    خانمی که مهماندار مهد کودک پسرم بود تحصیلاتش تا پایه ششم بود. به علت را بطه دوستی که داشتیم و با توجه به علاقه او به تحصیل ، به‌ ایشان گفتم با توجه به علاقه شما اگر ادامه تحصیل بدهید موفق می‌ شوید. در صورت تمایل من کمک تان می‌ کنم. او اکنون در حال ادامه تحصل است و قصد دارد تحصیلاتش را ادامه دهد و مدرک دیپلم خود را بگیرد.

    7-از سرزنش و تمسخر و گوشه و کنایه زدن اجتناب کنید. چون حال مخاطب بد می‌ شود و یا از شما بدش می‌ آید و یا نسبت به خودش احساس بدی پیدا می‌کنید و اعتماد به نفسش کم می‌ شود.

    8-بهتر است انتقاد نکنیم . ولی اگر محیط به گونه‌ ای است که باید نقد صورت بگیرد انتقادمان سازنده باشیم و فرد مقابل را نکوبیم.

    9-یادمان باشد هیچ کس کامل نیست. انتظار کامل و بی عیب و نقص بودن را از دیگران نداشته باشید.

    10-دیگران حق دارند متفاوت باشند، پس با آن‌ ها همانطور رفتار کنید که هستند و انتظار تغییر از آن‌ ها نداشته باشید.

    11-تلاش نکنید دیگران را تغییر دهید. آن‌ ها را کنترل نکنید.
    گ

    12-از خوشحالی دیگران خوشحال شوید.

    13-پر حرف نباشید . بیشتر شنونده باشید تا گوینده.

    15-به‌ جای اینکه فکر کنید دیگران در رابطه با شما چه فکر می‌ کنند، شما درباره آن‌ ها فکر کنید.

    مثلاً در مطب جایی برای نشستن نیست و شما ایستاده‌ اید. معمولاً گفتمان درونی شما می‌ گوید: الان دیگران چه فکری می‌ کنند! ولی شما برعکس عمل کنید و بگویید ای کاش می‌ دانستم زندگی اینها چگونه است؟

    چون مردم آنقدر مشغولیت ذهنی دارند که اصلاً حواسشان به شما نیست، چه برسه به‌ اینکه در رابطه با شما فکر هم بکنند. البته ما نمی‌ خواهیم دیگران را قضاوت کنیم. این تمرین فقط برای پیشگیری از گفتمان درونی منفی است.

    16-دیگران را بدون قضاوت بپذیرید.

    تمرین

    دوازده ساعت را از هم اکنون در نظر بگیرید. اگر کسی را قضاوت نکردید به خودتان پاداش دهید.

    این تمرین را می‌توانید در 24 ساعت هم امتحان کنید.

    ذهن ما به قضاوت کردن دیگران عادت کرده‌ است. اگر تا 6 ساعت هم توانستید قضاوت نکنید شما فوق‌ العاده‌ اید.

    17-برای کمک به دیگران همیشه آماده باشید. پس بدون هیچ چشم‌ داشت و دلیل، به دیگران کمک کنید. این کار باعث می‌ شود عشق و همدلی در درون شما شعله ور شود.

    18-همیشه دنبال منفعت مادی نباشید، بلکه از خود بپرسید چه کاری می‌ توانم برای دیگران انجام دهم؟ منفعت من برای دیگران چیست؟

    19-در هدیه دادن پیش قدم باشید، حتی اهدای یک لبخند یا گوش کردن به حرف‌ های فرد غمگین. پس هدیه دادن سه فایده مهم دارد:

    -هدیه گیرنده احساس ارزش می‌کند.

    -خودمان احساس بزرگی می‌ کنیم و احساس خوبی داریم.

    - آثارش بعدها به زندگی‌ مان بر می‌ گردد.

    20-رفتار، مسری است. مثلاً اگر کارمند جدیدی وارد سازمان شده و مدیر با او دست بدهد و به او احترام قائل شود. همه کارمندان این کار را خواهند کرد.

    21-روی قول‌ هایتان بمانید.

    22-غیبت نکنید چون آن را رواج می‌ دهید.

    23-تفرقه افکنی نکنید.

    اشتباه رایج : تفرقه بینداز و حکومت کن.

    24-دروغ نگویید.

    25-دلیل کارهایتان را توضیح دهید.

    26-درمسیر کارهای جدید هر جا مشکلی بود به زیر دستان آموزش دهید.

  14. کاربر روبرو از پست مفید طنین باران تشکرکرده است .

    مدیرهمدردی (پنجشنبه 23 مرداد 04)

  15. #8
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 بهمن 04 [ 11:02]
    تاریخ عضویت
    1399-12-20
    نوشته ها
    606
    امتیاز
    16,987
    سطح
    83
    Points: 16,987, Level: 83
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 363
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,107

    تشکرشده 1,128 در 455 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    121
    Array
    خوش بینی


    بررسی‌ ها نشان داده که افراد خوش‌ بین موفق‌ ترند و زندگی طولانی‌ تر و اعتماد به نفس بالاتری دارند. بیشتر مدیران و افراد موفق، موفقیت خود را مدیون خوش‌ بینی و نگرش خوب خود می‌ دانند. چون با این کار تأثیر فوق‌ العاده‌ ای بر روی دیگران می‌ گذارند.

    خوش‌ بینی یعنی تمرکز برجنبه‌ های مثبت. خوش‌ بینی یعنی مشکلات دائمی نیستند. خوش‌ بینی به این معنی است که ایمان دارم که سرانجام به خواسته‌ ها و اهدافم خواهم رسید و همه چیز به خوبی و خوشی سپری خواهد شد.

    البته خوش‌ بینی فقط داشتن نگرش ذهنی مثبت نیست، خوش‌ بینی فقط حرف‌های‌ امیدوار کننده نیست، خوش‌ بینی واقعی یعنی چطور به دنیا نگاه می‌ کنید، آیا دیدگاه‌ تان این است که همه چیز به خوبی و خوشی تمام می‌ شود؟ خودتان رویدادها را چطور می‌ بینید و چطور تفسیر می‌ کنید؟ چطور و با چه دیدی زندگی می‌ کنید ؟

    چشم‌ ها را باید شست،جور دیگر باید دید.

    سهراب سپهری

    پس با بدبینی و داشتن افکار منفی نمی‌ توانیم مثبت‌ اندیش باشیم . پس:

    اشتباه متداول: خوش‌ بین کسی است که فقط حرف‌های خوب می‌ زند.

    ولی خوش‌ بینی فقط حرف‌ های خوب زدن نیست. مهم‌ ترین تفاوت خوش‌ بینی و بدبینی در طرز فکر کردن است. پس خوش‌ بینی یا بدبینی به سبک تفکر ما بر می‌ گردد.

    خِلقت ما چگونه بوده خوش‌ بین یا بدبین؟
    ما زمانی که متولد شدیم، خوش‌ بین بودیم، ولی به مرور زمان خوش‌ بینی‌ مان کمرنگ‌ تر شده‌ است.

    تمرین: دو اتفاق که نتایج آن‌ ها هنوز معلوم نیست را بنویسید.

    به هر کدام درباره نتیجه‌اش از 0 تا10 نمره بدهید. ( 0 کاملاً بدبینانه 10کاملاً خوشبینانه)

    با این امتیازها متوجه می‌ شوید که خوش‌ بین هستید یا بدبین. این اتفاق‌ ها می‌ تواند مثلاً در زمینه فوتبال ، پیش‌ بینی انتهای فیلم سینمایی ، پیش‌ بینی انتخابات و یا نتیجه آزمون باشد.

    چگونه خوش‌ بین باشیم؟

    پیش زمینه‌ های خوش‌ بینی داشتن باورهای مثبت، افکار مثبت و مثبت‌ اندیشی است و از آنجایی که خوش‌ بینی یکی از مهارت‌ های فکری است و مهارت‌ های فکری قابل یادگیری هستند. می‌ توانیم خوش‌ بینی را در خود ایجاد کرده و یا آن را بهبود بخشیم.

    به‌ این‌ ترتیب:

    ✔ مسئولیت 100درصد کارهایمان را بپذیریم.

    ✔ مدام به توانمندی‌ ها و موفقیت‌ های قبلی و فعلی‌ مان فکر کنیم.

    ✔ روابط خود را با افراد خوش‌ بین افزایش دهیم.

    ✔ گفتمان درونی خود را مثبت کنیم.

    ✔ مراقب سلامتی خود باشیم.

    ✔ نگذاریم افکار منفی و گفتمان درونی منفی بر ما تسلط یابد.

    ✔ از اشتباهات خود و دیگران بگذریم.

    ✔ توانمندی‌ هایمان را ببینیم.

    مزایای خوش‌بینی:


    1. دامن زدن به احساسات خوب خود و دیگران؛

    2. باور داشتن آینده خوب؛

    3. دیدن خطاها و شکست‌ ها به صورت امری موقتی و این که قابل اصلاح هستند؛

    4. درس گرفتن از شکست ؛

    5. تلاش بیشتر برای بازگشت به شرایط بهتر و امیدوار بودن؛

    6. داشتن قدرت رشد؛

    7. افزایش انعطاف‌ پذیری در برابر چالش‌ ها؛

    8. خلاق‌ تر و با انگیزه‌ تر شدن؛

    9. داشتن جذبه بیشتر؛

    10. تأثیر بر دیگران و تا حدودی افزایش خوش‌ بینی در دیگران؛



    چگونگی تبدیل بدبینی به خوش‌ بینی:

    آیا تاکنون برایتان پیش آمده که از شدت بدبینی حالتان بد باشد و احساس بسیار ناخوش آیندی داشته باشید و بخواهید خوش‌ بین باشید ولی نتوانید؟

    چگونگی تبدیل بدبینی به خوش‌ بینی:

    ✔ تلاش کنید در همه رویدادها جنبه مثبت آن را ببینید.

    ✔ نشانه‌های احتمالی شکست یا موانع را جست و جو نکنید.

    ✔ بجای اشتباهات و بدی‌ ها، درستی‌ ها و خوبی‌ ها را ببینید.

    ✔ تلاش کنید که با افراد خوش‌ بین بیشتر ارتباط برقرار کنید.

    ✔ اگر احساس بدی دارید سعی کنید تا با کمک به دیگران و حل مشکل‌ شان، احساس خوبی در خود ایجاد کنید.

    ✔ انتقاد دیگران را مبنی بر خوش‌بینی آن‌ها در نظر بگیرید.

    خوش‌ بینی مرحله پس از مثبت‌ اندیشی است. یعنی زمانی که شروع می‌ کنید به مثبت‌ اندیشی به تدریج دیدتان نسبت به اطرافیان و به محیط دور و برتان عوض می‌ شود و دید بهتری پیدا می‌ کنید و نسبت به همه چیز خوش‌ بین می‌ شوید.

  16. کاربر روبرو از پست مفید طنین باران تشکرکرده است .

    مدیرهمدردی (پنجشنبه 23 مرداد 04)

  17. #9
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 بهمن 04 [ 11:02]
    تاریخ عضویت
    1399-12-20
    نوشته ها
    606
    امتیاز
    16,987
    سطح
    83
    Points: 16,987, Level: 83
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 363
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,107

    تشکرشده 1,128 در 455 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    121
    Array
    کمال گرایی


    برای نوشتن این مبحث با کلماتی مثل کمال‌ گرا، کامل‌ گرا، کمال‌ جوی سالم، کنش‌ گر ، واکنش‌ گر و اهمال‌ کار سروکار داشتم و برای اینکه به سادگی مطالب را بیان کنم، این تقسیم بندی را انجام دادم.


    دسته اول: واکنش‌ گرا، اهمال‌ کار، کمال‌جوی مطلق، کمال‌ گرای معیوب


    دسته دوم: کمال‌ جوی سالم، کامل‌ گرا، کنش‌ گر، کمال‌ گرای سالم


    دسته اول افرادی متوسط، میانه‌ رو، ناموفق، منفعل و دارای احساس ناتوانی و استرس و اضطراب می‌ باشند. آن‌ ها اصرار دارند قبل از هر اقدامی باید منتظر باشند تا همه چیز صد در صد مطلوب و سرجای خود باشد سپس اقدام کنند. آن‌ ها همیشه از خودشان و دیگران و روابط و شرایط شان ناراضی هستند. هیچ وقت از اینها نمی‌ توانیم بشنویم: خدایا شکرت که شرایط خوب است.


    اغلب انسان‌ های موفق، تا قبل از موفقیت‌ شان اشتباهات بسیار زیادی داشتند که اگر اشتباهات شان را بگویند ما بسیار بسیار تعجب خواهیم کرد. ولی خب مهم این است که بدانیم آن‌ ها چطور با این همه اشتباه و خطا توانستند اعتماد به نفس خود را حفظ کنند و همچنان تا پیروزی به تلاش شان ادامه دهند.


    همه انسان‌ های موفق هم مثل سایر انسان‌ ها مطمئن نبودند که همه چیز را می‌ دانند، آن‌ ها هم مهارت و تخصص‌ شان کامل نبود.


    اطلاعات شان خیلی ناقص بود ولی با تمام اینها توقف نکردند! نایستادند و فقط خودشان را ملزم به ادامه راه دانستند. آن‌ ها گفتند یا راهی خواهیم یافت یا راهی خواهیم ساخت و با این طرز تفکر که هر بار کارشان را نسبت به قبل کامل‌تر انجام بدهند و مسیر تکاملی را طی کنند به کوشش خود ادامه دادند. آن‌ها نگفتند که اول باید شرایط مهیا شود و سپس حرکت کنیم. فقط قدم اول را برداشتند.


    اگر کسی فکر می‌ کند که باید تمامی‌ شرایط مهیا شود تا حرکت کند و اقدام کند، ادامه تحصیل بدهد، هنرش را نشان دهد، تخصص خود را به کار ببرد، نقاشی‌ اش را تکمیل کند، کتابش را بخواند، کتاب یا مقاله‌ اش را بنویسد و کار نیمه تمامش را تمام کند، اشتباه می‌ کند. او نمی‌ داند همه شرایط باهم مهیا نمی‌ شود و بدون تلاش مکرر موفق نخواهد شد. چون همیشه‌ یک مانعی وجود دارد که به او بگوید حالا صبر کن! از فردا شروع می‌ کنی از هفته دیگر، از ماه دیگر یا از سال دیگر.


    چنین فردی یا تنبل و اهمال‌ کار است که کار امروز را به فردا می‌ سپارد و اصلاً حال کار کردن ندارد و یا ترسو است و جرأت انجام هیچ کار جدیدی را در هیچ شرایطی ندارد و در حاشیه امن مانده است و دست به هیچ کار جدیدی نمی‌ زند و البته هیچ چیز جدیدی هم یاد نمی‌ گیرد. یادمان باشد رسیدن به هر خواسته یا آرزو و یا موفقیتی بهایی دارد. ما حتی با نفس کشیدن بهای زنده ماندن را پرداخت می‌ کنیم، چطور انتظار داریم به موفقیت برسیم بدون آنکه بهایش را پرداخت کنیم؟




    منشاء کمال‌ گرایی معیوب


    کمال‌ گرایی مثل بسیاری از مهارت‌ های ذهنی دیگر در دوران کودکی ما شکل گرفته است.


    والدین ما همیشه بالاتر از حد استاندارد از ما انتظار داشته‌ اند، یعنی اگر ما نمره درسی را 18 می‌ شدیم آن‌ ها می‌ گفتند باید 19 می‌ شدی! اگر نفر سوم کلاس می‌ شدیم می‌ گفتند باید تو نفر اول می‌ شدی. باید مستمراً پیشرفت می‌کردیم تا مورد رضایت آن‌ ها قرار بگیریم.


    آن‌ ها با اینکار می‌ خواستند ما انسان‌ های پر تلاشی باشیم ولی ناخواسته ما را به سمت کمال‌ گرایی معیوب هدایت کردند و نتیجه این شد که ما هیچ وقت از خودمان راضی نیستیم.


    مثالی از کمال‌ گرایی معیوب:


    داستان نوشتن پایان نامه دکتری


    زمانی که رساله دکتری‌ ام را می‌ نوشتم دچار کمال‌ گرایی معیوب شدم. هر فصلی را که می‌ نوشتم راضی نبودم، چندین بار آن فصل را می‌ نوشتم، چندین بار ویرایش می‌ کردم ولی باز هم راضی نبودم و از آنجایی که برای تحویل پایان نامه زمان محدودی داشتم، با این نارضایتی فرصت‌ ها را از دست می‌ دادم و استرسم افزایش می‌ یافت و ترس‌ هایم بیشتر و بیشتر می‌شد. کافی بود تا استاد راهنمایم چند ایراد از کارم بگیرد. آنقدر دچار گفتگوی درونی منفی می‌ شدم که دیگر توانایی‌ ها، استعدادهایم را زیر سؤال می‌ بردم و زحماتم را نادیده می‌ گرفتم و می‌ گفتم من اصلاً از اول مسیر را اشتباه‌ آمدم، موضوعم به درد نمی‌ خورد.
    من همیشه در تصورم از خودم یک انسان شکست خورده ساخته بودم. به خودم می‌ گفتم:«من لیاقت ندارم. ای وای! من ارزشم را پیش استاد راهنمایم از دست دادم. من از بقیه هوش کمتری دارم. »به هر حال با تلاش و کمک استاد راهنمایم پایان نامه را تمام کردم ولی اصلاً از آن راضی نبودم و حتی زمان دفاع از پایان نامه‌ ام احساس کردم یک اشتباه در پایان نامه‌ ام دارم. (البته‌ اشتباه نبود یک توضیح ناقص بود) حالم بد شد تپش قلب پیدا کردم ، انگار تمام دنیا روی سرم خراب شد و گفتم دیگه تموم شد، یا نمره پایین می‌ گیرم یا جلسه دفاع تمدید می‌ شود!


    جالب اینجاست که دفاع به خوبی و خوشی پایان یافت، نمره عالی هم گرفتم ولی با این کمال‌ گرایی معیوب و استرسی که داشتم آنقدر اذیت شدم که دچار بیماری جسمی‌ شدم ولی اگر کمال‌ گرایی من سالم بود به خودم می‌ گفتم :


    آفرین ، تا اینجای کار رو خوب انجام دادی، از این به بعد هم تلاشت رو بیشتر کن، فقط هر روز کمی تلاشت رو افزایش بده. نیازی نیست که 100% بدانی که آخر کار چه خواهد شد، نیازی نیست که آخر مسیر برایت کاملاً روشن باشد، فقط مهم این است که هر روز یک قدم رو به جلو برداری و حرکت کنی و اقدام کنی. به جای کامل بودن سعی کن عالی باشی، حتی اگر قدم کوچکی بر می‌ داری آن‌ را به بهترین نحو انجام بده و با انجام آن احساس خوبی داشته باش.


    الان که به‌ این داستان فکر می‌ کنم، خنده‌ ام می‌ گیرد ولی تأسف می‌ خورم که با خودم چه‌ ها کردم. و با خودم می‌گویم ای کاش اطلاعات امروزم را در آن روزها نیز داشتم و این همه باعث اذیت خودم نمی‌ شدم.


    ما، در کمال‌ گرایی معیوب و کمال‌گرایی سالم،دو دسته احساسات کاملاً متفاوت داریم:







  18. #10
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 بهمن 04 [ 11:02]
    تاریخ عضویت
    1399-12-20
    نوشته ها
    606
    امتیاز
    16,987
    سطح
    83
    Points: 16,987, Level: 83
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 363
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,107

    تشکرشده 1,128 در 455 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    121
    Array
    چه عوامل و باورهایی باعث کمال‌ گرایی معیوب می‌ شود؟

    عوامل مختلفی دست به دست هم می‌ دهند تا ما قدمی در کارهای مان برنداریم. مانند:

    - داشتن افکار منفی

    - ترس از اشتباه کردن و شکست خوردن

    - ترس از خراب شدن در برابر دیگران و خجولی

    - احساس حقارت و خود کم بینی

    - داشتن باورهای غلط

    - پرداخت نکردن بهای موفقیت

    - تمرکز بر ایده‌آل بودن

    - بدبینی

    - بازی کردن نقش قربانی

    - عدم رضایت از خود و دوست نداشتن خود

    - اهمال کاری و تنبلی

    - صبور نبودن

    - منتظر شرایط بهتر بودن

    - ترس از طرد شدن توسط دیگران

    - عدم اعتماد و اعتقاد به توانمندی‌ های خود

    - نداشتن توکل و امید به خدای مهربان



    راهکارهای غلبه بر کمال‌گرایی معیوب

    - برداشتن گام‌های کوتاه

    - توجه داشتن به همه اعضای خانواده و اطرافیان، همگام با رسیدن به هدف

    - آموزش مهارت اعتماد به نفس

    - به جای فکر به جنبه ناخوشآیند فقط حرکت کردن و برداشتن قدم اول

    - آینده‌ نگری (پیش‌ بینی کردن مشکلات و یافتن راهکار برای‌ آمادگی بر رفع موانع)

    - دیدن جنبه خنده دار مشکل

    - مقایسه نکردن خود با دیگران

    - بت درست نکردن از افراد موفق در آن زمینه

    - توجه به موفقیت‌ ها و توانمندی‌ های خود

    - دوست داشتن خود و با خود مهربان بودن و رضایت از خود

    - عشق داشتن بدون قید و شرط به خود و مثبت‌ اندیشی

    - اعتقاد به‌ اینکه با برداشتن اولین قدم، قدم‌ های بعدی راحت‌ تر برداشته می‌ شود.

    - اقدام برای کنترل ترس

    - خلاقیت به خرج دادن

    داستانک

    کمال‌ گرایی من در انجام تکالیف

    من در یک دوره فن بیان یکساله شرکت کرده

    بودم، تعداد شرکت کنندگان 75 نفر بود. تکالیف بصورت ماهیانه چک می‌ شد و امتیازها مشخص می‌ شد. من بسیار نگران امتیازم بودم و با وجود اینکه تکالیفم را منظم انجام می‌ دادم به خودم می‌ گفتم با این وضع من حتماً نفر 75 ام هستم!(چون دلم می‌ خواست تکالیف را به بهترین نحو ممکن انجام دهم) طوری که حالت وسواس‌ گونه پیدا کرده بودم و بعضی تکالیف را با تردید انجام می‌ دادم.

    سپس از مسئول مربوطه پرسیدم که رتبه من در این ماه چقدر است که گفتند نفر بیستم. در این جا بود که من با خودم گفتم به‌ اینهمه استرس، ناراحتی و منفی بافی نیازی نبود.
    اگر هر روز کمی نسبت به روز قبل به تلاشم اضافه می‌ کردم و تکالیف را به موقع انجام می‌ دادم و منتظر شرایط بهتری نمی‌ شدم. راحت‌ تر بودم و آرامش بیشتری داشتم.


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1404 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:55 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.