سی و پنج سالمه...دچار هراس اجتماعی هستم در نوع شدیدش....تمام ارتباطم با اطرافیان و حتی نزدیکانم بطور کل قطع شده....اگر ناچارا بخام برم خونه ی کسی یا کسی بیاد خونه م در همون لحظه اول دچار حمله وحشت میشم....گنگ و گیج میشم...پاهام بی حس میشن...نفسم بند میاد ...سرم سبک میشه....اختیار افکار و رفتارم رو از دست میدم....جوریه که بعدش اصلا یادم نمیاد چی گفتم...چیکار کردم..و یا چی شنیدم...بعد از رفع حمله با پوزخندهای تمسخر آمیز دیگران خردد و مچاله میشم.....اینقد حالم خراب میشه که تصمیم جدی به خودکشی میگیرم...تا چند روز و حتی یه هفته بعدش حالم خرابه...پیش مشاور رفتم گفت اضطراب شدیدی دارم و اول باید دارو مصرف کنم و بعد رواندرمانی کنه....همسرم بشدت مخالف دارو درمانیه....میگه اگه دارو مصرف کنم منو ول میکنه....خودمم اصلا دوست ندارم دارو مصرف کنم....موندم چیکار کنم...توروخدا کمکم کنید....






پس هیچ استرسی به خودتون راه ندین.شما هم فکر نکن آدمهای فامیل و دور و برت از فضا اومدن و عجیب و غریب هستن، اونا هم مثل شما انسانن، اونا هم نکات مثبت و منفی دارن.

علاقه مندی ها (Bookmarks)