سلام دوستان
منو که یادتون میاد
چقد باهم حرف زدیم
چه چیزهایی که من گفتم بهتون و چه چیزهایی که شما گفتید بهم
بعد از گذشت تقریبا دو سال از بحث منو نامزدم
ما دیگه با هم نامزد نیستیم
منو نخواست
لطفا دوباره خشک بازی در نیارید
و نگید ما از همون اول بهت گفتیم
قبول!!!!!!
همه خوب ، من بد
ولی من الآن فقط یکم همدردی می خوام
و اینکه بهم بگید الآن در این شرایط چه کنم
دوستانی هم که از جریانات من خبر ندارن
این تاپیکام هستش.اگه مطالعه کنید و نظر بدید ممنون میشم
http://www.hamdardi.net/search.php?searchid=1112788
قبلا از همتون ممنون







.این یک یاد آوری است که شاید خود شما چندین بار این مطلب رو شنیده باشین که من فقط جهت یاد آوری عرض کردم.تلاش کنید خودتون رو از چیزهایی که شما رو به گذشته میبره دوری کنید در صورت امکان وسایل و اشیا یا ... که مال اون دوران هست رو تغییر بدهید.این طوری به جای اینکه از تو آینه فقط به پشت سرتون نگاه کنید و عنقریب دوباره تصادف کنید به روبه روتون چشم میدوزید و راه درست زندگیتان رو پیدا میکنید.همچنین یک فعالیت جدید که احتیاج یه تفکر یا تمرکز داره رو شروع کنید .باعث میشود به ذهنتان یاد بدهید که آنجایی باشه که شما میخواهید.نمیدونم رابطه های معنوی شما در چه حد وچگونه است.امادر این شرایط توکل و صبر بسیار به انسان کمک میکند.

علاقه مندی ها (Bookmarks)