سلام دوستان
مشکلى برام پىش اومده که از حلش عاجزم امىدوارم با همفکرى شما دوستان بتونم حلش کنم.
23سالمه و همسرم28سالشه دو سال عقد بودىم پنج ساله عروسى کردىم
پدر همسرم پنج ماهه فوت کرده,و من و همسرم دوماه کنار خانوادش بودىم تا تنها نباشند بعد دو ماه وقتى به همسرم گفتم دىگه کم کم برىم خونه با من مخالفت کرد مىگفت ازاىن به بعد کنار مادر و خاهرم زندگى مىکنىم که من مخالفت کردم و بعد کلى کلنجار اومدم خونه خودمون ولى همسرم همچنان اونجاست و هفته اى ىکى دوبار مىاد ىه روز هست و باز مىره. علت مخالفت من اىنه که خانواده همسرم در محىط ىىلاقى زندگى مىکنن و شراىط زندگى در اون محىط خىلى سخته ,امکانات نداره.
از شما دوستان مىخام راهنماىى کنىىن چىکار باىد بکنم,اىن شراىط برام سخته که من اىنجا تنها باشم و اون کنار مادرش ,
قبل از فوت پدرش به خاطر کارش و هم بخاطر کمک به اونا ىک روز درمىون اونجا بوده وبعضى وقتا مىموند ولى الان ىکسره اونجاست مىگم مثل قبل رفت و امد کن قبول نمىکنه
ببخشىد که طولانى شد,شما جاى من بودىن چىکار مىکردىن؟
ممنون مىشم کمکم کنىن







مثال عینی خانوادگی خودمون را براتون زدم 

این آقا هنوز نمیدونست اول در مقابل همسرش مسئولیت داره و ناموس اولش زنشه

علاقه مندی ها (Bookmarks)