درود بر همه دوستان و مخصوصا کسانی که قبلا در تاپیک زیر من رو حدود 4 سال پیش همراهی کرده بودند :
http://www.hamdardi.net/thread12795-2.html
ضمن اینکه عرض کنم که من این نام کاربری رو تازه ایجاد کردم ، چون از 4 سال پیش تا الان هم رمز هم ایمیل اون زمان رو فراموش کردم!
هدف من از بازگشت پس از 4 سال به این انجمن این بود که میخواستم به بعضی دوستان که البته با حسن نیت خواستند کمکم کنند اما فقط بیشتر نگرانم کردند و اشتباه قضاوت کردند نشون بدم که اگر اول از خدا بخوای و دوم خودت همه تلاشت رو بکنی و سوم عشقتون عشق دو طرفه باشه ، میتونید به عشقتون حتی با شرایط دوری (450 کیلومتر) و انتظار(5 سال) برسید...
اگر تاپیک بالا رو نگاه کنید سال 89 بود که نگرانی و ترس خود رو از ازدست دادن عشقم بیان کردم و در واقع اومده بودم که شاید کسی باشه که قوت قلبی بهم بده...
داستان رابطه من با عشقم توی این 5 سال فراز و نشیب بسیار داشت اما همچنان انتخابمون یک نفر بود .
زندگی من به شکلی رقم خورد که علاوه بر گذراندن با موفقیت درسم ،بلافاصله و بدون اتلاف زمان در دوره سربازی ، به استخدام یک اداره دراومدم و الان یک سال هست که درآمد ثابت دارم به لطف خدا
الان هم شرایط ازدواج رو پیدا کرده ام و همچنان اون دختر منتظر من هست و همچنان هم رو دوست داریم و همین هفته پیش به خواستگاری رفتیم و موافقت پدرش رو هم البته پس از چند ماه مخالفت بدست آوردم و چیزی که پدرش به من گفت این بود که از شهامتت و پیگیریت بود که خوشم اومد...
اون دوستانی که با کلامی راسخ می گفتند اون دختر قطعا منتظرت نمیمونه ؛ چشمش دنبال گزینه های دیگر حتما هست اکنون می بینند که همیشه اینطور نمیشه و میخوام به کسانی که یه عشق دوطرفه دارند این امیدواری رو بدم که رسیدن به عشق فقط توی داستان ها نیست ؛ اول از خدا بخواید که رضایت خودش و صلاح خودتون رو توی این عشق و وصلت قرار بده ،سپس کمربند همت رو محکم کنید...









بشخصه خیلی دوست دارم دادا 
کلا تجربه 30 ساله زندگیم اینو بهم یاد داده سعی کنم هیچوقت توی جو قرار نگیرم به هیچ عنوان چون اصلا چیز خوبی نیست.


علاقه مندی ها (Bookmarks)